تبليغاتX
واژه نویس - ابر و بارون و رفاقت

87/01/25

ابر و بارون و رفاقت

سلام

áقراره صبح مردم نماز طلب بارون بخونند.دو سه روزه که تبليغات نماز بارون اين جا و اون جا ديده ميشه!امروز که هوا حسابي گرفته بود.ابري ابري!سياه سياه!باد هم ميومد.عده‌اي از متدينين هم روزه بودند.آخه بايد سه روز روزه گرفت و بعد در نماز طلب بارون شرکت کرد.باد ابرها رو برد.هنوزم باد مياد.يکي ميگفت:يه عالمي گفته خدا قهرش گرفته!مردم بايد گِرد گناه نَرَن!اين عذابه!يه زلزله اعلام نشده‌است.سرما و گرما در يه فاصله سه ماهه کَمر کشاورزي و دامداري منطقه را خُرد کرده!ستاره‌ها دارن چشمک ميزنن!خدا کنه که بارون بباره.

áبعضي وقتا دلم از اين دوستاي  همه چيزدون ميگيره!يهو عقل کُل ميشن و شروع ميکنن به نصيحت کردن.وقتي دلشون خُوشه، هزار و يه حرف مِيزنن و وقتي ناخُوشن خدا نکنه که حرفي خلاف ميل مبارکشون زده بشه.يه باره ميشن کاتوليک تر از پاپ.بگذريم.روزگار غريبي است!

áابرهاي سياه خجل از بي رنگي‌شان ، سياهکاري خلق خدا را به نظاره نشسته‌اند!بيچاره‌ها دست بر تن باد فرار را بر قرار ترجيح مي‌نهند!

نوشته شده توسط بی تقصیر در |  لینک ثابت   •