84/09/30
یلدا و یادی از مادر
۱- يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند. اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود. يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است. نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي. براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند. آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيرينی و ميوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و يا پری آن، آينده گويی می کنند
۲- یلدا سلام . عمرت درازتر از همیشه باد. امشب چهارمین شب یلدای است که بی مادر شب را صبح می کنم. به خانه اش می رفتیم. شبانگاه. از هزارتوی آشپزخانه اش آونگی ها را برایمان به ارمغان می آورد. انبانی مملو از هله و هوله را نثار وجود ما می کرد. بساط آجیل پهن می شد. هندوانه ای پذیرای کارد مادر می شدو دلخوش به شوق او بودم و اشعه شادی را در دو چشمش نظاره گرمی شدیم . شب یلدا او کوکب جمع ما بود.آونگ انگورش رادر فضا به رقص در می اورد و هم زمان دل ما را به هزار شراب خفته در رگ تاک رهنمون می ساخت.
در کنارمان می نشست و با دستان پاکش طفلان ما را ، نوه هایش را نوازش می کرد. با چشمانش هم چهره های ما را از سر مهر نوازش می نمود. بعضی وقت هاحکایتی و روایتی و آوسنه ای و متلی می گفت و یا چیستان و معمایی طرح می کرد. یادمه گاهی اوقات سر کتاب هم باز می کردُ البته به طنز و چقدر ما را به فکر می انداخت با حرف های شیرینش. حکیم وار نصیحتمان می کرد. یهو بسته به حال و هوای جمع چند دو بیتی و یا قطعه ای را زیر لب نجوا می کرد و با لبخند ما صدایش را بلندتر می کرد. هنوز دو بیتی های او در وصف ننه زمستون و طبیعت را به یاد دارم .
خانه به عطر و بوی مادر زنده بود و اکنون هم یاد او رمق به پاهایم می آورد تا بروم و جای خالی اش را در شب یلدای دگر و بدون او بنگرم و در درون های های بگریم . گریه برای حسرت های مانده در دل بر کارهای ناکرده و خدمت های عقب افتاده.
پیرزن عزیز ما بود و نور چشم و تاب و توان. بسان قدیسه ای به پیرامونش خدمت می کرد. و اینک چترش را بسته است و هم پای کفتر های عرصه شیدای پرواز را تجربه نمود . مادر شب یلدای بی تو را چگونه سر کنم؟.به تصویر پر مهرش می نگرم همان که ایستاده در کنارش به دوربین می نگرم و حالا هم از دل قاب او به من می نگرد و من مضطرب به فردا ها.
یلدا با تو نوستالژی ها دارم ولی باید سکوت اختیار نمود و لبخند نثار این و اون نمود.
شب یلدا بر همه ایرانیان خجسته و شاد باد
84/09/28
معرفی یک کتاب به تقل از سایت www.khalilitour.com
قيمت لبخند ، بچه ها
این کتاب یادداشتهای روزانه مؤلف از سفر به شهر زلزلهزده بم به سه زبان فارسی و انگلیسی و ژاپنی از زلزله هولناک پنجم دی ماه 1382 است. در این زلزله 5/6 ریشتری شهر بم به کلی ویران شد و بیش از 30 هزار نفر جان خود را از دست دادند. مؤلف کتاب در وهله اول توجه خود را به کودکان زلزلهزده بمی معطوف کرده و سعی کرده تصویر درستی از زندگی آنها در نخستین روزهای ویرانی شهر به دست دهد. یادداشتهای مؤلف همراه با نامهها و خاطرات و دستنوشتههای کودکانی است که نزدیکان خود را در این زلزله هولناک از دست دادهاند و در لابلای ویرانههای شهر با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم میکنند. مؤلف کتاب که مترجم ژاپنی- انگلیسی- فارسی و راهنمای تورهای مسافرتی است در یازدهم دی ماه 1382 از طرف روزنامه مااینچی شیمبون همراه با یک خبرنگار ژاپنی برای تهیه گزارش از وضعیت کودکان بم عازم این شهر میشود. مؤلف در این سفر به اتفاق خبرنگار ژاپنی، ایشی کاوا تاکانوری از نزدیک با کودکان بمی گفتگو میکند و رنجها و مصائب آنها را میبیند و سختیهایشان را بیواسطه لمس میکند. کودکان شور زندگی دارند و در اوج مصیبت و در شرایطی که شهر به کلی ویران شده و خانواده و نزدیکان خود را از دست دادهاند، به اندک چیزی شاد میشوند. دنیای کودکان با دنیای بزرگسالان متفاوت است و کمبودهای آنها فراتر از کمبودهای بزرگسالان است: این است پیام مؤلف در این کتاب چهارصد صفحهای که سراسر شرح رنجها و شادیها و امیدها و نومیدهای کودکانی است که در میان ویرانههای یک شهر زلزلهزده زندگی میکنند و همه خانواده و بستگان و نزدیکان خود را از دست دادهاند. کتاب با تاریخچه کوتاهی از شهر بم و ارگ تاریخی و دوهزارساله آن آغاز میشود که در زلزله مذکور به کلی ویران شد. نویسنده با کوله باری از دفتر و مداد و کتاب و وسایل بازی به سراغ کودکان میرود و با شگفتی میبیند که چطور کودکانی که همه چیز زندگی خود را از دست دادهاند، با دیدن یک مداد رنگی یا دفتر یا اسباب بازی ساده شاد میشوند و لحظاتی رنجها و مصائب خود را فراموش میکنند. این تجربه برای نویسنده تجربه ارزشمندی است و پس از آن مرتب با دفتر و کتاب و وسایل بازی به سراغ کودکان میرود و سعی میکند با این وسایل ساده و ناچیز شادی و امید را به زندگی آنها بازگرداند. از کودکان میخواهد نقاشی کنند و امیدها و آرزوها و خاطرات خود را برای او بنویسند. متن کتاب پر است از خاطرات و نامهها و نقاشیها و دستنوشتههای این کودکان. در محتوی کتاب با برخی عناصر فرهنگ ایرانی مثل عید نوروز که عید ملی ایرانیان و سرود «ای ایران» که سرود ملی غیررسمی ایرانیان است آشنا می-شویم. نوع بازیهای کودکان ایرانی را یاد میگیریم، شاعران و نویسندگان ایرانی را میشناسیم و به طور کلی با فضا و فرهنگ زندگی ایرانی خو میگیریم.
احمد خلیلی، مؤلف این کتاب درآمد حاصل از چاپ و پخش و فروش این کتاب را برای کودکان بمی اختصاص داده است.
84/09/27
كشف مجسمه مرد برنجي و سكههاي قديمي در كاشمر
در جستجویی که در سایت ها داشتم به این خبر در ایسنای خراسان برخوردم . خبر آرشیوی بود و با شماره ۱۱۱۳۳ ثبت شده است. با افتخاری تماس می گیرم او هم مثل من بی خبر است. با فرماندهی نیروی انتظامی تماس می گیرم. سرهنگ تشریف ندارند. جانشین ایشآن هم سخت مشغول مکالمه تلفنی است.فرماندار هم در جلسه است. برای بار هفتم با منطقه انتظامی کاشمر تماس می گیرم . می گویند تلفن ها خراب است . در نهایت دوستی تلفنی دیگر را می دهد . در این تماس متوجه می شوم اصل خبر مربوط به کشف یک سکه دوره فتحعلیشاهی به همراه هاونی مستعمل و یک مجسمه در روستای مکی بخش کوهسرخ کاشمر است.
----------------در يك عمليات پليسي مأموران فرماندهي انتظامي شهرستان كاشمر، موفق به كشف اشياء عتيقه باستاني شدند. به گزارش واحد دريافت خبر ايسنا ـ منطقه خراسان، مأموران مديريت اطلاعات فرماندهي انتظامي شهرستان كاشمر در طي اقدامات اطلاعاتي و تحقيقاتي، از وجود اشياء عتيقه باارزش در يكي از روستاهاي اين شهرستان مطلع شدند و با تشكيل تيم ويژه تحقيق كار پليسي خود را آغاز و در يك عمليات موفق اشياء عتيقه باستاني شامل مجسمههاي باستاني، سكههاي قديمي، ظروف و طرحهاي سفالي و منقش دوران ايران باستان را كشف نمودند. در اين رابطه يك نفر نيز دستگير گرديد.
84/09/27
کریمی پیر فرهیخته کاشمر
سلام بر اهالی محترم اینترنت و خوانندگان معزز این مجموعه/ خسته نباشید. از تمام منتقدان و مشوقان گرامی بابت آراء و نظراتشان سپاسگزارم.
در این فکرم که چرا از فرهیختگان این دیار اهورائی آنچنان که باید و شاید تقدیر به عمل نمی آید؟ با کمی مدانقه به خود می گویم: به من چه ؟ باید خود آستین بالا بزنم و تریبونی که در اختیار دارم در اختیارشان بگذارم.
برای شروع از حاج مهمد کریمی فروتقه شروع می نمایم . عاقله مردی پا به سن گذاشته که تجربه سکته را هم در چنته دارد.
کریمی در سال 22 شمسی در قریه قدیمی و کهن فروتقه از توابع بخش مرکزی کاشمر دیده به جهان گشود. تحصیلاتش را تا سوم متوسطه پی گرفت وی هم زمان به کشاورزی اشتغال داشت.دارای سه سال سابقه تدریس در مدارس زادگاهش می باشد. به خاطر دغدغه های فردی اش و علائق بی شائبه اش به فرهنگ عامه از سال 46 شمسی همکاری اش را با برنامه فرهنگ مردم رادیو شروع نمود. به عبارتی این مرد فرهیخته شصت و سه ساله دارای 38 سال سابقه در حوزه مطالعات مبتنی بر فرهنگ عامه و مقوله مردم شناسی است. از 24 سالگی دست به قلم برده و مجدانه فعالیت نموده است. هنوز هم به عنوان فرهنگ یار با واحد فرهنگ مردم صدا و سیمای جمهوری اسلامی همکاری می نماید . محصول چهار دهه فعالیت بی ریا این بزرگوار نگارش بخش اعظمی از آداب و رسوم و آیین های سور و سوگ و فرهنگ شفاهی مردم کاشمر است. زحمات او در آرشیو صدا و سیما بسان گنجی خسروانی نگهداری می شود.او در عرصه مطبوعات کشوری نیز فردی نام آشنا می باشد. حقیر از همکاری او با نشریاتی چون : ،فصلنامه پژوهشی و فرهنگی فرهنگ مردم ایران و جهان ، اطلاعات هفتگی و مردم و زندگی مطلع است. علمای علم مردم شناسی و علاقه مندان فرهتگ شفاهی ایران زمین او را به عنوان محققی شیدا و شاعر مسلک می شناسند. از او شعر های فراوانی به گویش محلی و با مفاهیم مذهبی باقی مانده است. در زمینه های شاعری ، موسیقی، مدیریت گروه های موسیقی مقامی و تحقیق و پژوهش نیز فردی فعال و صاحب سبک می باشد.
او سالیانی سخت را در این چند سال سپری نموده است. تا مرز ورشکستگی پیش رفت و با بی مهری های دوستان مواجه شد. مرارت ها و زخم زبان ها را به جان خرید. یاران صاحب منصبش پشت او را در بلایا خالی نمودند. آنانی که با او عکس یادگاری می گرفتند ناگاه رهایش کردند. با مشکلاتی که داشت رهایش نمودند.
به زعم حقیر فقیر سراپا تقصیر ایشان از دو موضوع رنج می برند: اول ان که در خانو اده پیرو و مریدی ندارد. در در میان دخترانش و نه پسرانش و حتی نوادگانش. این موضوع را خودش با آه و اشک برایم تعریف می نمود. فقط گویا یکی از پسرانش مختصر ارادتی در این وادی از خود ساطع فرموده اند.دیگر آن که مسوولان فرهنگی دهه گذشته کاشمر با به صورت تاریخ مصرفی برخورد نمودند. فقط او را برای شب شعر و مصاحبه می خواستند. هیچ کس تلاش نداشته تا آثار او را تدوین . حتی چاب نماید.
شما را به خواندن بخش از مطللب او در موردآیین ها و باور های شب یلدا در کاشمر در آستانه زمستان دعوت می نمایم :
"... شب اول دی ماه شب آغاز چله بزرگ زمستان است و تا دهم بهمن ماه به مدت چهل شب ادامه دارد.و این نخستین شبی است که در آن مردم فصل پاییز را پشت سر گذاشته و می خواهند با فصل سرد زمستان رو به رو شوند و چون بلندترین شب سال است در اکثر روستاهایکاشمر و حتی در خود شهر آداب و رسوم خاصی اجرا می شود . الحمدالله این آیین با گذشته چندان فرقی ندارد.
در کاشمر معتقدند که هر میوه ای خواص مخصوص به خود را دارا می باشد. هر نوع میوه ای را که بخوری خواص و فایده ان تا سال آینده همان وقت در بدنت باقی می ماند.این خواص باعث می شود که فرد از حشرات و جانوران محافظت شود و در مقابل بیماری ها هم مصون باشد.
در روستا ها هندوانه بیش از سایر میوه ها مورد توجه قرار دارد.لذا آن را در فصل برداشت تا شب یلدا انبار می نمایند .باید هندوانه را به نحوی انبار نمود که به آن صدمه ای وارد نشود.آن را بالای کاه می نهند . در بعض آبادی ها آن را در داخل تور قرار می دهند و از سقف اطاق یا زیر زمینی برای شب چله آویزون می کنند.
مردم کاشمر هندوانه رادافع گرمی مغز و سوزندگی جگر می دانند.عقیده دارند هر کس در شب یلدا هندوانه بخورد جگرش لک بر نمی دارد و حتی در تابستان سال آتی هم گرما بر او تاثیر نخواهد داشت. اگر کسی کرم روده داشته باشد با خوردن هندوانه در شب یلدامتوجه می شود که کرمش دفع شده است.
از دیگر میوه های شب یلدا می توان به انار ، گلابی و به اشاره نمود. هویج هم در این میانه طرفدارانی دارد. هرکس این چهار میوه را بخورد از نیش عقرب و زنبور در امان خواهد بود.
هر کس در شب چله انگور بخورد گرما زده نخواهد شد و اگر سیر ترشی بخورد تا سال اینده درد مفاصل نخواهد گرفت.
در روز آخر آذر ماه ( شب چله ) از سوی خانواده داماد برای عروس خانم خنچه (خوانچه ) می برند. این خوانچه تشکیل شده است از :هفت سینی با هفت پارچه الوان. در یک سینی هندوانه ، بعدی سیب سرخ مشهدی ، گلابی ، انار ، برنج و گوشت ، لباس ( پیراهن یا چادر ) و در سینی آخری گردن بند یا انگشتری طلا .این هفت سینی را هفت نفر روی سر گذاشته و به خانه عروس می برند. به این هفت سینی شب چله گی می گویند.
جلوی منزل عروس اسپند دود می کنند و فردی جا افتاده و خوش صدا می خواند: سبز است سپند ، سبز ه کار است سپند، سر رشته صد هزار کار است سپند ،می سوخت نبی سپند از بهر گزند ، چشم بد خلق را سپند است نجات .
و ......
84/09/26
معرفي اجمالي شهرستان كاشمـر
اخیرا دوستی را در زمینه یک طرح پژوهشی یاری رسان بودم. این مختصر را برای درج در این مجموعه مفید یافتم
شهرستان كاشمر يكي از شهرستانهاي استان خراسان رضوي است كه با 2000 كيلومتر مربع در قسمت جنوب اين استان واقع است. اين شهرستان از شمال به نيشابور و سبزوار
از شرق و شمالشرقي به تربتحيدريه از جنوب به مه ولات و از غرب به خليلآباد و بردسكن محدود است.
شهر كاشمر در َ27/ ْ58 طول شرقي و َ12/ْ35 عرض شمالي قرار گرفته است. مرزهاي طبيعي شهرستان در غرب دشت كوير، در جنوب كوير نمك و در شمال سلسله جبال
كوهسرخ ميباشد. اين ارتفاعات دشت كاشمر را از دست سبزوار جدا ميكند.
شهرستان كاشمر داراي دو نقطه شهري است كه عبارتند از: كاشمر و ريوش. اين نقاط شهري به ترتيب مراكز بخشهاي مركزي و كوهسرخ ميباشند. اين دو بخش مجموعاً شامل 5 دهستان ميباشد.
|
بخش مركزي |
بخش كوهسرخ |
جمع كل |
|
36 روستا |
38 روستا |
74 روستا |
‑ـ وجه تسميه و نام شهرستان
« مركز شهرستان كاشمر، شهر كاشمر است كه سابقاً ترشيز خوانده ميشده است.
شهر كاشمردر 70 سال اخير به اين نام معروف شده است. هسته اوليه شهر در محل سرو كشمر بوده كه معروف است دست كشت زرتشت بوده و اين خود قدمت شهر را ميرساند
كه پيش از زرتشت نيز در اين محل آبادي وجود داشته است[1].»
« سرو كاشمر عمري دارد به درازاي حداقل 2500 سال و ترشيز پيشينهاي دارد لابد
و لامحاله بيش از پيش از اين سالها، چرا كه نخست ميبايد خاكي باشد و آبي و آباداني
اي تا درختي در آن خاك ريشه بدواند و به مدد آن آب و باران، ببالد و بيترديد خاك ترشيز
پيش از درخت كشمر دامنگير خاطر درختكاران بوده است[2] … شهر زيباي كاشمر با پس پشت نهادن بيش از بيستوپنج قرن حوادث روزگار اكنون در شمار يكي از دست نخوردهترين شهرهاي خراسان است به لحاظ تركيب جمعيت و حفظ آداب و عادات و سير و سنن
و اين در جاي خود البته كه غنيمت پر قيمتي است[3].»
«... ترشيز از بناهاي بهمن بن اسفنديار است و در هنگام خروج حسن صباح از جمله قلعههاي مستحكمه ملاحده بود. هلاكو بعد از عبور از جيحون و ورود به خراسان اول آنجا
را محاصره كرد و پس از فتح آن را ويران نمود[4].»
«… كشمر نام قريهاي است از ولايت ترشيز و آن را كشمر نيز گويند. آوردهاند
كه زرتشت دو درخت سرو به طالع سعد نشانده بود، يكي را در همين قريه و ديگري در قريه فريومد طوس و عقيده مجوسان آن است كه زرتشت شاخه سرو از بهشت آورده و در اين
دو قريه كشت، متوكل عباسي بهنگام عمارت جعفريه سرمن راي كه به سامره اشتهار دارد، حكمي به طاهربن عبدا… ذواليمينين كه در آن وقت حاكم خراسان بود نوشت كه آنرا قطع نموده
بر گردونها نهند و شاخههاي آن در نمد گرفته، بر اشتران بار كرده، به بغداد فرستند. جماعت مجوسان پنجاه هزار دينار ميدادند كه آن را نبرند، طاهربن عبدا… قبول نكرد. بقول مولف تاريخ جهاننما از عمر آن درخت تا سنه اثني و ثلثين و ماتين، يكهزار و چهارصد و پنجاه سال گذشته بود كه قطع كردند و دور آن درخت بيست و هفت تازيانه و هر تازيانه ارشي و ربع ارشي بود. گويند كه در سايه آن زياده از ده هزار گاو و گوسفند قرار ميگرفتند و جانوران مختلفالنوع خارج از حد شمار بر زير آن درخت آشيانه داشتند چون آن درخت بيفتاد، در آن حدود زمين بلرزيد و به كاريزها و بناها بسيار خلل فاحش راه يافت و اصناف مرغان از حد و حصر بيرون آمدند چندان كه هوا پوشيده گشت و بانواع اصوات خويش نوحه و زاري ميكردند و گوسفندان
و گاوان كه در سايه آن ميآراميدند همه ناله و زاري آغاز كردند، خرج تنه آن تا بغداد
نقل نمودهاند پانصد هزار درم شد و سرو شاخههاي آن بر هزار و سيصد شتر حمل نموده بودند و آن درخت چون به جعفريه رسيد، متوكل عباسي را در همان شب غلامان او پاره پاره كردند
امير معزي فرمايد:
|
ترك نزايد چو تو به كاشغر اندر |
|
سرو نبالد چو تو به كاشمر اندر[5] |
اين نقل قول و ساير نقل قولهاي كه در منابع تاريخي ديگر موجود است بيان كننده
اين مطلب ميباشد كه كاشمر منطقهاي تاريخي و باستاني است. رجوع به گذشته تاريخي كاشمر، بدون سخن گفتن در مورد سرو آن غيرممكن است و نبايد نام كاشمر فعلي را بيارتباط با مسئله سرو دانست نام خود قريه احتمالاً از كاشت درخت گرفته شده است و چرا كه كشمر
را «كيشمار» هم گفتهاند. قابل ذكر است كه كيشمار از دو واژه كيش و مار گرفته شده است
كه اولي را در زبان محلي «كيشت» ميگويند و منظور همان كاشت است و دومي «مار» به معناي مادر است و با توجه معاني دو واژه شايد بشود حدس زد كه «كشمر» ابتدا كشت مادر
بوده است و اين معني را استنباط نمود كه سرو اولين بار در اين منطقه كاشت شده است
و از آنجا به ساير مناطق سرايت نموده است
سيماي اقتصادي شهرستان كاشمــر
ـ وضعيت كشـاورزي
كاشمر منطقهاي فلاحتي و كشاورزي است كه زماني انبار غله خراسان به شمار ميرفته است و به علت وجود باغات مختلف به خصوص تاكستانهايش آن را شربتخانه خراسان نام نهاده بودند. زمينهاي مرغوب و حاصلخيز دشت حومه كاشمر و همچنين جلگه جنوبي
اين شهرستان از حاصلخيزترين مناطق استان است، اين شهرستان جزو مناطق
گرم و خشك است.
ـ محصولات مهم كشاورزي
نباتاتي كه در نواحي مختلف اين شهرستان كاشته ميشوند به ترتيب عبارتند از:
ـ گندم و جو كه در اكثر روستاها كاشته ميشود و بسيار مرغوب است . ذرت، ارزن، نخود لوبيا، عدس و ماش از عمده حبوبات قابل كشت در منطقه است.
ـ محصولات صيفي منطقه عبارتند از: خيار، بادمجان، گوجهفرنگي، كدو، خربزه
هندوانه و طالبي.
ـ درختان ميوه عبارتند از: درخت مو (تاك يا انگور)، بادام، گردو، انار، پسته، انجير، زردآلو سيبدرختي، هلو، توت، آلبالو، شفتالو، به و انواع سبزيجات نظير نعناع، تره، شويد، پياز، كاهــو جعفري، ريحان، هويچ، شلغم، سيبزميني در روستاهاي مختلف شهرستان كاشته ميشود.
نباتاتي چون پنبه، كتيرا، چغندرقند و زعفران هم به وفور در منطقه كشت ميشود.
ـ وضعيت دامداري
در اين شهرستان پرورش گوسفند و بز، شترداري، مرغداري، پرورش گاو شيري
و گوشتي و همچنين زنبورداري رواج دارد. پرورش ماهي در قالب چند استخر نيز رايج است.
ـ معـادن و كانسارهـا
مناطق كوهستاني شهرستان كاشمر داراي منابع سرشار و وسيعي از معادن مختلف فلزات و كانسارها ميباشد كه تاكنون به علت صعبالعبور بودن راهها و عدم وجود وسائل استخراج
و سرمايه لازم دست نخورده باقي مانده است. تاكنون وجود معادن آهن، سرب، روي، آنتيموان كائولن، بنتونيت، نمك، زرنيخ، مرمر، مرمريت، گچ و آهك، طلا و نقره، مس و كروميت بر اثر تحقيقات اداره معادن و فلزات مشهد مشخص و معلوم شده است.
ـ صنايع دستي شهرستان كاشمر
در گذشته صنايع دستي روستايي عبارت بودند از: ريسندگي، نمدمالي و زيلو بافي، گليمبافي، سبدبافي، حصيربافي و سفالگري و در حال حاضر عمده اين صنايع صنعت قاليبافي است. قريب 3000 دار قالي در اين شهرستان فعال ميباشد. وجود شركت تعاوني فرش دستباف كاشمر، اداره فرش و موسسه فرشبافي آستان قدس خود مبين گسترش اين صنعت در سطح شهرستان است. در اين منطقه قاليچه بلوچي، قاليچههاي قاب آينه و قاب قرآني بافته ميشود. قاليهايي با طرح منظره، درختي، شكارگاه، قالي جنگلي، زيرخاكي و افشان از جمله ويژگيهاي قاليبافي كاشمر است.
ـ اقليم
در اين شهرستان به علت همجواري با كوير، وجود كوهها و دوري از دريا جهت ورزش باد، متناسب با فصول مختلف تغيير ميكند. بادهاي محلي اين شهرستان عبارتند از:
1ـ باد شمالي
2ـ باد شمال شرقي
3ـ باد غربي
4ـ باد جنوب غربي
5ـ باد شرقي
بادهاي شمالي، شمال شرقي و شرقي بيشتر در تابستان و پاييز ميوزند در صورتي
كه بادهاي غربي و جنوب غربي از اوايل زمستان شروع ميشوند. در اصطلاح اهالي محل بادهاي شمالي، شمال شرقي و شرقي به بادهاي كوه و بادهاي غربي و جنوب غربي به بادهاي كويري معروف هستند.
از نقطه نظر دمايي نيز بيشترين مقدار متوسط حداكثر درجه حرارت در تيرماه با 2/37 درجه سانتيگراد است در اين منطقه قريب 136 رشته قنات آبدار شمارش شده است.
بيشتر اين قناتها در زمينهاي آبرفتي دامنه كوهسرخ قرار گرفته است مجاري قناتها به طرف جنوب و جنوب غربي امتداد پيدا مينمايد. قريب 157 حلقه چاه عميق و نيمه عميق شمارش
شده است. علاوه بر چاه و قنات تعداد زيادي چشمه در ارتفاعات شمالي وجود دارند كه بيشتر
از نوع چشمههاي گسلي ميباشند.
ـ پوشش گياهي و مـراتع
پوشش گياهي در سطح شهرستان كاشمر يكنواخت نيست و در غرب و جنوب از تراكم كمتري برخوردار است. در صورتي كه پوشش گياهي در شرق و شمال شرقي از تراكم
و انبوهي بيشتري برخوردار است. همچنين شرق و جنوب اين شهرستان به علت مجاورت
با كوير، بوتهها و پوشش گياهي از تراكم كمتري برخودار ميباشند. گياهان حاشيه كويري
از نوع گياهان خشكي پسند نظير؛ خارشتر، شوره درخت گز و تاغ بوده و در برابر خشكي
و گرمي هوا از مقاومت بيشتري برخودار ميباشند پوشش گياهي در مناطق كوهستاني بيشتر بوتههاي گون، درمنه، درختچه و انواع گياهان كوهي ميباشد.
ـ آثار تاريخي، بقاع متبركه و زيارتگاههاي كاشمـر
الف) آثار تاريخي عبارتند از:
1ـ قلعه آتشگاه
در دوازده كيلومتري شمال غربي كاشمر واقع است در نزديكي قلعه غار بزرگي
وجود دارد عدهاي معتقدند كه در گذشته در كناره غار نقش سربازي نيزه بدست حك شده است. اين محل در بين مردم به غار آتشگاه نيز معروف است گويا اين قلعه از مراكز و آتشگاههاي معروف زردشتيان بوده و تا قرون اوليه هجري نيز فعاليت داشته است.آثاري از فرقه اسماعيليه نيز در اين محل يافت شده است.
2ـ قلاع مختلف اسماعيليــه: نظير قلعه دختر، قلعه پسر، قلعه ميكال، قلعه بر داوود و …
3ـ كاروانسراي حاجي امين واقع در ميدان مركزي كاشمر.
4ـ قريب 20 منزل قديمي
5ـ قبرستان گبرها در قراچـه كـوهسرخ
6ـ قريب هفت محوطه و تپه باستـاني
7ـ حوزه علميه حاج سلطـان
و مجموعههاي هم چون ارگ،آب انبارها ، يخدانها، آسيابها ، مساجد و حمامهاي قديمي و…
ب) بقاع متبركه و زيارتگاهها
1ـ مسجد جامع كاشمـر //اين مسجد در سال 1213 هـ.ق توسط عبدالعليخان و مصطفي قليخان حكام وقت ترشيز در دوره قاجار بنيان نهاده شد.
2ـ امامزاده سيد حمزه (ع)//محوطه اين امامزاده داراي درختان كاج و سرو تنومندي است كه عمر بعضي از آنها به بيش از پانصد سال ميرسد. در گذشته تاكستانهاي مصفا امامزاده را در بر گرفته بود اهالي محل را اعتقاد بر اين است كه اين درختان باز مانده همان سرو مشهور و معروف ميباشند. آستانه مقدس سيد حمزه خود از بناهاي دوره صفويه ميباشد و به علت واقع شدن در ميان باغها به باغمزار معروف است. اين امامزاده داراي موقوفات زيادي است بطوريكه يك سوم شهر كاشمر را اراضي وقفي متعلق به آن حضرت در بر ميگيرد. اين آستانه داراي دو گلدسته بلند، بارگاه با شكوه، زائرسرا و باغچهاي بسيار مصفا است. مزار پر فيض شهداي جنگ تحميلي نيز در همين محل است. حضرت سيد حمزه بن موسي ابن جعفر(ع)
برادر امام رضا(ع) است كه بنا به نوشته عالم آراي عباسي صحت اين نسبت تاييد شده است.
3ـ امامزاده سيد مرتضي (ع)//در شش كيلومتري شمال كاشمر قرار دارد. بناي اوليه اين آستانه هم در دوره صفويه بنيان نهاده شده است و در دهههاي اخير تجديد بنا شده است . در حال حاضر از جمله جاذبههاي سياحتي و زيارتي منطقه محسوب ميگردد. به روايتي حضرت مرتضي بن
موسيابن جعفر(ع) برادر امام رضا(ع) و به روايتي دگر برادرزاده آن حضرت ميباشد.
4ـ آرامگاه شهيد مدرس//مزار اين عالم متقي زيارتگاه خاص و عام است و در افواه و در بين اهالي كاشمر به قبر آقاي شهيد معروف است مردم در طي چند دهه اخير با آيين نذر نان و ماست عرض ارادتي خاص به اين بارگاه مينمايند. عده كثيري از شهداي جنگ و انقلاب در اين محل مدفونند.
5ـ از جمله اماكن ديگر ميتوان امامزاده سيدمحمد، به سقاخانه، پير اسحاقآباد و قوژد
و امامزادههاي روستاهاي اطراف اشاره كرد.
ـ برخی ازبزرگان و مشاهير و مفاخر كاشمـر
1ـ شيخ احمد جامي ملقب به احمد ژندهپيل، اهل قريه نامق كوهسرخ است.
2ـ كاتبي ترشيزي
3ـ ظهوري ترشيزي
4ـ اهلي ترشيزي
5ـ طوطي ترشيزي
6ـ آيتا… سعيدي مفسر كبير قرآن
7ـ حجتالاسلام واله استاد اخلاق
8ـ آيتا… محمد باقر امامي
9ـ آيتالله ميرزا محمدحسين مجتهد
84/09/23
درود باد كسي را كه چراغ ديدگانمان روشن از پيشينه انديشه اوست.
خاک بر سر ما/ چرا از مشاهیر دیارمان قدردانی نمی کنیم ؟ مسوولان ما را چه می شود؟ چرا در کنار این همه شعار کاری مملو از شعور را به فرجام نمی رسانند ؟ کاشمر از دیرباز به شهادت مورخان نام آشنا دیاری عالم خیز بوده است. در این وب نگاری هایم بارها به مواردی خاص اشاره نموده ام. دکتر صدر نبوی را همه می شناسند. منتخب دوره اول مجلس که از رفتن باز ماند و در عرصه علم همه را پشت سر گذاشت. باشد که شوراییان و سایر مدیران فارغ از عافیت طلبی های مرسوم قبل از مرگ خودشان و رحلت این فرهیختگان کاری بنمایند کارستان و یاد چهره های ماندگارشان را زنده نگه دارند. وقتی این خبر را در ایسنا خواندم شرمنده شدم . چرا ما این کار را نکردیم؟ چندی پیش هم شبکه خراسان مواردی از ایشان را عرضه نمود
-----------به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان در لوح تقديري كه از سوي دانشگاهيان دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد به دكتر رامپور صدر نبوي اهدا شد، در این لوح آمده است: ستودن كسي كه ما را انديشيدن مي آموزد كم است. تقدير تنها گواه ادب دانشجويان و توجه به جايگاه علمي استاد است.
مراسم تقدير از پرفسور رامپور صدر نبوي استاد دانشگاههاي مشهد در رشته علوم اجتماعي عصر ديروز در مجتمع علوم انساني دانشگاه آزاد اسلامي مشهد و با حضور اساتيد برجسته جامعه شناسي و علوم اجتماعي برگزار شد.
در اين مراسم كه با حضور دكتر طاهري رييس مجتمع علوم انساني دانشگاه آزاد ، اعضاي هيئت علمي مديريت و حسابداري اين دانشگاه و نيز تني چند از اساتيد دانشگاه فردوسي برگزار شد، دكتر طاهري در سخناني ضمن تقدير از زحمات و تلاشهاي علمي دكتر صدر نبوي خاطرنشان كرد: امروز تمام تلاش خود را انجام دادهايم تا از شخصيت علمي اين استاد فرهيخته در خور شان ايشان تقدير شود اما با محدوديت هايي مواجه بوديم كه ما را از انجام به حق و شايسته اين وظيفه باز ميداشت كه به همين سبب از محضر استاد پوزش مي طلبيم. در اين مراسم همچنين حسامي به نمايندگي از كميته علمي مديريت و موسسه مديريت نوين ايران در سخناني اظهار داشت: تقدير از چهره ماندگار و استاد دانشمند رشته مديريت، بايستهاي بود كه هر چند مختصر و با ضعف هاي فراوان، نسبت به انجام اين وظيفه همت گماشتيم و اميدواريم دكتر صدر نبوي نيز از دانشجو يان خود راضي باشند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان دكتر رامپور صدر نبوي متولد 1316 ترشيز كاشمر است. وي پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي در مدرسه رفعت ، راهي تهران شد و پس از آن براي گذراندن تحصيلات عاليه دانشگاهي به آلمان رفت. وي سابقه بيش از سي سال تدريس در دانشگاههاي ايران و آلمان را دارد. پرفسور صدر نبوي كه از پايه گذاران رشته مديريت در خراسان و عضو هيئت علمي دانشگاه فردوسي مشهد است چندين مقاله علمي بين المللي در مجلات مختلف چاپ كرده است و هشت كتاب نيز در زمينه هاي مديريت، فلسفه و علوم اجتماعي به رشته تحرير درآورده است. شايان ذكر است كتاب گفتارهايي در علوم اجتماعي نيز از اين شخصيت ماندگار علمي در دست تأليف است. مراسم تقدير از پرفسور صدر نبوي با پخش يك كليپ ويدئويي از زندگي نامه وي ادامه يافت و سپس دانشجويان باوي عكس يادگاري گرفتند.
84/09/23
سلام یک شیدا
سلام / دلم هوایی شده . بی تاب رفتنم . هوای زیارت حضرتش بد جوری دلم را مشغول نموده . با دلی پر هوس زیارت به رواق ها و صحن هایش می اندیشم. از همه رو سیاه ترم . میون اون همه کبوتر ها چه جوری بپرم. اینو چاووشی با اون صدای با حالش می خواند . تکانم می دهد. دو روزه که این ترانه آوار شده توی روح و جانم. نگاه خاصی را از سر ارادت بیان می نماید . تصاویر زبیایی را بیان می کند . آخه من کجا برم؟. تو گویی وصف حال من فلک زده مانده از همه جاست. تو همین فکرها گذشت . یک دلش می گفت: برو بک دلش می گفت بمون . باید دل را راهی کرد . من یک زائرم باید برم . آقا سلام . از کنار این کوه و کویر از حاشیه صداقت ، از مرز خجالت عرض ادب می نمایم. شما نعمت این دیارید . من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم میون اون کبوتر ها با چه روحی بپرم . تا اینجا چندین بار ترانه را به اول برگردونده ام . دوباره با اون هم نوا می شم . هوای شده ام . در زلال آب و عزت آتش و غیرت خاک و وزش باد صباح ذکر تو جاریست . در ترنم این لحظات هم نام تو شنیدنی است . من رو سیاه را .... بگذریم . از کاشمر این دیار اهورایی عرض ادبی می نمایم به این افتخار خراسان و ایران . به رضا ی آل احمد سلامی از سر صدق می نمایم . میلاد آقا بر همه انسان های کمال پرست مبارک باد. میلاد خسرو توس بر خراسانی ها همایون باد. میلاد ضامن آهوبر شیعیان هم فرخنده باد.![]()
![]()
84/09/21
حاشیه ای بر حکایت قبرستان ها در کاشمر
کارشناسان معتقدند که پيشينه گورستان به قدمت خود انسان است. حتي اولين هستههاي تجمع بشري هم جايي براي گورستان داشتند.با رشد شهرها و تهيه طرحهاي جامع و طرحهاي آمادهسازي شهرها، لزوم توجه به گورستانها، جلوگيري از پراكندگي و اعمال ضوابط و معيارهاي شهرسازي مبتني بر رعايت موازين شرعي، حقوقي و بهداشتي مورد توجه قرار گرفت. اين معيارها را در ذیل ارایه می شود؛( امید که مسوولان شهري - اعم از شهرداري كه كارهاي اجرايي را برعهده دارد و یاشوراي شهر كه بر كار شهرداري نظارت دارند،آن را مطالعه نمایند.)![]()
1- دسترسيها//رفت و آمد بسياري از افراد جامعه به گورستانها ، به ويژه در روزهاي آخر هفته و مناسبتهاي خاص ، توجه به موقعيت گورستان را از لحاظ دسترسي افراد - سواره و پياده - ضروري ميسازد.
گورستانها بايد در مكانهايي احداث شود يا توسعه داده شود كه بتوان با وسيله نقليه به آساني به آنها دسترسي يافت. در حال حاضر کاشمر دارای گورستان بهشت بقیع ( از این بهشت زیاد استقبال نشد . البته غسالخانه اش معروف است )و قبور موجود در سید حمزه (ع) و آرام گاه شهید مدرس می باشد. قبرستان کهنه به شهرداری و بازار روز تبدیل شده است. قبرستان مجاور فلکه سبزوار هم پارک محسوب می شود. موارد دفنی هم در سید مرتض (ع) دیده می شود. احداث مسيرهاي كمربندي، ميدانها، تقاطعهاي مناسب، خطوط ويژه تاکسی و ساخت پاركينگ براي توقف وسايل نقليه از جمله مواردي است كه در دسترسي گورستانها بايد به آنها توجه شود.از لحاظ دسترسي داخلي نيز بايد خيابانها، گذرها و ميدانهاي داخل گورستان طوري طراحي شود كه جوابگوي حجم تردد وسايل نقليه در زمانهاي اوج ترافيك باشد و نيز سرعت در آن - با استفاده از سرعتگير يا وسايلي ديگر - كنترلپذير باشد. بهرهگيري از علايم و تابلوهاي راهنمايي، خطكشي، جدولگذاري و تجهيز معابر ميتواند درصد زيادي از اين كار را انجام دهد.براي دسترسي افراد - چه سواره و چه پياده - به مكان موردنظر، لازم است از تابلوهاي اطلاعرساني و ساير علايم راهنماي مسير استفاده شود.قبول بفرمایید این موارد در کاشمر چندان قابل رویت نمی باشد.![]()
2-امكانات رفاهي//چه براي انجام مراسم خاكسپاري درگذشتگان و چه براي كساني كه به زيارت قبور عزيزان خود ميروند، گورستانها به امكاناتي ويژه نياز دارند.اين امكانات فهرست بلند بالايي را شامل 120 نوع خدمت در بر ميگيرد كه از جمله ميتوان به اينها اشاره كرد: قاري سر مزار، بلندگو، سالن سوگواري، پذيرايي از افراد، مداح، گلآرايي، ترمه، چاپ آگهي، آمبولانس شهري، عكاسي، فيلمبرداري، سنگ مزار و حتي مراحل حقوقي مانند باطل كردن شناسنامه و جز اينها.علاوه بر اين، تسهيلاتي را نيز براي مراجعهكنندگان در نظر گرفت، از جمله خريد گل و گلاب، مواد غذايي، آب آشاميدني، فضاي سبز، آبنما، نيمكت براي نشستن، سطل زباله و جز اينها. در هر حال گورستان بايد به محلي تبديل شود كه تالمات روحي افرادي را كه عزيزان خود را از دست دادهاند، افزون نكند و غمي بر غمهايشان نيفزايد. شکر خدا هیچ یک از این موارد در قبرشتان های شهر دیده نمی شود و بیشتر به آرمانی دست نیافتنی می ماند.!!!!!![]()
3-سازمان اداري///سازمان اداري گورستانها از چند نظر داراي اهميت است:
نخست اينكه در صورت وجود امكانات كامپيوتري در گورستان، ثبت اطلاعات مربوط به متوفي (كه حدود 50 نوع كد اطلاعاتي را شامل ميشود)، ميتواند مورد بهرهبرداري سازمانهاي مختلف درماني، پژوهشي و دانشگاهي قرار گيرد. اين اطلاعات براي تصميمگيريها و برنامهريزيهاي دولت و بخش خصوصي، مرجع پراهميتي به شمار ميآيد.( به حقیر اتهام آرمان گرایی افراطی ندهید . آن چه عرضه شد بیان استاندارد هاست . ناسلامتی کاشمر شهر دانشگاهی است و بالغ بر 6 هزار دانشجو در آن به علم آموزی مشغولند و مقادیر متنابعی عضو هیات علمی در آن به کار و معاش مشغولند.جمعیت دانش آموزی هم بماند.)
دوم اينكه، فراهم كردن امكانات مناسب زندگي با پرداخت حقوق و مزاياي كافي، براي كساني كه در اين اماكن به كار مشغولاند، تاثير مثبتي در برخورد آنان با مراجعهكنندگان خواهد داشت. مراجعهكنندگان به دليل درگذشت عزيز خود، غم و اندوه فراواني دارند و برخورد درست و انساني كارمندان گورستان ميتواند اندكي از تألمات روحي آنان بكاهد يا دستكم، بر آن نيفزايد.همواره در حاشيه مكانهايي مانند گورستانها كه محل آمد و شد افراد بسياري است، محيطهاي مناسبي براي افراد ناباب به وجود ميآيد. در اين ميان روابط ناسالمي شكل ميگيرد و مشاغل كاذبي نيز همچون تكديگري رواج مييابد.( زمانی که فرشته زندگیم یعنی مادر به آسمان ها پر کشید شاهد این مدعا بودم . غسال محترم حسابی ما را نواخت به حدی که تا مدت ها کابوسش را می دیدم و مانده بودم به کی شکایت کنم)مديريت گورستانها بايد نسبت به پيرايش چنين فضايي هشيار باشد و باهمکاری مقامات ذيربط - از جمله نيروي انتظامي - با آن برخورد قانوني كند. شما مدیریت بهشت بقیع کاشمر را می شناسید؟![]()
=================
گورستان ارزشمند است//همانگونه كه ارزش زمين براي سكونت زندگان متفاوت است، ارزش زمين براي به خاكسپاري نيز يكسان نيست. گاهي ارزش زمينهاي گورستان از زمينهاي واقع در مرغوبترين نقطه شهر نيز بيشتر است.ارزش زمين - يا به عبارتي قيمت قبر - در گورستانها به عواملي از جمله نزديكي به مقبره پيشوايان ديني ، امامزادگان و شخصيتهاي اجتماعي، دسترسي به راههاي ورودي و خروجي، فضاي سبز و مواردي از اين دست مربوط ميشود.گورستانها معمولا از دو بخش قبرهاي عمومي و قبرهاي اختصاصي تشكيل ميشوند. گورهاي عمومي متعلق به دولت و شهرداري و اداره اوقاف است و بابت جا قبذ هزينهاي خاص اخذ می شود، هزينههاي آمبولانس، شست و شو و كفن و دفن و مانند اينها نیزاز خانواده متوفي دريافت ميگردد.
قبرهاي اختصاصي كه معمولا به صورت آرامگاه است، با قيمت گرانتر به افراد يا خانوادهها و اگذار ميشود و يكي از راههاي درآمدي گورستانها همين است.![]()
84/09/21
گزارش جلسه ای به بهانه هفته پژوهش
این متن را به مناسبت هفته پژوهش عرضه می نمایم . شاهدی است بر این مدعا که شوراییان می خواهند که کار کنند.همه می خواهند که کاری بنمایند کارستان ولی یک جای کار می لنگد. امید که شوراییان در این ماه های باقی مانده کاری بکنند کارستان. بنده یک همایش یک روزه ویژه بررسی علل توسعه نیافتگی کاشمر را پیشنهاد می نمایم/////![]()
![]()
دومین نشست مشترک هیات رئیسه دانشگاه با اعضای شورای اسلامی شهر کاشمر با حضور فرماندار و شهردار کاشمر در روز یکشنبه 13/9/84 ساعت 18 در محل سالن کنفرانس دانشگاه آزاد سالامی واحد کاشمر به منظور تبیین راه کارهای تعامل هرچه بیشتر دانشگاه با مدیران ارشد شهرستان برگزار گردید.
فرماندار کاشمر این نشست را تجلی تفاهم طرفین دانست و ابراز امیدواری نمود که این جلسه برای سایر نهاد ها هم به عنوان یک الگو مطرح شود. وی با اشاره به ضرورت رسیدگی ویژه به امور مربوط به دانشگاه گفت: در سطح جامعه و در مدیریت شهری و برنامه ریزی های مربوط به آن بحث نظارت ضعیف می باشد وجود نظارت در جامعه امنیتی پایدار را در پی خواهد داشت . دکتر صادقی درادامه افزود : باید خواسته های منطقی مردم را رسیدگی نماییم . وی رسیدگی به مشکلات دانشگاه را اولویتی اصلی دانست و از حاضران خواست تا با سعه صدر با مسایل برخورد نمایند.
رئیس دانشگاه نیز با اشاره به تاریخچه تاسیس دانشگاه در کشور این نهاد علمی را عاملی موثر در توسعه علمی کشور دانست و به بررسی تفاوت های اساسی آموزش عالی کشور در قبل و بعد انقلاب پرداخت. دکتر جعفری سپس سیر رشد و توسعه دانشگاه در سطح کش.ر را مورد بحث قرار داد و نتیجه گیری نمود که این مجموعه عظیم و بی نظیر در سطح جهان توانسته است بخش عمده ای از عطش جوانان این مرزوبوم را در وادی طلب علم و دانش سیراب نماید. وی افزود : این دانشگاه متعلق به کلیه مردم است و فرد یا افرادی در آن سهامدار نمی باشند و در صورت انحلال اموال و املاک آن به وزارتین علوم و آموزش پزشکی تحویل می شود. وی در ادامه به روند شکل گیری و توسعه دانشگاه در کاشمر پرداخت و ابراز داشت : در 16 سال گذشته قزیب چهار هزار نفر از این دانشگاه فارغ التحصیل شده اند و هم اکنون 70 عضو هیات علمی تمام وقت و نیمه وقت و 130 عضو هیات علمی مدعو در این دانشگاه به عنوان کادر آموزشی آموزش 3200 دانشجو را در 32 رشته در مقاطع کاردانی تا کارشناسی ارشد بر عهده دارند. وی خاطر نشان نمود که هم اینک در مجتمع دانشگاهی این واحد کلیه فضاهای آموزشی ، اداری ،رفاهی ،آزمایشگاهی ، ورزشی و فرهنگی پیش بینی شده است و پروژه های متعددی در دست بررسی واجرا می باشد.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی کاشمر در ادامه خواستار تداوم حمایت های مسولان از این دانشگاه شد و برای حضور پررنگ تر در سطح شهر و یاری رسانی به مدیران در حوزه مطالعات و تحقیقات اعلم آمادگی نمود.وی با اشاره به گردش مالی چهار میلیارد تومانی ناشی از حضور این دانشگاه در کاشمر گفت : ما از تعامل و همکاری با شما عزیزان نتایج مثبتی برای این نهاد علمی و به تبع آن برای توسعه شهرستان گرفته ایم و طبیعی است که تداوم و تقویت این همراهی ها نتایج پر ثمری را در پی خواهد داشت. وی هم چنین ابراز امیدواری کرد که با موافقت مدیران ارشد شهرستان مرکز تحقیقات و مطالعات کاشمر راه اندازی شود تا با محوریت دانشگاه ، فرمانداری و شورای شهر شاهد تلفیق عنصر پزوهش و اجرا در شهرستان باشیم.وی افزود: اهم درخواست های این واحد دانشگاهی عبارتند از:
1- خارج نمودن دانشگاه از حوزه استحفاظی شهر و داخل نمودن آن در حوزه خدمات شهری.
2- عملیاتی شدن احداث بلوار ضلع جنوبی دانشگاه با توجه به نقشه طراحی شده از سوی شرکت زیست کاوش.
3- اختصاص دو دستگاه مینی بوس جهت ایاب و ذهاب دانشجویان.
4- اختصاص بیست دسنگاه تاکسی ویژه خط دانشگاه.
5- مساعدت در امر تدفین پیکرهای مطهر سه شهید گمنام در جوار مجتمع فرهنگی امام صادق (ع) در داخل سایت دانشگاه.
در ادامه جلسه رئیس شورای اسلامی شهر کاشمر ضمن مثبت خواندن این جلسه بر تداوم آن تاکید نمود و اظهار داشت که در حال حاضر از نبود نهادی پژوهشی در داخل شهر رنج می بریم وبه خاطر همین مهم:اقدام به راه اندازی بنیاد پژوهش های شورای اسلامی شهر کاشمر نموده ایم که برای ساماندهی آن نیازمند همراهی و مساعدت علمی دانشگاه هستیم. یغمایی در ادامه افزود: ما کمیسیون های را در شورا برابر قانون پایه گذاری نموده ایم که برای تداوم فعالیت آنها نیازمند آراو نظرات محققان می باشیم. ما پی گیر تقاضاهای دانشگاه خواهیم بود و امیدواریم شاهد تحقق آنها باشیم چرا که باور داریم وجود دانشگاه از جنبه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی به نفع دیارمان می باشد. وی در ادامه با تاکید بر لزوم گسترش هوشمندانه عمل گرایی مبتنی بر تحقیق و پژوهش خواستار تشریک مساعی گسترده تر دانشگاه در امور عملیاتی شهر شد و در همین راستا خواستار معرفی دو نیرو از دانشگاه جهت عضویت در بنیاد پژوهش های و کمیسیون عمران این شورا شد. وی در مورد محاسبه نمودن دانشگاه در حوزه خدمات شهری با بیان توضیحاتی در مورد چگونگی تدوین طرح جامع شهر و مشکلات پیش آمده اظهار داشت: پی گیراین مسئله خواهیم بود.
سلطان پور عضو شورای شهر کاشمر نیز در این نشست بر ارایه خدمات مطلوب به دانشجویان و مجموعه دانشگاه تاکید موکد نمود
.شهردار کاشمر نیز با بیان پاره ای از مشکلات فراروی این نهاد به بیان دغدغه های کاری خود و کارکنان شهرداری در حوزه های مختلف مدیریت شهری نظیر ؛ حمل و نقل درون شهری ،مبلمان شهری ، توسعه شهر و مواردی از این قبیل پرداخت و خواستار ارایه طرح های پژوهشی از سوی دانشگاه برای حل مشکلات موجود شد.
مسوول روابط عمومی شورای اسلامی نیز در این جلسه با بیان ضرورت حضور اندیشمندان جامعه و قشر دانشگاهی در عرصه مدیریت شهری به بیان تلاش مستمر این شورا در امر ایجاد بنیاد پژوهش های شورای شهر پرداخت و گفت : می توانیم با همکاری دانشگاهیان مجموعه ای با سامان و کارآمد را ایجادنموده مشکلات شهری را با نگاهی عالمانه و بعد از تحقیق و پژوهش به فرجام برسانیم. گل محمدی در ادامه به مقولاتی چون مهندسی افکار عمومی ، ایجاد شور و نشاط در میان مردم و ارتقای سطح رضایت مندی آنان اشاره نمود و گفت : نیل به این اهداف جز با همراهی و همیاری دانشگاه و دانشگاهیان مقدور نیست . ما در برابر افکار عمومی پاسخ گو هستیم و باید در ارایه خدماتمان دقت بیشتری بنماییم.
در ادامه این جلسه آقایان رمضان پور، بشارتی ، معاونین پژوهشی ، دانشجویی و آقایاین طاهری و واحدی روسای دفاتر فرهنگ اسلامی و امورفنی دانشگاه با توجه به موضوعات مطروحه مواردی را طرح و پیشنهاد نمودند.در نهایت این جلسه با تصویب موارد ذیل در ساعت 21 به اتمام رسید:
مصوبات دومین نشست مشترک:
1- تامین یک سوم هزینه های احداث بلوار دانشگاه از سوی فرمانداری از محل اعتبارات استانی و همچنین تامین یک سوم هزینه کل از سوی شهرداری ( البته با حمایت شورای شهر). دانشگاه نیز یک سوم کل را تامین می نماید.
2- حضور فعالانه دانشگاه در بنیاد پژوهش های شورا با معرفی یک نماینده . در همین راستا مقرر گردید که شورا ، شهرداری و فرمانداری اولویت های پژوهشی خود را جهت اجرا توسط اعضای هیات علمی دانشگاه از محل بودجه پژوهش این دانشگاه اعلام نمایند.
