یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳

عین شین قاف

سلام

حرفی ندارم

بسان تو 

که حرف نداری!

در جستجوی حروف

در هزارتوی چشمانت

در اندیشه سه حرف ساده

عین

شین 

قاف

اسیرت می‏شوم

رها از خود


برچسب‌ها: شعر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه ۲ اسفند۱۳۹۳

خُرفه کاشمر آکنده از اکسیر جهانی

سلام 

خرفه ساقه و برگه‌ای گوشتی و پر آب با گل‌های زرد رنگ دارد. ظاهر این گیاه شبیه به گیاه تزئینی یشم کوچک است. ساقه‌های خرفه از یک ریشه عمودی اصلی، به صورت شعاعی رشد می‌کنند و در روی زمین به صورت خوابیده پخش می‌شود که گاهی اوقات کفپوش بزرگی از برگ‌ها را به وجود می‌آورند. خرفه خویشاوند نزدیک گل ناز آفتابی یا خرفه زینتیاست که به عنوان گیاه زینتی پرورش داده می‌شود. خرفه گیاهی یکساله است که از تخم و بخش‌هایی از ساقه تکثیر می‌شود. تخم‌های خرفه 40 سال در خاک زنده می‌مانند.

خُرفه، را به پارسى ، پَرپَهَن گویند، معرَّب آن، فَرفَخ است. در احادیث و روایات از این گیاه به نیکی یاد شده و برای آن خواص فراوانی نقل شده است. متاسفانه در کاشمر به سبزی خرفه کم لطفی می‌شود. این گیاه دارویی در کاشمر معمولاً به صورت خودرو در باغچه منازل، کنار جوی‌ها و تاکستان‏ها در مناطق مرطوب می‌روید. سازمان بهداشت جهانی به خُرفه لقب اکسیر جهانی (Global panacea) داده است. این گیاه از سوی این سازمان متداول‌ترین گیاه دارویی مورد استفاده در جهان ذکر شده است.

این گیاه بومی هند و ایران است و در سرتاسر دنیا به عنوان گیاه خوراکی و به عنوان علف هرز گسترش یافته است. در بسیاری از نقاط جهان نظیر کاشمر خرفه به عنوان غذا مصرف می‌شود قسمت‌های هوایی این گیاه که شامل؛ برگ، ساقه و دانه‌های آن است، مورد استفاده قرار می‌گیرد. در روایاتی از پیامبر (ص) آمده است؛ « بر شما باد خُرفه ؛ چرا که زیرکى مى‏دهد و اگر تنها یک چیز باشد که عقل را افزون مى‏کند، همان است»،« شفاى نود و نُه درد است »،«چه گیاه پُر برکتى است». امام صادق (ع) می‏فرمایند؛« بر روی زمین سبزی خوردنی شریف‌تر از آن نیست و سبزی خوردنی حضرت فاطمه (س) است».

 تحقیقات جدید دانشمندان نشان داده است که در خرفه ماده شیمیایی اسید چرب اومگا3 وجود دارد. این همان چربی معروف است که در روغن ماهی یافت می‏شود و عامل موثری برای کاهش کلسترول و فشار خون است و از این نظر این گیاه را در ردیف گیاهان ارزشمند ضد سرطان و ضد فشار خون قرار می‏دهد. اجداد مابه استفاده از این گیاه در ماه‏های گرم سال تاکید داشتند. ،

حکیم‏باشی‏ها و خاله‏باجی‏های دیارمان خُرفه را قبض‌کننده، مدر، مسکن صفرا، حرارت خون، کبد و معده، تبهای گرم و صفراوی و تسکینبخش عطش و کنترل کننده ترشح ادرار می‏دانستند. این سبزی خوراکی همچنین معالج دیابت، رفع سردردهای گرم، ضد خونریزی، خردکننده سنگ مثانه، ازدیاد ترشح بول، ضد سرفه، سوزش مجاری ادراری و رودهها و بواسیر، تسکین حرارت رحم و سوزش و درد آن است.

آشامیدن عرق خرفه پیش از غذا باعث افزایش اشتها می‏شود.عرق خرفه برای پیشگیری از خونریزی های ریه و معده سودمند است. علاوه بر این عرق خرفه برای درمان تب های صفرایی سودمند است و گرمای ادرار و مثانه را کاهش می دهد . خرفه با افسردگی مقابله می‌کند.

هنوز در روستاهای دیارمان خُرفه را به عنوان سبزی خوراکی  و بخشی از سالاد استفاده می‏کنند. از شیره خرفه و یا له شده برگ‌ها و ساقه آن به صورت موضعی برای رفع درد، تورم و التیام زخم‌هایسوختگی، کاهش تورم و آبسه‌ها، گزیدگی نیش حشرات و عقرب گزیدگی استفاده می‌شود. ازجوشانده این گیاه که آب آن گرفته شده است در معالجه اسهال و برای رفع سرفه، تسکین دردهای سینه و سوزش مجرای ادرار و مثانه و رفع حرارت رحم و سوزش آن استفاده می‌شود.

در فدافن در موسم انگورواکنی (انگورچینی) آش خرفه در تاکستان‏ها توسط صاحب باغ برای انگورچین‏ها پخته می‏شود. این آش بخصوص در میان بانوان طرفداران بسیاری دارد.بورانی خرفه، خرفه قورت (کشک) و اشکنه خرفه از جمله خوراکی‏های هستند که در دیار ما با  این گیاه طبخ می‏شود. تازه‌خوری برگ‌ خرفه با ماست هم در منطقه رایج است به خصوص اگر همراه با نان گندم باشد. از آن در پخت آش آبغوره و خورشت سبزی نیز استفاده می‏شود. گذشتگان ما در کاشمر برای این گیاه مثلاً هرز حرمت خاصی قابل بودند. آیا می‏توان چشم انتظار همتی برای توجه به این گیاه و به تبع آن اشتغالزایی باشیم؟ بد نیست بدانید پژوهشگران دانشگاه تبریز خرفه را عنوان منبعی جدید برای استخراج روغن خوراکی به چرخه صنایع غذایی کشور معرفی کردند.


برچسب‌ها: خُرفه کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱ اسفند۱۳۹۳

گردشگری خوراک و جای خالی کاشمر

سلام. 

چند روز پیش شاهد برگزاری جشنواره غذای سنتی در مجموعه ورزشی انقلاب بودیم. مراسم صبح شروع و ظهر تمام شد. عده‏ای برنده شدند. دو تا مجری هم مراسم را به سبک و سیاق خودشان برای سیمای استان گزارش کردند.

یقین این مراسم می‏توانست بهتر و شکیل‏تر و در راستای معرفی توانمندی‏های کاشمر در حوزه سوغات و گردشگری غذا برگزار شود. جشنواره غذا می‏تواند حوزه گسترده‏ای را در بر بگیرد. انواع نان‏ ، ترشیجات، مرباجات، غذاهای تریدی (آبگوشت و اشکنه)، انواع آش، شیرینی‏های خانگی، چاشنی‏ها، شربت‏ها، لبنیات وسالاد وکباب‏ها وغذاهای متنوع و اختصاصی منطقه در این جشنواره قابل عرضه بودند. البته تعدادی از این موارد در این جشنواره خودنمایی می‏کرد. یکی از اهالی قم تعریف می‏کرد:« یادم هست در سفری به مشهد مقدس با خانواده سخن از سوغات شد و  گفتیم: هر که مشهد می‌آید، زعفران، زرشک و … می‌آورد و معمولاً، همه اینها را در خانه دارند! برآن شدیم که ارمغانی نو بیابیم و ببریم.

در گشت و گذار در فروشگاه معروف و قدیم «سینی چی» خیابان امام رضا (ع) چشم‌مان به شیرینی‌مانندی افتاد! از مغازه‌دار پرسیدم: این چیست؟ گفت: «سوهان سنتی کاشمر»! در دلم گفتم: عجب! سوهان که مال قم است! همان‌طور که با خود می‌گفتم: جا داشت که نمونه‌ای جهت آزمون یا بقول معروف مزه کردن مشتری می‌گذاشتند، یک بسته از آن را خریدم و گشودم و مزه کردیم (با خانواده) و پسندیدم (با همین سرعت و تعاقب)! دو نوع پسته‌ای و گردویی داشت. اگر چه مال مشهد نیست ! در نتیجه، از هر کدام شماری خریدیم (قیمتش برابر نیم مثقال زعفران اعلا بود) و برای خویشان سوغاتی بردیم. همه پسندیدند!»

در دنیا از ابتدا سه مکتب آشپزی وجود داشته. مکتب چینی،‌ رومی و ایرانی. منشأ باقی غذاها همه از این 3 مکتب است. آشپزی ایرانی، مادر آشپزی هندی، ترکی و عربی به شمار می­آید ولی در حال حاضر برخی از غذاهای هندی، ترکی و عربی بسیار پرمصرف­تر از غذاهای ایرانی در سطح دنیا به شمار می­آید.

کشور ایران با داشتن مناطق و فرهنگ­های گوناگون که هر کدام در جای خود انواع پیش غذا، آش، مکمل غذا، غذای اصلی، دسر و شیرینی را دارد، دارای تنوع بسیاری است به طوری­ که در حدود ۲۲۰۰  نوع غذا و ۱۰۹  نوع نوشیدنی و انواع شیرینی و نان در سطح ایران شناسایی شده است. فهرست غذایی در تمامی رستوران­ها در سطح کشور با اندکی تفاوت در بعد کیفی و کمی ثابت است. حتی در رستوران­های سنتی در کنار این نوع غذاها، فقط آبگوشت و یا حلیم بادمجان به عنوان نماد غذاهای سنتی ایران معرفی و عرضه می­شود.

گردشگری خوراک يا پختني‏ها صرفاً وابسته به سفر و گردشگران نيست بلکه فرد مي‏تواند در شهر و خانه خود نيز مي‏تواند با آزمودن غذاهاي گوناگون و تجربه انواع آشپزي‏ها، يک گردشگری خوراک و آشپزي باشد.گردشگری خوراک و آشپزي زير مجموعه توريسم فرهنگي است. خوراک‏ها و پختني‏ها اساساً مظهر و نماد فرهنگ هر منطقه‏ هستند.گردشگری خوراک محدود به حوزه متخصصان غذا ونوشيدني‏ها نمي‌شود، بلکه بر دو محور مشخص؛ منحصر به فرد بودن و به ياد ماندني  بودن تاکيد دارد.

گردشگری خوراک به معني رستوران‏هاي پنج ستاره با انواع خوراک‏ها و عرضه انواع روش‏هاي تهيه غذا و خوراک نيست.گردشگری خوراک شامل تجربه اي کاملاً جامع از همه انواع خوردني‏ها و روش‏ها و مواد به کار رفته در تهيه آنها و چيزي بسيار بيشتر از راهنماي غذاها و رستوران‏هاست. گردشگری خوراک انواع مختلف دارد؛نخستین نوع آن آموزش آشپزی است.یعنی در طی سفر غذایی را می‌خورند که مخصوص آن منطقه است و دستور پخت آن را می‌گیرند تا خودشان هم بتوانند آن را بپزند.

 دومین نوع این گردشگری شکم گردی است؛ یعنی مانند شخصی که به آمده تا اشکنه بنه یا بلغورشیر بخورد. سومین نوع گردشگری خوراک هم گردشگری فرهنگی خوراک است. در این مدل گردشگری، پژوهشگران سفر می‌کنند به نقاطی که آداب و سنن خاصی در مورد یک خوراک وجود دارد. نمونه‌ای از این نوع خوراک‌های پر رمز و راز که آداب وسنن فراوانی را در دل خود دارد همان آش ایرانی است. آش در خود آداب سنتی و مذهبی فراوانی را نهفته دارد می‏توانیم کاشمر را با سوغاتی‏هایش و با گردشگری خوراکی و غذا شهره آفاق نموده و باعث کارآفرینی واشتغالزایی گردیم. این اشتغالزایی معطوف زنان خانه‏دار است. نگارنده افرادی را می‏شناسد که در منازل خود اقدام به پخت کلوچه و شیرینی و صادرات آن به تهران و جاهای دیگر استان می‏نمایند. درآمد خوبی دارند.

امید جشنواره بعدی کاشمر با برنامه‏ریزی مدون بدنبال؛ رشد هویت  خوراک‏های  محلی تحت تاثیر صنعت گردشگری، بِرَند سازی بومی در گردشگری، ایجاد سود رقابتی با احیای هویت وفرهنگ خوراکی، افزایش توسعه پایدار با توجه به توسعه توریسم روستایی و بومی ، ایجاد شغل ، ایجاد محل‏هایی جهت عرضه خوراک‏های محلی، راه اندازی کارگاه‏های آموزشی طبخ خوراک های بومی و سنتی ، برپایی نمایشگاه‏ها و بروزرسانی خوراکی محلی و همگام سازی با ذائقه مشتریان باشند.


برچسب‌ها: گردشگری خوراک
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۳

کارکنان کاشمر و تعطیلات اجباری در ژاپن

سلام

با یکی از اساتید دانشگاه قرار مصاحبه  دارم. گفته اول وقت بیا. همزمان با آغاز ساعت کاری وارد مجموعه می‏شوم. هنوز جز دو، سه ماشین خبری از کارکنان نیست. اینجا ساعت کاری از هفت صبح شروع می‏شود. کارکنان اجازه دارند تا هفت و ربع  بدون اخذ مرخصی سرکار حاضر شوند. الان سی ثانیه تا هفت و ربع باقی مانده است. در این ثانیه‏های آخرقریب به اکثر کارمندان با وسایط نقلیه‏شان وارد می‏شوند. رقابت برای کارت زدن در سی ثانیه آخر شروع می‏شود.

به طرف محل قرار می‏روم. تعدادی از کارکنان بعد از پارک ماشین‏ها گردهم جمع شده‏اند. عده‏ای هم مشغول پیاده‏روی هستند. البته تعدادی از کارکنان داخل اتاق‏هایشان منتظر ارباب رجوع هستند. استاد مورد نظر نیز در اتاقش حاضر است. بعد مصاحبه قرار می‏شود آخر وقت برای گرفتن چند عکس و جداول آماری دیداری دیگر داشته باشیم. آخر وقت برمی‏گردم. بر عکس اول وقت حالا از دقایقی مانده به زمان خروج کارکنان با شور و شعف دم در حاضرند. این دوگانگی رفتار اول و آخر وقت اداری را در هنگام دریافت مطالب با فرد مصاحبه شونده در میان می‏گذارم.

لبخندی می‏زند. به گفته او در بیشتر ادارات و نهادها و سازمان‏ها این رویه جاری و ساری است. این مقوله در کسوت یک آسیب اجتماعی در کشور دیده می‏شود و مختص کاشمر و این مرکز آموزش عالی نیست. به همین خاطر بحث کاهش تعطیلی‏ها مطرح است. در حین تنظیم مصاحبه متوجه خبری عجیب مربوط به تعطیلات در ژاپن می‏شوم. «قرار است مسئولان ژاپنی قانونی تصویب کنند که طی آن استفاده نکردن از تعطیلات در این کشور غیر قانونی باشد.»مسئولین کشور ژاپن می گویند این تصمیم از آن جهت گرفته می شود که بسیاری از مردم ژاپن با کار بیش از حد، سلامتی و حتی زندگی خود را به مخاطره انداخته اند.

خبر در نوع خود عجیب است. شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن عقیده دارد مردم کشورش بیش از حد کار کرده و خودشان را به زحمت می اندازند. بد نیست بدانید؛ یک سوم خودکشی‏ها در ژاپن ناشی از کار بیش از حد رخ داده‏اند. فرهنگ کار افراطی آنقدر با فرهنگ عامه این کشور شرق آسیا امتزاج یافته که اخیرا واژه Karoshi به معنای «مردن از کار زیاد» وارد فرهنگ لغت ژاپنی شده است.در زمان رکود اقتصادی دهه ۹۰ و هنگامی که کارخانجات و شرکت ها افراد زیادی را از کار اخراج می‏کردند، مردم از ترس بیکار شدن، ساعت کارشان را افزایش دادند و اکنون نخست وزیر ژاپن قصد دارد به این فرهنگ غلط پایان دهد.

 او می خواهد سیاستی را در پیش بگیرد که طی آن کارگران مجبور شوند در سال به ۵ روز مرخصی اضافی تن دهند! طی تحقیق منتشر شده در سال ۲۰۱۳ توسط واشنگتن پست نشان داده شد که بطور میانگین کارگران ژاپنی تنها از ۹ روز مرخصی در سال استفاده می‏کنند در حالی که حق استفاده از ۱۸ و نیم روز مرخصی را دارند. ضمناً به طرز تعجب آوری، یک نفر از هر ۶ کارگر ژاپنی، در سال از هیچگونه مرخصی استفاده نمی کند! پژوهشی که در سال ۲۰۱۳ توسط موسسه تحقیقاتی اقتصاد و سیاست (CEPR) انجام شده، ژاپن و امریکا را در رتبه آخر مزایای مرخصی و تعطیلی برای کارگران قرار داد. سایر کشورهایی که استاندارد زندگی آنها در حد ژاپن و امریکاست، نُرم ۲۰ تا ۲۵ روز را برای روزهای مرخصی کارگران دارند.

نخست وزیر ژاپن تنها کسی نیست که فهمیده اگر قرار به انتخاب کارگران باشد، شرایط کار بهبود نخواهند یافت؛ مسئولان دیگر ژاپنی نیز در حال تغییر عقیده در این جهت هستند. سال گذشته، وزارت بهداشت ژاپن دریافت که کارگران بطور میانگین تنها ۶ ساعت و ۲۲ دقیقه در شب‏هایی که قرار است فردا به سر کار بروند، می‏خوابند. این وزارت کارگران را تشویق کرده که بعد از ظهرها و در بین ساعات کاری به مدت نیم ساعت چرت بزنند. سازمان ها و ادارات کشور ژاپن به علت تاکید و اهتمام دولت این کشور به استراحت در بین ساعات کاری، شرایطی را در این جهت برای کارکنان خود محیا می کنند.


برچسب‌ها: کار
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳

جای خالی نویسندگان دیارمان در قفسه مجتمع سروکاشمر

سلام

وارد مجتمع سروکاشمر که می‏شوی سمت چپ قفسه کتابی رُخ می‏نماید. تعدادی کتاب با بی‏نظمی به تو لبخند می‏زنند. روزگاری قرار بود اینجا محل نمایش آثار نویسندگان کاشمر باشد. این مهم به درستی محقق نشد. نبود نام و نشان بسیاری از نویسندگان مقیم کاشمر در این قفسه آزار دهنده است. ردی از آثار نویسندگان کاشمری مقیم مشهد و تهران هم در این قفسه دیده نمی‏شود.

طنز تلخ آن است که این قفسه در هر مراسم منعقد در مجتمع در معرض دید شرکت‏کنندگان است. گویا نگاه موشکافانه مسئولان این مجتمع شامل این قفسه نمی‏شود. کتاب‏های داخل قفسه گژ و مژ شده‏اند. آثار مجتبي عبدالله نژاد نیز در این قفسه دیده نمی‏شود. وی که متولد 1348 کاشمر است تا حالا بالغ بر پنجاه عنوان کتاب تالیف و ترجمه کرده است. عبدالله‏نژاد شاعر، نویسنده، منتقد،اسطوره‏شناس و مسلط بر انواع ژانرهای ادبی و هنری است.تنوع آثار منتشر شده او قابل تحسین است. شعر، انواع رمان (اعم از کلاسیک، فلسفی و پلیسی)، نقد ادبی، فلسفه، فیزیک، افسانه و هنر در آثار او دیده می‏شود.

او مبتکر مجموعه‌ تاریخ شفاهی ادبیات قدیم ایران در نشر هرمس است. پاییز امسال اولین کتاب از این مجموعه با عنوان« کتاب گفتگو با مسعود سعد سلمان » منتشر شد. وی در این باره می‏گوید:« تاریخ شفاهی ادبیات قدیم ایران عنوان مجموعه‌ای است که خودم برای آن برنامه‌ریزی کرده‌ام و مجری آن هم خودم هستم. این مجموعه قرار است در انتشارات هرمس منتشر شود. اولین جلد از این مجموعه کتابی است پر از نقل و نقد و خاطره و تاریخ با تکیه به منابع تاریخی و ادبی و در قالب یک گفت‌وگوی صریح با مسعود سعد سلمان. تصویری است از زندگی شخصی مسعود سعد سلمان و همین‌طور شعر او.

کل این گفت‌وگو در دو جلسه صورت گرفته که در جلسه اول به زندگی شخصی او و خاطراتش از سال‌های زندگی در دربار سلاطین غزنوی و همین‌طور سال‌های زندان پرداخته‌ام و در جلسه دوم بیش‌تر از شعر او سخن گفته‌ایم. این کتاب در 186 صفحه منتشر شده است.از این مجموعه دو کار دیگر هم آماده کرده‌ام؛ یکی گفت‌وگو با ناصرخسرو و دیگری گفت‌وگو با سعدی. گفت‌وگو با سنایی و انوری هم در حال آماده‌سازی است. همه این کتاب‌ها در چارچوب همان پروژه «تاریخ شفاهی ادبیات قدیم ایران» است. »

او به واقع ژانری ابداع کرده که چیزی است بین کار خلاقه و کار علمی و آکادمیک. از طرفی کار خلاق یا به‌اصطلاح creative writing محسوب می‌شود و از طرف دیگر یک کار کاملاً علمی و آکادمیک است. در آذر امسال  نقد و بررسی این کتاب با حضور شمس لنگرودی، مهدی محبتی و مجتبی عبدالله‌نژاد در مرکز فرهنگی شهر کتاب تهران برگزار ‌شد.

شمس لنگرودی در باره این کتاب گفت:‌ « مولف از ورای روشی که پیش گرفته، مقوله‌ای مرده را غبارزدایی کرده است. تالیف چنین اثری دشوار است . به‌زعم من این کتاب باید سرمشق قرار گیرد، تا از این‌پس بتوانیم با مراجعه به نمونه‌هایی از این‌دست شعرای کهن را از ورای جزئیات زندگی‌شان بشناسیم. به زعم من این کتاب باید در زمره‌ کتب درسی قرار گیرد. مسائل و مباحث، خشک و فنی نیستند و در قالبی زنده مطرح شده‌اند. به مدد این کتاب، یک مساله‌ مرده زنده و امروزی شده است. کتاب گفتگو با مسعود سعد سلمان می‌تواند ما را با ادبیات کهن آشتی دهد»

عبدالله نژاد به عنوان یک چهره فعال عرصه کتاب در سطح کشور در ادامه نشر آثارش به زودی رمانی از سال بلو به نام «هندرسون، سلطان باران»  را توسط نشر نو منتشر خواهد کرد. ترجمه رمانی از آنتونیو لوبو آنتونس، نویسنده بزرگ پرتغالی، با عنوان «آخر دنیا» از دیگر کارهای اوست که توسط انتشارات هرمس منتشر خواهد شد. کتاب دیگر او با عنوان «جوک و فلسفه» نیز نزد انتشارات هرمس است.

 غرض آن که اهتمام اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشمر برای تهیه قفسه کتابی از آثار نویسندگان کاشمر امری حسنه است که متاسفانه نافرجام و بی‏سرانجام ماند. روزی روزگاری می‏گفتند قرار است در هر کتابخانه‏ای قفسه‏ای به نویسندگان کاشمر اختصاص یابد. فراموش نکنیم که در چند سال اخیر دو بار نام فرهیختگانی از کاشمر در میان برندگان کتاب سال دیده شد. آثار این دو عزیز یعنی حجت‏الاسلام مسلم ناصری و دکتر حاتمی‏پور در این قفسه و بسیاری از کتابخانه‏های شهرستان دیده نمی‏شود.

دوستی می‏گفت مسئولان ارشاد کاشمر می‏توانند از طریق موتورهای جستجوگر اینترنت حداقل نام و نشان صد نویسنده کاشمری را رصد کنند. امید روزی روزگاری شاهد برگزاری انواع کارگاه‏های آموزشی با حضور امثال عبدالله نژاد و ناصری و دیگر عزیزان کاشمری نویسنده در مجتمع فرهنگی هنری سروکاشمر باشیم.


برچسب‌ها: عبداله نژاد, فرهنگ کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۳

چرا تعداد اندکی از معلمان کاشمر تقریباً خسته‏ اند؟

سلام

برای برداشت پول به خود پرداز مجاور فروشگاه فرهنگیان مراجعه می‏کنم. تو صف انتظارم که نظرم به رفت و آمد معلمان و دبیران و اصحاب آموزش و پرورش شهرستان جلب می‏شود. یک چیز در چهره این عزیزان تقریباً مشترک است. تقریباً خسته هستند! همین ابتدای نوشتار از فرهنگیان بابت بیان خستگی در رخسارشان عذرخواهی می‏کنم. الغرض متعجب از این کشف خود راهی جلسه‏ای می‏شوم. در حاشیه جلسه موضوع را با عزیزی در میان می‏گذارم. با تعجب نگاه می‏کند. لابد با نظرم مخالف است ولی با تعجب اذعان می‏کند که او هم باوری شبیه باور من دارد.

روزی دیگر در مقابل تالار فرهنگیان گرم صحبت با دوستی اهل دل هستم. ضیافتی برپاست و جمعی از معلمان در رفت و آمد هستند. وجه مشترک این همه دبیر همان خستگی است. جسارتن عارضم که این خستگی از دید بنده لابد در چهره همین چند نفر است و لابد شادابی در چهره قاطبه فرهنگیان موج می‏زند. جامعه آماری بنده بسیار اندک است و نمی‏توان گفت که مشت نمونه خروار است ولی واقعاً برخی از چهره‏ها خیلی خسته هستند. راستی جرا من روزنامه‏نگار جلب این خستگی شدم؟ چرا برخی از افراد هم باور مرا تایید می‏کنند؟

برایم این سوال مطرح است که سروکله زدن با آینده‏سازان کشور این همه خستگی بدنبال دارد؟خستگی، یک احساس بدنی خاص می‏باشد. ممکن است جسمی و شاید روحی و عصبی باشد. خستگی اعصاب یک بیماری کنشی است که با احساس ضعف و کاهش فعالیت بدنی و ذهنی مشخص می شود . بیماری عصبی است که شخص مبتلا دایماً از ضعف و خستگی بدنی و ذهنی ، احساس سنگینی در سر ، ضعف حافظه و سایر عوارض شکایت می‏کند . البته این احساس ، نتیجه فعالیت عضلانی و ذهنی نیست بلکه یک نوع خستگی خیالی است که در اثر اضطراب روانی پیدا می شود.شاید این پدیده در میان این عده قلیل ناشی از دوشغله بودن و یا چند شغله بودن است؟ البته شاید! چرا که اگر به برخی از معلمان شاخص دیارمان که ابوالمشاغل هستند بنگریم می‏بینیم که خیلی با روحیه و فعال هستند.

معلمان هم مانند سایر افراد ممکن است دچار خستگی شوند ، کار ارزشمند معلم به دلایل بسیار با دیگر مشاغل متفاوت است. معلم در کلاس باید از دانش آموزان  ارزشیابی شفاهی و کتبی داشته ،  کلاس را مدیریت و اداره نماید ، سر و صدا و گرمی و سردی  را تحمل کند، واکنش دانش آموزان  را نسبت به تشویق و تنبیه‏های احتمالی زیر نظر بگیرد ، محبت بورزد، عواطف مختلف از خود بروز دهد، در آن واحد با چندین نفر با وجود تفاوت‏های فردی آشکار ، سر و کار دارد، به پرسش‏های همه پاسخ دهد، از یادگیری تک تک دانش آموزان  اطمینان حاصل کند ، به پیشرفت‏های شاگردان توجه نموده و برای ارتقای سطح کیفی کلاس تلاش کند ، آشتی دهد.

 ارتباط بین خود و والدین و مدرسه را ایجاد نماید، دل بسوزاند ، هر دانش آموز را در فرایند آموزش و یادگیری سهیم کند، اشکال بگیرد ، رفع اشکال کند ، قضاوت کند ، راهنمایی کند ، نمره دهد، بیش از دیگران مراقب اعمال خود باشد،پند و اندرز دهد.از طرف دیگر، دانش‏آموزان  هم مجبورند برای ساعاتی در کلاس نشسته ، مقررات و نظم را رعایت کنند، به پرسش‏های معلم پاسخ گویند ، و هر کدام انتظار دارند در  جریان یاددهی و یادگیری  مشارکت داده شوند، سردی و گرمی و سر و صدای کلاس را تحمل کنند ، نسبت به فضای آزاد  منزل و حیاط مدرسه ، از جنب و جوش  خود بکاهند.

معلم باید حواس کلیه دانش آموزان را هنگام تدریس به خود جلب نماید ، از انتقال صحیح اطلاعات به دانش آموز اطمینان یافته و نکات لازم در شیوه های تدریس خود را مد نظر قرار داده و برای موثر بودن تلاش خود ، همواره به ارزیابی روش خود و میزان یادگیری دانش آموزان بپردازد ، انتظارات مدرسه و  خانواده را در مورد دانش آموزان در حد ممکن بر آورده سازد . به معلمان خدوم بابت تمام تلاش‏هایشان خسته نباشید عرض می‏کنیم. تنشان به ناز طبیبان محتاج مباد. ولی واضح و مبرهن است که چهره برخی از معلمان آن هم به تعداد اندک خسته است. چرا این تعداد اندک خسته‏اند؟ امید که خستگی از چهره این تعداد محدود زدوده شود  .


برچسب‌ها: فرهنگ کاشمر, معلم
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۷ بهمن۱۳۹۳

کاشمر دیار طلایی کشور

سلام

در دهه‏هاي اخير فعاليت زيادي براي شناسائي و اكتشاف ذخائر طلاي ايران صورت گرفته است، اين فعاليت‏ها در حال حاضر توسط وزارت صنايع و معادن، سازمان زمين‏شناسي و اكتشافات معدني كشور و سازمان توسعه معادن و صنايع معدني ايران و بالاخره توسط بخش خصوصي داخلي و خارجي به شدت در جريان است. معادن طرقبه در غرب مشهد، كوه زر كاشمر در غرب تربت حيدريه و كوه زر دامغان در جنوب دامغان، قلعه زري در جنوب بيرجند، زرترشت در جنوب غرب جيرفت، زرين در غرب اردكان يزد، زرشوران و آقدره در شمال تكاب، داشكسن در قروه كردستان و خونيرود در شمال غرب اهر و بالاخره معادن موته و آستانه در اراك از معادني هستند كه در اسناد باستان شناسي، تاريخي و سفرنامه‏اي به آنها اشاره شده است.

زمین شناسان و فعالان بخش معدن تعلق خاطر خاصی به حوزه فلززايي كاشمر – تربت حيدريه دارند. اين حوزه در حقيقت يك كمان ماگمايي مركب از سنگ‏هاي آتشفشاني و آواري – آتشفشاني ائوسن است كه توسط توده‏هاي گرانيتوئيدي ترسير ( اليگوسن – ميوسن ) قطع شده و به صورت نوار باريك و طويلي در حاشيه شمالي كوير بزرگ و در امتداد خاوري – باختري ديده مي‏شود. ‌اين حوزه در حقيقت ادامه خاوري و به طرف جنوب جابجا شده حوزه فلززايي ترود – چاه شيرين است. كاني سازي طلاي اپي ترمال، آنتيموان، ‌مس توده‏اي (مشابه تكنار) ‌و مس ولكانوژنيك در اين حوزه قابل پيش بيني بوده و شاخص‏ترين آنها كانسار طلاي كوه زر، مس تكنار و كانسار طلاي ارغش مي‏باشند.

بر اساس نقشه های زمین شناسی ومطالعات ژئوفیزیکی و اکتشافی و همچنین بر اساس نقشه‏های هوایی در شهرستان کاشمر و توابع آن، ظرفیت‏های معدنی نظیر؛ مس، طلا، فلدسپات، جیوه، تنگستن، مرمر، آهک، کائولن و… وجود دارد. ضمن این که بهترین «آنومالی های لیتوم» در جنوب کاشمر و تربت حیدریه است و علاوه بر آن، انبوهی از ذخایر خاک صنعتی بین تربت حیدریه و کوهسرخ وجود دارد. گزارش‏ها حاکی از وجود عناصر بسیار ارزشمند و کمیابی همچون تنگستن، مولیبدن و آنتیموان در این منطقه است. همچنین باید گفت شهرستان کاشمر در کمربندی فلززایی طلا و کائولن قرار دارد. در گسل درونه، فلزات زیادی یافت می‏شود.

چندی پیش یک خبر نه چندان ساده کاشمر را طلایی کرد. راضیه علیرضایی رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت خراسان‌رضوی با اعلام این خبر که؛ پنجمین محدوده اکتشافی طلا در منطقه کاشمر کشف شد.گفت:« این معدن طلا در منطقه کاشمر با ذخیره قطعی 889 هزار تن کانسنگ طلا و با عیار میانگین یک گرم در هر تن است. عملیات اکتشاف این معدن 3 میلیارد و 400 میلیون ریالی هزینه داشت. این معدن به همت سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشف شده و با کشف آن تعداد معادن طلای خراسان رضوی به پنج فقره افزایش یافته است. کانسنگ طلای این معدن با دیگر عناصر معدنی چون نقره، مس و سرب همراه است،‌ این معدن طلا پس از طی مراحل قانونی از طریق مزایده واگذار می‌شود.» امید این معدن در امر اشتغالزایی موثر واقع شود. امید برنده مزایده این معدن یک کاشمری باشد تا شاهد به کارگیری نیروی بومی در این معدن باشیم.


برچسب‌ها: طلای کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر