<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>واژه نویس</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/</link>
<description>واگویه های حمید رضا بی تقصیر فدافن</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 14 Nov 2009 06:50:40 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فاصله تا جریمه!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-637.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سلام.فکر کنم این ترانه از رسول یونان باشه.این روزا هر طرف میرم شعرای ایشون پیش چشام رژه میره.یه جور نوستالوژی لابلایی جملات و ابیات و وازه های شعرهای او موج میزنه.غمی شیرین تو عمق وجودت اعلام موجودیت میکنه.با هم می خونیم:بین من و تو فاصله اس /یک در سرد آهنی/من که کلیدی ندارم /تو واسه چی در میزنی؟/این در سرد لعنتی/ شاید نخواد که وا بشه/قلبتو بردار و برو/ قطار داره سوت میکشه/منو ببخش عزیزمن! /اگه میگم باهام نمون/دستای خالیمو ببین /آخر قصه رو بخون/ترانه ای رو که برات/ گفته بودم فروختمش/با پول اون نخ خریدم/ زخم دلم رو دوختمش/همسفر شعروجنون/ مرد فقیر عالمم/تو عشقتو از من بگیر/ من واسه تو خیلی کمم!!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;مدتهاست که دلتنگ شنیدن یه موسیقی آرامبخش و باصفایم.از این رپ و پاپ و کوفت و زهرمارهای صدمن یه غاز متنفرم.البته اعتراف می کنم که به حرمت دوروبریهام ناچار به گوش کردنشون هستم.بعضی وقتا هم میشه بعضیاشون رو زیر لب یکی دوبار زمزمه کرد.به لطف صدا و سیما مجبورم بعضیهاشون در جمع خانوادگی بشنوم.در هر حال دلتنگ یه موسیقی ناب بودم تا داش جلیل سه سی دی موسیقی ناب سنتی را تقدیمم کرد.ترانه های استاد بنان و الباقی را مزه مزه می کردم که داش حسن از فلش مملو از موسیقی اش گفت.در فلش او مجموعه سیاوشان معرکه بود.داش محمد هم گلچینی تهیه کرده دلنشین و دل انگیز.الغرض این روزا دلتنگیم را با مروری بر سه مجموعه فوق سرو سامون میدم.جاتون خالی.!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;بالاخره یکی در شورای شهر کاشمر پیدا شد که به این نتیجه برسه که باید یکی پیدا بشه و با خبرنگار مصاحبه کنه .اولین نشست سخنگوی شورای شهر کاشمر هفته گذشته با حضور سه خبرنگار(مرتبط با حداقل 8 خبرگزاری و روزنامه و دوهفته نامه) برگزار شد.روز قبلش رییس روابط عمومی شورا ( که بالاخره به همت یاران سیاسی اش قبای نیابت رییسی شورا را در5/1 سال آخر عمر شورای سوم بر تن کرد ه اونم با چهار رای از هفت رای!!)پیامک داده بود برای این نشست در صلاه ظهر.البته حضرتش در جلسه حاضر نبود.مهندس حسینی بسان یک دیپلمات کهنه کار جلسه را شروع کرد.بی تعارف احاطه اش بر کلیات مدنظرش عالی بود.او که با 4 رای بعد از 5/2 سال نایب رییسی در پی خروج رییس قبلی رییس شده است بی تعارف گفت که شوراییان در 5/2 سال گذشته کاری نکرده اند. وی با اشاره به تعابیر بعضی از شوراییان در مورد ابتلای این شورا به روزمره گی گفت که می خواهد در این 5/1 سال باقی مانده کارها بکنند کارستان و به تعبیر جبران مافات بکنند.ببینیم این ائتلاف معتمدین بالاخره چه گلی به جمال چپ های کاشمر خواهد زد.گزارش این جلسه به زودی منتشر خواهد شد.تنها انتقاد من به این جلسه دیرهنگام همین دیرهنگام بودنش بود.چرا حضرات حالا به این نتایج گهربار رسیده اند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;این داش کاظم هر از گاهی با ارسال ایمیلی گل لبخند را برلبانمان می کارد.امروز دو ایمیل ازو داشتم یکی مملو از تصاویر آکنده از طنز و دیگر این تلخند مملو از درد.این جوک جون میده برای آسیب شناسی رفتار ما ایرانی ها.از اصفهون تا نقطه نقطه این دیار اهورایی.با هم می خوانیم :حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیده‌اید که توی اتوبان دنده عقب می‌رفته&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;که به ماشین یک کانادایی می‌زند و پلیس که می‌آید، از راننده ایرانی عذرخواهی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;می‌کند و می‌گوید &quot; لابد راننده کانادایی مست است که مدعی‌ شده شما دنده عقب&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;می‌رفتید!&quot; حالا اتفاق جالب‌تری در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهاني ما توی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اتوبان با سرعت ۱۸۰ كيلومتر در ساعت می رفته كه پليس با دوربينش شكارش می كند و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ماشينش را متوقف مي كند. پليس مي‌آید كنار ماشين و می‌گوید: &quot;گواهينامه و كارت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ماشين!&quot; اصفهانی با لهجه غلیظی می‌گوید:&quot; من گواهينامه ندارم. اين ماشينم مالی من&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نيست. كارتا ايناشم پيشی من نيست. من صاحَب ماشينا كشتم آ جنازشا انداختم تو صندق&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم ميرفتم از مرز فرار كونم، شوما منا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گرفتين.&quot; مامور پليس كه حسابی گیج شده بوده بيسيم می‌زند به فرمانده‌اش و عين قضيه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;را تعريف می‌كند و درخواست كمك فوری مي‌كند. فرمانده اش هم ميگوید که او كاری نكند&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل می‌رساند و به راننده&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اصفهاني مي‌گوید: آقا گواهينامه؟ اصفهانی گواهينامه اش را از توی جيبش در مي‌آورد و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;می‌دهد به فرمانده. فرمانده می‌گوید: كارت ماشين؟ اصفهانی كارت ماشين را كه به نام&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خودش بوده از جيبش در می‌آورد و مي‌دهد به فرمانده. فرمانده که روی صندلی عقب&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چاقویی نیافته، عصبانی دستور می‌دهد راننده در صندوق عقب را باز كند. اصفهانی در را&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;باز ميكند و فرمانده مي‌بيند كه صندوق هم خالي است. فرمانده كه حسابي گيج شده بوده،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;به راننده اصفهانی مي‌گوید:&quot; پس اين مأمور ما چي ميگه؟!&quot; اصفهانی مي‌گوید: &quot;چی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ميدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم می‌خواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می‌رفتم؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 06:50:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=637</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-637.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکایت شتر و فرار نخبه گان!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-636.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;سلام. سهراب سپهری می فرماید:قايقي خواهم ساخت/ خواهم انداخت به آب / دور خواهم شد از اين خاك غريب/ كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق / قهرمانان را بيدار كند. / قايق از تور تهي / و دل از آرزوي مرواريد/ همچنان خواهم راند. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;چه می کنه این عادل فردوسی پور&lt;/FONT&gt;!!! با این برنامه نود فوتبالی!!حالا خلایق دوره افتادند تا مثل مرغ مقلد از برنامه اش تقلید کنند.خواندم که فریدون جیرانی چهره نامور ترشیز کهن قراره برنامه نود سینمایی رو با عنوان هفت تهیه کند. قراره دراین برنامه مباحث چالشی  مربوط  به حوزه فرهنگ و هنر ارائه شود. برنامه سفارشی نیست و مسائل چالشی حوزه فرهنگ و هنر از جمله معضلات سینما را بررسی می‌کند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;لابلای ایمیل های دریافتی&lt;/FONT&gt;  چشمم به این حکایت افتاد که دوستی دلخسته برام فرستاده بود.حکایت جالبیه!با توجه به سوال آخرش خوندنش حال میده!!: روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت: بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟ شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟ بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟ شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم. بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟ شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است. بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد. شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند. بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است ... بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم... شتر مادر: بپرس عزیزم. بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;بر اساس گزارش جدید صندوق بین المللی پول&lt;/FONT&gt; ، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان 91 كشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا كسب كرده است . سالانه حدود 180 هزار ایرانی تحصیلكرده به امید زندگی و یافتن موقعیت های شغلی بهتر از كشور خارج می‌شوند . رقم خروج حدود 180 هزار نخبه تحصیلكرده از ایران ، به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از كشور است .طبق این آمار هم‌اكنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشك ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریكا زندگی می‌كنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 3/2 نفر با مدرك دكترا، 15 نفر با مدرك كارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرك كارشناسی از كشور مهاجرت كرده اند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 10:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=636</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-636.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکرار یه سوژه تکراری!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-635.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;سلام.شعری خوندم از رسول یونان .با هم می خونیمش: اعتراض داشتم به حکومت پدر/اعتراض داشتم به تفنگ برنو/به ترکه های آلبالو/به ..../و روز را بلندتر می خواستم/یک شب او عصبانی شد/و فردای آن روز/مرا صبح خیلی زود از خواب بیدار کرد/که نباید می کرد/حالا،/من، سال هاست در خواب راه می روم.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;شکر خدا این پورتال فرمانداری کاشمر هم داره عاقبت به خیر میشه.گویا حضور 2 روز در هفته خبرنگار صدا و سیما در مجموعه فرمانداری بابت خیر و برکت برای این سامانه اینترنتی است.الان خبرهای اخذ شده از خبرگزاری فارس (با زحمت هادی خان مهدیان خبرنگار ان خبرگزاری) آذین ستون اخبار شهرستان است. اینکه چرا اخبار سایر خبرگزاری ها نظیر ؛ایرنا ، مهر ، ایسنا ، آنا و ایسکانیوز در این سامانه  دیده نمی شود به طور قطع ربطی به سلایق سیاسی این و آن ندارد! تصاویری متناسب با تقویم در سایت دیده می شود.تصویر حضرت فرمانداربا همان لبخند ژوکوند وار خیلی تکراری شده است.جسارتن به اوس کاظم پیشنهاد می کنم که از این چهره مردم آشنا تصاویر متنوع تری انتخاب کندتصاویری متضمن دیدارهای مردمی ایشان و حضور سرزده اش در اقصا نقاط این شهرستان و ...!!!.اینکه چرا اخبار و گزارشات نشریات محلی و سراسری در این سامانه دیده نمی شود هم یقینن مربوط به توقعات الکی ماست وگرنه حضرات همه جراید را می خوانند و می دانند که چی به چی هست و نیست.در ضمن اصلن مهم نیست که وزیر کاری اومد و رفت.بی خیال افکار عمومی و عالم مجازی اینترنت و باقی ماجرا.برای خنده اش بد نیست بدانید که آبو وهوای مشهد در این پورتال به نمایش گذاشته شده است.پیشنهاد می شود لینک آب و هوای کاشمر از از سامانه اینترنتی حاج آقای خباز ( به روایتی دکتر!!)اخذ شود.به این میگن بده بستون دو طیف سیاسی شهر برای تنویر افکار عمومی.!!در ضمن سامانه اینترنتی نماینده روز به روز در حال بهتر شدن است دم  جوونای اون حوالی گرم.فقط خدمت دوستان عارضم که تمام افاضات جناب نماینده در این سامانه دیده نمی شود.یه جوری کلام وس خن ایشان در خارج و داخل حوزه انتخابیه شان کاشمری لیزه میشه.این نکته زیاد جالب نیست.یکی از دوستان پیشنهاد کرد یکی از علاقه مندان به فرجام سیاسیون شهر همتی بکند و با استناد به جراید و اینترنت و اخبار درگوشی افاضات نماینده فعالمان را در یک وبلاگ یا سایت درج کند تا بدانیم چها گفته و از این حرفا!!زندگی نامه نماینده را بخوانید بسیار جالب است.یه چند باری موضوع این زندگی نامه و فنون نوشتاری مستتر در آن را به سمع و نظر چند دوست اصلاح طلب رسوندم تا مگر بهینه شود که گویا اتاق فکر و مشاوران دفتر بر آنند که همانی که بود باشد.خب جالبه خنده بر هر دردی دواست.انصافن متن جالبی دارد این زندگی نامه مشحون از ظرائف و دقایق ادبی و سیاسی!!امید که اگر ماندگار است ادامه دار شود .در ضمن خبر وقف کتابخانه شخصی حضرت دکتر هم جالب بود.به ایشان و نهاد کتابخانه های حوزه انتخابیه ایشان بی تعارف تبریک می گویم.این مهم امر حسنه ای است که باید الگوی سایر سیاسی کاران این حوالی قرار گیرد.بخش ارتباط مستقیم این سامانه هم حرکتی همایون است.امید فرماندار هم این مهم را در سایت فرمانداری لحاظ کند البته شاید اهالی فرمانداری بگویند داریم آن هم چه داشتنی ایمیل فرماندار و دو بخشدار شهرستان یکیست!!معاونانش هم ...بیخیال باز بهم زنگ می زنند که فلانی چرا به این سایت پیله کردی بذار زندگیمون رو بکنیم به بازنشستگی فکر کن!!!چشم.از سایت شورای شهر و شهرداری با اون هزینه های اختصاص یافته هم چیزی نمی نویسم.به من چه که هنوز برخی در این سایت هستند که در عالم واقع نیستند !!!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 05:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=635</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-635.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارشی از یک سفر به ظاهر شتابزده!!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-634.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;حضور اولین وزیر دولت دهم در کاشمر با سکوت خاص دست اندرکاران همراه بود.گویا عزمشان جزم بود تا در این مهم اطلاع رسانی نشود.مردم نامحرم شده اند یا داستان و حکایتی دیگری در میان است؟نمی دانم.در ریوش وزیر کار در مسجد جامع در جمعی نهایتا صدنفره (با احتساب پیشوازکنندگان و همراهان وزیر و مردان صاحب منصب در امور اداری ریوش و کاشمر) حاضر شد.از چند مغازه دار پرسیدم چه خبر است؟نمیدانستند.روبروی بخشداری هم این سوال را مطرح کردم آنان هم نمی دانستند و دانستن حق مردم است!!!الغرض آن چه می خوانید گزارشی است ازشتابزدگی حساب شده در پذیرایی از دکتر شیخ الاسلامی وزیر کار در اولین دور سفر دولت به استان ها.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;دکتر شیخ الاسلامی وزیر کار و امور اجتماعی  و هیئت همراه روز چهارشنبه (6/8/88) از مسیر نیشابور وارد ریوش مرکز بخش کوهسرخ شد. وی بعد از حضور در بخشداری این بخش برای دیدار با مردم به مسجد جامع این شهررفت.امام جمعه ریوش بعد از اقامه نماز طی سخنانی بابیان حدیثی از امام رضا (ع)در مورد ویژگی های انسان کامل گفت : حضور مسولان  در مناطق محروم بسیار موثر است. شما پنجمین وزیری هستید که در5 سال اخیر در این منطقه زیارت می کنیم..این دیدو بازدیدها در توسعه منطقه تاثیرگذار است.حجت الاسلام  امینی با اشاره به حضور 14 ساله اش دراین شهر و بخش محروم اظهار داشت : مردم این بخش ولایتمدار هستند و به  ارزشهای دینی علقه و علاقه خاصی دارند و در دوران دفاع مقدس نسبت به نقاط مختلف کشور دارای بالاترین امار تعداد شهدا هستند.در زمان جنگ گاهی اوقات در برخی روستاها فقط 4 مرد آن هم به عنوان نگهبان دیده می شدند و الباقی در جبهه بودند .وی با ذکر این نکته که مردم این مطقه با حضور 93 درصدی خود در دهمین دور انتخابات حضوری درخشان داشتند افزود: شاهد پیشرفت های خوبی در منطقه هستیم اگر کسی بخواهد این خدمات را نبیند مشکل از دید اوست  ولی هنوز هم مشکلاتی وجود دارد در حال حاضر بحث گازرسانی اصلی ترین دغدغه مردم این منطقه محروم است.امام جمعه ریوش با تاکید بر این مهم که گازرسانی مانع مهاجرت بی رویه مردم این منطقه به نیشابور و کاشمر و سایر نواحی شهری می شود ابراز داشت :به طور قطع گازرسانی به کوهسرخ در آبادانی و عمران این منطقه تاثیر عمده ای خواهد داشت و امید که در دهه کرامت و درآستانه میلاد امام رضا(ع) شاهد این عیدی برای مردم این منطقه باشیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;قائم مقام شورای اسلامی شهر ریوش نیز در این نشست با تاکید بر ضرورت گازرسانی به کوهسرخ به بیان تاریخچه مکاتبات مربوط به این موضوع در سالیان اخیر پرداخت و گفت : مکاتبات مربوطه با امضای حضرتعالی به عنوان مسئول وقت  دفتر رییس جمهور و دستور دکتر احمدی نژاد مبنی بر تاکید بر گازرسانی به کوهسرخ موجود است که متاسفانه تاکنون پی گیری ما برای  عملیاتی شدن ان به جایی نرسیده است.طاهریان در ادامه خواستار توجه ویزه به گازرسانی کوهسرخ در جلسه هیئت دولت شد و گفت :درستاست که نباید اسرار مردم در جمع بیان شود ولی در باره عملکرد بخشدار این بخش مطلبی را بیان می کنم.شورای شهر ریوش در باره پرداخت وام های 600 هزارتومانی با متقاضیان همکاری می کرد.برای تایید افراد به بخشداری معرفی می شدند.بخشدار گفته بودند که در ریوش به کسی این وام تعلق نمی گیرد.موضوع را با ریاست بنیاد مسکن کاشمر در میان گذاشتیم با پیگیریها مشخص شد این وام  در میان چند نفر من جمله برخی از بستگان جناب بخشدار توزیع شده است واین در حالی است که سه نفر از وام گیرندگان  اهل این منطقه نبوده و در مشهد ساکن می باشند.طاهریان خطاب به وزیر گفت :متقاضیان وام با گریه پیگیر کار خود هستند و برخی به این راحتی از تسهیلات بهره می برند.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;حسنی رییس شورای اسلامی شهر ریوش هم در ادامه به بیان مشکلات این بخش پرداخت و گفت :کوهسرخ با 28 پارچه ابادی دارای قریب 30 هزار نفر جمعیت است.هرساله با توجه به کوهستانی بودن منطقه شاهد زمستانهای سخت از آبان تا اخر فروردین هستیم مردم در این ماه ها در صدد تهیه نفت و گازوئیل هستند.محمود حسنی با بیان این موضوع که 95 درصد مسئولین و کارکنان ادارات و نهادها در این شهر و این منطقه بیتوته ندارند افزود :گازرسانی به کوهسرخ از مصوبات دور اول سفرهای رییس جمهور به منطقه است که متاسفانه  علی رغم پیگیریها  جواب درستی دریافت نکرده ایم.وی سپس به بن بست بودن این منطقه اشاره کرد و خاطر نشان شد :در حاضر مسیر کاشمر به نیشابور از ریوش می گذرد این راه 125 کیلومتری در نقاط مختلف دارای  نواقضی است که باید به طور جدی رفه عیب شوند.وی در ادامه با برشمردن مشکلات موجود در حوزه راه های ارتابطی این بخش اظهار داشت :طرح راه ارتباطی تربیت حیدریه به سبزوار باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد در صورت احداث این راه شرق خراسان صد کیلومتر به تهران نزدیکتر می شود.اشتغالزایی در این بخش بیشتر می گردد.روستاهای مسیر آباد خواهند شد و کوهسرخ از بن بست خارج می شود.رییس شورای شهر ریوش سپس با تاکید بر لزوم تمدید وام های کشاورزی و دامداری منطقه به علت سرمازدگی های چند ساله اخیر گفت :اخیرا با اتمام دوره طرح تنها دانپزشک  مرکز بهداشت ریوش عملا این مرکز غیرفعال شده است.مردم از نظر بهداشتی و نبود امکانات رنج می کشند.ساختمان مرکز بهداشت ریوش مربوط به قبل انقلاب است.اینجا جایی برای بستری کردن حداقل ده بیمار هم نداریم.پزشکان حاضر به خدمت در این منطقه نیستند.وی با طرح درخواست احداث بیمارستان 20 تختخوابی در این منطقه ابراز داشت:فعلا بهداشت  ریوش با دوپزشک و با کمترین امکانات مدیریت می شود و معمولا پزشکانی به این شهر می آیند که تازه فارغ التحصیل شده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;حسن صفائیان مسئول شورای اسلامی اوندر نیز در این دیدار مردمی به بیان مشکل آب شرب روستای خود و چهار روستای دیگر پرداخت و گفت :در این روستاها حداقل 5 هزار نفر  آب آشامیدنی ندارند اگر الفبای زندگی را آب بدانیم و اگر به طرح های انتقال آب در نقاط مختلف کشور توجه کنیم در می ِبابیم که می توان آب روستاهای  بی آب شرب را با ایجاد خطوط انتقال تامین کرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;وزیر کار و امور اجتماعی بعد از شنیدن درددل های  افراد مذکور ضمن ابلاغ سلام رییس جمهور از مردم خواست تا جوانان را به کسب علم و دانش تشویق کنند تا با استقرار در منطقه بخشی از مشکلات را با توجه به بومی بودنشان حل کنند وی در ادامه گفت :ریوش و کوهسرخ مردمانی با فرهنگ و خوب دارد.زیاد بر محروم بودند تکیه نکنید.لطف همجواری با امام رضا(ع) امتیاز بزرگی محسوب می شود.این نعمت قابل فروش نیست.دکتر شیخ الاسلام با تاکید بر لزوم اجرای عدالت در کلیه نقاط ایران اسلامی افزود :باید با ترتیب و اولویت با مسایل برخورد کنیم.تا دوسال تامین آب شرب مشهد مشکلی اساسی بود که حل شد.باید داشته های خود را لحاظ کنیم.دولت می داند که خدمت به مردم متدین و مسلمان باعث برکت است.وی در ادامه با تاکید بر لزوم پیگیری درخواست های به حق مردم کوهسرخ اظهار داشت:منابع کشور محدود است حتما در اولویت بندی  ها درخواست های این منطقه در نظر گرفته خواهدشد.وی مدیران نظام را برخاسته از میان مردم دانست و تاکید کرد:ما به گروه و طبقه خاصی وابسته نیستیم مردمی هستیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;در حاشیه :&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;جالبه بدانید در موقع ضیافت ناهار در تالار فرهنگیان جمعیتی به مراتب بیشتر از مسجد جامع ریوش حضور داشتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;بعد ناهار وزیر دیدار مردمی داشت.کنجکاو شدم مشخص شد بیشتر ارباب رجوع های اداره کار هستند وبرخی از اصحاب صنعت که به لطایف الحیل از حضور وزیر مطلع شده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;وزیر بعد از زیارت قبور شهدای کاشمر و آرامگاه شهید مدرس عزم دیدار از اداره کار کاشمر را داشت.در همان ابتدا تصویر فتاده در توالت اداره کار او را از بازدید منصرف کرد.موقع خروج سنگ قبرفروشی کنار اداره نظرش را جلب کرد.حضرتش امر به خرید مغازه کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 07:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=634</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-634.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همه بی تقصیرند الا خلبان!!ا</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-633.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سلام&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;هنوز هم معتقدم سرکشی به سامانه های اینترنتی ادارات و نهادها و افراد صاحب پست و مقام کاشمر باعث تبسم خاطر می شود.یه روز یه بنده خدایی زنگ زد که بیخیال پورتال فرمانداری بشو!!به تو چه ربطی داره که  این سایت باعث خنده میشه یا نمیشه؟خوب راست میگه به من چه ربطی داره!!؟؟خلاصه کلی نصیحت شنیدم که فلانی اگه این زبونت و این وبلاگت رو یه کم کنترل می کردی الان تو فرمانداری یا جایی دیگه  بیشتر در رفت و آمد بودی!؟جل الخالق در این شهر همه چیز رو  میشه به هم بافت!در ادامه اظهار داشت بیا و یه مدتی به سایت فرمانداری گیر نده!بهم خبر داد که یکی از خبرنگاران قراره هفته ای دو روز بره فرمانداری!!خُب بره.دمش گرم.خلاصه حس فرمایش این بنده خدایی که بهم زنگ زد و نصیحتم کرد خدمتتان عارضم که سایت فرمانداری بسیار عالیست .عکس فرماندار با اون لبخندش بسیار دیدنی است.آمار سایت هیچ مشکلی هم نداره اگر داره اشتباه تایپی است.تایپیست باید مواخذه بشه(اگه مواخذه ای باشه !) مث سقوط هواپیما که همه بی تقصیرند الا خلبان!!اگه در سایت فرمانداری عیبی هست (که بعد اون تلفن میگم شاید نباشه!!)اصلن هم به من مربوط نیست به شما هم لابد مربوط نیست.راستی این که بعضیا هی دم از مهرورزی و اینجور چیزا می زنن اصلن ربطی به اون تلفن و اون سایت نداره.در راستای روییدن گل لبخند برلبانتان به استحضار میرساند به لطف تعدادی از جوانان  نیکو خصال سامانه اینترنتی نماینده کاشمر با تاکید بر دکتر بودن ایشان ، به نحو قابل توجهی تغییر کرده و بهتر از گذشته به روز می شود.البته برابر علایق خودشان این مهم به فرجام می رسد که البته طبیعی است.توقع بی جایست اگر به عنوان یک کاشمری، علاقه مند باشم که بدانم نماینده دیارم عضو کدام فراکسیون هاست و در کدام محافل سیاسی سینه می زند!توقع بیجایست اگر بپرسم چرا همه مصاحبه ها و اظهار فضل های ایشان (مطالب مندرج در سایت و خبرگزاریها و مطبوعات را می گویم و گرنه سخنان ایشان در محافل خصوصی و ... درگوشی اینجا و آنجا شنیده می شود) در این سامانه درج نمی شود!جالبه  فرم گزارش نویسی حضرتش هم عوض شده است.خلا آخرین گزارشکار به سبک قدیم با گزارشکار به سبک جدید کی پُر خواهد شد؟؟این ایام اتفاقن مصادف است با حضور فعال ایشان در فعالیت های حزبی و حمایتهایشان از محبوب سیاسی شان و سفرهای انتخاباتی ( متاسفانه هیچکدام از این تلاشها در کاشمر و حوزه انتخابیه شان  نِمودی نداشت!!!).الغرض با عرض خسته نباشیدی به فعالان این سایت ، پیشنهاد می کنم به سایت جناب منتجب نیا به عنوان همحزبی ایشان و سایت جناب سبحانی نیا نماینده  نیشابور گوشه چشمی داشته باشند.در ضمن تبلیغ این سایت در آوای کاشمر با حال بود.در ضمن در صورت نیاز به تلخند به سامانه اینترنتی  برخی از کارخانه ها و سازمان ها سری بزنید .دست خالی بر نمی گردید&lt;/FONT&gt;.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;نیمه اول دهه هشتاد یکی دو نفر از جوانان خوش ذوق کاشمری اولین نقشه شهر (قالب دسترسی برای عموم) را با تاکید بر ذکر پاره ای  از جاذبه های گردشگری کاشمر منتشر کردند.این کار چندین بار تقلید شد.بدین معنا که همان نقشه توسط از ما بهتران با حذف نام انان منتشر شد.این روزها دو نمایشگاه عکس با موضع گردشگری درشهر برپاست.بار دیگر در این گاه نوشت پیشنهاد تهیه اولین نقشه گردشگری ترشیز کهن (وحتا تفکیکی برای سه شهرستان)را مطرح می کنم.در اين نقشه باید تمام نقاط و اماکن داراي جاذبه هاي تاريخي، فرهنگي، طبيعي، مذهبي و گردشگري با ذکر بعد مسافت و مشخصات محل مشخص شود تا براي مسافران و گردشگران امکان بازديد به راحتي فراهم گردد. اين نقشه راهنما به طور طبیعی باید حاوي اطلاعات شهرستان ها و نواحی همجوار باشد .امید که میراث فرهنگی کاشمر و رجزخوانان عرصه گردشگری کاشمر به جای کلی گو و اشاره به سند توسعه و از این حرفهای صد من یه غاز با کمک بودجه پژوهشی مراکز آموزش عالی شهرستان  و با بهره گیری از وجود نیروهای توانمندی چون استاد ایرج سعادتمند(این روزها در کنار تدریس مشغول امور خیریه است)و آقای حسن قربانی(بازنشسته ای که همچنان در عرصه ها آموزش فعال است و حاشیه نشین) کاری بکنند کارستان.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;وقتی پیشنهاد فوق را با یکی از دوستان مطرح می کردم گفت حمید جان بیخیال حضرات از ما بهتر بشو بیا این موضوع را در مجموعه ای چون باغ فرهنگ ترشیز  طرح کن.!!بد نمی گفت.می دانم که دکتر سادات خوانده این سطور است .پس دکتر جان حال که بسان استاد علی دهباشی(صاحب نشریه وزین بخارا و فعال عرصه کتاب و فرهنگ) کمر خدمت به فرهنگ این دیار اهورایی بسته ای پیشنهاد فوق را مورد بررسی قرار بده.در ضمن دکتر جان باغ آبادت می تواند عرصه ای باشد برای تهیه مقدمات كتاب فرهنگ ترشیز و در نهیات چاپ آن.تعجب نکن ترشیز هنوز دارای دانشنامه نیست.کسی هم به فکر این کارا نیست. ترشیز دانشمندان و علماي بزرگي را به كشور تقديم كرده  که متاسفانه از آنان نام و نشانی در این دیار دیده نمی شود.به واقع علم و دانش و فرهنگ در اين شهر بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد. آیین های سور و سوگ این سرزمین نیازمند کاری علمی و تحقیقاتی است. بايد در حفظ و احياي فرهنگ ترشیز اهتمام ورزيم .باید گويش‌ها و لهجه‌هاي محلي را حفظ كنيم. ضرب‌المثل‌ها و باورهای مردم ترشیز در حال نابودي است . بايد براي احياي آن چاره‌اي انديشيده شود. می توان تیمی را تشکیل داد. هر يك از نويسندگان منطقه میتوانند براي ارتقاي فرهنگ و هنر اين ديار زحماتی را متقبل شوند.امید که این پیشنهاد به ترینج قبای فرهنگی مردان این دیاراهورایی برنخورد.پدرخوانده ها و هزاردستان ها کمی به خود بیایند و برای شهر و دیارشان کاری بکنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 07:58:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=633</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-633.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باغزل تا بهشت بقیع!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-632.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;سلام . یکی از دوستان ایمیلی برام فرستاده حاوی یک غزل&lt;/FONT&gt; .اون این روزا غصه داره یک عشقه.به زعم خودش با این غزل دردشو فریاد زده.ازش اجازه گرفتم که این غزلو بذارم تو این گاه نوشت.نگفت شاعرش کیه.منم نمیدونم.شاید خودش باشه.شاعری عاشق یا عاشقی شاعر!!!با هم میخونیم: بعد از اين مثل اينكه فرصت نيست/كوچه مثل گذشته خلوت نيست!/در صف عشق هر چه مي بينيم /ازدحام است!آه !نوبت نيست!/آي مردم! چرا نمي دانيد/قلب ما جاي داغ حسرت نيست!/مگر از چشم ما نمي خوانيد/كه غم ما بجز محبت نيست؟/كاش در صف براي ما جا بود/آه نه! ديگر ان جسارت نيست!/ما از اين غافله عقب مانديم/مثل اينكه دوباره قسمت نيست!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;یکی از دوستان به تلفنش جواب نمیداد.&lt;/FONT&gt;رفتم در مغازه اش.می گفت:از تلفن همراه بیزارم.انداختمش کنج پستو.بیشتر وقتا هم تلفن منزل خاموشه.از اهل خونه هم خواستم تا جلوی من به موبایلشون جواب ندن و به این و اون هم زنگ نزنن.گفت حتا صفر تلفن مغازه اش رو هم بسته.براش شعر اکبر اکسیر رو خوندم: صفر را بستند/تا ما به بیرون زنگ نزنیم/اما از شما چه پنهان/ما از درون زنگ زدیم!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;خاله مریضه.&lt;/FONT&gt;هر هفته باید برای شیمی درمانی برود مشهد.به قول خودش باید برود زیر برق.سرطان  بر وجودش چنگ انداخته  و او هی می گوید که نفسم تنگه و بالا نمیاد.دلم میگیره وقتی میبینم یکی از عزیزانم به دردی دچار است انم دردی چون سرطان.این روزها افراد زیادی از دوستان وآشنایان از دردهایشان برایم واگویه می کنند.بعضی شنونده دردهای من می شوند.یکی از همسرشان نالان است که چرا نگاهی منفی به زندگی دارد.دیگری با دردی لاعلاج گریبانگیر است.عزیزی بعد سال ها چشم انتظار لطف خداست تا صاحب فرزندی شود.یکی دیگر از فرزندانش خسته شده و بی فرزندی را آرزو دارد.یکی خانه ندارد و دیگری از خانه اش نالان است وسومی از روستا عزم شهر دارد برای شهرنشینی و دیگری به رفتن به روستا برای زندگی می اندیشد. دردها کوچک یا بزرگ واقعیت های زندگی ما هستند.ولی سرطان خاله یک واقعیت است یک حقیقت.برای او و تمام مبتلایان به  بیماری های لاعلاج دعا کنید. &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#660033&gt;یکی گفت یه جایی خونده&lt;/FONT&gt; شاید چپ های شورای شهر کاشمر باردیگر شهردار مستعفی را به عنوان شهردار چهل و چندم راهی عمارت خیابان خاکی بکنن!!جل الخالق!!یکی گفت عصر امروز نماینده شهر رو با شهردار مستعفی دیده که با یکی از سران چپ راهی دفتر نماینده بودند و این یعنی بازگشت دوباره شهردار رفته از اریکه !!هر چه هست فراموش نکنید اینجا کاشمر است.همه چیز ممکن است.شاید عضو جدید بشه رییس شورا و نایب رییس بشه شهردار و شاید هم نشه بشه همونی که بعضیا در قالب پدرخوانده ها اهل لابی به اون اعتقاد دارن.هر چه هس چپهای کاشمر بدون برنامه کار نمیکنن.اون تشکیلات دارن رفیق!!تشکیلات!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;این مطلب هم  روز 30/7/88 در روزنامه قدس درج شد.&lt;/FONT&gt;گزارشی است از اخرین جلسه شورای شهر کاشمر در هفته گذشته :جلسه صد و بيست و نهم شوراي شهر کاشمر با اداي سوگند عضو جديد اين شورا آغاز شد.در دو جلسه قبلي اين شورا رئيس و شهردار شهر استعفاي خود را به ثبت رسانده بودند.به گزارش خبرنگار ما، در اين جلسه طرح جامع آرامستان بهشت بقيع کاشمر و الحاق آن به مجموعه زيارتي سيد محمد(ع) از سوي کارشناسان مربوط ارائه و مقرر شد اين طرح با دقت بيشتري بررسي شود.به گفته کارشناسان اين طرح، تدفين اموات در بهشت بقيع کاشمر تا 30 سال آتي امکان پذير است.برپايه اين خبر، رسيدگي به وضعيت بهشت بقيع و الحاق آن به امامزاده سيد محمد(ع) از اوايل فعاليت دور دوم شورا در دست بررسي است و اميد است در اين دور سرانجام به فرجامي مطلوب برسد.در اين جلسه، موضوع افزايش نرخ کرايه تاکسي ها نيز مطرح شد.برخي از اعضا بر افزايش 20 درصدي کرايه ها تأکيد داشتند و عده اي با افزايش نرخ در مسيرهاي کور و کوتاه شهر موافق بودند.نايب رئيس شوراي شهر کاشمر نيز پيشنهاد نصب تاکسي متر در 297 تاکسي موجود در شهر کاشمر را به رأي گذاشت که در نهايت مقرر شد کميسيوني طي يک هفته نحوه انجام، نصب، نظارت و قيمت گذاري تاکسي متر را بررسي کند.جلسه بعد از اتمام موضوع تعيين نرخ کرايه تاکسيها وارد بحث روند صدور پروانه ساختمان براي مسکن مهر شد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt; در حاشيه :&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;B&gt;-اين دومين جلسه اي است که شوراي شهر بدون رئيس اداره مي شود &lt;BR&gt;- در اين جلسه هيچ صحبتي از رئيس و شهردار مستعفي به ميان نيامد &lt;BR&gt;- در بررسي طرح آرامستان بهشت بقيع بر اختصاص قطعه اي براي هنرمندان تأکيد شد &lt;BR&gt;- عده اي پروژه آرامستان را ايجاد مجموعه اي با مشکلات فراوان نظير مجموعه سيد مرتضي(ع) دانستند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 16:04:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=632</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-632.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاییزو انار نابوده!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-631.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;سلام&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;چن روزیست که کارگرا افتاده اند به جون تنها ساباط شهر !! هی می تراشند و سیمان می زنند و روش گچکاری می کنن.نمی دونم قضیه چیه ولی هر چه هس مث اینکه قراره این ساباط حفظ بشه!!البته بعید می دونم چرا که چن نفر ازبازاری های متمکن منزل قدیمی متصل به ساباط رو خریدند و می خوان مغازه بزنن ومیگن شایدم پاساز بسازنن.کوچه هم در حال تعریض شدنه.هر چی هس کوچه تاریخی ما عملن در حال کشیدن آخرین نفساشه.فاتحه!!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;رفتم جلسه شورای شهر.یک و نیم ساله که از فیض حضور در جلسات مملو از خیر و برکت این شورا خود خواسته محرومم.کوچکترین فرقی با یکسال و نیم قبل نداشت همون جلسات و همون نتایج.البته ظاهر شورای تغییراتی کرده.دبیرخونه اش شیکتر شده و یه بنر معنادار در گوشه اتاق جلسه نصب شده و چن نقشه هم اینجا و اونجا دیده میشه.هر سال دریغ از...!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;B&gt;با خانواده رفتیم باغ انار چینی ولی کو انار؟تک و توک انارهای مانده  بر درخت را چیدیم.باغ انگوری پدر هم حال و هوایی خوش نداشت.بی آبی و خشکسالی و سرمازدگی و آفت فاتحه باغ  را خوانده بود.بسیاری از باغهای اطراف خشک شده اند .تاک ها بریده شده اند و نیسان نیسان و وانت وانت راهی کارگاه های ذغال سازی نیشابور و سبزوار شده اند.برخی هم که کمی ذوق داشتن تاک ها رو راهی تهران کرده اند  تا اهل دل با اونا درختچه های تزیینی و مینیاتوری و نمیدون از این کارهای شیک و پیک مربوط به صنایع دستی درست بکنند.الغرض در باغ نه از تاک نشان مانده و نه از تاک نشان!!پاییز در اوج اقتدار تاکستان ها رو فرا گرفته بود.به قول حافظ موسوی :پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد/با این همه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;/از منبر بلند باد/بالا که می رود/درخت ها چه زود به گریه می افتند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;! &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&lt;B&gt;واما در پایان یه خبر تامل برانگیز:براساس گزارش جدید سازمان &quot; گزارشگران بدون مرز &quot; از وضعیت آزادی مطبوعات و رسانه ها در کشورهای مختلف جهان ، ایران رتبه 172 را از بین 175 کشور کسب کرده است&lt;/B&gt; .&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 14:13:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=631</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-631.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبگردی با سه مطلب!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-630.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;B&gt;سلام.کتابخانه محلی امن برای پرواز روح و آرامش و در عین حال مکانی مناسب برای هجی کردن تلخی هاست.میشه کنار دوستانی به ظاهر خموش نشست و دردها رو فریاد کرد.زهرخند زند و هی آسمون و ریسومن بافت. حمیدرضا شکارسری&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;در&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;شعری با عنوان«در حسرت تنهائی» می گوید:مشغول تئوري داروين كه مي شوم ،&lt;/B&gt;&lt;B&gt;/&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ناگهان « كرگدني » « مسخ » مي شود/لشكري از « مورچگان » به دنيا مي آيد/و « بلندي هاي بادگير » را فتح مي كند/بلندي هاي بادگير « دن كيشوت » را سر كار مي گذارد/و نيزه ي دن كيشوت/باسن « مادام بواري » را نوازش مي دهد/مادام گاز بزرگي به سيب مي زند/و چشمك جذاب نيوتن را هم بي جواب نمي گذارد /« كوزت » شيرجه مي رود به سمت ته مانده ي سيب/و « رابين هود » ، يك وانت سيب/جلوي خانه ي « ژان والژان » خالي مي كند /« اليور تويست » به جرم سرقت يكي از سيب ها زنداني مي شود/و « گاليور » زندان را مثل جعبه كبريتي خرد مي كند/اما از موش هاي لندن « طاعون » مي گيرد/و « دكتر ژيواگو » براي يافتن گياه دارويي/« بيست هزار فرسنگ زير دريا » را شخم مي زند/« نهنگ سفيد » لقمه اي چرب تر از او نمي يابد/و « پدر ژپتو » ، « صد سال تنهايي » اش را با دكتر قسمت مي كند/كاش سهمي از اين تنهايي به من مي رسد !/نه ! اين كتابخانه جاي مطالعه نيست ...&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;شادروان لوئی پاستور می فرماید:در هر حرفه ای که هستید نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بگذارید که بعضی لحظات تأسف بار که برای هر ملتی پیش می آید شما را به یأس و نا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;امیدی بکشاند. در آرامش حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید. نخست&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از خود بپرسید: برای یادگیری و خود آموزی چه کرده ام؟سپس همچنان که پیش می&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;روید بپرسید: من برای کشورم چه کرده ام؟و این پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که : شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بشریت داشته اید .اما هر پاسخی که زندگی به تلاش هایمان بدهد یا ندهد ، هنگامی که&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;به پایان تلاش هایمان نزدیک می شویم هر کداممان باید حق آن را داشته باشیم که با&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;صدای بلند بگوییم : من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام.&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند. هنگام عبوراز كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تامرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند…! پياده ‌روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي‌ ريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني باسنگفرش طلا باز مي‌شد و در وسط آن چشمه‌اي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذررو به مرد دروازه ‌بان كرد و گفت: &quot;روز بخير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟&quot; دروازه‌بان: &quot;روز به خير، اينجا بهشت است.&quot; - &quot;چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم.&quot; دروازه ‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: &quot;مي‌توانيد وارد شويد و هر چقدر دلتان مي‌خواهد بنوشيد.&quot; - اسب و سگم هم تشنه‌اند. نگهبان:&quot; واقعأ متأسفم . ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.&quot; مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. ازنگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند،به مزرعه‌اي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد. مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود وصورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود. مسافر گفت: &quot; روز بخير!&quot; مرد با سرش جواب داد. - ما خيلي تشنه‌ايم . من، اسبم و سگم. مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگ‌ها چشمه‌اي است. هرقدر كه مي‌خواهيدبنوشيد. مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگي‌شان را فرو نشاندند. مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، مي‌توانيد برگرديد. مسافر پرسيد: فقط مي‌خواهم بدانم نام اينجا چيست؟ - بهشت! - بهشت؟!! اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است! - آنجا بهشت نيست، دوزخ است. مسافر حيران ماند:&quot; بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي مي‌شود! &quot; - كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي‌كنند!!! چون تمام آنهايي كه حاضرندبهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا مي‌مانند... بخشي از كتاب &quot;شيطان و دوشیزه پريم &quot; اثر پائولو كوئيلو&lt;/FONT&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 10:39:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=630</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-630.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهادت همراه با گله های تکراری تر!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-629.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;سلام.یه خبر یهو آوار میشه و حال آدم گرفته میشه.تو خونه کلی لوح تقدیر داشتم.بعضیاشو دادم دخترکانم روش نقاشی کشیدن و کاردستی درست کرد.آخرش هم مچاله شدن ورفتن قاطی زباله ها.ولی چن لوح تقدیر هست که حالا حالا باهاشون دمخورم.برام بودنشون و داشتنتشون افتخاره.یکی از این لوح ها مزین به امضای نورعلی شوشتری است.او امروز درشهر پیشین از توابع شهرستان سرباز واقع دراستان سیستان و بلوچستان به همراه تعدادی از یاران و روسای قبایل شیعه و سنی این استان در یک عملیات انتحاری ترور شد. عامل شهادت او جوانی ۲۱ ساله بود که با خود کمربندی حاوی موادمنفجره را حمل می کرد.یه جورایی اعصابم خرد و خاکشیره.چرا به این راحتی باید این اتفاق بیافته؟!!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;چندی پیش رمان «سورنا و جلیقه آتش »اثر حجت الاسلام مسلم ناصری نویسنده نام آشنای دیار کوهسرخ و کاشمر و ترشیز به عنوان کتاب فصل شناخته شد.امروز مطلع شدم که کتاب دیگری از او به نام« جوان ترین ستاره »  مربوط به داستانهای از زندگانی امام جواد (ع) به عنوان کتاب سال رضوی برگزیده شد.داش مسلم تبریکم را پذیرا باش. در ضمن تاکید می کنم این رتبه و رتبه های مشابه برای نهادهای فرهنگی کاشمرو کوهسرخ و ترشیزکهن اصلن مهم نیست.کمیسیون فرهنگی شورای شهر اصلن کاری به این کارا ندارد.اصلن قصد بزرگداشت و تقدیر هم ندارد.امیدوارم باغ فرهنگ ترشیز در کنار نشست های آشنایی با مفاخر ایران زمین همتی هم برای آشنا شدن افکار عمومی کاشمر و ترشیز و کوهسرخ با این چهره فرهنگی کشور بنماید.گفتنی است که مسلم برنده کتاب سال ، کتاب سال دانشجویی و چندین جایزه دیگر در عرصه کتاب می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;یکی از دوستان پرسید :فکر میکنی مردم از رفتار رییس مستعفی شورای شهر و هکذا شهردار مستعفی ناراحتن؟گفتمش مگر مردم میدانستند اینان چکار می کنند که ناراحت باشند یا نباشند؟از دید بنده بزرگ ترین ضعف شورا و شهرداری کاشمر ضعف اطلاع رسانی بود.شاید بگویید چون با تو مصاحبه نکردند این را می گویی!!واقعن معتقدم که شورای شهر و شهرداری در این عرصه ضعف داشت.اینان با نشریات نزدیک به خودشان هم تعامل مناسبی نداشتند.در این دو سال و اندی چقدر به سامانه اینترنتی شان  رسیدگی کردند.سری به سایتشان بزنید خنده تان می گیرد.بایسته آن بود که در دوهفته نامه آوای کاشمر (که با اکثریت شورای و شخص شهردار روابط نزدیک  داشت و خواهد داشت) ستونی ثابت اختیار می کردند تا مردم از مصوباتشان جدی تر مطلع می شدند.این حضرات در چن مسجد و تکیه برای پرسش و پاسخ شرکت کردند؟با چند مرکز اموزش عالی برای اجرای طرح پزوهشی وارد مذاکره شدند؟آری مردم از اینان چیزی نمی دانند که بخواهند از بود و نبودشان ناراحت شوند.در همین رابطه یه جایی خوندم که : مورد تنفر واقع شدن، بخاطر آن‌چه هستی؛ از مورد مهر واقع شدن به‌خاطر آن‌چه که نیستی، بهتر است!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;این نماینده شهر ما هم مواضع جالبی داره یکی از یکی شفافتر و منطقی تر!!ایشون به عنوان عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي به خبرگزاری فارس در باره ريشه يابي مشكلات روز جامعه گفته: در شرايط امروز نيز در تبعيت از فرامين رهبر معظم انقلاب بايد آب بر آتش دشمن بريزيم؛ تا به اهداف خود نرسد.حضرتش در ادامه با تاكيد بر ضرورت تبعيت از رهنمودهاي مقام معظم رهبري اظهار داشته: مشكل همين است كه متأسفانه عمل ما در برخورد با سخنان پيامبر (ص)، قانون اساسي و فرمايشات امام راحل و مقام معظم رهبري متفاوت است. وی مشكل اصلي را برخورد گزينشي با رهنمودهاي رهبري ارزيابي كرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;خواندم که تپه‌ها و محوطه‌هاي باستاني بردسكن طي يك ماه آينده میله گذاری خواهند شد. 10 عدد تابلوي معرفي بنا در قالب استاندارد جهاني در محل بناها نصب خواهدشد. بردسكن داراي 171 اثر تاريخي فرهنگي شامل قلعه‌ها، آب‌انبارها، غارها، محوطه‌ها، اماكن مذهبي و ... است. يك سوم اماكن تاريخي آن مذهبي است.تاكنون 35 اثر اين شهرستان در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده و تعداد ديگري از بناها دردست اقدام مي‌باشد .امیدوارم فرماندار سخت کوش و همیشه فعال و اکتیو کاشمر هم به خود بیاید و برابر سند توسعه کاشمر اقداماتی موثرتر برای شناسایی آثار تاریخی و باستانی منطقه مبذول فرمایند.حضرتش به طور قطع برای ارتقاء کمی و کیفی صنعت گردشگری کاشمر نقشه ها دارند که امیدوارم کاری که کارستان باشد از ید بیضائ ایشان ساطع شود.آرزو که عیب نیست!!امید که شاهد تلالو کاشمر در عرصه گردشگری در دوران اقتدار ایشان باشیم آمین!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 07:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=629</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-629.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زیارت با کمی عذرخواهی!!</title>
<link>http://fadafan.blogfa.com/post-628.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;سلام.شعری خواندم از شاعری به نام اصلان قزللو .مضمون جالبی داره.با هم می خوانیم :رهگذر بر سر راه/با دل خسته ی خود می گوید:/دل به هر خار/نبندی/زنهار !/ره دراز است و تو را/پای پیمودن نیست/فرصت بودن نیست/رهنوردان دگر می آیند/اندکی می پایند/آن چه بر لوح زمان می ماند/راه و رسم سفر است/رهگذر می گذرد!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;شمارشگر وبلاگ را حذف کردم.دوستی گفته بود بلاگرها دچار سندرم وبلاگ نویسی میشن.از علایم این سندرم مقید شدن بلاگر به کنتور وبلاگ و تعداد نظرات است.بخش نظرات را نمی شود حذف کرد.فقط به خاطر تبلیغات برخی  و فحاشی های برخی دیگه درج هر نظر موکل شد به نظر بنده.شمارشگر را حذف کردم  تا به این سندرم مبتلا نشم.شمارشگروبگذر در آخرین مراجعه از 77 هزار رد شده بود به قول داش محسن لابد 76هزارتایی آن مراجعات خودمه و الباقی سایرین که با التماس من سرکی زده اند!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;نشسته ایم دور هم برا صرف چای، همسرم می گه :کاش میشد بریم مشهد زیارت امام رضا(ع)!بهش توضیح میدم که ماشین عیب و ایراداتی داره که باید رفع بشه وقتی شد  چشم.داش علی داد میزنه حمید امش بریم مشهد!؟شوخی جدی بحث رفتن دو خانواده به مشهد مطرح میشه.صبح زود با اتول داش علی راهی مشهیدم.ساعت ده وارد آستان قدس رضوی میشیم.نماز روم یخونیم و ناهاری و ساعت 2 از مسیر نیشابور بر می گردیم.به همین سادگی .جاتون خالی حظ بردیم از این سفر دوازده ساعته به لطف داش علی عزیز.در حضور دو سه ساعته در مشهد سری هم زدم به کتاب قلم از برای عرض سلامی به محضر باروح عزیز که می دانم ظهر جمعه ساکن مغازه اش هس و صفا می کند با عوالم با حالش.داشت ویترینش را سرو سامون می داد.گرچه کتابکده نردبان آسمان توانسته خلا کتاب را در کاشمر تا حدی بپوشاند ولی بازهم دل آدم می سوزد که چرا شبکه پخش کتاب در سرزمین اهورایی ما اینقدر پلشت است و ناجور.کتابا بهم چشمک می زدند و من هی حرص می خوردم که ...بگذریم این روزا دنبال مجموعه اشعار احمد رضا احمدی ام با عنوان تمام شعرهای من و همچینین مشتاق قایق سواری در تهرانم اثر محمد علی سپانلو.باروح  را با ویترینش تنها گذاشته و آه کشان به خانواده پیوستم.می دانستند که باید تا لحظاتی حرفی نزنند.باید ناها می خوردیم.رفتیم ناهار جاتون خالی ولی بی تعارف ناهار اون روز می چسبید اگه اون دو کتاب در صندوق عقب کتاب  میبودند و بعدش در قفسه کتابخونم جا خوش می کردند.امروز صب طاقت نیاوردم بعد یه حساب کتاب ساده و قرار چن روز اضافه کاری کتابارو سفارش خواهدم داد!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;یکی از دوستان فرمود:فلانی چرا اینقدر گیر دادی به استعفای شهردار و رییس شورای شهر؟چه باید می گفتمش؟بنده ی خوب خدا که از مفاد جلسات اینان(شورای شهر و شهردار) با خبر نیست.حضرات دور هم می نشیند و رستم را با کنترل از راه دور از هفت خوان رستم رد می کنند.اینان سخت برای کج شدن پلاک خانه فلان شخصیت اصلاح طلب یا اصولگرا ماتم می گیرند و از جمع نشدن زباله مسیر خانه بهمان متنفذ پریشان می شوند.بندگانی هستند شاکر و عابد.این بزرگواران فقط یک شغل دارند و مابقی مشاغلشان فقط مشغله است تا گره از گره مشکلات اقتصادیشان بازکنند.رییس شورای شهر استعفا داد تا مدیرگروه یک رشته آموزشی شود لابد یکی دیگر از حضرات استعفا خواهد داد تا مدیر عامل فلان شرکت تعاونی مصرفی شود و دیگری برای ریاست مهدکودکی از شورا استعفا خواهد داد و آندگری برای مدیریت شبکه درشکه رانی از نوع باسیم!!بعید نیست یکدومشون استعفا بده تا مقالات بیشتری ترجمه کنه و پیرمردا و پیرزنای بیشتری رو در قالب خدمات یه موسسه فرهنگی از این جا برسونه به اونجا!!یکی دیگه استعفا میده تا برای فلان قشر بی درد خونه سازی کنه و آخری استعفا میده برا اینکه..بگذریم. به رفیقم گفتم :دوست عزیز نگاهی بیانداز به شعارهای حضرات از هر طیفی که هست در زمان انتخابات .ببین چه رجزها که نخوندن و نتیجه اش چی شد؟روند حضور و صعود شهردار را بررسی کن.به نتایج جالبی می رسی.در هر حال از گیر دادن به چهر های خدوم و زحمت کش و دردمند ویلای خرمشهر عذرخواهم.اجرشان با کرام الکاتیبین.از شهردار هم عذرخواهم و امیدوارم از ورطه های مختلف برا خدمت برهد و جام های عسل و شربت نوش کند و باقی قضایا!!!در پایان زیاده عرضی نیست جز تمایل قلبی برای نوشتن نامه ای سرگشاده به رییس مستعفی شورای شهر و هکذا شهردار مستعفی تا به رخشان بکشم که چه شعارها داده اند و چه رجزها که خوانده اند...ولی چه سود.بگذار فعالان مدیریت شهری در عرصه  خدمت کانگورووار بجهند و....!!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 06:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fadafan&amp;postid=628</comments>
<dc:creator>fadafan</dc:creator>
<guid>http://fadafan.blogfa.com/post-628.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
