تبليغاتX
واژه نویس
واگویه های حمید رضا بی تقصیر فدافن

سرو کاشمر

قصه سرو کاشمر یا کشمر را غالباً شنیده اید سروی که روایت بود پیامبر بزرگ ایران، اشو زرتشت آن را با دست خود از بهشت آورده و در زمین کاشمر کاشته است و حکیم فردوسی در مورد آن میفرماید:

یکی شاخ سرو آورید از بهشت  /   بدروازه شهر کشمر بکشت

در کتاب دانشنامه مزدیسنا نوشته انوشه روان دکتر موبد جهانگیر اشیدری آمده:گویند اشو زرتشت،دو درخت سرو به طالع سعد در دو محل به دست خود کاشت، یکی در دهکده کشمر(کاشمر) و دیگری در دهکده فریومد از روستاهای توس(طوس) خراسان.به مرور این درخت بلند و ستبر و پرشاخ شده و دیدن آن موجب شگفتی بینندگان میشد.چون وصف این سروها در مجلس متوکل عباسی،خلیفه عهد،بیان شد، او که مشغول به عمارت در جعفریه سرمن رای ،مشهور به سامره بود به خاطرش افتاد که آن سرو را قطع کرده،به بغداد بیاورند.

یکی سرو آزاده را زردهشت   /  به پیش در آذر اندر بکشت

نبشتش بر آن زاد و سرو سهی  /  که پذرفت گشتاسب دین بهی
فرستاد هرسو به کشور پیام
  /         که چون سرو کشمر به گیتی کدام
زمینو فرستاد زی من خدای
  / مرا گفت از اینجا به مینو گرای
کنون جمله این پند من بشنوید   پیاده سوی سرو کشمر روید

در کتاب ثمارالقلوب خواجه ابومنصور ثعالبی چنین آرد: که این دو درخت سرو کاشمر و سرو فریومد گشتاسب ملک فرمود تا بکاشتند. متوکل علی الله جعفربن المعتصم خلیفه را این درخت وصف کردند و او بنای جعفریه آغاز کرده بود. نامه نوشت به عامل نیشابور خواجه ابوالطیب و بامیر طاهربن عبدالله بن طاهر که باید آن درخت (سرو کاشمر) ببرند و بر گردون نهند و به بغداد فرستند و جمله شاخ های آن در نمد دوزند و بفرستند تا درودگران در بغداد آن درخت راست باز نهند و شاخ ها به میخ به هم باز بندند چنانکه
هیچ شاخ و فرع از آن درخت ضایع نشود تا وی آن ببیند آن گاه در بنا به کار برند. پس گبر گان
(زرتشتیان) جمله جمع شوند و خواجه ابوالطیب را گفتند ما پنجاه هزار دینار زر نیشابوری خزانه خلیفه را خدمت، کنیم در خواه تا از این بریدن درخت درگذرد چه هزار سال زیادت است تا آن درخت کاشته اند و این در سنه اثنتین و ثلاتین و مأتین بود و از آن وقت که این درخت کشته بودند تا بدین وقت هزار و چهارصد و پنج سال بود، و گفتند که قلع و قطع این مبارک نیاد و بدین انتفاع دست ندهد. پس عامل نیشابور گفت متوکل نه از خلفا و ملوک بود که فرمان وی ردّ توان کرد.

 پس خواجه ابوالطیب امیر عتاب ورقاأالشاعر الشیبانی را که از فرزندان عمر و بن کلثوم الشاعر بود بدین عمل نصب کرد و استادی درودگر بود. در نیشابور که مثل او نبود او را حسین نجار گفتندی. مدتی روزگار صرف کردند تا اره آن بساختند و اسباب آن را مهیا کردند و استداره ساق این درخت چنانکه در کتب آورده اند مساحت بیست بیست و هفت تازیانه بوده است. هر تازیانه رشی و ربعی بذارع شاه. و گفته اند در سایه آن درخت زیادت از هزار گوسفند گرفتی و وقتی که آدمی نبودی و گوسفند و شبان نبودی و حوش و سماع آنجا آرام گرفتندی و چندان مرغان گوناگون بر شاخ ها مأوی داشتند که اعداد ایشان کسی در ضبط حساب نتواند آورد. چون بيوفتاد در آن حدود زمین بلرزید و کاریزها و بناهای بسیار خلل کرد و نماز شام انواع و اقسام مرغان بیامدند چندانکه آسمان پوشیده گشت و به انواع اصوات خویش نوحه و زاری می کردند بر وجهی که مردمان از آن تعجب کردند و گوسفندان که در ضلال آن آرام گرفتندی همچنان ناله و زاری آغاز کردند.پانصد هزار درم صرف افتاد در وجوه آن تا اصل آن درخت از کشمر به جعفریه بردند و شاخ ها و فروع آن بر هزار و سیصد اشتر نهادند. آن روز که بیگ منزلی جعفریه رسید آنشب غلامان متوکل را بکشتند و آن اصل سرو ندید و آن برخورداری نیافت. و این بود شب چهارشنبه لثلاث خلون من شوال سنه اثنتین و ثلاثین و مأتین. باغر ترکی با جماعتی از غلامان به اشارت منتصر قصد متوکل کردند و متوکل در مجلس لهو نشسته بود و آن (درخت) در یک منزلی جعفریه بماند تا عهدی نزدیک. و در آن سال والی نیشابور که آن فرمود ابوالطیب طاهر و هر که در آن سعی کرده بود جمله پیش از حولان حول هلاک شدند. درودگر و آهنگر و شاگردان و اصحاب نظاره و ناقلان آن چوب هیچ کس نماندند و این از اتفاقات عجیبه است...(بنقل از کتاب ثمارالقلوب خواجه ابومنصور ثعالبی)این چنین گفته شده بود که اگر کسی دستور به بریدن یکی از این دو سرو دهد و یا ریشه آنرا ببیند(آنرا قطع کند) بلافاصله خواهد مرد و متوکل نیز بدست غلامانش کشته شد...باید دانست که درخت سرو از دیر باز علامت و نشانه ایران باستان بوده .اینکه در قالیها،فرشها و غیره نقش سروهای شاخه برگشته بسیار دیده میشود،بقایای آثار همان سنت ملی است(سرو نماد ملت ایران است، چنان که جبر زمانه سر او را خم کرده اما در مقابل انیران کمر خم نکردهو استوار است).در کاشمر مناره ای است به نام مناره کاشمر که هنوز باقی است.سالها پیش،مرزبان خسرویان پیرو گفته برخی از افراد محل آن را آرامگاه زردشت(زرتشت) دانست که صحت آن به ثبوت نرسیده است(البته چنین حدسی نیز در مورد مزارشریف واقع در افغانستان زده میشود).رئیس دفتر رضا شاه قطعه ذغالی از آن محل در دست داشت که وقتی سرخ میشد و سپس خاموش می گردید،خاکستر نمی شد و همانگونه باقی میماند.در اطراف و اکناف ایران، بویژه نقاط ییلاقی ،درختهای کهنی است که مردم آنرا هزار ساله و شاید بیشتر میدانند و آنها را جمشیدی میگویند.همچنین در روستای قنوات غسان ،نزدیک کرمان،درخت چناری بود که توی آن خالی بود،برخی آنرا گرامی داشته و حتی در جوار آن کسب و کار میکردند.چند سال پیش آتش گرفت و از بین رفت!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  84/10/30ساعت   توسط بی تقصیر  | 

سلام مجتبی حسینی را نمی شناسم . فقط می دانم که سرباز وطن است و در  دهم دی ماه سال جاری به همراه هشت نفر دیگر درسراوان در مرز ایران و پاکستان توسط گروهکی وابسته به القاعده موسوم به جند الله ربوده شده است.  یک نفر از این به شهادت رسیده . بیایید برای مجتبی دعا کنیم :

«شبكه‌ي تلويزيوني العربيه پنجشنبه در گزارشي اعلام كرد، يك گروه شبه‌نظامي ادعا كرد كه به كشتن يكي از 9 سرباز به گروگان‌گرفته‌شده‌ي ايراني اقدام كرده است. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، ربايندگان خود را جندالله معرفي كرده‌اند. در اين نوار ويديويي كه اين شبكه‌ي خبري پخش كرد، چهار مرد مسلح پشت گروگاني كه سياه‌پوش بود، ايستاده بودند. يكي از آنها بيانيه‌اي را قرائت نمود كه در آن تهديد شده بود ساير گروگان‌ها نيز كشته خواهند شد. در اين بيانيه ادعا شده است: ما يك سرباز ديگر را جمعه‌ي آينده خواهيم كشت.در نوار پخش شده از شبكه‌ي العربيه نام گروگان كشته شده عباس نامجو اعلام و گفته شد كه وي مسوليت نيروهاي مرزبان ايراني در نقطه‌اي از مرز با پاكستان در سيستان و بلوچستان را برعهده داشته و به همراه 8 سرباز ديگر ربوده شده‌اند. سخنگوي اين گروه كه خود را «جندالله» مي‌نامند، با ادعاي ربودن 9 سرباز ايراني در نزديكي مرز مشترك ايران با پاكستان، آزادي 16 تن از اعضاي اين گروه را كه ادعا مي‌كنند در ايران در بازداشت به سر مي‌برند، خواستار شد. در پي اين حادثه وزارت امور خارجه‌ي پاكستان اعلام كرد، هيچ گونه شواهدي حاكي از ربوده شدن نيروهاي نظامي مرزي ايران در مرز پاكستان وجود ندارد، با اين حال اسلام‌آباد آماده است براي يافتن اين سربازان به ايران كمك كند.

علی جنتی معاون وزیر کشور ماهیت گروگانگيران را ايراني اعلام كرد و درباره‌ي مذاكرات وزارت كشور در اين زمينه و اعلام وزير كشور نسبت به اين كه ظرف چند روز آينده خبرهاي خوشي در اين موضوع اعلام مي‌شود، گفت: از مذاكرات اطلاع ندارم، اما قطعا يكي از راه‌ها در اين قضيه مذاكره با واسطه‌هاست تا به هدف كمك كند. وي ادامه داد: گروگان‌گيران يك سري از اشرار كشور خودمان هستند، اما در خبرگزاري‌هاي خارجي سردسته خود را عبدالملك ريگي و گرو‌ه‌شان را جند الله معرفي كرده‌اند. جمعي از خانواده‌هاي مرزبانان ربوده شده ايراني، اواسط هفته قبل در مقابل نهاد رياست‌ جمهوري تجمع كرده و خواستار ملاقات با رئيس‌جمهوري شدند. به گزارش فارس، تجمع‌كنندگان كه حدوداً 50 نفر مي‌شدند ضمن اعتراض به عدم اقدام جدي جهت آزادي فرزندان خود،خواستار ملاقات با رئيس‌جمهور و تسريع در آزادي گروگان‌هاي ايراني هستند. تجمع‌كنندگان كه عكس‌هايي از فرزندانشان را با خود حمل مي‌كردند، اظهار داشتند كه «ملك ريگي» سركرده ربايندگان ايراني در تماس تلفني با آنها، سه روز مهلت داده تا ضمن آزادي چهار نفر از نيروهايش 500 ميليون‌ تومان پول تحويل گيرد، در غير اين صورت به قيد قرعه هر روز سر يكي از گروگانها را خواهد بريد. تجمع كنندگان از شهرهاي مختلف از جمله نكا، كاشمر، سبزوار و... خود را به رياست جمهوري رسانده‌اند. يكي از اعضاي خانواده اين مرزبانان گفت: مرزبانان ربوده شده همگي سرباز هستند و بعضا با منزل خود تماس مي‌گيرند و خواستار اقدام سريع مسئولان مي‌باشند. وي افزود:مرتضي ايزدي اهل سبزوار،مجتبي حسيني اهل كاشمر،طبسي اهل سبزوار،مجتبي شيخي اهل نكا مازندران و غلامي از جمله سربازهاي ربوده شده هستند. سه نفر از اين خانواده‌ها جهت رايزني با مسئولان نهاد رياست ‌جمهوري به داخل نهاد رفتند. دهم دي امسال 9 مرزبان ايراني در پاسگاه مرزي سراوان در استان سيستان و بلوچيستان ربوده شدند. »

+ نوشته شده در  84/10/30ساعت   توسط بی تقصیر  | 

در پی نگاشتن مطلب قبلی به مسجد جامع شهر رفتم. نماینده حرف هایش را زده بود. استاندار هم مباحثی را در تبیین اهداف دولت نهم مطرح کرد . از آن جا به فرمانداری رفتیم. چهره صادقی در کت و شلوار تر و تمیز کرمی رنگش حال و هوای دگر داشت . عصبانیت به نحو طنز آمیزی  در چهره اش دیده می شد . همه بودند. سونامی در حال وزیدن بود. از زمان حضور احمدی نژاد در کاخ سعد آباد این دوازدهمین و یا سیزدهمین جابه جای و تعویض در کاشمر است . استاندار با هیاتی متشکل از  معاون سیلسی اش ، تنی چند از نیروهای ستادی استانداری و تنی چند از  مدیران کل ادارات استان نظیر راه به کاشمر آمده بود.

صادقی دبیری جلسه را بر عهده داشت. ابتداء ده دقیقه وقت به دادستان کاشمر جناب دهقان داد. او نیز با اشاره به عهد نامه مالک اشتر به نمایندگی از شورای اداری ، تامین و روحانیت شهرستان از دکتر صادقی تشکر کرد.وی از استاندار خواست تا اقداماتی عملی در راه اندازی فرودگاه منطقه ای در حوالی تربت ، کارخانه فولاد در دشت ازغند  و دو بانده نمودن محور باغچه به مهنه  انجام دهد. قیافه صادقی دیدنی بود. 

سپس بلوکیان به بیان اهمیت فعالیت های دولت نهم پرداخت. بعضی ها می گویند ایشان با بقای صادقی موافق بوده ولی استانداری در حرکتی غافلگیرانه فرد دیگری را جایگزین نموده است. البته  گویا انتخاب نادری و علیزاده برای خلیل آباد و بردسکن با نظر ایشان انجام شده است. وی در این جلسه به دفاع از دوات و برنامه هایش پرداخت و به وضعیت خاص کشور اشاره نمود و  گفت :«کارشکنی افراد در سطوح مختلف باید شناسائی شود و به آن ها پاسخ خواهیم داد. باید مدیریت متحول شود. ما می خواهیم به مردم گزارش بدهیم. باید کسانی باشند که به این راه معتقد باشند.»

استاندار هم الحق و الانصاف سخنرانی جانانه ای در مورد توسعه کاشمر و توان مندی های کاشمر در ابعاد مختلف توسعه ایراد نمود. از سال 72 که به  کاشمر بازگشته ام تا کنون در کلام هیچ یک از رجال سیاسی شهر و مسولان ادارات و نهادها بحثی بدین مبسوطی در مورد توان کاشمر در عرصه توسعه نشنیده بودم. این را  بی تعارف و بدون حب و بغض عرض می نمایم. به حافظه مراجعه می نمایم. از زمان فرمانداری آقای پژوهش تا کنون، به عبارتی همزمان با پنج فرماندار و بی شمار مسوول شهری  ، کسی را سراغ ندارم که این چنین با زبان آمار کاشمر و معضلات و پتانسیل هایش را بر شمرد.

او ابتداء به تاریخ و سابقه کاشمر در گذر تاریخ پرداخت. به گمانم کتاب استاد سعادتمند را خوانده بود.در ادامه به درخشندگی های کاشمر در تاریخ اشاره نمود.

 به فرازی از گفته های وی توجه نمایید:«جاذبه های توسعه در این شهرستان به تمامی وجود دارد. در بخش های مذهبی ، فرهنگی ، گردشگری، دسترسی به راه های ارتباطی  ، پتانسیل بخش صنعت و معدن، تنوع اکوسیستم و اکولوژیکی و زیست محیطی و دشت های مناسب ( علی رغم تهدید کم آبی)، کانی های فلزی( نظیر طلا و کرومیت و جیوه)فراهم بودن امکانت در حوزه اطلاعات و IT زمینه مطلوب برای توسعه وجود دارد. مزیت های خوب این منطقه بالفعل نیست. این مزیت ها به معنای  نوید توسعه منطقه  می باشد.در کاشمر وارد هر بحث که بشویم ظرفیت ها بسیار خوب است . طبق آمار توزیع بخش اشتغال در کاشمر مبارک است. 6/28 درصد در بخش کشاورزی ، 1/39 در صد در بخش ساختمان و صنعت و معدن و9/29 درصد در بخش خدمات مشغول می باشند.»

 وی درادامه توسعه بخش صنعت و معدن را برای کاشمر در صورت بهره مندی از تکنولوزی نوین و مناسب   یک ضرورت دانست. وی قابلیت های کشاورزی منطقه را بسیار عالی توصیف نمود و گفت « در این بخش شاهد تولید 32 نوع محصول زراعی و 24 محصول باغی هستیم. در کاشمر هم خشکی و هم طراوت و سبزی را مشاهده می نماییم. در مقام مسوول این سوال  را مطرح می کنم  که  شما برای فرآوری ، بازاریابی محصولات کاشمر چه کرده اید؟ برای کشاورز چه کرده اید؟ چرا نمی توانیم بازارهای جهانی را قبضه نماییم؟ چرا از تشکل های کشاورزان  حمایت نکرده ایم ؟ چرا دانش روز را در تولید و بازار یابی دخیل ننموده ایم؟خیلی از یکدیگر تعریف نکنیم. ش.رای اداری باید به بررسی چالش ها و موانع توسعه شهرستان بپردازد و راهکار ارایه نماید. باید خودمان را نقد نماییم. باید به روستا به عنوان نقطه قوت کاشمر بپردازیم. توزیع جمعیتی روستا و شهر در کاشمر بسیار عالی است(55 درصد در نقاط شهری و 45 درصد در نقاط روستایی)باید از رشد شهر نشینی با ارایه خدمات به روستائیان جلوگیری کنیم.»

محمدی زاده در مورد مقوله صنعت کاشمرگفت:«تا آذر ماه  امسال 44 واحد صنعتی با اعتباری معدل 133 میلیارد ریال در کاشمر به بهره برداری رسیده اند و جواز تاسیس 103 طرح دیگر هم صادر شره است و این یعنی ایجاد شغل برای 3219 نفر یعنی 5/13 میلیارد تومان گردش سرمایه»

 وی وجود کارخانجاتی نظیر روغن فرآیند و شیر  و همچنین مجموعه کاشی و گرانیت را از مصادرق توسعه مطلوب کاشمر ذکر نمود.وی افق توصعه معدن را نیز مطلوب ارزیابی نمود« فعلا 14 معدن با ذخیره 9 میلیون تن کانی و با تولید 170 هزار تن در سال  در کاشمر فعال  میباشد.»

استاندار  کاشمر را دومین شهر زیارتی استان اعلام نمود و با اشاره به 5/1 میلیون زائر امام زادگاه این شهر در طول سال گفت :«اینجا نباید مشکل داشته باشد. منابع انسانی قابل اعتماد ، ظرفیت های توسعه در کلیه حوزه ها قابل توجه است.»

وی با توجه به امکانات توصعه کاشمر گفت: « باید در وهله اول سند توسعه شهرستان با دقت مطالعه شود. هیچ مسوولی نباید به این سند نگاه بخش و صنفی داشته باشد. همه باید مهیای خدمت باشند. باید برای ارایه تسهیلات ارزان به متقاضیان اماده باشیم. باید از نگاه صنفی و حرفه ای پرهیز کنیم.توسعه باحمایت از بخش خصوصی میسر می شود.باید دلگرمش کنیم.از همه مهم تر باید ظرفیت سازی را در دستور کار قرار دهیم. باید افق آینده شهرستان در دستور کار قرار گیرد. همه باید به فرماندار این اطمینان را بدهند که با همت و اخلاص کار خواهند نمود. باید افق دیدتان ده و حتی بیست ساله باشد. اگر تیمی عمل کنیم موفق می شویم. وجود اختلاف در جامعه طبیعی است نباید این اختلافات را در کار وارد نماییم.وظیفه ما خدمت به مردم است. ما امانت دار هستیم و اصولگرا»

وی اصولگرایی را اعتقاد به تفکر ناب دینی دانست و بر قرار گرفتن مسوولان در چارچوب اسلام و رهنمودهای امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری  تاکید نمود. وفاداری  مسوولان به شعارهای آقای احمدی نژاد را  شرط عقل دانست و گفت :« اگر کسی تردیدی دارد جایش در مدیریت کشور نیست .نباید بی خودی صندلی را اشغال کنیم . حق نداریم وارد مسایل تفرقه افکنانه شویم. از فرصت پیش آمده باید حداکثر بهره برداری را در عرصه خدمت به مردم بنماییم. شرط توفیق اخلاص ایت. با قصد قربت و نیت خدمت و درخواست توفیق از خدا باید به کار ها رسیدگی نماییم.»

محمدی زاده سپس به معرفی مهندس فتحی نیا شانزدهمین فرماندار کاشمر پرداخت و اظهار داشت :«وی از نیرو های با سابقه وزارت کشور است و پیش از این در بخشداری های ششتمد و جوین سبزوار و همچنین معاونت فرمانداری فریمان خدمت نموده است . وی مهندس کشاورزی وفوق لیسانس مدیریت است و به افتخار جانبازی هم نایل شده است»

آری شانزدهمین فرماندار کاشمر هم معرفی شد.

حیفم می آید حاشیه های این جلسه را نگویم :

1-   از مسجد جامع که آمدیم کلی از اعوان وانصار یکی از ارکان مدیریتی شهر اعضای شورا را تا دم ورودی فرمانداری همراهی نمودند و قصد حضور در جلسه را داشتند.ناگاه یکی از فرمانده هان منطقه انتظامی برابر دستوری که  اخذ نموده بود  ، از ورود آنان جلوگیری نمود . در بین ماندگان در آن سوی نرده ها قیافه بعضی از چپی های دیروز و راستی ها امروز دیدنی بود . اینان با انتخاب مجلس هفتم  به حقانیت راست رسیده بودن همان طور که در انتخابات دور چهارم تا پایان ششم چپ را باور کرده بودند. جمال وزش باد را عشق است.

2-   صادقی قبل از جلسه سه صفحه کاغذ را بر روی میز ها  قرار داده بود. یکی  اعلام خداحافظی  بود (البته با ذکر تعابیری چون :فردای بهتر برای ایران اسلامی ، کاشمری آباد و سرافراز و مهرورزی وصداقت . این الفاظ به شعارهای انتخاباتی دو جناح بسیار شبیه است )برگ دیگر مختصری بود از عملکرد 20 ماهه ایشان در 38 بند.دو مورد برنامه ریزی ، 14 مورد پی گیری ،7 مورد افتتاح و راه اندازی و تشکیل ،  سه مورد برگزاری جلسات ،و مواردی از قبیل رتبه بندی و تنظیم سند توسعه  و شرکت در چند جلسه.(جالب است چند بند را بخوانیم  : برگزاری مراسم دهم آذر – پی گیری جهت راه اندازی میراث فرهنگی  در دولت هشتم ، تدفین شهدای گمنام در دانشگاه و شهر ریوش ، اخذ موافقت اصولی دانشگاه آزاد کوه سرخ ، احیای امامزاده سید محمد ، تقویت خانه کشاورز، راه اندازی سایت مخابراتی آریا ،   پروژه مرکز تحقیقاتی دانشگاه و ...-و جالبتر دیدن قیافه مسولان ادارات و سازمان های ذیربط بود. بخصوص قیافه یکی از مسوولان  خانه کشاورز دیدنی بود آنان از شدت مشکلاتشان دست به دامن نهاد ریاست جمهوری شده اند و هفته دیگر با سعیدلو معاون اجرایی رئیس جمهور قرار ملاقات دارند.) البته باید به نوعی صادقی را در دوران کارش بدشانس دانست. او معتقد به جناحی دیگر بود. همین شاید بزرگترین بد شانسی او در عرصه خدمت باشد. باقی بماند.

3-   جلسه شورای اداری ساعت 15/19 شروع شد. فرماندار جدید  در راه است. او در مراسم مسجد جامع هم حضور نداشت و می گویند این اواخر در امور فرهنگی آستان قدس فعالیت داشته  است. الغرض این بزرگوار با تاخیر به جلسه معارفه اش وارد شد.آدم جا افتاده ای است. 

4-    صادقی در هنگام ارایه گزارش عملکردش مدام 20 ماه را 20 سال ذکر می کرد. این موضوع برای بعضی ها  اسباب طنز شده بود و هی به ایشان تذکر می دادند.

5-   صادقی را در پایان جلسه دیدم و ازش خداحافظی کردم. بر ادامه تدریسش در دانشگاه تاکید نمود. گفت دوشنبه ها برای تدریس به کاشمر می آید.

6-   به رشید معاون سیاسی استاندار گفتم : یادتونه که در همین صندلی که نشسته اید حکم عزلتان را از باوند معاون سیاسی استاندار وقت گرفتید و گفتید عزل هم یک توفیقه.خندید و گفت : به همین موضوع هم فکر کردم. آری چرخش روزگار و حکایت وفای میز ها شنیدینی  است . بگذریم باید دید در سالیان آتی اگر عمری بود اوضاع به چه نحوی خواهد بود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  84/10/29ساعت   توسط بی تقصیر  | 

باز هم سلامی دگر و مقالی دیگر. امروز هم به خوبی روزهای دیگر گذشت . این روز ها درگیر ویرایش کتابی دگر شده ام. قراردادش را چندی پیش امضاء کردم .  ترجمه  ای را هم برای ویرایش تحویل گرفته ام. این روزها  حسابی خودم را درگیر کرده ام.  این روزها دغدغه اتمام یک  طرح پژوهشی  ، تتمه کار اوقاف و جفت و جور کردن  یکی دو تا کار کوچک بد جوری اسیرم نموده  ، باید این موارد را طی همین یکی و دو ماه به فرجام برسانم .

امروز توفیق رفیق افتاد و مولف کتاب تاریخ بردسکن را زیارت نمودم.در اتاق نشسته بودم  و برنامه آموزش ضمن خدمت همکاران و اعضای هیات علمی  دانشگاه را تنظیم می نمودم که معاون پژوهشی تماس گرفت که بیا بالا.

حسینی متولد 50 است.  گویا دارای ذهنی مملو از طرح و ایده است. بعد احوال پرسی متوجه شدم که در کاشمر زندگی می کند . کتاب دومش در مورد نام های اصیل ایرانی است و کتاب بعدی اش را هم  در مورد بزرگان ترشیزبه اتمام رسانده و سخت از برخوردهای نابه هنجار این و آن دلخسته شده و قصد دارد دیگر در مورد تاریخ محلی کار نکند.کمی در عرصه لفاظی برای هم شاخ و شانه کشیدیم .با یاری معاون پژوهشی در موضوعات مختلف صحبت کردیم. به گمانم همکار های این حوزه حسابی کنجکاو صحبت های ما بودند.قرار شد سه نفری کتابی در مورد سرو کشمر تهیه کنیم. با هم قدم زنان به اتاقم رفتیم و ایشان  از سر لطف با کاشمر شناخت آشنا شد.

دیدار این بنده خدا را در این روز به فال نیک گرفتم. طی تماسی با آقای قربانی قرار شد که پذیرای ایشان و آقای رستمی در بنیاد ترشیز باشیم .

============================================================

تا دقایقی دیگر راهی جلسه شورای اداری شهرستان هستم . امروز محمدی زاده استاندار خراسان رضوی فرمانداران بردسکن ، خلیل آباد و کاشمر را تعویض نموده و می نماید. گویا صبح و ظهر علیزاده (فرماندار قبلی فردوس) و نادری به عنوان فرمانداران بردسکن و خلیل آباد معرفی شده اند و آقایان صالح نیا و حسینایی توفیق عزل شدن را کسب نموده اند.

امشب هم فتح نیا (فتح آبادی ) جانشین صادقی در کاشمر می شود. صادقی در حالی معزول می شود که شدت ارادتش به دوم خرداد تا قبل از انجام انتخابات نهم اظهر من الشمس بود و بعد از ظهور احمدی نژاد ناگهان راستی دو آتشه  - آن هم از نوع خشخاشی - شد و آن چنان از حریم مهرورزی می گفت که کل راستی ها از رفتار وی انگشت بر دهان حیران به یکدیگر می نگریستند و بر غفلت خود در کشف این یگانه عرصه سیاست  لعنت می فرستادند.

صادقی  پانزدهمین فرماندار کاشمر بعد از انقلاب  محسوب می شود.. از 27/2/83 تا امروز بر اریکه فرمانداری تکیه زد. عده ای عملکرد او را  در این ۲۰ماه بسیار مثبت ارزیابی می نمایند. عده ای هم این بزرگوار را فردی شعار زده دانسته و معتقدند که بیشتر حرف زده تا عمل.  او شعار های جالبی داد.حرف های بس جالب ادا نمود.در یک کلام یا نخواست و یا نتوانست کار کند. روزی که آمد دوستان روزنامه نگارم گفتند یلی رستم وار به دیار شما آمده که خادم خبرنگاران است و عاشق اطلاع رسانی است و سخت به دغدغه های فرهنگی توجه دارد. با این ذهنیت به نزدش رفتم. در یک کلام کاش نمی رفتم. برای کار بنیاد ترشیز رجز ها خواند و قول ها داد. همین و بس.

و اما یک نکته جالب  در 21/7/77 رشید فرماندار وقت کاشمر توسط معاون سیاسی استاندار وقت عزل شد. او به صدا و سیما رفت و رشد نمود و با اقتدار یافتن اصولگرایان در کسوت معاون سیاسی استاندار به خراسان برگشت. او در جلسه عزلش جمله ای جالب با این مضمون عنوان نمود: عزل در نظام ما خود یک توفیق است.

خوب عزیزان باید آماده رفتن به جلسه معارفه شانزدهمین فرماندارکاشمر بروم. مشتاقم تا ببینم اولین برخورد با این فرماندار نیشابوری الاصل چه تاثیری بر حاضران درجلسه دارد. به این می گویند اوج سونامی انتخابات در کاشمر.

+ نوشته شده در  84/10/27ساعت   توسط بی تقصیر  | 

روزگارتان فرخنده همایون باد.   دیروز روز  عزیزی بود. دم دمای ظهر در باز شد و دو چهره خندان بر من مهمان شدند. هاشمی و عزیزی. این دو به اتفاق بانوانشان اولین کتاب اختصاصی جغرافیا شهرستان کاشمر را تالیف نموده اند. این دو را تا کنون این قدر خوشحال ندیده بود. حکم مادری به فرزند رسیده را داشتند.  بر ابرها گام می نهادند و تو گویی  از شادمانی  قصد پرواز در عرش و دویدن بر فرش را دارند. در لابلای نوشته های قبلی مکرر به تلاش شبانه روزی اینان اشاره ها نموده بودم. بر خود به عنوان آشنا اینان می بالم. آدمی با این بزرگواران به احساسی مملو از وجد نائل می شود.

کاشمر همان طور که گفتم در پاییز و زمستان امسال رنگ  و بوی عالمانه و خردورزانه به خود گرفته است. نشر پیاپی «کتاب ترشیز جلد 1» و « جغرافیای شهرستان کاشمر»  غرور هر کاشمری را بر می انگیزاند.

سید حسن هاشمی دانش اموخته کارشناسی ارشد جغرافیا ست. خانم ها مریم آقایی میبدی و مریم سالاری خیابانی و آقای حسین عزیزی فروتقه (ایشان هم دانش آموخته حغرافیا می باشد) او را در این مهم یاری نموده اند. به تعبیری دو زوج فرهنگی در وادی تالیف کاری نموده اند کارستان.

این دو فرهیخته دیارمان کتابی را از سر بزرگواری به حقیر اهداء نمودند. کتاب را در دستانم می گیرم. با تمام کم حجمی توان مطرح شدن را دارا می باشد. چهار بخش دارد و یک شبه مقدمه . کلهم  160 صفحه می باشد و به همت  موسسه ضریح آفتاب  در 2000 نسخه منتشر شده  است. آقای قربانی ویرایش ادبی اثر را بر عهده داشته که امیدوارم کارش عالی باشد. شاید در نگاه اول بزرگترین ایراد کتاب  ذکر جمیل شهرستان جدید خلیل آباد در این کتاب باشد. این ایراد هم قابل حل است چرا که زمان نگارش اثر با انتزاع بخش مذکور از کاشمر دارای فاصله زمانی است. باید  منتظر   انجام سرشماری 85 باشیم . به تبع آن امیدوار بود که  چاپ دوم کتاب ویژه کاشمر و بر اساس آمار جدید باشد.نقد  یا بیان نظراتی در حاشیه این کتاب را به زودی ارایه خواهم نمود.

مولفان در مقدمه ای با عنوان « نکته ای چند » به درددل با خواننده پرداخته اند و فراز های از سختی کارشان را بیان نموده اند. برای اینان موفقیت روز افزون در نشر سایر آثارشان را آرزومندم.

امیدوارم فرمانداری ، شورای شهر و سایر نهادهای   ریزو درشت شهر بودجه برای خرید این کتاب هزارتومانی اختصاص دهند و مشوق این عزیزان  باشند و کاری شبیه برنامه خرید کتاب ترشیز از خود ساطع نمایند.

امید دارم که سایر فرهیختگان این دیار فارغ از من و ما و به دور از حب و بغض ها وارد عرصه پژوهش و تالیف شده و زوایایی مطالعاتی این سرزمین را مورد مدانقه قرار دهند.

 

+ نوشته شده در  84/10/26ساعت   توسط بی تقصیر  | 

مطالب قدیمی‌تر