88/08/30
شعور و بازهم شعور!!
سلام...وقتی که شعر در شعور شاعر نمی گنجد/ باید پیاله ای برداشت / به خانقاه رفت/مستی را تجربه کرد/و هی خاطرات خرد شده را الک کرد/امروز به انداز ه دیروز به فردا می اندیشم./
یکی از دوستان رو رنجوندم.امان از این زبان سرخ!حضرتش سعی کرده بود حرفهایم را جوری که دوست داشت تعبیر کند.من هم حرفهایم را جوری که دوست داشتم می خواستم بهش تفهیم کنم.نه اون موفق شد نه من!!کلی قسم خورد و کلی قسم خوردم.آخرش سکوت بود و بعدش چن پیامک!به همین سادگی می توان یک سوتفاهم را بال و پر داد و کاه رو کوه کرد.جالب من هنوز از بابت حضور در بعضی جاها و مجالست با برخی از ما بهترون باید حساب پس بدم.رنجیدن او دوست باعث شد چن تا عذر خواهی بکنم که فکر میکنم از صد تا فحش و دشنام هم بدتر بود هم برای گوینده و هم برای شنونده!در هر حال این روزا براحتی میتوان قلبها را فصل کرد و وصل کرد!!الغرض گذشته چراغ راه آینده است.
در روزگاری نه چندان دور علی رغم اخطار دوستانی چون برگ گل ، با مجموعه ای همکاری کردم.خبطی بود که هنوز لطماتش را نوش جان می کنم.در تدوام اون لطمات امروز دوستی نصیحتم می کرد که باید اینگونه باشی و آنگونه نباشی!!دارم به این همه نصیحت آلرژی پیدا می کنم.حضرات هر چه دلشان می خواهد می گویند ولی یکسویه!!راحت با من واگویه می کنند و از شدت ترس از گفتمان با رییس آن مجموعه کذایی پرهیز می کنند.روزگار غریبی است نازنین!!
چشممان به جمال شماره های جدید دوهفته نامه های محلی کاشمر روشن شد.به دوستان آوای کاشمر پیشنهاد می کنم برای راحتی کار محققان و کاشمرپژوهان دوره ده ساله نشریه را در اختیار متقاضیان قرار دهند.وجود این دوره در کتابخانه های معظم کشور خالی از لطف نیست.در همین راستا پیشنهاد می کنم سی دی این دوره ده ساله هم تهیه شود.تهیه میکروفیلم این دوره هم خالی از لطف نیست.باید دوره ده ساله این نشریه در بخش مرجع کتابخانه های عمومی شهرستان های ترشیز کهن دیده شود.این پیشنهاد به دور از حب و بغض های سیاسی مطرح می شود.بنده خود خریدار اولین دوره هستم !!در تماسی که با دوستان این نشریه داشتم متوجه شدم که در آرشیو نشریه این مهم پیش بینی نشده است.در عصر تکنولوژی می توان این مهم را با اخذ قرارداد با شرکت های مربوطه کل نشریه را در کمترین مدت ممکن به فرجام رساند.نشریات محلی دیگر ترشیز کهن در صورتی که به آینده می اندیشند می توانند این مهم را در دستور کار خود قرار دهند.
اولین نشست خبری رییس شورای شهر بازتاب های مختلفی داشت.به نظر من ضرب المثل ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است در مورد این نشست صدق نمی کند.روایت من از این نشست بعد از حک و اصلاح توسط دوستان در روزنامه قدس (۲۸/۸/۸۸)به صورت ذیل منتشر شد: سخنگوي شوراي اسلامي شهر کاشمر گفت: ما اعضاي شورا شهر هستيم، نه شوراي شهرداري و اعضا تلاش دارند شوراي شهر را به جايگاه واقعي خود برسانند. مهندس حسيني، در اولين نشست خبري اين شورا افزود: رفع مشکلات شهر و شهروندان جز در سايه تعامل، هماهنگي و وحدت بين اعضاي شورا امکان پذير نيست. وي که بتازگي به عنوان رئيس شوراي شهر کاشمر انتخاب شده است، در ادامه با ذکر اين نکته که رفع مشکلات مردم مهمترين هدف هيأت رئيسه جديد شوراست، اظهار داشت: اعضاي شورا در قبال آراي مردم مسؤول هستند و بايد در راستاي خدمتگزاري مطلوب به شهروندان تلاش نمايند. وي در ادامه توجه به مسايل حوزه فرهنگ، توسعه ورزش همگاني، شناسايي ظرفيتهاي گردشگري، حمايت از بخش خصوصي در زمينه توسعه شهر را از جمله دغدغه هاي اصلي شورا براي 5/1 سال باقي مانده از عمر اين شورا ذکر کرد و ابراز داشت: تغيير در مبلمان شهري از مواردي است که بايد به آن پرداخته شود، در حال حاضر 2 تنديس براي ميادين غدير و شهدا خريداري شده که به زودي نصب مي شود ودر تلاشيم براي ميدان مرکزي شهر نيز طرحي ارايه نماييم. وي با اعلام خبر راه اندازي شورا و شهرداري محله در آينده تصريح کرد: طرح احداث شهرک صنعتي براي ساماندهي مشاغل مزاحم را پيگيري خواهيم کرد. حسيني در مورد انتخاب شهردار جديد کاشمر با توجه به استعفاي شهردار اين شهر گفت: شورا سه ماه پس از استعفاي شهردار مهلت دارد تا شهردار جديد را انتخاب کند. وي با اعلام خبر تشکيل کميسيون تخصصي براي بررسي نصب تاکسيمتر تأکيد کرد: با نصب تاکسيمتر و گرفتن استعلامهاي مختلف نرخ ورودي تاکسي مصوب خواهد شد.
88/08/27
با نردبان تا فراز سرو کشمر!!
سلام.در وبگردی هام شعری خوندم در باره سرو کشمر اثر بانویی به نام هما ارژنگي.اینکه ایشون کیه نمی دونم! خوندم که فرزند نگارگر مشهور استاد رسام ارژنگیست .وی در سال 1322 در تهران در خانوادهاي هنرمند و هنرپرور چشم به جهان هستي پانهاده است با هم این شعر را می خوانیم :در دل دشت فراخ/سربرآورده یکی سرو شکوهنده و سبز/همچو تندیس اساتیری دور/قد برافراخته چون کوه بلند/بی گزند از نفس سرد زمان/سال او گشته فزون تر ز هزار .../قامت بشکوهش، /سایه ساری ست شگرف/که هزاران رمه در سایه آن آسوده/شاخساران سترگش از مهر،/جان پناه همه مرغان بوده .../این کهنسال، سپنتا سروی ست/که در آن سبزترین روز بهار،/دست زرتشت به نیکی و بهی،/در زمین کشمر،/خود نهالش بنشاند .../به یکی اختر فرخنده که در جانش بود،/سرو بالید و فزود/ریشه افشاند به خاک/سایه گسترد به دشت/و چنان شد که گشن قامت او/ره به خورشید گشود .../قصه سروری سرو بلند،/از کران ها به کران ها بگذشت/در زمان ها و زبان ها پیچید/تا یکی روز تباه،/به خلیفه متوکل سوی بغداد رسید ... /دیو خونخوار پلشت،/برده شهوت و بیمار جنون،/تکیه گه ساخته بر مسند ظلم،/به کسان گفت که این سرو کهن،/خلق گویند عجایب شجری ست/پس بباید که به فرمان من اینک آن را/برکنیدش از بُن و در آرید به « سرمن رای» اش/تا بدان خانه نو پردازیم/کوشکی برشده، ایوان بلندی سازیم. /بیم از این گفته شوم ،/کاشمر را لرزاند/مرد و زن نالیدند: /این کهنسال ترین سرو جهان،/کِشته پاکترین یار خداست/که به هر شاخه افراخته اش، /فره ایزدی است/دست یازی به درخت ، نامبارک کاری ست. /لیک آن دیو پلید، برده شیطان بود/غافل از عدل خدا، فارغ از ایمان بود/پس، کسانش به تکاپو رفتند ... /بهر نابودی آن سرو بلند/اره چون ساخته شد،/و بساطی که ببایست چو پرداخته شد،/مرد نجار بدان سوی چو آهنگ نمود،/چهر خورشید به ابری پوشید/تندر از خشم به درگاه خدا صیحه کشید/دشت و صحرا لرزید ... /ناله آن همه مرغان پناهنده به سرو،/ضجه آن همه دام و رمه از وحشت و بیم، /آسمان را لرزاند ... /به در افتادن آن سرو گشن،/کلبه ها ویران شد/چشمه ها خشکیدند/چشم ها از سر درد، اشک خون باریدند/طایر بخت از آن دشت پرید .../آن سپنتای ستبر، چون به صد پاره شکست،/تن ویران شده اش، سر گردونه نشست/تا درآید به در دیو پلید/و قطار شتران، ناله کنان،/شانه هایش به قفا می بردند/تا سرانجام به سرمنزل موعود رسید ... /لیک این قصه تلخ،/آخر قصه نبود/شامگاهان همان روز غریب،/مست از باده و از باد غرور،/گرگ خونخواره پی عزم نشست/در دلش بود که تا روز دگر،/به تماشا برِ آن سرو رود/لیک آن شام گنه بار به فردا نرسید/دشنه تیز غلامان آن شب،/رشته عمر تباهش ببرید/مُرد و بار گنه اش ماند به دوش/روی آن سرو ندید .../وان گشن سرو بلند، قصه شد در دوران/نقش جاوید هنر،/در بلندای زمان./گوییا سرو کهن را همه جا کاشته اند/سر به خم آورده،/در دل نقش و نگار قالی/یا کُله گوشه شیرین دهنان/همگان ، در همه جا، از دل و جان/پرچم مهر ورا باز برافراشته اند.
![]()
نمی دونم با کتابکده نردبان آسمان آشنا هستید یا خیر؟پیشنهاد می کنم در برنامه هفتگی خود زمانی را برای رفتن به آنجا لحاظ کنید.مجموعه به سامانی از کتاب های مختلف را مشاهده خواهید کرد.به طو رقطع با خود تصمیم خواهید گرفت در سبد زندگی ماهانه تان بخشی را به خرید کتاب از این کتابکده اختصاص دهید .اینو به مناسبت هفته کتاب نوشتم.این روزها 120 عنوان کتاب جدید از نشر ققنوس به مجموعه اضافه شده که قابل تامل است.بخش رمان این کتابفروشی هم نسبتن به روز است.یه مجموعه تاریخ ادیان هم آورده که دلنوازه.بخش اعظم کتابکده به کتابهای روانشناسی و مباحث مرتبط با آن اختصاص داره که گویا از فروش مطلوبی هم برخورداره.مباحث فلسفی هم جایگاهی خاص در این کتابفروشی داره که به طور قطع برای علاقه مندان فلسفه جالب خواهد بود.بخش کودک هنوز چندان به روز نیست ولی این بدان معنا نیست که کتابی موجود نیست ای همچین پربدک نیست.نوجوانان هم قفسه مانندی دارند قابل تامل.کتاب های ادبی و تاریخی بسیاری در کنار کتابهای با مضامین عرفانی ترا به خود می خواند.این کتابفروشی یه وبلاگ هم داره که نشونی اش در بخش پیوندهای این وبلاگ موجوده.اهالی باغ فرهنگ ترشیز بر این کتابکده نظارت دارن .راستی این بزرگواران برآنن تا بانک اطلاعاتی از فرهیختگان دیار ترشیز تهیه کنند.شما می توانید نام و نشان خود و دوستان فریخته تان را برای ثبت د راین بانک اطلاعاتی به نشانی baghefarhang.info@yahoo.comارسال فرمایید.اهالی باغ فرهنگ ترشیز از این بانک برای دعوت ویژه افراد به جلسات مختلف بهره خواهند برد.برای افرادی که نامشان در این بانک اطلاعاتی ثبت شده باشد برنامه های فرهنگی مختلفی در نظر گرفته شده است.این برنامه ها مکاتبه ای برای اعضای بانک ارسال خواهد شد.الغرض باغ فرهنگ و کتابکده اش را بیشتر جدی بگیرید که هزاران باده ناخورده در رگ تاک است هنوز.
88/08/23
فاصله تا جریمه!!
سلام.فکر کنم این ترانه از رسول یونان باشه.این روزا هر طرف میرم شعرای ایشون پیش چشام رژه میره.یه جور نوستالوژی لابلایی جملات و ابیات و وازه های شعرهای او موج میزنه.غمی شیرین تو عمق وجودت اعلام موجودیت میکنه.با هم می خونیم:بین من و تو فاصله اس /یک در سرد آهنی/من که کلیدی ندارم /تو واسه چی در میزنی؟/این در سرد لعنتی/ شاید نخواد که وا بشه/قلبتو بردار و برو/ قطار داره سوت میکشه/منو ببخش عزیزمن! /اگه میگم باهام نمون/دستای خالیمو ببین /آخر قصه رو بخون/ترانه ای رو که برات/ گفته بودم فروختمش/با پول اون نخ خریدم/ زخم دلم رو دوختمش/همسفر شعروجنون/ مرد فقیر عالمم/تو عشقتو از من بگیر/ من واسه تو خیلی کمم!!
مدتهاست که دلتنگ شنیدن یه موسیقی آرامبخش و باصفایم.از این رپ و پاپ و کوفت و زهرمارهای صدمن یه غاز متنفرم.البته اعتراف می کنم که به حرمت دوروبریهام ناچار به گوش کردنشون هستم.بعضی وقتا هم میشه بعضیاشون رو زیر لب یکی دوبار زمزمه کرد.به لطف صدا و سیما مجبورم بعضیهاشون در جمع خانوادگی بشنوم.در هر حال دلتنگ یه موسیقی ناب بودم تا داش جلیل سه سی دی موسیقی ناب سنتی را تقدیمم کرد.ترانه های استاد بنان و الباقی را مزه مزه می کردم که داش حسن از فلش مملو از موسیقی اش گفت.در فلش او مجموعه سیاوشان معرکه بود.داش محمد هم گلچینی تهیه کرده دلنشین و دل انگیز.الغرض این روزا دلتنگیم را با مروری بر سه مجموعه فوق سرو سامون میدم.جاتون خالی.!
بالاخره یکی در شورای شهر کاشمر پیدا شد که به این نتیجه برسه که باید یکی پیدا بشه و با خبرنگار مصاحبه کنه .اولین نشست سخنگوی شورای شهر کاشمر هفته گذشته با حضور سه خبرنگار(مرتبط با حداقل 8 خبرگزاری و روزنامه و دوهفته نامه) برگزار شد.روز قبلش رییس روابط عمومی شورا ( که بالاخره به همت یاران سیاسی اش قبای نیابت رییسی شورا را در5/1 سال آخر عمر شورای سوم بر تن کرد ه اونم با چهار رای از هفت رای!!)پیامک داده بود برای این نشست در صلاه ظهر.البته حضرتش در جلسه حاضر نبود.مهندس حسینی بسان یک دیپلمات کهنه کار جلسه را شروع کرد.بی تعارف احاطه اش بر کلیات مدنظرش عالی بود.او که با 4 رای بعد از 5/2 سال نایب رییسی در پی خروج رییس قبلی رییس شده است بی تعارف گفت که شوراییان در 5/2 سال گذشته کاری نکرده اند. وی با اشاره به تعابیر بعضی از شوراییان در مورد ابتلای این شورا به روزمره گی گفت که می خواهد در این 5/1 سال باقی مانده کارها بکنند کارستان و به تعبیر جبران مافات بکنند.ببینیم این ائتلاف معتمدین بالاخره چه گلی به جمال چپ های کاشمر خواهد زد.گزارش این جلسه به زودی منتشر خواهد شد.تنها انتقاد من به این جلسه دیرهنگام همین دیرهنگام بودنش بود.چرا حضرات حالا به این نتایج گهربار رسیده اند؟
این داش کاظم هر از گاهی با ارسال ایمیلی گل لبخند را برلبانمان می کارد.امروز دو ایمیل ازو داشتم یکی مملو از تصاویر آکنده از طنز و دیگر این تلخند مملو از درد.این جوک جون میده برای آسیب شناسی رفتار ما ایرانی ها.از اصفهون تا نقطه نقطه این دیار اهورایی.با هم می خوانیم :حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیدهاید که توی اتوبان دنده عقب میرفته که به ماشین یک کانادایی میزند و پلیس که میآید، از راننده ایرانی عذرخواهی میکند و میگوید " لابد راننده کانادایی مست است که مدعی شده شما دنده عقب میرفتید!" حالا اتفاق جالبتری در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهاني ما توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ كيلومتر در ساعت می رفته كه پليس با دوربينش شكارش می كند و ماشينش را متوقف مي كند. پليس ميآید كنار ماشين و میگوید: "گواهينامه و كارت ماشين!" اصفهانی با لهجه غلیظی میگوید:" من گواهينامه ندارم. اين ماشينم مالی من نيست. كارتا ايناشم پيشی من نيست. من صاحَب ماشينا كشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم ميرفتم از مرز فرار كونم، شوما منا گرفتين." مامور پليس كه حسابی گیج شده بوده بيسيم میزند به فرماندهاش و عين قضيه را تعريف میكند و درخواست كمك فوری ميكند. فرمانده اش هم ميگوید که او كاری نكند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل میرساند و به راننده اصفهاني ميگوید: آقا گواهينامه؟ اصفهانی گواهينامه اش را از توی جيبش در ميآورد و میدهد به فرمانده. فرمانده میگوید: كارت ماشين؟ اصفهانی كارت ماشين را كه به نام خودش بوده از جيبش در میآورد و ميدهد به فرمانده. فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور میدهد راننده در صندوق عقب را باز كند. اصفهانی در را باز ميكند و فرمانده ميبيند كه صندوق هم خالي است. فرمانده كه حسابي گيج شده بوده، به راننده اصفهانی ميگوید:" پس اين مأمور ما چي ميگه؟!" اصفهانی ميگوید: "چی ميدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم میخواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت میرفتم؟
88/08/18
حکایت شتر و فرار نخبه گان!!
سلام. سهراب سپهری می فرماید:قايقي خواهم ساخت/ خواهم انداخت به آب / دور خواهم شد از اين خاك غريب/ كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق / قهرمانان را بيدار كند. / قايق از تور تهي / و دل از آرزوي مرواريد/ همچنان خواهم راند.
چه می کنه این عادل فردوسی پور!!! با این برنامه نود فوتبالی!!حالا خلایق دوره افتادند تا مثل مرغ مقلد از برنامه اش تقلید کنند.خواندم که فریدون جیرانی چهره نامور ترشیز کهن قراره برنامه نود سینمایی رو با عنوان هفت تهیه کند. قراره دراین برنامه مباحث چالشی مربوط به حوزه فرهنگ و هنر ارائه شود. برنامه سفارشی نیست و مسائل چالشی حوزه فرهنگ و هنر از جمله معضلات سینما را بررسی میکند.
لابلای ایمیل های دریافتی چشمم به این حکایت افتاد که دوستی دلخسته برام فرستاده بود.حکایت جالبیه!با توجه به سوال آخرش خوندنش حال میده!!: روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت: بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟ شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟ بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟ شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم. بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟ شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است. بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد. شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند. بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است ... بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم... شتر مادر: بپرس عزیزم. بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟
بر اساس گزارش جدید صندوق بین المللی پول ، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان 91 كشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا كسب كرده است . سالانه حدود 180 هزار ایرانی تحصیلكرده به امید زندگی و یافتن موقعیت های شغلی بهتر از كشور خارج میشوند . رقم خروج حدود 180 هزار نخبه تحصیلكرده از ایران ، به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از كشور است .طبق این آمار هماكنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشك ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریكا زندگی میكنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 3/2 نفر با مدرك دكترا، 15 نفر با مدرك كارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرك كارشناسی از كشور مهاجرت كرده اند.
88/08/14
تکرار یه سوژه تکراری!!
سلام.شعری خوندم از رسول یونان .با هم می خونیمش: اعتراض داشتم به حکومت پدر/اعتراض داشتم به تفنگ برنو/به ترکه های آلبالو/به ..../و روز را بلندتر می خواستم/یک شب او عصبانی شد/و فردای آن روز/مرا صبح خیلی زود از خواب بیدار کرد/که نباید می کرد/حالا،/من، سال هاست در خواب راه می روم.
شکر خدا این پورتال فرمانداری کاشمر هم داره عاقبت به خیر میشه.گویا حضور 2 روز در هفته خبرنگار صدا و سیما در مجموعه فرمانداری بابت خیر و برکت برای این سامانه اینترنتی است.الان خبرهای اخذ شده از خبرگزاری فارس (با زحمت هادی خان مهدیان خبرنگار ان خبرگزاری) آذین ستون اخبار شهرستان است. اینکه چرا اخبار سایر خبرگزاری ها نظیر ؛ایرنا ، مهر ، ایسنا ، آنا و ایسکانیوز در این سامانه دیده نمی شود به طور قطع ربطی به سلایق سیاسی این و آن ندارد! تصاویری متناسب با تقویم در سایت دیده می شود.تصویر حضرت فرمانداربا همان لبخند ژوکوند وار خیلی تکراری شده است.جسارتن به اوس کاظم پیشنهاد می کنم که از این چهره مردم آشنا تصاویر متنوع تری انتخاب کندتصاویری متضمن دیدارهای مردمی ایشان و حضور سرزده اش در اقصا نقاط این شهرستان و ...!!!.اینکه چرا اخبار و گزارشات نشریات محلی و سراسری در این سامانه دیده نمی شود هم یقینن مربوط به توقعات الکی ماست وگرنه حضرات همه جراید را می خوانند و می دانند که چی به چی هست و نیست.در ضمن اصلن مهم نیست که وزیر کاری اومد و رفت.بی خیال افکار عمومی و عالم مجازی اینترنت و باقی ماجرا.برای خنده اش بد نیست بدانید که آبو وهوای مشهد در این پورتال به نمایش گذاشته شده است.پیشنهاد می شود لینک آب و هوای کاشمر از از سامانه اینترنتی حاج آقای خباز ( به روایتی دکتر!!)اخذ شود.به این میگن بده بستون دو طیف سیاسی شهر برای تنویر افکار عمومی.!!در ضمن سامانه اینترنتی نماینده روز به روز در حال بهتر شدن است دم جوونای اون حوالی گرم.فقط خدمت دوستان عارضم که تمام افاضات جناب نماینده در این سامانه دیده نمی شود.یه جوری کلام وس خن ایشان در خارج و داخل حوزه انتخابیه شان کاشمری لیزه میشه.این نکته زیاد جالب نیست.یکی از دوستان پیشنهاد کرد یکی از علاقه مندان به فرجام سیاسیون شهر همتی بکند و با استناد به جراید و اینترنت و اخبار درگوشی افاضات نماینده فعالمان را در یک وبلاگ یا سایت درج کند تا بدانیم چها گفته و از این حرفا!!زندگی نامه نماینده را بخوانید بسیار جالب است.یه چند باری موضوع این زندگی نامه و فنون نوشتاری مستتر در آن را به سمع و نظر چند دوست اصلاح طلب رسوندم تا مگر بهینه شود که گویا اتاق فکر و مشاوران دفتر بر آنند که همانی که بود باشد.خب جالبه خنده بر هر دردی دواست.انصافن متن جالبی دارد این زندگی نامه مشحون از ظرائف و دقایق ادبی و سیاسی!!امید که اگر ماندگار است ادامه دار شود .در ضمن خبر وقف کتابخانه شخصی حضرت دکتر هم جالب بود.به ایشان و نهاد کتابخانه های حوزه انتخابیه ایشان بی تعارف تبریک می گویم.این مهم امر حسنه ای است که باید الگوی سایر سیاسی کاران این حوالی قرار گیرد.بخش ارتباط مستقیم این سامانه هم حرکتی همایون است.امید فرماندار هم این مهم را در سایت فرمانداری لحاظ کند البته شاید اهالی فرمانداری بگویند داریم آن هم چه داشتنی ایمیل فرماندار و دو بخشدار شهرستان یکیست!!معاونانش هم ...بیخیال باز بهم زنگ می زنند که فلانی چرا به این سایت پیله کردی بذار زندگیمون رو بکنیم به بازنشستگی فکر کن!!!چشم.از سایت شورای شهر و شهرداری با اون هزینه های اختصاص یافته هم چیزی نمی نویسم.به من چه که هنوز برخی در این سایت هستند که در عالم واقع نیستند !!!
88/08/09
گزارشی از یک سفر به ظاهر شتابزده!!!
حضور اولین وزیر دولت دهم در کاشمر با سکوت خاص دست اندرکاران همراه بود.گویا عزمشان جزم بود تا در این مهم اطلاع رسانی نشود.مردم نامحرم شده اند یا داستان و حکایتی دیگری در میان است؟نمی دانم.در ریوش وزیر کار در مسجد جامع در جمعی نهایتا صدنفره (با احتساب پیشوازکنندگان و همراهان وزیر و مردان صاحب منصب در امور اداری ریوش و کاشمر) حاضر شد.از چند مغازه دار پرسیدم چه خبر است؟نمیدانستند.روبروی بخشداری هم این سوال را مطرح کردم آنان هم نمی دانستند و دانستن حق مردم است!!!الغرض آن چه می خوانید گزارشی است ازشتابزدگی حساب شده در پذیرایی از دکتر شیخ الاسلامی وزیر کار در اولین دور سفر دولت به استان ها.
دکتر شیخ الاسلامی وزیر کار و امور اجتماعی و هیئت همراه روز چهارشنبه (6/8/88) از مسیر نیشابور وارد ریوش مرکز بخش کوهسرخ شد. وی بعد از حضور در بخشداری این بخش برای دیدار با مردم به مسجد جامع این شهررفت.امام جمعه ریوش بعد از اقامه نماز طی سخنانی بابیان حدیثی از امام رضا (ع)در مورد ویژگی های انسان کامل گفت : حضور مسولان در مناطق محروم بسیار موثر است. شما پنجمین وزیری هستید که در5 سال اخیر در این منطقه زیارت می کنیم..این دیدو بازدیدها در توسعه منطقه تاثیرگذار است.حجت الاسلام امینی با اشاره به حضور 14 ساله اش دراین شهر و بخش محروم اظهار داشت : مردم این بخش ولایتمدار هستند و به ارزشهای دینی علقه و علاقه خاصی دارند و در دوران دفاع مقدس نسبت به نقاط مختلف کشور دارای بالاترین امار تعداد شهدا هستند.در زمان جنگ گاهی اوقات در برخی روستاها فقط 4 مرد آن هم به عنوان نگهبان دیده می شدند و الباقی در جبهه بودند .وی با ذکر این نکته که مردم این مطقه با حضور 93 درصدی خود در دهمین دور انتخابات حضوری درخشان داشتند افزود: شاهد پیشرفت های خوبی در منطقه هستیم اگر کسی بخواهد این خدمات را نبیند مشکل از دید اوست ولی هنوز هم مشکلاتی وجود دارد در حال حاضر بحث گازرسانی اصلی ترین دغدغه مردم این منطقه محروم است.امام جمعه ریوش با تاکید بر این مهم که گازرسانی مانع مهاجرت بی رویه مردم این منطقه به نیشابور و کاشمر و سایر نواحی شهری می شود ابراز داشت :به طور قطع گازرسانی به کوهسرخ در آبادانی و عمران این منطقه تاثیر عمده ای خواهد داشت و امید که در دهه کرامت و درآستانه میلاد امام رضا(ع) شاهد این عیدی برای مردم این منطقه باشیم.
قائم مقام شورای اسلامی شهر ریوش نیز در این نشست با تاکید بر ضرورت گازرسانی به کوهسرخ به بیان تاریخچه مکاتبات مربوط به این موضوع در سالیان اخیر پرداخت و گفت : مکاتبات مربوطه با امضای حضرتعالی به عنوان مسئول وقت دفتر رییس جمهور و دستور دکتر احمدی نژاد مبنی بر تاکید بر گازرسانی به کوهسرخ موجود است که متاسفانه تاکنون پی گیری ما برای عملیاتی شدن ان به جایی نرسیده است.طاهریان در ادامه خواستار توجه ویزه به گازرسانی کوهسرخ در جلسه هیئت دولت شد و گفت :درستاست که نباید اسرار مردم در جمع بیان شود ولی در باره عملکرد بخشدار این بخش مطلبی را بیان می کنم.شورای شهر ریوش در باره پرداخت وام های 600 هزارتومانی با متقاضیان همکاری می کرد.برای تایید افراد به بخشداری معرفی می شدند.بخشدار گفته بودند که در ریوش به کسی این وام تعلق نمی گیرد.موضوع را با ریاست بنیاد مسکن کاشمر در میان گذاشتیم با پیگیریها مشخص شد این وام در میان چند نفر من جمله برخی از بستگان جناب بخشدار توزیع شده است واین در حالی است که سه نفر از وام گیرندگان اهل این منطقه نبوده و در مشهد ساکن می باشند.طاهریان خطاب به وزیر گفت :متقاضیان وام با گریه پیگیر کار خود هستند و برخی به این راحتی از تسهیلات بهره می برند.
حسنی رییس شورای اسلامی شهر ریوش هم در ادامه به بیان مشکلات این بخش پرداخت و گفت :کوهسرخ با 28 پارچه ابادی دارای قریب 30 هزار نفر جمعیت است.هرساله با توجه به کوهستانی بودن منطقه شاهد زمستانهای سخت از آبان تا اخر فروردین هستیم مردم در این ماه ها در صدد تهیه نفت و گازوئیل هستند.محمود حسنی با بیان این موضوع که 95 درصد مسئولین و کارکنان ادارات و نهادها در این شهر و این منطقه بیتوته ندارند افزود :گازرسانی به کوهسرخ از مصوبات دور اول سفرهای رییس جمهور به منطقه است که متاسفانه علی رغم پیگیریها جواب درستی دریافت نکرده ایم.وی سپس به بن بست بودن این منطقه اشاره کرد و خاطر نشان شد :در حاضر مسیر کاشمر به نیشابور از ریوش می گذرد این راه 125 کیلومتری در نقاط مختلف دارای نواقضی است که باید به طور جدی رفه عیب شوند.وی در ادامه با برشمردن مشکلات موجود در حوزه راه های ارتابطی این بخش اظهار داشت :طرح راه ارتباطی تربیت حیدریه به سبزوار باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد در صورت احداث این راه شرق خراسان صد کیلومتر به تهران نزدیکتر می شود.اشتغالزایی در این بخش بیشتر می گردد.روستاهای مسیر آباد خواهند شد و کوهسرخ از بن بست خارج می شود.رییس شورای شهر ریوش سپس با تاکید بر لزوم تمدید وام های کشاورزی و دامداری منطقه به علت سرمازدگی های چند ساله اخیر گفت :اخیرا با اتمام دوره طرح تنها دانپزشک مرکز بهداشت ریوش عملا این مرکز غیرفعال شده است.مردم از نظر بهداشتی و نبود امکانات رنج می کشند.ساختمان مرکز بهداشت ریوش مربوط به قبل انقلاب است.اینجا جایی برای بستری کردن حداقل ده بیمار هم نداریم.پزشکان حاضر به خدمت در این منطقه نیستند.وی با طرح درخواست احداث بیمارستان 20 تختخوابی در این منطقه ابراز داشت:فعلا بهداشت ریوش با دوپزشک و با کمترین امکانات مدیریت می شود و معمولا پزشکانی به این شهر می آیند که تازه فارغ التحصیل شده اند.
حسن صفائیان مسئول شورای اسلامی اوندر نیز در این دیدار مردمی به بیان مشکل آب شرب روستای خود و چهار روستای دیگر پرداخت و گفت :در این روستاها حداقل 5 هزار نفر آب آشامیدنی ندارند اگر الفبای زندگی را آب بدانیم و اگر به طرح های انتقال آب در نقاط مختلف کشور توجه کنیم در می ِبابیم که می توان آب روستاهای بی آب شرب را با ایجاد خطوط انتقال تامین کرد .
وزیر کار و امور اجتماعی بعد از شنیدن درددل های افراد مذکور ضمن ابلاغ سلام رییس جمهور از مردم خواست تا جوانان را به کسب علم و دانش تشویق کنند تا با استقرار در منطقه بخشی از مشکلات را با توجه به بومی بودنشان حل کنند وی در ادامه گفت :ریوش و کوهسرخ مردمانی با فرهنگ و خوب دارد.زیاد بر محروم بودند تکیه نکنید.لطف همجواری با امام رضا(ع) امتیاز بزرگی محسوب می شود.این نعمت قابل فروش نیست.دکتر شیخ الاسلام با تاکید بر لزوم اجرای عدالت در کلیه نقاط ایران اسلامی افزود :باید با ترتیب و اولویت با مسایل برخورد کنیم.تا دوسال تامین آب شرب مشهد مشکلی اساسی بود که حل شد.باید داشته های خود را لحاظ کنیم.دولت می داند که خدمت به مردم متدین و مسلمان باعث برکت است.وی در ادامه با تاکید بر لزوم پیگیری درخواست های به حق مردم کوهسرخ اظهار داشت:منابع کشور محدود است حتما در اولویت بندی ها درخواست های این منطقه در نظر گرفته خواهدشد.وی مدیران نظام را برخاسته از میان مردم دانست و تاکید کرد:ما به گروه و طبقه خاصی وابسته نیستیم مردمی هستیم.
در حاشیه :
جالبه بدانید در موقع ضیافت ناهار در تالار فرهنگیان جمعیتی به مراتب بیشتر از مسجد جامع ریوش حضور داشتند.
بعد ناهار وزیر دیدار مردمی داشت.کنجکاو شدم مشخص شد بیشتر ارباب رجوع های اداره کار هستند وبرخی از اصحاب صنعت که به لطایف الحیل از حضور وزیر مطلع شده اند.
وزیر بعد از زیارت قبور شهدای کاشمر و آرامگاه شهید مدرس عزم دیدار از اداره کار کاشمر را داشت.در همان ابتدا تصویر فتاده در توالت اداره کار او را از بازدید منصرف کرد.موقع خروج سنگ قبرفروشی کنار اداره نظرش را جلب کرد.حضرتش امر به خرید مغازه کردند.
88/08/04
همه بی تقصیرند الا خلبان!!ا
سلام
هنوز هم معتقدم سرکشی به سامانه های اینترنتی ادارات و نهادها و افراد صاحب پست و مقام کاشمر باعث تبسم خاطر می شود.یه روز یه بنده خدایی زنگ زد که بیخیال پورتال فرمانداری بشو!!به تو چه ربطی داره که این سایت باعث خنده میشه یا نمیشه؟خوب راست میگه به من چه ربطی داره!!؟؟خلاصه کلی نصیحت شنیدم که فلانی اگه این زبونت و این وبلاگت رو یه کم کنترل می کردی الان تو فرمانداری یا جایی دیگه بیشتر در رفت و آمد بودی!؟جل الخالق در این شهر همه چیز رو میشه به هم بافت!در ادامه اظهار داشت بیا و یه مدتی به سایت فرمانداری گیر نده!بهم خبر داد که یکی از خبرنگاران قراره هفته ای دو روز بره فرمانداری!!خُب بره.دمش گرم.خلاصه حس فرمایش این بنده خدایی که بهم زنگ زد و نصیحتم کرد خدمتتان عارضم که سایت فرمانداری بسیار عالیست .عکس فرماندار با اون لبخندش بسیار دیدنی است.آمار سایت هیچ مشکلی هم نداره اگر داره اشتباه تایپی است.تایپیست باید مواخذه بشه(اگه مواخذه ای باشه !) مث سقوط هواپیما که همه بی تقصیرند الا خلبان!!اگه در سایت فرمانداری عیبی هست (که بعد اون تلفن میگم شاید نباشه!!)اصلن هم به من مربوط نیست به شما هم لابد مربوط نیست.راستی این که بعضیا هی دم از مهرورزی و اینجور چیزا می زنن اصلن ربطی به اون تلفن و اون سایت نداره.در راستای روییدن گل لبخند برلبانتان به استحضار میرساند به لطف تعدادی از جوانان نیکو خصال سامانه اینترنتی نماینده کاشمر با تاکید بر دکتر بودن ایشان ، به نحو قابل توجهی تغییر کرده و بهتر از گذشته به روز می شود.البته برابر علایق خودشان این مهم به فرجام می رسد که البته طبیعی است.توقع بی جایست اگر به عنوان یک کاشمری، علاقه مند باشم که بدانم نماینده دیارم عضو کدام فراکسیون هاست و در کدام محافل سیاسی سینه می زند!توقع بیجایست اگر بپرسم چرا همه مصاحبه ها و اظهار فضل های ایشان (مطالب مندرج در سایت و خبرگزاریها و مطبوعات را می گویم و گرنه سخنان ایشان در محافل خصوصی و ... درگوشی اینجا و آنجا شنیده می شود) در این سامانه درج نمی شود!جالبه فرم گزارش نویسی حضرتش هم عوض شده است.خلا آخرین گزارشکار به سبک قدیم با گزارشکار به سبک جدید کی پُر خواهد شد؟؟این ایام اتفاقن مصادف است با حضور فعال ایشان در فعالیت های حزبی و حمایتهایشان از محبوب سیاسی شان و سفرهای انتخاباتی ( متاسفانه هیچکدام از این تلاشها در کاشمر و حوزه انتخابیه شان نِمودی نداشت!!!).الغرض با عرض خسته نباشیدی به فعالان این سایت ، پیشنهاد می کنم به سایت جناب منتجب نیا به عنوان همحزبی ایشان و سایت جناب سبحانی نیا نماینده نیشابور گوشه چشمی داشته باشند.در ضمن تبلیغ این سایت در آوای کاشمر با حال بود.در ضمن در صورت نیاز به تلخند به سامانه اینترنتی برخی از کارخانه ها و سازمان ها سری بزنید .دست خالی بر نمی گردید.
نیمه اول دهه هشتاد یکی دو نفر از جوانان خوش ذوق کاشمری اولین نقشه شهر (قالب دسترسی برای عموم) را با تاکید بر ذکر پاره ای از جاذبه های گردشگری کاشمر منتشر کردند.این کار چندین بار تقلید شد.بدین معنا که همان نقشه توسط از ما بهتران با حذف نام انان منتشر شد.این روزها دو نمایشگاه عکس با موضع گردشگری درشهر برپاست.بار دیگر در این گاه نوشت پیشنهاد تهیه اولین نقشه گردشگری ترشیز کهن (وحتا تفکیکی برای سه شهرستان)را مطرح می کنم.در اين نقشه باید تمام نقاط و اماکن داراي جاذبه هاي تاريخي، فرهنگي، طبيعي، مذهبي و گردشگري با ذکر بعد مسافت و مشخصات محل مشخص شود تا براي مسافران و گردشگران امکان بازديد به راحتي فراهم گردد. اين نقشه راهنما به طور طبیعی باید حاوي اطلاعات شهرستان ها و نواحی همجوار باشد .امید که میراث فرهنگی کاشمر و رجزخوانان عرصه گردشگری کاشمر به جای کلی گو و اشاره به سند توسعه و از این حرفهای صد من یه غاز با کمک بودجه پژوهشی مراکز آموزش عالی شهرستان و با بهره گیری از وجود نیروهای توانمندی چون استاد ایرج سعادتمند(این روزها در کنار تدریس مشغول امور خیریه است)و آقای حسن قربانی(بازنشسته ای که همچنان در عرصه ها آموزش فعال است و حاشیه نشین) کاری بکنند کارستان.
وقتی پیشنهاد فوق را با یکی از دوستان مطرح می کردم گفت حمید جان بیخیال حضرات از ما بهتر بشو بیا این موضوع را در مجموعه ای چون باغ فرهنگ ترشیز طرح کن.!!بد نمی گفت.می دانم که دکتر سادات خوانده این سطور است .پس دکتر جان حال که بسان استاد علی دهباشی(صاحب نشریه وزین بخارا و فعال عرصه کتاب و فرهنگ) کمر خدمت به فرهنگ این دیار اهورایی بسته ای پیشنهاد فوق را مورد بررسی قرار بده.در ضمن دکتر جان باغ آبادت می تواند عرصه ای باشد برای تهیه مقدمات كتاب فرهنگ ترشیز و در نهیات چاپ آن.تعجب نکن ترشیز هنوز دارای دانشنامه نیست.کسی هم به فکر این کارا نیست. ترشیز دانشمندان و علماي بزرگي را به كشور تقديم كرده که متاسفانه از آنان نام و نشانی در این دیار دیده نمی شود.به واقع علم و دانش و فرهنگ در اين شهر بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد. آیین های سور و سوگ این سرزمین نیازمند کاری علمی و تحقیقاتی است. بايد در حفظ و احياي فرهنگ ترشیز اهتمام ورزيم .باید گويشها و لهجههاي محلي را حفظ كنيم. ضربالمثلها و باورهای مردم ترشیز در حال نابودي است . بايد براي احياي آن چارهاي انديشيده شود. می توان تیمی را تشکیل داد. هر يك از نويسندگان منطقه میتوانند براي ارتقاي فرهنگ و هنر اين ديار زحماتی را متقبل شوند.امید که این پیشنهاد به ترینج قبای فرهنگی مردان این دیاراهورایی برنخورد.پدرخوانده ها و هزاردستان ها کمی به خود بیایند و برای شهر و دیارشان کاری بکنند.

