86/06/31
برای شنبه عزیز
سلام.نه خسته؟
: خسته رفتم كتابخانه مدرس.رفتن به كتابخانه حس خوشي در نهاد آدمي ايجاد مي كند. به قول دوستي آرامشكده است اين جا .الغرض در گذري در ميان قفسه ها چشمم به جمال شصت و يكمين كتاب استاد باستاني پاريزي روشن شد.‹‹هواخوري درباغ›› در سال 1385 در 2200 نسخه به چاپ رسيده است و مشتمل است بر 15 سخنراني و مقاله استاد در اين همايش و آن سمينار و يادمان در ايران و هند و اين سو وآن سوي جهان!. دكتر را صياد لحظات ناب تارخ دانسته اند.بي تعارف در اين هفته مملو از فلاكتي كه طي كردم به خواندن كتابي نغز چون اين اثر در كنار شرح مثنوي نياز داشتم.ساعاتي از 5 شنبه و عصر جمعه به مطالعه اين كتاب گذشت.
: وقتي اخبار نشر كتاب ونشريات جديد را مي خوانم حرصم در ميآيد.عيب شهرستان نشيني و دوري از مركز و پايتخت است ديگر!چه مي شود كرد؟ كاشمر كتابفروشي درست و حسابي ندارد.آن چه هست به بازار مكاره اي مملو ازهمه چيز به جز كتاب مي ماند.نمايشگاه هاي كتاب هم اقناع كننده نيستند.كتابخانه ها هم كتاب و نشريه جديد ندارند و يا دارند ولي هنوز در بخش فني خاك مي خورند!
: روز 5 شنبه بعد از افطار رفتم نشر كشمر ملاقات اصغر داوري و همراهانش!جانانه در حال تجهيز انتشاراتي هستند.موقر و محكم و به سامان.از تلاششان لذت بردم.اميدوارم كارهاي فاخر و در خور اعتنا حاصل كار جمعي آنان باشد.مهدي قاسمي هنرمند نام آشناي كاشمر هم در خلق آرم اين انتشارتي بي تعارف از خود خلاقيت نشان داده است.اصغر عزيز برنامه هاي خاص براي نشرش دارد.برنامه هاي اجرا شدني و به طور قطع ماندني. اميد كه خسته نباشيد مرا پذيرا باشند.
:در محل كار اتفاقي چشمم به جمال ويژه نامه كاشمر(ببخشين ترشيز كهن) روزنامه توسعه روشن شد.ساده بود وديدني.بايد يه خسته نباشيد به برو بچ دست اندركار آن نثار كرد.هنوز خوب مرورش نكرده ام.مي گن زان جريان مثلن سوم درگير در انتخابات مجلس هشتم است.اميد كه دولت مستعجل نباشد و طي طريق كند.
:با هم می خوانیم غزلی را از اصغر داوری علیه الرحمه :
دو تا هلال بر ابرو كشيد عاشق شد .
دو چشم فتنه ، دو جادو كشيد عاشق شد .
« قلم بلند شد » و از سر پريشاني
نشست خرمن گيسو كشيد عاشق شد .
كشيد بَدر تو را پس فرشته با دف ماه
به رقص آمده ياهو كشيد عاشق شد .
خودش كشيد خدا پرده ی جمال تو را
خودش كه پرده از آن رو كشيد عاشق شد .
شب از دل كلماتم جوانه زد دستي
و هشت شاخه ی شب بو كشيد عاشق شد .
كشيد دشتي و صياد در كميني را
به صيد در پي آهو كشيد عاشق شد .
و باد لاي ورق ها وزيد ، آهو را
به تاخت برده به هر سو كشيد عاشق شد .
□□
چه نشئه بود بر آن سنگفرش اينكه نسيم
وزيد صحن تو را بو كشيد عاشق شد ؟
كه خادمت شد و با بالهاي نازك خويش
به هر چه خاك كه جارو كشيد عاشق شد .
سحر گريخت به تاراج خاك كويت را
به هر گذار به هر كو كشيد عاشق شد .
از اتفاق به پيراهنم وزيد شبي
و صبح هر كه مرا بو كشيد عاشق شد .
86/06/29
برای خالی نبودن عریضه
سلام.
Nساعت بی شتاب در گذر است.حضور برایم سخت عذاب آور شده است.یه جورایی طاقتم طاق طاق شده، بی انگیزه ام. ولی نمی توانم درددل هایم را بر صفحه بیاورم.چراکه همین فردا باید در باره نوشته هایم با این و آن به بحث بنشینم.هی این انگشتا بر تن این کلیدها بوسه میزند و حروف در پس هم به واژه تبدیل می شود و جمله ای خلق می گردد و من بی تاب جمله از خواندن این نوشته به اندیشه ای فرو رود.نه اصلن شاید این نوشته به ترینج قبای یه بنده خدایی در یالغوزآباد سفلی و علیا برخورد.
خلاصه حس خوش خود سانسوری بد جوری خودنمایی می کند.فاتحه!!!
Nبچه ها را به اردو برده بود.یه سی نفری می شدند.وقت ناهار قرار شد پیتزا بخورند.او با حیرت خوردن دیگران را نگاه می کرد.بچه ها با ولع تکه های پیتزا را راهی چاه ویلشان می کردند. ازش پرسیدند :چرا نمی خوری؟گفت : آخه هنوز که نوناشو نیاوردن!لحظه ای بعد در میان بهت همه شروع کرد به خوردن پیتزا با نان و سس و یک قلپ نوشابه.بچه ها هم شروع کردن به فیلمبرداری و عکس گرفتن با موبایلشان.
Nاین هم یه دوبیتی ناب از جناب اصغر خان داوری از جدیدترین کتابش سمفونی سروکاشمر:
یِقَه تِ دکمه دکمه باز کِردی
کشیدم در برت هی ناز کردی
شدُم پیراهن ابریشم تو
شدی پروانه و پرواز کردی
Nاین پیامک امروز دریافت شد:
حالا برو تنهام بذار
دلتنگيتو بروم نيار
با هر كسي مي خواي بمون
قصه هاي دروغتو
براي ديگري بخون!!!
86/06/28
برای یه ذره لبخند بیشتر
سلام.هرروز وقايعي رخ مي دهد كه طنز تلخي را در خود جاي داده است. به چهارموردتوجه بفرماييد:
:ديروز فيش حقوقي شهريور ماه عز وصول شد.در عالم حيراني پران شدم.مبلغي قريب 50 هزار تومان ناقابل وجه رايج ممالك محروسه از حقوقم كسر شده بود.آري كسر كار خورده بودم.نوش جانم.علتش جالب بود.يه روز به محل كار رفته ولي كارت نزدم چون كارتم را در منزل فراموش كرده بودم.با اين كه بودم انگار نبودم.به همين سادگي.جالب ان كه حالا بايد ثابت كنم كه در محل كار بوده ام.طرفه حكايتي است !!
:بالا بلندان كتابي است در حوزه خاطره نويسي.خاطراتي از پنج معلم شهيد كاشمر و خليل آباد در كسوت فرمانده و به تعبيري سردار .سال 84 كار را شروع كردم.در اسفند85 كتاب به چاپ رسيد.حس خوشي داشتم.تصورم آن بود كه حضرات دست اندر كار نشر اين كتاب چند جلد از آن را تقديمم خواهند كرد.سهم من هيچ بود.سال 86با يكي از ياران قديم كه دستي در نشر اين كتاب داشت موضوع را در ميان گذاشتم. نتيجه جالب بود سي جلد از كتاب مذكور را با 50 درصد تخفيف برايم ارسال كردند.كتاب ها تقديم اين و آن گرديد.به صرافت افتادم براي جمعي از دوستان دور و نزديك كتاب را به رسم هديه ارسال كنم ولي كو كتاب؟در كاشمر كه اثري از آن يافت نشد. ناشر محترم هم لبخندي تحويلم داد.از كتاب فعلن در كاشمراثري نيست.مشهد نشينان هم پول مي خواهند.كتاب در انبار خاك مي خورد.به همين سادگي!.آن چه يافت مي نشود را خواهانم.
:در محيط كارم كارشناس روابط عمومي ام.البته مثلن.طبق دستور العمل صادره از سوي تهران نشينان قرار بر آن بود كه عنوان شغلي ام ارتقا يابد و عنوان اسم و رسم دارتري بيايم.همه چيز با كندي ولي به خير و خوشي در حال سپري شدن بود كه به ناگاه از اوج فتاده ، شدم كارشناس ساده.!!حكايت خر و باقالي!جالب تر آن كه حكايت پست كذايي مربوط به اسفند 85 بود و در تير 86 قرار شد مقدمات ارتقاء فراهم شود كه ناگاه در ماه عاشقان شهريور شد آن چه كه خوانديد.جالبه مگه نه؟
:در قبرستان كهنه شهر كه چند سالي مثلن شده بازار روز از ده دوازده روز قبل نمايشگاهي برقرار است.وارد كه مي شوم پارچه خيرمقدمي صميمانه خود نمايي مي كند.ذيل پارچه ذكر شده :پاييز 86!!!توجه دارين.
86/06/26
اعتماد به یک کمیسیون
سلام.بی تعارف دلم نمی خواهد که از حال و هوای شورای شهر کاشمر چیزی بنویسم.وجودپنج فرهنگی و دو دانشگاهی در جمع شورا می تواند کلی امید ایجاد کند.در همین راستا شنیدن بعضی اخبار از درون شورا آدمی را به وجد می آورد.(بعضی خبرها هم اعصاب خرد کن است).وقتی وجد اولیه فروکش کرد به فکر فرو می روی.گذشته را به یاد می آوری.یک روزی شورا مجموعه ای را حمایت می کرد با نام بنیاد ترشیز علیه الرحمه.اعمال و رفتار گوینده خبر را در حال و گذشته به یاد می آوری.با لبخند به مسیر سبز و طرح شورایار و حرف های ریز و درشت می اندیشی.کاشمر را چه می شود؟راست ها و دروغ ها را کالبد شکافی می کنی.فاصله شعور و شعار را باید باردیگر اندازه گرفت.امیدوارم که این حرفا راست باشد.اگر راست باشد چه می شود؟با شوق به ترکیب کمیسیون فرهنگی شورا می نگرم.الحق و الانصاف ترکیب جالبی است.یارانی از یک طیف و یک باور و بعضن جاذب اعتماد ملی و محلی!!.نوش جانشان.عده ای هستند متخصص و متعهد.(چرا جمعی از متخصص ترها و متعهد ترهای همان طیف در این کمیسیون حضور ندارند؟بماند برای دوره بعد!این سوال جوابش ساده است اولن دیکته ننوشته غلط ندارد و دومن قراره از وجود همه هم خطی های عزیز اگر از ما بهتران بخواهند و اجازه بدهند استفاده شود).در هر حال امید که چهار سال دیگر مبتکر این طرح نگوید که ال و بل شد و نشد آن چه که گفته بودم.در ضمن این خیر به نقل از ایسنا ذکر شده است(شاید سایر ارباب جراید از آن بی خبر بوده اند):
«مسوول کميسيون فرهنگي شوراي شهر کاشمر اعلام کرد: براساس نظر سنجيهاي به عمل آمده، شوراي شهر در صدد است با کمک شهرداري برنامههاي کوتاه و بلندمدت و همچنين چشم انداز 5 ساله شهر را تهيه نمايد.
يعقوب گلمحمدي در گفتوگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان، افزود: يکي از وظايف شوراي اسلامي شهر، شناخت کمبودها و نارساييهاي فرهنگي و اجتماعي و ارايه راه حل مطلوب براي آن مشکلات است.
وي ادامه داد: شناخت اين مشکلات و ارايه راه حل مناسب از عهده يک فرد و حتي يک جمع هفت نفره نيز ساخته نيست از اين رو با انجام نظر سنجيهايي درصدد برگزاري همايشهاي علمي و استفاده از نظرات و ديدگاههاي افراد و به ويژه افرادي که در انتخاب سومين دوره شوراي اسلامي شهر کانديدا بوده و ايده ها خوبي داشتهاند، هستيم.
وي با اشاره به اينکه شوراي شهر بر فعال نمودن کميسيونهاي تخصصي تاکيد دارد، گفت: خوشبختانه با دعوت از ده صاحب نظر و افراد با تجربه و با سابقه، کميسيون فرهنگي و ورزشي شورا فعال شده است.
وي گفت: با کمک اعضاي اين کميسيون برنامه سالانه فرهنگي- ورزشي شورا و شهرداري تدوين ميشود تا ضمن انسجام بخشي به گروههاي فرهنگي بتوان اقدامات مثبتي را انجام داد.
وي به ضرورت بسترسازي فرهنگي توسط اين کميسيون پرداخت و گفت: در خصوص حل معضلات شهري، سد معبر، ديوار نويسيهاي بيضابطه، ساماندهي دستفروشان در محل مناسب و نگهداري از فضاي سبز و ... بايد بستر سازي فرهنگي لازم انجام گيرد.
مسوول روابط عمومي شوراي شهر در بخش ديگري از اين گفتوگو افزود: روابط عموميها بايد نسبت به شناسايي مشکلات و نارضايتي و ارايه به سازمان جهت چاره انديشي اقدام نمايد.
وي گفت: با وجود اختلاف سليقههايي که در شوراي شهر هست، اما اعضاي سومين دوره شورا که از افراد مردمي و صاحب نام هستند، بايد يک دل و مصمم امور را پيگيري مي کنند.
وي در رابطه با کارآمد شدن فعاليت روابط عمومي شورا گفت: اميدوارم با اختيارات بيشتري که به روابط عمومي داده ميشود هماهنگيهاي قابل توجهي در بين ادارات وشورا انجام شود.
وي در ادامه سرعت، دقت و کيفيت در انجام امور شهري را ضروري دانست و گفت: شوراي شهر با انتخاب شهرداري هماهنگ با سياستها و برنامههاي خود، به دنبال اجراي کارهاي زير بنايي و بلند مدت است تا در کنار امور روزمره به آنها نيز توجه گردد.
مسوول روابط عمومي شوراي شهر کاشمر اولويت کاري اين دوره شوراي شهر و شهرداري را اتمام پروژه هاي نيمه تمام دانست و گفت: در شورا اساس کار بر تفکر جمعي است، لذا شوراييان با ارايه طرحهاي مصوب، زمينه تحول در شهر را فراهم ميآورند.»
خب خسته نباشید.مطمئنن لذت بردید.شورای شهر کاشمر به لطف این اندیشه خلاق و مواج افق های مملو از خیر و برکت را در پیش دارد.توسعه پایدار،برگزاری همایش های علمی،ایجاد هسته های تحقیقاتی ومطالعاتی ، تعامل با مراکز آموزش عالی،ایجاد بانک های اطلاعاتی،راه اندازی سامانه اینترنتی،بزرگداشت مفاخر ومشاهیر و چهره های ماندگار شهر،ارزش نهادن دو چندان به ارزشهای دینی و ملی و حرفهای از این دست با دیدن اسامی ده عضوصاحب نظر، با تجربه و با سابقه بی طرف و دردشناس و غیرتمند به ذهنم خطور کرد .با لبخندی گرم به آینده امیدورام باید اعتماد ملی و بومی و محلی را درک کرد .فقط این حرفهای استاد گل محمدی عزی را به خاطر بسپارید زیباست و امید که ماندگار شود.
86/06/25
خوشمزه گی
سلام
تولدم مبارک!!!!!!!!!
تولد همه شهریوری ها مبارک.
86/06/23
ارادت به سلامت
سلام.
- ديدن برنامه موسي سلامت در ماه عسل شبكه سه تلنگري شده بر دل ، روح و روان.سلامت جانبازي است قطع نخاعي كه از 25 سال قبل ناشنواشده وانيس ويلچر گشته.شيفته شهيد همت است و حالاتي خاص دارد.
بي تعارف گريستم.در لحظات ذوق آور افطار اشك مهمان سفره ما بود.جالبه در ابتداء حاي متوجه اذان مغرب نشديم.بعضي وقتا بد جوري كم مي آرم.مثل امروز.
وسعت نظر يك انسان چقدر است؟جمعه عجيبي است.در لحظه سحر مهمان سخنان دكتر انصاري بودم و در طي روز همكلام انساني بزرگوار كه تكيه كلامش اين جمله بود:‹حميد دقت كردي كه خدا چقدر مهربانه؟›.بعد آن هم با حسين تلفني صحبت كردم.مشهد بود.سهيل هم بزرگوارانه پيامكي فرستاد.حاجي هم هم.روز عجيبي است.همه دارند با همهمه اي دوست داشتني بعضي چيزها را به يادت مي اورند.چيزهاي كه نمي خواهي فراموش كني ولي ....!بگذريم.
ديدن برنامه موسي سلامت را به چند نفر طي پيامكي توصيه مي كنم.لحظاتي قبل با برخي از اين بزرگواران تماس گرفتم.شرابه هاي اشك جاري بود.گاهي وقتا بايد به ياد بياوريم خيلي چيزهارا.همين و بس.
- بهاالدين ولد خسته از طعن فقها و حشكه مقدسان بارگاه خوارزمشاهي هجرت اختيار مي كند.در نهايت مقيم قونيه مي شود و به رحمت حق مي شتابد.مولانا قد مي كشد.عزيزي چون سيد برهان الدين محقق ترمذي 9 سال با او يار و مونس مي گردد تا جانشين مرادش را در طي طريق ياري كند.
مولاناي چهل ساله اسير معنويت شمس الدين تبريزي مي شود. و مي سرايد كه:
زاهد بودم ،ترانه گويم كردي
سرحلقه بزم و باده جويم كردي
سجاده نشين با وقاري بودم
بازيچه كودكان كويم كردي
در قرن هفتم چه اكسيري در فشاي ايران زمين جاري است كه از يك سو يورش مغول را شاهديم و ازدگر سو رويش عرفان را؟شمس كيست؟
اينان سوالاتي است كه اميدوارم جوابشان را در اين ماه پربركت كسب كنم.
86/06/22
انفاس قدسی ماه رمضان
سلام.
- گفتند كه يوم الشكه و از اين حرفا.ما كه بي خيال شديم و از ديروز رفتيم به پيشواز رمضان عزيز.ماه باصفاي است.كلي وقت اضافه مي آوري.مي شيني يه گوشه اي و كتاب مي خواني. با قرآن صفا مي كني .قرآن گوش مي دهي .پيامك هايت را جواب مي دهي.امسال پديده پيامك (همان اس ام اس كذايي) حسابي خودنمايي مي كند.بساط تبريك حلول ماه رمضان شُكر خدا پهن است و بندگان خوب خدا به دور از حُب و بغض و ريا شاكر حضرت حق اند.
- آخ جون زولبيا و باميه مي خوريم خروار خروار.اين كلام پسر بچه اي بود كه دلش هواي شيريني خاص رمضان المبارك را دارد.بساط افطاري ها و قرآن دوره ها و نذر و نيازها.
- مادر گوشه حياط ، بعضي وقت ها روي تخت كنار حوض ،برخي اوقات زير درخت و اين اواخر روي بهار خواب قاليچه اي پهن مي كرد(اين قاليچه در گذر زمان با بزرگ شدن بچه ها و ازدواجشان به قالي تبديل شد) . كنارش بساط چاي و نون و پنير و سبزي عَلم مي شد.شورانگيز و رويايي.شلينگ آب و يا آفتابه اي بر مي داشتم و گرداگرد قاليچه ( قالي )را آب پاشي مي كردم . صداي ربناي شجريان و اذان موذن زاده كه بلند مي شد گل هاي لبخند شكفته و لقمه اي از سر مهر نوش جان مي شد.حَسن اولين نفري بود كه بعد پدر به نماز مي ايستاد. مادر چاي مي ريخت و حواسش بود كه همه صفايي بكنند و چاي شيرين بخورند. خواهرانم يكي قرآن به دست و ديگري دعا به لب گوشه اي مي نشستند.دو سه گربه سفيد با لكه هاي دوست داشتني اين ور و انور پيدا مس شدند و مادر بالبخندي اهورايي هوايشان را داشت.خُرده هاي نان هم به گوشه اي ريخته مي شد نذر گنچشكان تاك نشين.خدايا دلم براي آن بوي كاه گل و شُرشُر آب و باد اسير در ميان برگ هاي تاك تنگ شده.مامان خدابيامرز كلي حُسن يوسف داشت و چند شمعداني.قرآن خواندنش هم حكايتي داشت خوش و خاص .بگذريم اين ماه رمضان هم عجب بار عاطفي خوشآيندي دارد.يه نوستالوژي دوست داشتني.ياد رفتگان به خير خدايشان رحمت كناد.
- مولانا مي خوني اونم تفسير استاد كريم زماني را.شرح جامع مثنوي معنوي را.اين توصيه اخلاقي سهيل عزيز بود كه تاكيد داشت از كنار اين ساعات قدسي و دقايق معنوي به راحتي عبور نكنم.الغرض خوش بگذرد.التماس دعا در آن لحظان ناب.
86/06/19
روزگار غریبی است
سلام
Rروزگار غریبی است . این را برای یکی از بلاگرهای نوشتم که این روزها شده قهرمان «عشق سال های وبا».از لندهوری نوشته بود که قرار است سر قراری حاضر شود تا بی قراری هایش را سامان دهد.روزگار غریبی است.حکایت عاشق نشدن و عاشقت شدن!
دلت باید دریایی باشد تا که بفهمی که دلی دلخسته، در این حوالی دچار شده و غمین است. روزگار غریبی است چشم بر مانیتور داری و طنز تلخ خفته در نوشته ای را می خوانی.چه باید کرد؟حیران می مانی و بس!
Rروزگار غریبی است.امروز شاهد ناراحتی یکی دو نفر از دوستان بودم.محمد حسین عزیز این روزها بس درگیر بدعهدی نامردی مرد مانند است.
Rیک شاگرد ورزش های رزمی نزد استادش رفت و گفت:"علاقه مندم ورزش های رزمی بیشتری را یادبگیرم، ضمن فراگیری نزد شما دوست دارم نزد استاد دیگری سبک دیگری را هم آموزش ببینم،نظرشما در این مورد چیست؟ "
:استاد پاسخ داد
"شکارچی که دو خرگوش را همزمان تعقیب می کند نمی تواند هیچ یک را شکار کند
Rشبی خوش شده بودم به صحرا بیرون شدم /تا نفسی کنم همه آسمان نوشته بود که الله الله (سهل تستری)
Rزندگی یک پیوند است /پس بگذاردیگران به تونزدیک شوند.../نفوذپذیرشو./این نفوذ پذیری شادی بسیار برایت می آورد./وآزمونهای دردناک نیز./درلحظاتی غرق درشعف ودرلحظاتی درافسردگی عمیق بسرخواهی برد./به هردونیازمندی ، غنی خواهی شد./سپس به خلوت شو وآن احساس مطبوع ارزانی تو.(اوشو)
Rگفته بودم بعد از این / باید فراموشش کنم /دیدمش و از یاد بردم /گفته های خویش را(م-امید)
86/06/18
برای تمام عاشقان زاده شهریور
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است .
در اوستا خشتروئیریه (Xshathra vairya) ، و در پهلوی شتریور (Shatrivar) و در فارسی شهریور می دانند . کلمه ای است مرکب از دو جزء : خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور (Var) به معنی برتری ، وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده .این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است . شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات ، چون نگهبانی فلزات با اوست او را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند .روایت شده شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد و یا بگذارد که زنگ بزند .
همچنین جشن شهريورگان در شهريور روز از شهريور ماه برگزار می شود که روز چهارم ماه است (به تقويم هجري۳۰امردادماه) و به نام امشاسپند تواناي خشترا يا شهريور مي باشد . چنانکه گفته شد اين فرشته مظهر سلطنت آسماني و قدرت رحماني است و هميشه خواهان فر و بزرگي و نيرومندي مي باشد ،پادشاهان دادگر در تحت و حمايت اين فرشته مقتدر هستند نظر به همين صفات پاک است که ايرانيان قديم اين روز را جشن مي گرفتند و بفقرا احسان و اطعام مي نمودند چون اين جشن بپادشاهان دادگر بستگي دارد که نماينده سلطنت آسماني هستند لذا معمولا در اين جشن بايد بحضور پادشاهان بروند و شادباش بگويند.
ابوريحان در صفحه ۲۵۱ترجمه آثار و الباقيه مي نويسد: ((شهريور ماه روز چهارم آن شهريور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن مي باشد و آنرا شهريورگان گويند . معني شهريور دوستي و آرزو است شهريور فرشته ايست که بجواهر هفتگانه از قبيل طلا و نقره و ديگر فلزات که برقراري صنعت و دوام دنيا و مردم به آنها بستگي دارد موکل است. ))
در این ماه آفتاب در برج سنبله قرار می گیرد .از اینرو شهریور را در بروج دوازده گانه برابر با سنبله (دختر باکره) یا خوشه دانسته اند .ماه شهریور نزد اقوام ایرانی با نامهای محلی گوناگونی یاد شده است : کردها آن را «جوخینان» ، «خرامان» ، «خرامانان» و «نوخشان» می گویند ، نوخشان (ئاخرمانگ هاوین) به معنی بهره مند شدن است و مقصود بهره وری از زراعت و دام است ، خرامان به معنی خرمن ها به مناسبت خرمن کوبی است . در گیلان از شهریور به نامهای «کاسه شورما» ، «شرشر» ،در کومش (نواحی شرقی و مرکزی ) «شرور» ، «شروین»، در ایلام «مانگ وسط سردوای » و در دماوند «عیدماه» یاد می کنند .
رنگ آبی روشن ، فلز جیوه ، سنگ فیروزه و زمرد و سیاره عطارد را به این ماه منسوب می دانند .
86/06/15
سعدی و پاوراتی و نادعلی
سلام
Lبعضی خبرها اعصابت را خُرد و خاکشیر می کنند.این که نویسنده ای به خاطر شخصیت های اثرش محاکمه شود عجیب است و اعصاب خُرد کن.دلم برای یعقوب نادعلی می سوزد.دلم برای مدعی العموم می سوزد.دلم برای کتاب و کاغذ و قلم می سوزد.يعقوب ياد علی، نويسنده 36 ساله رمان «آداب بی قراری» که خود از قوم لر بختياری است ، به اتهام «توهين به قوم لر و شخصيت زنان ايلاتی» در شهرستان ياسوج بازداشت شد و چند ماهی در زندان به سر برد.
کيفرخواست عليه يعقوب ياد علی با استناد به جمله هايی از کتاب «حالت ها در حياط» و رمان «آداب بی قراری» تنظيم شده است.کتاب «حالت ها در حياط» هشت سال پيش و رمان «آداب بی قراری» سه سال پيش با مجوز رسمی وزارت اسلامی منتشر شدند وی نویسنده سریال ناری گل است.سریالی که شنبه ها از شبکه 1 پخش می شود.چندی پیش نیز فیلم سینمایی ناری گل از سیما پخش شد.
Lعلی یه کاست از جیبش در آورد و گذاشت روی ضبط.گفت:گوش کن تا معنی موسیقی رو بفهمی.اپرای از پاوراتی.من هم مثل منگول ها گوش دادم و گفتم:اپرای گاوی که می گن همینه ؟خندید و کل مسیر راه رادر مورد اپرای پاوراتی داد سخن داد .وامروز خواندم که پاوراتی پر کشید و رفت. لوچیانو پاوراتی به خاطر صدای شفاف و شورانگیز اش و به عنوان مناسبترین اجراکننده اپرای تغزلی شهره خاص و عام بود. زمانی که تک آواز نسون دورما (نگذارید کسی به خواب رود) از اپرای توراندو (توراندخت) اثر پوچینی با صدای او به عنوان آرم مسابقات فوتبال جام جهانی سال 1990 انتخاب شد شهرتش عالم گیر گردید.به گفته منتقدین، عضویت او در گروه موسوم به "سه خواننده تنور" (Three Tenors) همراه پلاسیدو دومینگو و خوزه کارراس، دو خواننده دیگر اپرا، عاملی مهم در توجه دوباره به اپرا و گسترش علاقه به این هنر در میان قشر وسیعتری از مردم در سرتاسر جهان بود. در دهه 1990، این گروه به اجرا و ضبط برخی از آثار سبکتر اپرا دست زد که با استقبال گسترده مواجه شد. وی برای آخرین بار در ابتدای سال 2006 در مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی تورین برنامه ای عمومی اجرا کرد.یکی دو بار فیلم های از اجراهایش را دیده ام که با شور در حال آواز خوانی بود.
Lاجلْ كاينات از روي ظاهر آدمي است، و اذلْ موجودات سگ، وبه اتفاق خردمندان: سگ حق شناس به از آدمي ناسپاس.(از گلستان سعدي)
86/06/14
ک مثل کراک
سلام/روزگارتان پرتغالی وآسمانتان آبی آبی باد.
برای بعضی ها مرگ با لباسی سفید و عطری خوش ظاهر می شود برای برخی با پلشتی و گند و کثافت.مرگ ناشی از مصرف کراک از این نوع است.
% از کراک می گفت.از مخدری که مد روز است و خانمان برانداز.کراک هرویینی است که تا حد امکان اشباع شده یعنی یک گرم کراک از 10 تا 100 گرم هرویین ساخته شده ولی قیمت آن به مراتب ارزان تر از هرویین است. اعتیاد آن نسبت به هرویین بسیار شدید تر و فوری تر و ترک آن بسیار مشکل تر است .
متاسفانه معتادان این مخدر جدید اکثرا خیال می کنند که کراک چیزی در حد قرص های روان گردان و اکستازی است . به همین دلیل از مصرف آن وحشت ندارند . مصرف یک بار کراک اعتیاد آور است بدون بوست و مصرف آن بسیار ساده و بدون نیاز به وسایل حجیم و صرف وقت است .کراک بسیار کوچک است از نخود کوچکتر به اندازه ی یک عدس حتی یک دانه ماش !.
معتاد به تریاک می تواند سال ها زنده بماند و در کنار مصرف زندگی عادی خود را نیز داشته باشد حتی کار کند و خانوده اش را سرپرستی کند .حتی معتاد هروئین می تواند10 تا 20 سال زنده بماند و اگر وادار به تزریق نشود شاید حتی بیشتر .اما فرد معتاد به کراک 3ماه بعد از مصرف تا 30 کیلو از وزن بدنش کم می شود و نهایت بیش از 2 سال زنده نمی ماند ؟
آری الگوی مصرف مواد مخدر هم تابع مد شده و در حال تغییر است و مسوولان صمیمانه در حال خدمت!!!.باید کمی به خود آمد.نسل آینده در مورد اهمال کاری های ما چه خواهند گفت؟
86/06/12
حال خوش
سلام.اين هفته حسابي كيفور شدم.خبرهاي خوش باحالي حال و هوايم را در شهريور ماه بهاري كرد.
#داوري عزيز با خواهرش دومين نشر كاشمر را با نام زيباي نشركشمر به ثبت رساندند.تبريك عرض مي كنم.
ا#ستاد هادي خان دربان حسيني هم مركز آموزش خوش نويسي اش را با سلام و صلوات به ثبت رساند.هادي جان مباركه.
#جناب سعيد خان كرامتي و اصغر آقا داوري هم مشتركن ‹سمفوني سرو كاشمر› را سرودند.كتابي در64 صفحه با21 غزل چهار دو بيتي.به اين عزيزان هم تبريكي چند پاره عرض مي كنم.
#استاد كريمي هم بذل محبت كردند و نسخه اي از مقاله زيبا و خواندني شان رذا در مورد نذورات مردم در مزارات كاشمر تقديم حقير كردند.سپاسگزار محبت ايشانم.اميد كه قدرش را بدانند.در كاشمر حداقل دو فوق ليسانس مردم شناسي و يك لشكر ليسانسيه مردم شناسي و علوم اجتماعي نفس مي كشند و به جاي اين حضرات مردميدان داري چون كريمي يك تنه وارد گود شده و حافظ فرهنگ مردم است.
#محمد ناصري هم با بهره گيري از يكي از گوشه هاي موسيقي مقامي كاشمر نمايشنامه اي نوشته با نام مَقُول دختر(معقول دختر) ، خودش هم كارگرداني كار را بر عهده گرفته و يقين دارم كه به خوبي از پس كار برخواهد آمد و شاهد درخشش نمايشش در كشور خواهيم بود.محمد بي ادعا مرد شماره يك ادبيات نمايشي كاشمر است .او رقص باران كاشمر را احياء كرد و در سطج كشور مطرح كرده است.رقص باران او به زودي به اروپا خواهد رفت و بلژيكيان اولين بينندگان اروپايي آن خواهند بود.
#واما در پايان :
...مار فكور و تكيده
در كابوس رعب آور رويش پونه ها
پوست مي اندازد
تنها و غمين
...
86/06/09
برای شهریور عزیز
سلام
Rشهريور، ماه جالبي است. به قولي ماه عاشقي است.امسال هم كه مملو از عيد بود و تقارن داشت با شعبان و تقارن دارد با رمضان المبارك.
براي من شهريور جادويي است.آكنده از حس هاي خوب و خوش.وجد آور است و شوق انگيز.در يك كلام بس خاطره انگيز. تولد ، تحصيل،آغاز و فرجام سربازي،ازدواج و خيلي چيزهاي ديگر برايم آن قدر مهم است كه با ديده احترام به اين ماه اهورايي بنگرم.اهورايي باشيد.راستی متولدین شهریور ماه تولدتان مبارک بادا.
Rديروز يكي از ارباب معرفت كاشمر را ديدم.عاقله مردي كه كوله باري مثبت در زندگي اش دارد.اهل مطالعه است . دغدغه دين دارد .آشنا به علوم روز است . دل به خدمت به مردم سپرده است بي ريا ست و كمال جو.گفت:براي ماه مبارك چه تدبيري انديشيده اي؟
تاكيد داشت كه آدم بايد كتاب يا كتاب هاي براي خواندن در اين ماه تدارك ببيند.توصيه او غور در آثار مولانا بود.خودش كتابي از شادروان استاد بديع الزمان فروزانفر در مورد آيات مثنوي معنوي مولانا را در برنامه داشت با چند اثر ديگر در باب قرآن پژوهي و عرفان.دمش گرم و سرش پر زمي بادا.
86/06/06
نیمه شعبان در کاشمر
خبر آمد که خبری در راه است
در گذشته كاشمردر شعبان آیین های خاص انجام می شد.دو نمونه تقدیم می شود:
1- چراغ برات : از صبح 12 تا عصر 14 شعبان کاشمری ها انیس اموات خود می شوند.در گذشته خیمه ها و چادر ها بر فراز قبور عزیزان نصب می شد.همه منتظر بودند تا دیگران بر حسب رابطه کوچکی و بزرگی بر سر قبر عزیز سفر کرده شان حاضر شوند وفاتحه ای بخوانند و خرمایی و نقلی و شکلاتی و تکه ای حلوا نوش جان کنند و بروند.همه بر سر قبور همه حاضر می شونددر کاشمر به ماه شعبان ماه برات هم می گویند.نوعی یاری گری است در وادی تسلیت گویی و ابراز همدردی. نوعی صله رحم همگانی است.ترویج عاطفه است.دیدو بازدیدی بر سر قبور از برای عبرت گیری از حال و احوال رفتگان خوشبخت و ماندگان بدبخت.
2- طلب حاجت: در گذشته در آخرین ساعات 14 شعبان بعد از نماز مغرب و عشا هر فرد به تعداد آرزوهای پاک و خالصانه اش ترکه ای از درختی پاک سرشت (انار و انگور) مهیا می کرد و در چهار گوشه پشت بام خانه اش نصب می کرد.بر انتهای هر ترکه تکه ای پنبه و یا پارچه ای پاک به نیت آرزوی مورد نظروصل می شد.فرد به تنهایی و یا در حضور خانواده نیت و آرزویش رابعد از حمد و ثنای خدا و صلوات بر نبی اکرم (ع) و طلب سلامتی برای امام زمان (عج) مطرح می کردو خدا را به حق ولی عصر (عج)قسم میداد تا گره گشایی مشکلاتش(شان) باشد.تصور بفرمایید روستایی را که همه بر پشت بام برای چند ثانیه ترکه های را روشن کرده باشند.البته این رسم چند دهه است که به صورت جمعی برگزار نمی شود و فردی شده است. البته جزییات بماند برای بعد!
86/06/05
یخ فروشی
زندگی حکایت مرد " یخ فروشی" است که پرسیدند : فروختی؟ .گفت:نخریدند ولی تمام شد!
سلام/اعباد شعبانیه مبارک/الان خبر رسید که تیم والیبال نوجوانان قهرمان جهان شده ، این هم مبارک.
روز داروساز هم به دوستان داروخانه دار مبارک.واما چند نکته:
Óپریشب یکی از دوستان با اصرار بحثی را در مورد جریان سوم انتخابات مجلس در کاشمر مطرح کرد.به قول خودش می خواست ما را به سبک اصحاب گلدکوئیست و پنتاگونا پرزنت کنه.او معتقد بود باید در طرحی هرمی هر فرد افرادی را معرفی کند.الغرض بعد از زیارت ایشان درمجلسی دوستی دیگر را زیارت کردم. ایشان طرفدار حیدر است و سخت مخالف نعمت.وی نیزطرحی هرمی را استراتژی اصلی طیف خود می دانست.لابد یاران نعمت خان هم همین پندار را دارند.
ÓÓریزش نیرو در اطراف حیدر و نعمت هم مشهود است.عده ای با وقاحت به جریانی که تا دیروز حامی آنان بوده پشت می کنند.مردانه هم به اردوگاه رقیب می پیوندند.نمونه های جالبی سراغ دارم.ولی یک مورد از همه جالب تر است.فرض کنید حضرت ایکس در اوج خدمت به جناب نعمت است و در قِبل خدمتش هم کلی امتیاز گرفته است وی در گردشی حسابگرایانه به جانب حیدر گرایش می یابد و باز امتیاز و پست می گیرد.ولی این بنده ی خوب خدا زیاده طلب است و پست های بالاتر و امتیازات عالی تر می خواهد ولی در این مهم به علت گندکاری های و پلشت بازی هایش موفق نمی شود.حالا با کمال شجاعت(بخوانید وقاحت)به جانب نعمت گرایش یافته است.سیاست است دیگر .شکر خدا همه به فکرتوسعه پایدار کاشمرند.
ÓÓÓ واما گذری بر عالم وبلاگ نویسی درکاشمر:بالاخره استاد سعادتمند وبلاگش رابه روز کرد.بازهم شاهدتولدچند وبلاگ جدید ویژه انتخابات ( عمومن در بلاگفا) هستیم.وبلاگ های که عمومن عمری کوتاه دارند. این روزها اکثر بلاگرهای مستعار نویس کاشمر در خاموشی به سر میبرند.چند سایت هم در حمایت از این وآن پا به عرصه مجازی اینترنت گذاشته اند.اهالی سیاست برای مجلس هشتم بدجوری روی عالم مجازی اینترنت حساب بازکرده اند.شورای شهر و شهرداری کاشمر می خواهند برای بار چندم تجربه حضور در اینترنت را تجربه کنند.سایت فرمانداری کاشمر مزین به عکس فرماندار هنوز خالی است.شرکت معین ترشیزان هم اخیرن سایتش را راه اندازی کرده است.جای توسعه پایدار کاشمر در این سامانه ها بس خالی است.
86/06/04
‹‹شربت خانه خراسان» و فراموشي كشمش
سلام /مدتي بود كه ذكر جميل كاشمر در واژه نويس كم تر به ميان مي آمد.درضمن روز كارمند به دوستان عزيز كارمندم تبريك/
كاشمر به لطف انگور لطيف و كشمش بي نظيرش شربت خانه خراسان نام گرفته است. در اين ديار بيش از 22 رقم انگور توليد مي شود. دو رقم عسگري و پيكامي ويژه توليد كشمش هستند. دو محصول تيفي و مويز از ارقامي چون؛ صاحبي، لعل، رازقي توليد مي شوند.
كاشمر داراي سه هزار و 306 هكتار تاكستان مي باشد و برداشت محصول از باغهاي انگور جهت توليد كشمش از دهه دوم مرداد آغاز مي شود.
كارشناسان معتقدند 15 درصد انگور به صورت تازه خوري در شهرستان و شهرهاي مجاور مصرف شده و 85 درصد اين محصول به كشمش تبديل مي گردد.
20 درصد كشمش توليدي سبز و 80 درصد آن به صورت طلايي و يا در اصطلاح محلي دودي است.
كشمش توليدي كاشمر با عنوان كشمش سبز قلمي شهره آفاق است و كشورهاي همسايه به خصوص پاكستان متقاضي آن هستند.
محصول انگور كاشمر از نظر اشتغال زايي بسيار مؤثر است. مطابق برآوردهاي جهاد كشاورزي كاشمر به ازاي هر هكتار در سال 120 نفر - روز كار ايجاد مي شود يعني سالانه يك ميليون و 58 هزار نفر - روز كار.
انگور كاشمر به علت لطافت، شيريني، زودرسي و عاري بودن از آلودگيهاي خاكي (به علت هدايت تاكها به حالت ايستاده يا پا چراغي) و تماس نداشتن خوشه با خاك منحصر به فرد است. اين محصول به علت عدم استفاده از سموم شيميايي در مراحل كاشت و داشت، فاقد هرگونه بقاياي سموم است.
به منظور تهيه كشمش، انگور را از دهه دوم مرداد برداشت و پس از شستشو به مدت 5 تا 7 ثانيه در محلولي متشكل از پودر كربنات پتاسيم و روغن سبزه بر روي چارچوبهاي داراي سيمهاي فلزي گالوانيزه آويزان مي كنند. اين چارچوبها در گوشه اي از باغ و يا در فضايي مسقف موسوم به خانه باغ قرار مي گيرند.
البته با توجه به تلاشهاي مراكزي چون جهاد كشاورزي، خانه باغهاي جديد به صورت بهداشتي و با ديواره هاي مشبك ساخته شده است. بر
