84/10/30
سرو کاشمر به نقل از http://www.azarpad.persianblog.com/
سرو کاشمر
قصه سرو کاشمر یا کشمر را غالباً شنیده اید سروی که روایت بود پیامبر بزرگ ایران، اشو زرتشت آن را با دست خود از بهشت آورده و در زمین کاشمر کاشته است و حکیم فردوسی در مورد آن میفرماید:
یکی شاخ سرو آورید از بهشت / بدروازه شهر کشمر بکشت
در کتاب دانشنامه مزدیسنا نوشته انوشه روان دکتر موبد جهانگیر اشیدری آمده:گویند اشو زرتشت،دو درخت سرو به طالع سعد در دو محل به دست خود کاشت، یکی در دهکده کشمر(کاشمر) و دیگری در دهکده فریومد از روستاهای توس(طوس) خراسان.به مرور این درخت بلند و ستبر و پرشاخ شده و دیدن آن موجب شگفتی بینندگان میشد.چون وصف این سروها در مجلس متوکل عباسی،خلیفه عهد،بیان شد، او که مشغول به عمارت در جعفریه سرمن رای ،مشهور به سامره بود به خاطرش افتاد که آن سرو را قطع کرده،به بغداد بیاورند.
یکی سرو آزاده را زردهشت / به پیش در آذر اندر بکشت
نبشتش بر آن زاد و سرو سهی / که پذرفت گشتاسب دین بهی
فرستاد هرسو به کشور پیام / که چون سرو کشمر به گیتی کدام
زمینو فرستاد زی من خدای / مرا گفت از اینجا به مینو گرای
کنون جمله این پند من بشنوید پیاده سوی سرو کشمر روید
در کتاب ثمارالقلوب خواجه ابومنصور ثعالبی چنین آرد: که این دو درخت سرو کاشمر و سرو فریومد گشتاسب ملک فرمود تا بکاشتند. متوکل علی الله جعفربن المعتصم خلیفه را این درخت وصف کردند و او بنای جعفریه آغاز کرده بود. نامه نوشت به عامل نیشابور خواجه ابوالطیب و بامیر طاهربن عبدالله بن طاهر که باید آن درخت (سرو کاشمر) ببرند و بر گردون نهند و به بغداد فرستند و جمله شاخ های آن در نمد دوزند و بفرستند تا درودگران در بغداد آن درخت راست باز نهند و شاخ ها به میخ به هم باز بندند چنانکه
هیچ شاخ و فرع از آن درخت ضایع نشود تا وی آن ببیند آن گاه در بنا به کار برند. پس گبر گان(زرتشتیان) جمله جمع شوند و خواجه ابوالطیب را گفتند ما پنجاه هزار دینار زر نیشابوری خزانه خلیفه را خدمت، کنیم در خواه تا از این بریدن درخت درگذرد چه هزار سال زیادت است تا آن درخت کاشته اند و این در سنه اثنتین و ثلاتین و مأتین بود و از آن وقت که این درخت کشته بودند تا بدین وقت هزار و چهارصد و پنج سال بود، و گفتند که قلع و قطع این مبارک نیاد و بدین انتفاع دست ندهد. پس عامل نیشابور گفت متوکل نه از خلفا و ملوک بود که فرمان وی ردّ توان کرد.
پس خواجه ابوالطیب امیر عتاب ورقاأالشاعر الشیبانی را که از فرزندان عمر و بن کلثوم الشاعر بود بدین عمل نصب کرد و استادی درودگر بود. در نیشابور که مثل او نبود او را حسین نجار گفتندی. مدتی روزگار صرف کردند تا اره آن بساختند و اسباب آن را مهیا کردند و استداره ساق این درخت چنانکه در کتب آورده اند مساحت بیست بیست و هفت تازیانه بوده است. هر تازیانه رشی و ربعی بذارع شاه. و گفته اند در سایه آن درخت زیادت از هزار گوسفند گرفتی و وقتی که آدمی نبودی و گوسفند و شبان نبودی و حوش و سماع آنجا آرام گرفتندی و چندان مرغان گوناگون بر شاخ ها مأوی داشتند که اعداد ایشان کسی در ضبط حساب نتواند آورد. چون بيوفتاد در آن حدود زمین بلرزید و کاریزها و بناهای بسیار خلل کرد و نماز شام انواع و اقسام مرغان بیامدند چندانکه آسمان پوشیده گشت و به انواع اصوات خویش نوحه و زاری می کردند بر وجهی که مردمان از آن تعجب کردند و گوسفندان که در ضلال آن آرام گرفتندی همچنان ناله و زاری آغاز کردند.پانصد هزار درم صرف افتاد در وجوه آن تا اصل آن درخت از کشمر به جعفریه بردند و شاخ ها و فروع آن بر هزار و سیصد اشتر نهادند. آن روز که بیگ منزلی جعفریه رسید آنشب غلامان متوکل را بکشتند و آن اصل سرو ندید و آن برخورداری نیافت. و این بود شب چهارشنبه لثلاث خلون من شوال سنه اثنتین و ثلاثین و مأتین. باغر ترکی با جماعتی از غلامان به اشارت منتصر قصد متوکل کردند و متوکل در مجلس لهو نشسته بود و آن (درخت) در یک منزلی جعفریه بماند تا عهدی نزدیک. و در آن سال والی نیشابور که آن فرمود ابوالطیب طاهر و هر که در آن سعی کرده بود جمله پیش از حولان حول هلاک شدند. درودگر و آهنگر و شاگردان و اصحاب نظاره و ناقلان آن چوب هیچ کس نماندند و این از اتفاقات عجیبه است...(بنقل از کتاب ثمارالقلوب خواجه ابومنصور ثعالبی)این چنین گفته شده بود که اگر کسی دستور به بریدن یکی از این دو سرو دهد و یا ریشه آنرا ببیند(آنرا قطع کند) بلافاصله خواهد مرد و متوکل نیز بدست غلامانش کشته شد...باید دانست که درخت سرو از دیر باز علامت و نشانه ایران باستان بوده .اینکه در قالیها،فرشها و غیره نقش سروهای شاخه برگشته بسیار دیده میشود،بقایای آثار همان سنت ملی است(سرو نماد ملت ایران است، چنان که جبر زمانه سر او را خم کرده اما در مقابل انیران کمر خم نکردهو استوار است).در کاشمر مناره ای است به نام مناره کاشمر که هنوز باقی است.سالها پیش،مرزبان خسرویان پیرو گفته برخی از افراد محل آن را آرامگاه زردشت(زرتشت) دانست که صحت آن به ثبوت نرسیده است(البته چنین حدسی نیز در مورد مزارشریف واقع در افغانستان زده میشود).رئیس دفتر رضا شاه قطعه ذغالی از آن محل در دست داشت که وقتی سرخ میشد و سپس خاموش می گردید،خاکستر نمی شد و همانگونه باقی میماند.در اطراف و اکناف ایران، بویژه نقاط ییلاقی ،درختهای کهنی است که مردم آنرا هزار ساله و شاید بیشتر میدانند و آنها را جمشیدی میگویند.همچنین در روستای قنوات غسان ،نزدیک کرمان،درخت چناری بود که توی آن خالی بود،برخی آنرا گرامی داشته و حتی در جوار آن کسب و کار میکردند.چند سال پیش آتش گرفت و از بین رفت!!!!!
84/10/30
برای آزادی مجتبی حسینی دعا کنیم
سلام مجتبی حسینی را نمی شناسم . فقط می دانم که سرباز وطن است و در دهم دی ماه سال جاری به همراه هشت نفر دیگر درسراوان در مرز ایران و پاکستان توسط گروهکی وابسته به القاعده موسوم به جند الله ربوده شده است. یک نفر از این به شهادت رسیده . بیایید برای مجتبی دعا کنیم :
«شبكهي تلويزيوني العربيه پنجشنبه در گزارشي اعلام كرد، يك گروه شبهنظامي ادعا كرد كه به كشتن يكي از 9 سرباز به گروگانگرفتهشدهي ايراني اقدام كرده است. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، ربايندگان خود را جندالله معرفي كردهاند. در اين نوار ويديويي كه اين شبكهي خبري پخش كرد، چهار مرد مسلح پشت گروگاني كه سياهپوش بود، ايستاده بودند. يكي از آنها بيانيهاي را قرائت نمود كه در آن تهديد شده بود ساير گروگانها نيز كشته خواهند شد. در اين بيانيه ادعا شده است: ما يك سرباز ديگر را جمعهي آينده خواهيم كشت.در نوار پخش شده از شبكهي العربيه نام گروگان كشته شده عباس نامجو اعلام و گفته شد كه وي مسوليت نيروهاي مرزبان ايراني در نقطهاي از مرز با پاكستان در سيستان و بلوچستان را برعهده داشته و به همراه 8 سرباز ديگر ربوده شدهاند. سخنگوي اين گروه كه خود را «جندالله» مينامند، با ادعاي ربودن 9 سرباز ايراني در نزديكي مرز مشترك ايران با پاكستان، آزادي 16 تن از اعضاي اين گروه را كه ادعا ميكنند در ايران در بازداشت به سر ميبرند، خواستار شد. در پي اين حادثه وزارت امور خارجهي پاكستان اعلام كرد، هيچ گونه شواهدي حاكي از ربوده شدن نيروهاي نظامي مرزي ايران در مرز پاكستان وجود ندارد، با اين حال اسلامآباد آماده است براي يافتن اين سربازان به ايران كمك كند.
علی جنتی معاون وزیر کشور ماهیت گروگانگيران را ايراني اعلام كرد و دربارهي مذاكرات وزارت كشور در اين زمينه و اعلام وزير كشور نسبت به اين كه ظرف چند روز آينده خبرهاي خوشي در اين موضوع اعلام ميشود، گفت: از مذاكرات اطلاع ندارم، اما قطعا يكي از راهها در اين قضيه مذاكره با واسطههاست تا به هدف كمك كند. وي ادامه داد: گروگانگيران يك سري از اشرار كشور خودمان هستند، اما در خبرگزاريهاي خارجي سردسته خود را عبدالملك ريگي و گروهشان را جند الله معرفي كردهاند. جمعي از خانوادههاي مرزبانان ربوده شده ايراني، اواسط هفته قبل در مقابل نهاد رياست جمهوري تجمع كرده و خواستار ملاقات با رئيسجمهوري شدند. به گزارش فارس، تجمعكنندگان كه حدوداً 50 نفر ميشدند ضمن اعتراض به عدم اقدام جدي جهت آزادي فرزندان خود،خواستار ملاقات با رئيسجمهور و تسريع در آزادي گروگانهاي ايراني هستند. تجمعكنندگان كه عكسهايي از فرزندانشان را با خود حمل ميكردند، اظهار داشتند كه «ملك ريگي» سركرده ربايندگان ايراني در تماس تلفني با آنها، سه روز مهلت داده تا ضمن آزادي چهار نفر از نيروهايش 500 ميليون تومان پول تحويل گيرد، در غير اين صورت به قيد قرعه هر روز سر يكي از گروگانها را خواهد بريد. تجمع كنندگان از شهرهاي مختلف از جمله نكا، كاشمر، سبزوار و... خود را به رياست جمهوري رساندهاند. يكي از اعضاي خانواده اين مرزبانان گفت: مرزبانان ربوده شده همگي سرباز هستند و بعضا با منزل خود تماس ميگيرند و خواستار اقدام سريع مسئولان ميباشند. وي افزود:مرتضي ايزدي اهل سبزوار،مجتبي حسيني اهل كاشمر،طبسي اهل سبزوار،مجتبي شيخي اهل نكا مازندران و غلامي از جمله سربازهاي ربوده شده هستند. سه نفر از اين خانوادهها جهت رايزني با مسئولان نهاد رياست جمهوري به داخل نهاد رفتند. دهم دي امسال 9 مرزبان ايراني در پاسگاه مرزي سراوان در استان سيستان و بلوچيستان ربوده شدند. »
84/10/29
انتصاب شانزدهمین فرماندار کاشمر و سخنان استاندار
در پی نگاشتن مطلب قبلی به مسجد جامع شهر رفتم. نماینده حرف هایش را زده بود. استاندار هم مباحثی را در تبیین اهداف دولت نهم مطرح کرد . از آن جا به فرمانداری رفتیم. چهره صادقی در کت و شلوار تر و تمیز کرمی رنگش حال و هوای دگر داشت . عصبانیت به نحو طنز آمیزی در چهره اش دیده می شد . همه بودند. سونامی در حال وزیدن بود. از زمان حضور احمدی نژاد در کاخ سعد آباد این دوازدهمین و یا سیزدهمین جابه جای و تعویض در کاشمر است . استاندار با هیاتی متشکل از معاون سیلسی اش ، تنی چند از نیروهای ستادی استانداری و تنی چند از مدیران کل ادارات استان نظیر راه به کاشمر آمده بود.
صادقی دبیری جلسه را بر عهده داشت. ابتداء ده دقیقه وقت به دادستان کاشمر جناب دهقان داد. او نیز با اشاره به عهد نامه مالک اشتر به نمایندگی از شورای اداری ، تامین و روحانیت شهرستان از دکتر صادقی تشکر کرد.وی از استاندار خواست تا اقداماتی عملی در راه اندازی فرودگاه منطقه ای در حوالی تربت ، کارخانه فولاد در دشت ازغند و دو بانده نمودن محور باغچه به مهنه انجام دهد. قیافه صادقی دیدنی بود.
سپس بلوکیان به بیان اهمیت فعالیت های دولت نهم پرداخت. بعضی ها می گویند ایشان با بقای صادقی موافق بوده ولی استانداری در حرکتی غافلگیرانه فرد دیگری را جایگزین نموده است. البته گویا انتخاب نادری و علیزاده برای خلیل آباد و بردسکن با نظر ایشان انجام شده است. وی در این جلسه به دفاع از دوات و برنامه هایش پرداخت و به وضعیت خاص کشور اشاره نمود و گفت :«کارشکنی افراد در سطوح مختلف باید شناسائی شود و به آن ها پاسخ خواهیم داد. باید مدیریت متحول شود. ما می خواهیم به مردم گزارش بدهیم. باید کسانی باشند که به این راه معتقد باشند.»
استاندار هم الحق و الانصاف سخنرانی جانانه ای در مورد توسعه کاشمر و توان مندی های کاشمر در ابعاد مختلف توسعه ایراد نمود. از سال 72 که به کاشمر بازگشته ام تا کنون در کلام هیچ یک از رجال سیاسی شهر و مسولان ادارات و نهادها بحثی بدین مبسوطی در مورد توان کاشمر در عرصه توسعه نشنیده بودم. این را بی تعارف و بدون حب و بغض عرض می نمایم. به حافظه مراجعه می نمایم. از زمان فرمانداری آقای پژوهش تا کنون، به عبارتی همزمان با پنج فرماندار و بی شمار مسوول شهری ، کسی را سراغ ندارم که این چنین با زبان آمار کاشمر و معضلات و پتانسیل هایش را بر شمرد.
او ابتداء به تاریخ و سابقه کاشمر در گذر تاریخ پرداخت. به گمانم کتاب استاد سعادتمند را خوانده بود.در ادامه به درخشندگی های کاشمر در تاریخ اشاره نمود.
به فرازی از گفته های وی توجه نمایید:«جاذبه های توسعه در این شهرستان به تمامی وجود دارد. در بخش های مذهبی ، فرهنگی ، گردشگری، دسترسی به راه های ارتباطی ، پتانسیل بخش صنعت و معدن، تنوع اکوسیستم و اکولوژیکی و زیست محیطی و دشت های مناسب ( علی رغم تهدید کم آبی)، کانی های فلزی( نظیر طلا و کرومیت و جیوه)فراهم بودن امکانت در حوزه اطلاعات و IT زمینه مطلوب برای توسعه وجود دارد. مزیت های خوب این منطقه بالفعل نیست. این مزیت ها به معنای نوید توسعه منطقه می باشد.در کاشمر وارد هر بحث که بشویم ظرفیت ها بسیار خوب است . طبق آمار توزیع بخش اشتغال در کاشمر مبارک است. 6/28 درصد در بخش کشاورزی ، 1/39 در صد در بخش ساختمان و صنعت و معدن و9/29 درصد در بخش خدمات مشغول می باشند.»
وی درادامه توسعه بخش صنعت و معدن را برای کاشمر در صورت بهره مندی از تکنولوزی نوین و مناسب یک ضرورت دانست. وی قابلیت های کشاورزی منطقه را بسیار عالی توصیف نمود و گفت « در این بخش شاهد تولید 32 نوع محصول زراعی و 24 محصول باغی هستیم. در کاشمر هم خشکی و هم طراوت و سبزی را مشاهده می نماییم. در مقام مسوول این سوال را مطرح می کنم که شما برای فرآوری ، بازاریابی محصولات کاشمر چه کرده اید؟ برای کشاورز چه کرده اید؟ چرا نمی توانیم بازارهای جهانی را قبضه نماییم؟ چرا از تشکل های کشاورزان حمایت نکرده ایم ؟ چرا دانش روز را در تولید و بازار یابی دخیل ننموده ایم؟خیلی از یکدیگر تعریف نکنیم. ش.رای اداری باید به بررسی چالش ها و موانع توسعه شهرستان بپردازد و راهکار ارایه نماید. باید خودمان را نقد نماییم. باید به روستا به عنوان نقطه قوت کاشمر بپردازیم. توزیع جمعیتی روستا و شهر در کاشمر بسیار عالی است(55 درصد در نقاط شهری و 45 درصد در نقاط روستایی)باید از رشد شهر نشینی با ارایه خدمات به روستائیان جلوگیری کنیم.»
محمدی زاده در مورد مقوله صنعت کاشمرگفت:«تا آذر ماه امسال 44 واحد صنعتی با اعتباری معدل 133 میلیارد ریال در کاشمر به بهره برداری رسیده اند و جواز تاسیس 103 طرح دیگر هم صادر شره است و این یعنی ایجاد شغل برای 3219 نفر یعنی 5/13 میلیارد تومان گردش سرمایه»
وی وجود کارخانجاتی نظیر روغن فرآیند و شیر و همچنین مجموعه کاشی و گرانیت را از مصادرق توسعه مطلوب کاشمر ذکر نمود.وی افق توصعه معدن را نیز مطلوب ارزیابی نمود« فعلا 14 معدن با ذخیره 9 میلیون تن کانی و با تولید 170 هزار تن در سال در کاشمر فعال میباشد.»
استاندار کاشمر را دومین شهر زیارتی استان اعلام نمود و با اشاره به 5/1 میلیون زائر امام زادگاه این شهر در طول سال گفت :«اینجا نباید مشکل داشته باشد. منابع انسانی قابل اعتماد ، ظرفیت های توسعه در کلیه حوزه ها قابل توجه است.»
وی با توجه به امکانات توصعه کاشمر گفت: « باید در وهله اول سند توسعه شهرستان با دقت مطالعه شود. هیچ مسوولی نباید به این سند نگاه بخش و صنفی داشته باشد. همه باید مهیای خدمت باشند. باید برای ارایه تسهیلات ارزان به متقاضیان اماده باشیم. باید از نگاه صنفی و حرفه ای پرهیز کنیم.توسعه باحمایت از بخش خصوصی میسر می شود.باید دلگرمش کنیم.از همه مهم تر باید ظرفیت سازی را در دستور کار قرار دهیم. باید افق آینده شهرستان در دستور کار قرار گیرد. همه باید به فرماندار این اطمینان را بدهند که با همت و اخلاص کار خواهند نمود. باید افق دیدتان ده و حتی بیست ساله باشد. اگر تیمی عمل کنیم موفق می شویم. وجود اختلاف در جامعه طبیعی است نباید این اختلافات را در کار وارد نماییم.وظیفه ما خدمت به مردم است. ما امانت دار هستیم و اصولگرا»
وی اصولگرایی را اعتقاد به تفکر ناب دینی دانست و بر قرار گرفتن مسوولان در چارچوب اسلام و رهنمودهای امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری تاکید نمود. وفاداری مسوولان به شعارهای آقای احمدی نژاد را شرط عقل دانست و گفت :« اگر کسی تردیدی دارد جایش در مدیریت کشور نیست .نباید بی خودی صندلی را اشغال کنیم . حق نداریم وارد مسایل تفرقه افکنانه شویم. از فرصت پیش آمده باید حداکثر بهره برداری را در عرصه خدمت به مردم بنماییم. شرط توفیق اخلاص ایت. با قصد قربت و نیت خدمت و درخواست توفیق از خدا باید به کار ها رسیدگی نماییم.»
محمدی زاده سپس به معرفی مهندس فتحی نیا شانزدهمین فرماندار کاشمر پرداخت و اظهار داشت :«وی از نیرو های با سابقه وزارت کشور است و پیش از این در بخشداری های ششتمد و جوین سبزوار و همچنین معاونت فرمانداری فریمان خدمت نموده است . وی مهندس کشاورزی وفوق لیسانس مدیریت است و به افتخار جانبازی هم نایل شده است»
آری شانزدهمین فرماندار کاشمر هم معرفی شد.
حیفم می آید حاشیه های این جلسه را نگویم :
1- از مسجد جامع که آمدیم کلی از اعوان وانصار یکی از ارکان مدیریتی شهر اعضای شورا را تا دم ورودی فرمانداری همراهی نمودند و قصد حضور در جلسه را داشتند.ناگاه یکی از فرمانده هان منطقه انتظامی برابر دستوری که اخذ نموده بود ، از ورود آنان جلوگیری نمود . در بین ماندگان در آن سوی نرده ها قیافه بعضی از چپی های دیروز و راستی ها امروز دیدنی بود . اینان با انتخاب مجلس هفتم به حقانیت راست رسیده بودن همان طور که در انتخابات دور چهارم تا پایان ششم چپ را باور کرده بودند. جمال وزش باد را عشق است.
2- صادقی قبل از جلسه سه صفحه کاغذ را بر روی میز ها قرار داده بود. یکی اعلام خداحافظی بود (البته با ذکر تعابیری چون :فردای بهتر برای ایران اسلامی ، کاشمری آباد و سرافراز و مهرورزی وصداقت . این الفاظ به شعارهای انتخاباتی دو جناح بسیار شبیه است )برگ دیگر مختصری بود از عملکرد 20 ماهه ایشان در 38 بند.دو مورد برنامه ریزی ، 14 مورد پی گیری ،7 مورد افتتاح و راه اندازی و تشکیل ، سه مورد برگزاری جلسات ،و مواردی از قبیل رتبه بندی و تنظیم سند توسعه و شرکت در چند جلسه.(جالب است چند بند را بخوانیم : برگزاری مراسم دهم آذر – پی گیری جهت راه اندازی میراث فرهنگی در دولت هشتم ، تدفین شهدای گمنام در دانشگاه و شهر ریوش ، اخذ موافقت اصولی دانشگاه آزاد کوه سرخ ، احیای امامزاده سید محمد ، تقویت خانه کشاورز، راه اندازی سایت مخابراتی آریا ، پروژه مرکز تحقیقاتی دانشگاه و ...-و جالبتر دیدن قیافه مسولان ادارات و سازمان های ذیربط بود. بخصوص قیافه یکی از مسوولان خانه کشاورز دیدنی بود آنان از شدت مشکلاتشان دست به دامن نهاد ریاست جمهوری شده اند و هفته دیگر با سعیدلو معاون اجرایی رئیس جمهور قرار ملاقات دارند.) البته باید به نوعی صادقی را در دوران کارش بدشانس دانست. او معتقد به جناحی دیگر بود. همین شاید بزرگترین بد شانسی او در عرصه خدمت باشد. باقی بماند.
3- جلسه شورای اداری ساعت 15/19 شروع شد. فرماندار جدید در راه است. او در مراسم مسجد جامع هم حضور نداشت و می گویند این اواخر در امور فرهنگی آستان قدس فعالیت داشته است. الغرض این بزرگوار با تاخیر به جلسه معارفه اش وارد شد.آدم جا افتاده ای است.
4- صادقی در هنگام ارایه گزارش عملکردش مدام 20 ماه را 20 سال ذکر می کرد. این موضوع برای بعضی ها اسباب طنز شده بود و هی به ایشان تذکر می دادند.
5- صادقی را در پایان جلسه دیدم و ازش خداحافظی کردم. بر ادامه تدریسش در دانشگاه تاکید نمود. گفت دوشنبه ها برای تدریس به کاشمر می آید.
6- به رشید معاون سیاسی استاندار گفتم : یادتونه که در همین صندلی که نشسته اید حکم عزلتان را از باوند معاون سیاسی استاندار وقت گرفتید و گفتید عزل هم یک توفیقه.خندید و گفت : به همین موضوع هم فکر کردم. آری چرخش روزگار و حکایت وفای میز ها شنیدینی است . بگذریم باید دید در سالیان آتی اگر عمری بود اوضاع به چه نحوی خواهد بود.
84/10/27
دیدار یک مورخ و سونامی کاشمر
باز هم سلامی دگر و مقالی دیگر. امروز هم به خوبی روزهای دیگر گذشت . این روز ها درگیر ویرایش کتابی دگر شده ام. قراردادش را چندی پیش امضاء کردم . ترجمه ای را هم برای ویرایش تحویل گرفته ام. این روزها حسابی خودم را درگیر کرده ام. این روزها دغدغه اتمام یک طرح پژوهشی ، تتمه کار اوقاف و جفت و جور کردن یکی دو تا کار کوچک بد جوری اسیرم نموده ، باید این موارد را طی همین یکی و دو ماه به فرجام برسانم .
امروز توفیق رفیق افتاد و مولف کتاب تاریخ بردسکن را زیارت نمودم.در اتاق نشسته بودم و برنامه آموزش ضمن خدمت همکاران و اعضای هیات علمی دانشگاه را تنظیم می نمودم که معاون پژوهشی تماس گرفت که بیا بالا.
حسینی متولد 50 است. گویا دارای ذهنی مملو از طرح و ایده است. بعد احوال پرسی متوجه شدم که در کاشمر زندگی می کند . کتاب دومش در مورد نام های اصیل ایرانی است و کتاب بعدی اش را هم در مورد بزرگان ترشیزبه اتمام رسانده و سخت از برخوردهای نابه هنجار این و آن دلخسته شده و قصد دارد دیگر در مورد تاریخ محلی کار نکند.کمی در عرصه لفاظی برای هم شاخ و شانه کشیدیم .با یاری معاون پژوهشی در موضوعات مختلف صحبت کردیم. به گمانم همکار های این حوزه حسابی کنجکاو صحبت های ما بودند.قرار شد سه نفری کتابی در مورد سرو کشمر تهیه کنیم. با هم قدم زنان به اتاقم رفتیم و ایشان از سر لطف با کاشمر شناخت آشنا شد.
دیدار این بنده خدا را در این روز به فال نیک گرفتم. طی تماسی با آقای قربانی قرار شد که پذیرای ایشان و آقای رستمی در بنیاد ترشیز باشیم . ![]()
============================================================
تا دقایقی دیگر راهی جلسه شورای اداری شهرستان هستم . امروز محمدی زاده استاندار خراسان رضوی فرمانداران بردسکن ، خلیل آباد و کاشمر را تعویض نموده و می نماید. گویا صبح و ظهر علیزاده (فرماندار قبلی فردوس) و نادری به عنوان فرمانداران بردسکن و خلیل آباد معرفی شده اند و آقایان صالح نیا و حسینایی توفیق عزل شدن را کسب نموده اند.
امشب هم فتح نیا (فتح آبادی ) جانشین صادقی در کاشمر می شود. صادقی در حالی معزول می شود که شدت ارادتش به دوم خرداد تا قبل از انجام انتخابات نهم اظهر من الشمس بود و بعد از ظهور احمدی نژاد ناگهان راستی دو آتشه - آن هم از نوع خشخاشی - شد و آن چنان از حریم مهرورزی می گفت که کل راستی ها از رفتار وی انگشت بر دهان حیران به یکدیگر می نگریستند و بر غفلت خود در کشف این یگانه عرصه سیاست لعنت می فرستادند.
صادقی پانزدهمین فرماندار کاشمر بعد از انقلاب محسوب می شود.. از 27/2/83 تا امروز بر اریکه فرمانداری تکیه زد. عده ای عملکرد او را در این ۲۰ماه بسیار مثبت ارزیابی می نمایند. عده ای هم این بزرگوار را فردی شعار زده دانسته و معتقدند که بیشتر حرف زده تا عمل. او شعار های جالبی داد.حرف های بس جالب ادا نمود.در یک کلام یا نخواست و یا نتوانست کار کند. روزی که آمد دوستان روزنامه نگارم گفتند یلی رستم وار به دیار شما آمده که خادم خبرنگاران است و عاشق اطلاع رسانی است و سخت به دغدغه های فرهنگی توجه دارد. با این ذهنیت به نزدش رفتم. در یک کلام کاش نمی رفتم. برای کار بنیاد ترشیز رجز ها خواند و قول ها داد. همین و بس.![]()
و اما یک نکته جالب در 21/7/77 رشید فرماندار وقت کاشمر توسط معاون سیاسی استاندار وقت عزل شد. او به صدا و سیما رفت و رشد نمود و با اقتدار یافتن اصولگرایان در کسوت معاون سیاسی استاندار به خراسان برگشت. او در جلسه عزلش جمله ای جالب با این مضمون عنوان نمود: عزل در نظام ما خود یک توفیق است.
خوب عزیزان باید آماده رفتن به جلسه معارفه شانزدهمین فرماندارکاشمر بروم. مشتاقم تا ببینم اولین برخورد با این فرماندار نیشابوری الاصل چه تاثیری بر حاضران درجلسه دارد. به این می گویند اوج سونامی انتخابات در کاشمر.![]()
84/10/26
تولد کتاب ـجغرافیای شهرستان کاشمر بر همه گرامی باد
روزگارتان فرخنده همایون باد. دیروز روز عزیزی بود. دم دمای ظهر در باز شد و دو چهره خندان بر من مهمان شدند. هاشمی و عزیزی. این دو به اتفاق بانوانشان اولین کتاب اختصاصی جغرافیا شهرستان کاشمر را تالیف نموده اند. این دو را تا کنون این قدر خوشحال ندیده بود. حکم مادری به فرزند رسیده را داشتند. بر ابرها گام می نهادند و تو گویی از شادمانی قصد پرواز در عرش و دویدن بر فرش را دارند. در لابلای نوشته های قبلی مکرر به تلاش شبانه روزی اینان اشاره ها نموده بودم. بر خود به عنوان آشنا اینان می بالم. آدمی با این بزرگواران به احساسی مملو از وجد نائل می شود.
کاشمر همان طور که گفتم در پاییز و زمستان امسال رنگ و بوی عالمانه و خردورزانه به خود گرفته است. نشر پیاپی «کتاب ترشیز جلد 1» و « جغرافیای شهرستان کاشمر» غرور هر کاشمری را بر می انگیزاند.
سید حسن هاشمی دانش اموخته کارشناسی ارشد جغرافیا ست. خانم ها مریم آقایی میبدی و مریم سالاری خیابانی و آقای حسین عزیزی فروتقه (ایشان هم دانش آموخته حغرافیا می باشد) او را در این مهم یاری نموده اند. به تعبیری دو زوج فرهنگی در وادی تالیف کاری نموده اند کارستان.
این دو فرهیخته دیارمان کتابی را از سر بزرگواری به حقیر اهداء نمودند. کتاب را در دستانم می گیرم. با تمام کم حجمی توان مطرح شدن را دارا می باشد. چهار بخش دارد و یک شبه مقدمه . کلهم 160 صفحه می باشد و به همت موسسه ضریح آفتاب در 2000 نسخه منتشر شده است. آقای قربانی ویرایش ادبی اثر را بر عهده داشته که امیدوارم کارش عالی باشد. شاید در نگاه اول بزرگترین ایراد کتاب ذکر جمیل شهرستان جدید خلیل آباد در این کتاب باشد. این ایراد هم قابل حل است چرا که زمان نگارش اثر با انتزاع بخش مذکور از کاشمر دارای فاصله زمانی است. باید منتظر انجام سرشماری 85 باشیم . به تبع آن امیدوار بود که چاپ دوم کتاب ویژه کاشمر و بر اساس آمار جدید باشد.نقد یا بیان نظراتی در حاشیه این کتاب را به زودی ارایه خواهم نمود.
مولفان در مقدمه ای با عنوان « نکته ای چند » به درددل با خواننده پرداخته اند و فراز های از سختی کارشان را بیان نموده اند. برای اینان موفقیت روز افزون در نشر سایر آثارشان را آرزومندم.
امیدوارم فرمانداری ، شورای شهر و سایر نهادهای ریزو درشت شهر بودجه برای خرید این کتاب هزارتومانی اختصاص دهند و مشوق این عزیزان باشند و کاری شبیه برنامه خرید کتاب ترشیز از خود ساطع نمایند.
امید دارم که سایر فرهیختگان این دیار فارغ از من و ما و به دور از حب و بغض ها وارد عرصه پژوهش و تالیف شده و زوایایی مطالعاتی این سرزمین را مورد مدانقه قرار دهند.
84/10/25
تداوم غفلت در حوزه میراث فرهنگی کاشمر
کاشمر شهری است تاریخی . این مدعا برای همه ثابت شده است. آثار متعددی در گوضه کنار شهر و شهرستان مشاهده می شود. دیگر از بس به مقوله آداب و رسوم و فوکلور منطقه اشاره نموده ام خسته شده ام.به توان اکوتوریسمی منطقه هم اشاره ای نمی نمایم. سیاسیون و صاحبان قدرت در این شهر در مباحث شان به خصوص در زمان انتخابات از کاشمر کهن و ترشیز بزرگ و دیاری باستانی کلام ها به میان می آورند. در بروشورها و جزوات ادارات و سازمان ها تاریخ چه های مختلفی از شهر و شهرستان مشاهده می شود. متاسفانه هنوز آثار ترشیز کهن را ذیل نام کاشمر عرضه می نمایند.این بزرگواران فراموش کرده اند که کاشمر که خود فرزند نیشابور تاریخی است تا کنون شاهد بالندگی دو بخشش بوده است. نباید آثار بردسکن و خلیل آباد را به نام خود عرضه نمایم. باید آثار موجود را به همگان معرفی نماییم.مسوولان باید جدی و منطقی و به دور از حب و بغض های سیاسی به مبراث فرهنگی این خطه اهورائی توجه نشان دهند. به خبر ذیل توجه فرمایید. امیدوارم مسوولان ما از مسوولان تربت یلد بگیرند:« در جلسه مشترك شهردار و اعضاي شوراي شهر تربت حيدريه با معاون مالي و برنامه ريزي استانداري خراسان رضوي مشکلات اين شهر بررسي شد. در اين جلسه مصوب شد كه مبلغ ٥/٣ ميليون دلار به صورت فاينانس جهت احياي بافتهاي فرسوده به شهرداري تربت حيدريه اختصاص يابد. در این جلسه بنا شد جهت حمايت و پشتيباني شهرداري تربت حيدريه بودجهاي در سرفصلهاي عمراني شهري در اختيار شهرداري تربت حيدريه در قالب طرحهاي عمراني قرارگيرد. » شنیده ها حاکی از ثبت حداقل شش اثر تاریخی کاشمر در فهرست آثار ملی ایران می باشد. این آثار عبارتند از : مسجد جامع شهر کاشمر ، یخدان مجاور روستای فروتقه ، مزار شهید مدرس ، حوزه علمیه حاج سلطان شهر کاشمر ، باغمزاز ( مدفن حضرت سید حمزه (ع))و امامزاده سید مرتضی (ع).به مجموعه فوق آثار متعدد دیگری قابل افزودن می باشد. به نظر بنده منازل قدیمی سطح شهر و بعضی از روستاها نشین باغ سراهای فدافن در اولویت می باشند. می توان حداقل بیست منزل قدیمی را در شهرستان شناسایی نمود. منازلی با ویژه گی های منحصر به فرد و قابل زرح در سطح استان و کشور. سرعت تخریب این منازل بالاست. صاحبان اصلی آن ها مرحوم شده اند ، فرزندان تمایلی به زیستن در این منازل را ندارند. ارزش افزوده زمین این منازل هم بسیار بالا ست ومتاسفانه طمع بنگاه داران و زمین خواران و ما نوع بشر هم بالاست. آقایان مسول هم که بی خیال تشریف دارند. جمال بقا در پست را عشق است. باقی بهانه است.شورانشینان کاشمر قرار گذاشتند که منزلی فدیمی را در سطح شهر برای کارهای پژوهشی و بحث مطالعات بنیاد ترشیز خریداری و یا اجاره نمایند. فعلا که منتظریم. به گمان حقیر می توان منازلی مربوط به اواخر دوره صفویه ، قاجاریه و پهلوی اول را در کاشمر شناسایی نمود. به خبر ذیل توجه فرمایید و آن را با وضعیت کاشمر مقایسه نمایید.:« خانه قريشيان از جمله خانههاي قديمي و زيباي سبزوار در رديف فهرست اثار ملي كشور قرار گرفت. محمد عبدالله زاده ثاني مسوول واحد باستان شناسي اداره ميراث فرهنگي و گردشگري با بيان اين مطلب افزود: خانه قريشيان که متعلق به دوره قاجاريه است واقع در حاشيه جاده قديم سبزوار - تهران، فضاي كاملي است كه نقش چاپارخانه را در قديم الايام داشته است. وي تصريح كرد: اين فضا شامل خانهاي دو طبقه متاثر از سبك آذري با طاقهاي كليل يك گلوئي است كه طبقه دوم با تير چوب روي اين طبقه قرار گرفته است و وجود آب انبار و فضاي مالبند پشتي اندروني و فضا، چهار صفه بيروني از امتيازات ويژه معماري اين بنا ميباشد. وي اظهار داشت: اين بنا مكمل خلاء اسناد و تاريخي، فرهنگي دوره قاجاريه در سبزوار ميباشد. »
84/10/25
انجمن های میراث فرهنگی کاشمر در محاق بلاتکلیفی:
دو یا سه ماه قبل بود که حسینی مدیر انجمن های میراث فرهنگی به کاشمر آمد . آن هم چه آمدنی!! در نشستی که برگزار گردید ؛ مقرر شد که این بزرگوار هزینه عکس های بنیاد ترشیز را تامین نماید. این قرار به هر دلیل از سوی این بنده خدا که خود ش را فراوان خاکی می دانست به طاق نسیان سپرده شد. البته یکی از کارکنان فرمانداری گفت : ایشان تا سقف 25 هزار تومان را متقبل شده اند. بر فرض صحت این ادعا امیدوارم ایشان از کلیه بلایای طبیعی و چشم زخم های محتمل محفوظ بمانند. آخر الامر هم متوجه نشدم که آیا کاشمر دارای انجمن شد یا نه ؟بگذریم حضور ایشان در کاشمر تداعی گر شعارهای ایشان و مسوولان کاشمر در وادی حفظ میراث فرهنگی بود. اینان فقط رجز می خوانندو بس. به این خبر توجه کنید:« مدير انجمنهاي ميراث فرهنگي خراسان رضوي گفت: حفاظت از اداب و رسوم زندگي مهمتر از مرمت آثار تاريخي است. ابوالفضل حسيني در بازديد از برخي آثار تاريخي شهرستان رشتخوار افزود: ايران ازنظر آثار تاريخي جزو 10 كشور برتر جهان است كه ميتواند ساليانه ميلياردها دلار از بخش گردشگري به در آمدهاي كشور تزريق نمايد. وي با اشاره به پراكندگي اثار تاريخي اين استان بر مشاركت مردم در حفظ آثار فرهنگي چه مادي و چه معنوي تاكيد كرد و گفت: سازمان ميراث فرهنگي خراسان رضوي درصدد است با فعال كردن انجمنهاي ميراث فرهنگي در سراسر نقاط شهري و روستايي، آثار تاريخي را با حضور مردم از حفاريهاي غير مجاز و سرقت حفظ كند. حسني با اشاره به عدم راه اندازي فعاليت يگان حفاظت به خاطر كمبود اعتبار اظهار داشت اين طرح هنوز در حد يك مصوبه مانده است. او با اشاره به نقش انجمنهاي فرهنگي و تاريخي در استان ياد آوري كرد: با فعاليت انجمنها 90 درصد حفاريهاي غير مجاز در سطح استان كاهش يافته است. او بيان داشت: تا سه ماهه اول سال آينده انجمنهاي ميراث فرهنگي در تمام نقاط داراي آثار تاريخي فعال خواهند شد. به گفته وي سال گذشته 600 انجمن ميراث فرهنگي در شهرستان فعال بوده است»
84/10/25
سه اپیزود ساده
1- دو یا سه سال پیش جوانکی فعال به نام جلالی طرحی در انداخت در مورد موزه کاشمر باستان و محفلی تشکیل داد با عنوان کاشمر شناسان جوان. این عزیز هم اینک اواخر عمر دانش آموزی خود را طی می نماید. مدتی در کانون لقمان کار کرد. شبه موزه ای هم راه انداخت. وبلاگی هم ایجاد نمود. کلی هم آگهی در این جا و آن جا منتشر نمود. در جند همایش و جلسه هم شرکت کرد. یقین دارم که او از حرکت باز نایستاده است. یقین مسوولان معزز از همراهی با او باز مانده اند.جلالی با آن شور و حرارتش اینک خبرنگار پانا می باشد. امید که ابراهیم نیا رئیس آموزش و پرورش کاشمر این علم فتاده بر زمین را بلند نماید.
2- در یک ماه اخیر پذیرای سه دانشجو رشته های شهرسازی ، مرمت آثار تاریخی و معماری بودم. اینان در مشهد و بیرجند به تحصیل اشتغال داشتند. این بندگان خدا اطلاعاتی در مورد تحقیق هایشان می خواستند. سعی حقیر بر این است که اینان را جانانه راهنمایی نمایم. شکر خدا اینان سه تحقیق در مورد بافت تاریخی کاشمر ، ساختار معماری قلاع درونه و برجک و حمام قدیمی روستای فدافن تهیه نمودند. هم شهری عکاسمان که در بیرجند با خراسان همکاری مطبوعاتی دارد و همزمان در رشته باستان شناسی درس می خواند و هم تحقیقی داشت که در حد توان همراهی اش نمودم.
3- دو هفته پیش در یکی از جلسات شورا شرکت کردم. بی تعارف فضای انتخاباتی در حال شکل گرفتن است. این عزیزان در حال وزن کشی هستند. ضمن این که به یکدیگر به چشم رقیب می نگرند به هر بنی بشری که از حوالی شورا رد می شود هم به چشم رقیب می نگرند. بی تعارف این دوره دوره سختی است. یکی از بزرگواران شورا بار دیگر بر روی اعصاب خبرنگاران به ناحق گامی نهاد و زخمه ای بر تار پر سوز اینان کشید. اصحاب مطبوعات شهر هم جانانه جوابش را دادند. راستی بنیاد ترشیز هم رنگ شد. ببینیم تداوم رنگ به کجا ها که نمی رسد. قرار است مسیر یک طرفه خیابان امام هم دو طرفه شود. البته این مهم و مواردی نظیر آسفالت بعض معابر ربطی به انتخابات دوره سوم شورای شهر ندارد.
4- هفته پیش 267 کیلو تریاک در نیمه های شب در مسیر کاشمر به ریوش کشف شد. امروز هم در همان مسیر بالغ بر 12 کیلو تریاک کشف شد.این مواد از افغانستان می آید. باستانی پاریزی این پیر نام آور تاریخ ایران از تریاک ویژه کاشمر در یکی از کتاب هایش ذکر ها به میان می آورد. تا همین چند ده سال فبل اداره تحدید تریاک در کاشمر دارای شعبه بوده است و گویا لول های اخرای رنگ تریاک ترشیز تا دربار ملکه ویکتوریا هم رفته است علاقه مندان می توانند بعض مطالب مربط به این قضیه را در کتاب آقای سعادتمند بخوانند و اسنادی را هم زیارت نمایند. کشف نود لیتر مشروب از دیگر اخبار داغ این روز هاست. البته باید تولد بزغاله ای شبیه جنین انسان در روستای کسرینه را هم به عرض برسانم. این بزغاله شبه آدم مرده به دنیا آمد. بحث یک مورد کودک آزاری هم کاشمر را شهره آفاق نموده است. خبر را افتخاری خبرنگار ایسنا در کاشمر تهیه نموده است و حداقل ده خبرگزاری و دوازده روزنامه آن را پوشش داده اند. پسرکی مادر مرده در زمان حضور پدرش در زندان توسط نامادری اش اذیت و آزار می شده است. این شبه مادر پسرک را با انبر داغ و سیگار مورد نوازش قرار میداد. و اما نکته ای بهداشتی: شهر کاشمر با هشتاد هزار نفر جمعیت دارای هشتاد قصابی و 30 مرغ و ماهی فروشی است . در بیرجند و آن جمعیتش سی قصابی و دوازه مرغ فروشی به مردم خدمات می دهند. این روزها بگیر بگیر گوشت فاسد شده و غیر قابل مصرف رایج شده است. نه کشتارگاه کاشمر برابر اصول بهداشتی ساخته شده و نه وسایط حمل و نقل گوشت بهداشتی است . سردخانه مجوز دار هم در شهر وجود ندارد . از همه بدتر اهالی شبکه دامپزشکی فراوان اهل تسامح و تساهل هستند و به همه مهرورزی می کنند.
84/10/25
گذری بر هزارتوی این شهر خسته
سلام / گذری بر هزارتوی این شهر خسته
1- دیروز رفتم کتابخانه آرامگاه مدرس. یکی از مسوولانش گفت که : به علت نبود کتابی در مورد کاشمر برآنند که کتابی در مورد کاشمر تدوین کنند. از بنده می خواست که اطلاعاتی در مورد دانشگاه برایشان تهیه کنم. با سکوت براندازش کردم. این جا مکانی است که نویسنده کتاب ترشیز ساعت ها در آن برای تحقیق حاضر شده و اینان به او چه بسا کمک ها نموده اند . سعادتمند در این جا نریشن فیلم سرو مهر را بیان نموده است. یعنی ممکن است ایشان کتابش را به این کتابخانه و یا حتی سایر کتابخانه های شهر هم هدیه نکرده باشد ؟ احتمال می دهم که حدسم درست باشد. امید که ایشان این مهم را به فرجام برسانند. البته شاید هم ایشان بر این باور است که انانی که کتاب را در تیراژ بالا خریده اند باید این کار را بکنند. هر چه هست اهدا کتاب به این مکان ضروری مینماید.
2- از شهرداری تماس گرفتند. یکی از هم دوره ای های دوران دبیرستان که حالا برای خودش در شهرداری کیا و بیایی دارد. گویا وبلاگی زده است. می خواست که تبادل لینگ داشته باشم. قبول کردم. این بهانه ای شد تا لینک ها را نگاهی بیاندازم.اکثر ان ها به روز نیستند. بعضی نظیر سایت شورای شهر و فرمانداری که افتضاح می باشند.. وبلاگ مخابرات کاشمر هم که مرحوم شده و قرار است فقط سایتشان فعال باشد. به مهندس بیجندی گفتم که فلانی اطلاعات سایت شما هم در حوزه تاربخ این دیار به روز نمیباشد. تعداد زیادی از جوانان این دیار دیگر وب لاگ نویس حرفه ای شده اند. بعضی مثل مرد بارانی یک شبه ره کهکشان ها را با سرعت نور پیموده اند. بسیاری به روز نمی باشند. این خصیصه به خصوص در دانشجویان دیده می شود. نام های وب لاگ ها هم گواهی بر خلوت و جلوت نویسندگان است.به گمانم آقایان ضیاء و فخار در این میانه از همه موفق ترند. البته استاد فرمان هم جای خود دارند.غرض آن که کمیت رو به افزایش است و کیفیت در جا می زد جز در محدودی موارد.باید همین جا درخواست فاتحه خوانی برای سایت های ادارات بنمایم. مراکز آموزش عالی شهرستان که شکر خدا فاقد سامانه اینترنی می باشند. حتی دانشگاه آزاد که یک مرکز خدمات اینترنتی دارد هم همین گونه است. جالب تر آن که این مراکز رشته های مرتبط هم دارند . و باز عجیب تر آن که بعضی دارای مقاطع کارشناسی ارشد می باشند و این یعنی در حاشیه بودن پژوهش در این مراکز!!!!
84/10/18
التماس دعا برای عزیزی به نام علی
من در وادی سیاست نگاهی راست گرایانه دارم. به همین دلیل به جریان دو خرداد انتقادات فراوانی دارم. ولی این جریان را یک واقعیت می دانم. محمد طاهری یکی از دوستان قدیمی حقیر است که در بعض وادی ها نظیر سیاست با هم کیلومتر ها فاصله داریم. محمد هم یک واقعیت است و قلمی دارد مملو از زیبایی و طنز و تلخی . او را با تمام موافقت ها و مخالفت هایش دوست دارم. برادرش علی هم جوانکی شیدا و شوریده است. به او هم احترام می گذارم. نابینایی او مرا هم غافلگیر نمود.هنوز هم به عنوان واقعه ای تلخ از این داستان این جا و آن جا یاد می کنم. مطلب محمد مندرج در وب لاگش به آدرس neveshtehayeman.blogfa.com حکایت احوال پرسی فرهیخته ای از این دیار از اخوی اوست. سیاست مدارانی از این دست از دید حقیر منتقد قابل احترامند . بر سیاق احترام بر آستان این نیک سیرت عرض ادب می نمایم. با هم می خوانیم:
ایکاش شب مرگم / مثل شب تولدم بی ستاره نباشد /تاهمگان بدانند/ ستاره ای بودومن بی ستاره به گوررفتم
هرشب کنارش می نشینم.به ناکجاآبادی نگاه می کند که من نمی بینمش.ومن به دیواری نگاه می کنم که اونمی بیندش.صبوراست وگاهی صدای ناله روحی بیدارش می کند.نمی دانم شاید صدای ناله از روح من است یا هزاران مثل من. بینایی اش را به نابینایی من داده ومن اگرچه طیف رنگ هارامی شناسم اما نمی توانم رنگ هارا لمس کنم امااو استادلمس رنگ هاست.کسی را دیده ایدکه روح کسی رالمس کند؟کسی را دیده اید که سطح رنگ هارابشناسد؟کسی را می شناسیدکه اشک روح هارادرناکجاآبادی که هرگز دیده نشده است،پاک کرده باشد؟من می شناسم.من اورابه خوبی می شناسم.اوهمین جا کنارمن است.شب ها کنارش می نشینم وازسیاهی رنگ ها برایش می گویم.از تیرگی نگاه ها واززشتی صورت ها.واو زل می زندبه ناکجاآبادی که من هرچه تلاش می کنم،نمی توانم ببینمش.دست می کشد به روحم.تازه می شوم وهرآن چه را پیش ازاین صرف دیدن سیاهی ها می کردم،این بارصرف ندیدن می کنم.او ناکجاآبادراتامرزصبوری پیش می رودومن همین جاکنارمردی که هرشب تاسپیده به ستاره ها می نگرد،می گریم ومی گریم.
اما فردای آن روز"علی" درحالیکه از مصرف کردن یک دارو،بی حال وبی حس بود صدای مردی را در پیام گیر تلفن شنید.شاید فکر می کرد مردی که صدایش می زند،درناکجاآباداست وگرنه به طورقطع به ندای آن مرد پاسخ می داد.
باردیگرهم،علی نتوانست به صدای مردی گوش دهدکه یک باردیگر صدایش راشنیده بود.
او باورنمی کردمردی که از آن طرف صدایش می زند"محمد خاتمی" است.این بارهم او نتوانست صدای محمد خاتمی را لمس کند.
وخاتمی بازهم بزرگواری کرد تااینکه "علی"موفق شدبه صدای آشنای مردی دست بکشدکه چندباردیگر،اوراصداکرده بود.
علی از" گلوکومی" گفت که پرده ای سیاه روی چشم هایش کشیده است وخاتمی پاسخ دادچنین پرده ای افق دیدهمه را سیاه کرده است.
علی از خاتمی گفت وکارهایی که کردوخاتمی ازخاتمی گفت وکارهایی که نکرد.
علی از نابینایی مردم چشمش نالید وخاتمی ازنابینایی برخی مردم .
وعلی از وفاداری اش به اصلاحات گفت وخاتمی از ……………
وزمانیکه از اوپرسیدم،چه چیزی به اوگفتی؟ گفت:گلایه کردم ازکارهایی که می شدکرد ونکرد اما گفتم:توتنها رییس جمهوری هستی که همیشه رییس جمهوردل من خواهی بود.
84/10/16
دو مطلب غیرمرتبط با سالگرد تولد این گاه نوشت
سلام. روزگاران به کام باشد. دو مطلب ذیل تقدیم می گردد. امید که مفید فایده باشد. راستی وارد دومین سال حیات این گاه نوشت شده ام. قبل بر آن هم از سر تفنن وب لاگ های را پرنوشته نموده در نهایت رها نمودم. کاشمر شناخت ماندگاری اش را مدیون هم آوای های مثبت و منفی شما یاران و منتقدان است. امید که خسی در میقات باشیم :
1- چند روز قبل استاد هاشمی را دیدم . از نشر کتابش تا پایان هفته خبر داد. پاییز کاشمر با کتاب ترشیز رنگ بهاری به خود گرفت و زمستانش با اثر استاد هاشمی و سه همراهش بهاری گشت.آقای هاشمی به اتفاق همسرش و دوست عزیزم حسین عزیزی و همسر ایشان چهارنفری کتاب جغرافیای شهرستان کاشمر را تالیف نموده اند. کتاب را هنوز ندیده ام ولی خوشحالم که مجموعه بیناد ترشیز این بزرگواران را در این معم همراهی نمود. هنوز نشست مشترکمان را در بنیاد در سال 82 به یاد دارم. این چهار تن هم دل و هم رای کاری نموده اند قابل اعتناء و شاید تنها خرده ای که بتوان برآن گرفت عدم انتزاع شهرستان خلیل آباد از کاشمر است. البته هنوز کتاب را ندیده ام . شاید این مهم هم حل شده باشد. امید دارم که این دانش آموخته گان جغرافیا مباحث دیگری را در حوزه کاشمر پی گیری نمایند. نشر دو کتاب در حوزه تاریخ و جغرافیای کاشمر افتخار آمیز است. امیدوارم اندیش ورزانی چون : سعید روحانی (با مجموعه ای که در مورد زیارتگاه های کاشمر تهیه نموده)- حسین حسین نژاد ممرآبادی ( با مجموعه ای که در مورد تهیه کشمش و مباحث مربوطه از منظر مردم شناسی تهیه نموده ) – دکتر جواد بذرافشان (با مجموعه ای که در مورد مرتعداری ترشیز بزرگ فراهم آورده )استاد محمد کریمی (پیر عرصه مردم شناسی کاشمربا هزاران صفحه مطالب و مقاله ) - جلیل یغمایی( با مجموعه ای که در مورد تعزیه و ادبیات نمایشی تهیه نموده ) – مهندس بدیعی نامقی (با مجموعه ای که در مورد قنوات کاشمر و فون جانوری و فلور گیاهی منطقه فراهم نموده ) – مهندس مدیری ( با کتاب ناتمامش در مورد گذر شهر و شهرنشینی در ترشیز) – مسلم ناصری ( با مجموعه بی نظیرش در مورد افسانه ها و آوسنه های کوهسرخ ) – سعید کرامتی ( با انبانی از ضرب المثل و متل از کوهسرخ ) - محمد خزاعی ، هاشمی ، علس اصغر داوری ، استاد جالینوس زاده ، زینعلی ، رمضانپور و ده ها نفر دیگر نشر آثارشان را وجه همت خود نمایند. امید که کاشمر از فیض حضور این بزرگواران بهره مند شوند البته تا قبل از مرگشان!!!!
2- چندی پیش خبردار شدم که نیروی انتظامی کاشمر موفق به کشف مجسمه های شده است. گویا بشقاب و سفال و کوزه و سکه ای هم همراه این مجسمه ها بوده است. همان زمان پی گیر خبر شدم. کسی توضیحی نداشت. نتوانستم با فرماندهی منطقه کاشمر صحبت نمایم د رنهایت یکی از نیروها قضیه را به یک سکه و چند تکه سفال محدود نمود. این موارد گویا در یک معامله صوری در یکی از روستا ها کوهسرخ کشف شده بودند. با این موضوع کلنجار می رفام تا این که در حاشیه جلسه کشف مقادیری گوشت فاسد ماهی و مرغ از زبان فرماندهی ناحیه انتظامی حرف های جدیدی شنیدم. عکس های که ایشان ارایه نمود مشتمل بر دو مجسمه و یک بشقاب بود. مجسمه ای مربوط به موجودی الهه مانند بود . می شد آن را با فرهنگ برهمایی مربوط دانست. مجسمه دوم هم به ذهن چهره مردی بودایی را تبادر می کرد. بشقاب باید نهایت تاریخی مربوط به صفویه داشته باشد. از روی عکس نتوانستم قضاوت خاصی داشته باشم. حتی به ذهنم رسید که همه تقلبی باشند. ساید اصلا مربوط به کاشمر نباشند و از حوزه ای نظیر جیرفت به منطقه منتقل شده باشند. هرچه بود باید اذعان نمود که کاشمر استعداد کشف عتیقه جات را داراست. وجود قلاع متعدد در ارتفاعات و حتی در سطح دشت ، وجود منازل کهنسال و خرابه های باقی مانده از گذشته ، چندین تپه و محوطه باستانی و هزار و یک روایت شفاهی وجود گنج افراد زیادی را به طمع کشف عتیقه و زیر خاکی انداخته است. هنوز تبلیغات دستگاه های فلز یاب را در در و دیوار کاشمر به خاطر دارم. تا کنون چندین بار از افراد ریز و درشت پیشنهاداتی برای گنج یابی داشته ام . این بیچاره گان تصور می فرموده اند که حقیر فقیر در این زمینه مطلع هستم. راستی بگویم که سه روز پیش یکی از خبرنگاران نظرم را در مورد این خبر پرسید : یک چاه کن در حین کار وارد اتاقی بزرگ در اعماق زمین شد. در این اتاق اسکلت زنی در حال فرت بافی خود نمایی می کند.برای این بنده خدا جوابی نداشتم. از این و آن هم سوال نمودم کشی خبر نداشت. یکی از دست اندرکاران نشریه محلی دیارمان میگفت قضیه واقعیت داره و ایشان پی گیر است که ولو در قبال پرداخت وجه نقد خبری از این اتاق و آن زن و آن فرت تهیه نماید. به گفته یکی از دوستان هفت رشته قنات از زیر شهر کاشمر می گذرد. شاید مانند قضیه سه سال قبل در حسین آباد( داستان خالی شدن کف آشپزخانه ای و مرگ مادر و دختری بر اثر ریزش قنات) در سالیان گذشته قناتی این بیچاره را در خود فرو برده است.البته با توجه به حملات مکرر ازبکان و تراکمه در دوره قاجار و قبل بر آن می توان تصور نمود که شهر ترشیز که همین کاشمر فعلی باشد دارای پناهگاه های در عمق زمین بوده باشد. به عبارتی ترشیزی هم در زیرزمین وجود داشته است . بارها شنیده ام که د ر هسته مرکزی شهر در هنگام حفاری های مختلف فضا های خاص نمایان شده است. منزل قدیمی ما در در خیابان قائم (عج) دارای سو و قنات بود. ولی سوای آن دارای دو زیر زمین مخفی بود. از یکی استفاده می کردیم و دیگری را در هنگام تخریب خانه کشف کردیم . پدر خانه را از دیگری خریده بود. برای این زیرزمین توضیحی نداشت.خانه گویا ساخته مرحوم معمارباشی بود. او فضا های را به خانه قبلی اضافه نموده بود. موضوع را با پدر بزرگم مطرح نمود. او فقط گفت : در فدافن وقتی ترکمن ها حمله می کردند مردم ده غذای یک ماهشان را بر می داشتند توی زمین می رفتند. روی زمین فقط پیر پاتال ها و چند تا زن بیوه و مرد باقی می ماندند. تا یک ماه زن و بچه مردم توی زمین قایم می شدند تا وقتی ترکمن ها می رفتند. شاید این زیرزمین شما هم همی جوری باشد.شاید در هسته مرکزی شهر کاشمر و مناطقی چون سلطانیه شاهد شهری زیرزمینی نظیر نوش آباد باشیم . شاید اصل خبر دروغ باشد و هزار شاهد دیگر.شادمان باشید.
84/10/14
ضرورت ايجاد اداره ميراث فرهنگي در كاشمر
این نوشته مدتی قبل به روزنامه قدس ارسال گردید و در نهایت در روز چهارشنبه ۱۴/۱۰/۸۴ به چاپ رسید:
به اعتقاد كارشناسان، كاشمر از جمله مناطق كم نظير خراسان رضوي در عرصه ميراث فرهنگي و جاذبه هاي گردشگري است.
كاشمر شهري است كه در گذر تاريخ نامها بر خود ديده است و يادگارهاي فراواني از دوره هاي مختلف تاريخي دارد. آداب و رسوم و آيينهاي سور و سوگ اين منطقه در نوع خود بي نظير است. گويش مردمان بخش كوهسرخ آن بسيار غني و بكر مي باشد.
از سوي ديگر وجود گسل "درونه" باعث شده است كه در شهرستان دو آب و هواي كويري و كوهستاني در فاصله اي كمتر از ده كيلومتر ايجاد شود.
محققان بومي معتقدند كاشمر در وادي اكوتوريسم، طبيعت گردي و پذيرش توريسم زيارتي داراي پتانسيلهاي فراواني مي باشد كه اين ادعا با مروري بر اقليم منطقه قابل اثبات است.
در وسعتي كمتر از سه هزار كيلومترمربع مي توان مجموعه اي كم نظير از حيات وحش را شناسايي كرد و گونه هاي جانوري و گياهي منطقه به شدت مورد علاقه زيست شناسان مي باشد.
وجود دو امام زاده و مزار شهيد مدرس گواه ديگري بر اعتبار اين شهرستان در عرصه گردشگري است.
سالانه بيش از 5/1 ميليون نفر زائر از اين اماكن ديدن مي نمايند قبور امام زادگان ديگري نيز در منطقه وجود دارد كه هر يك به فراخور خود پذيراي مشتاقان است.
در چند ساله اخير بحث تعيين متولي ويژه اي براي رسيدگي به امور ميراث فرهنگي و گردشگري اين شهرستان بسيار جدي شده است.
فرماندار فعلي كاشمر در اولين روزهاي استقرارش در منطقه (در سال 83) بر ايجاد اداره ميراث فرهنگي و گردشگري شهرستان مصر بود حتي موضوع را به معاون وقت رئيس جمهور و رئيس ميراث فرهنگي منتقل كرده بود كه موافقتهايي هم صورت گرفته بود كه با پايان يافتن دولت هشتم و استقرار دولت نهم بايد اين مراحل دوباره طي شود.
فرماندار كاشمر معتقد است با توجه به پيگيريهاي نماينده شهرستان اميد مي رود كه اين اداره به زودي راه اندازي شود و تمام شرايط براي ايجاد آن فراهم است.
دكتر صادقي متعهد شده است كه فضاي اداري و تجهيزات اين اداره را تأمين نمايد.
اميد كه سازمان مديريت و برنامه ريزي نيز با توجه به كثرت آثار و بناهاي تاريخي و غناي خاص فرهنگ عامه و وجود جاذبه هاي سياحتي و زيارتي منطقه در مورد ايجاد پستهاي اداري مربوطه براي كاشمر اقدام نمايد.
كاشمر داراي آثار متعددي از دوره هاي پيش از اسلام، اسماعيليان، صفويه، قاجار و اوايل دوره پهلوي مي باشد كه هراز چند گاهي شاهد تخريب آثار باستاني منطقه مي باشيم. عوامل تخريب متعددي قابل طرح مي باشند ولي عمده آن عوامل طبيعي و در كنار آن عدم اجراي قوانين مربوط به حفظ ميراث فرهنگي منطقه مي باشد.
84/10/10
چند پاسخ کوتاه در مورد مطلب حاشیه ای بر یک تلاش
نوشتن حاشیه ای بر کتاب ترشیز واکنش های را در پی داشت. ظهر امروز با استاد سعادتمند در هیوندایش نشسته بودیم و گل می گفتیم و می شنفتیم . به ایشان عرض نمودم که حاشیه ای بر کتاب نوشته ام بخوانش. جانانه استقبال کرد.با هم به دیدگاه ها و واکنش های این و آن اشاره نمودیم. باز هم کلی به قول ایشان از خودمان خنده در وه کردیم.
با هم بازتاب های این نوشته را می خوانیم :
۱محمد حسین- استاد /کتابتان زیبا و پر محتوا بود/در یادداشت های پیشین به عنوان یک عامی نظراتم را در مورد کتاب عرض نمودم./با سپاس از شما و با یاد این شعر از شاملو:/من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خویش .....
محمد حسین عزیز که هر جا هست دست حق به همراهش چند انتقاد ب
