سه شنبه 18 آذر1393

نگاهی به مفهوم قلعه دختر در ترشیز بزرگ

سلام

در لغت‏نامه‏ها قلعه را؛ حصن، حصاربلند ، دژ، دز و پناهگاهی که بر فراز کوه یا جای بلند ساخته شود معنا شده است. قلعه؛محوطه‏ای محصور با دیوارها و برج‏های محکم است که جهت اقامت سربازان یا سکنه بنا کنند تا از حملات دشمن مصون ماند. قلعه يا دژ، به معني استحكامي است كه در اطراف شهرها ساخته مي‌شده است. از قلعه به هنگام جنگ‌ها استفاده مي‌شد، مردم تا زماني كه بيم حمله دشمن وجود داشته در درون دژ مي‌ماندند و معمولاً در درون آن آذوقه زندگي براي چندين ماه موجود بود. براي محافظت از ساختمان و استحكامات و قسمت‌هاي مختلف قلعه ‌بارو مي‌ساختند. طرح‌هاي ساختماني بيشتر قلعه‌ها بر اساس معلومات و تجربه كلي نسبت به حمله و دفاع در نظر گرفته مي‌شد تا سنت‌هاي محلي در هر دوره‌اي، روش‌هاي آزموده و مقبول براي ايجاد استحكامات انتخاب مي‌شد.

 سه اصل؛ قرار گرفتن بر بلندی‏ها و نقاط صعب العبور، تاریخ بنای آنها در دوره پیش از اسلام و بویژه عصر ساسانی و داشتن جنبه تقدس و عبادت و یا قلعه های  از جمله ویژگی اکثر قلعه‏های ایرانی هستند. در جای جای ایران اسلامی با قلاعی موسوم به قلعه دختر برمی‏خوریم. در شهرستان‏های سه‏گانه ترشیز بزرگ نیز شاهد وجود چندین قلعه با نام قلعه دختر هستیم. در محور کاشمر به ریوش، در روستای کریز کوهسرخ، در درونه و برجک بردسکن این قبیل قلعه‏ها دیده می‏شود.چرا به این قلعه‏ها قلعه دختر می‏گویند؟با این توضیحات باید گفت؛در باره وجه تسمیه قلعه دختر اطلاع دقیقی در دست نیست. به قول برخی از دانشمندان بعض قلاع و استحكامات صعب العبور مثل قلعه دختر به این علت به نام دختر نام گذاری شده كه دستیابی بدان و عبور از آن مشكل است و اصولاً هر جای بلند و مرتفع به نام دختر موسوم شده است

گذشتگان ما معمولا بناهايي را كه به راحتي قابل دسترسي نيستند به كنايه از باكرگي دختران ، به اين نام مي‏خواندند . يك دليل ديگر در نامگذاري برخي بناها به نام قلعه دختر اين است كه احتمالا اين بناها معبد آناهیتا بوده‏اند و از آنجا كه الهه آناهيتا جنسيت مونث دارد در طول ساليان وقتي پرستش آناهيتا به فراموشي سپرده شد فقط نامي بيان كننده جنسيت مونث بنا بر آن مانده است.اصولاً پرستش اناهیتا مقتبس از نفوذ بابلیان است.در بابل او را ایتار، در فنیقیه استارت و عشترت مورخین و نویسندگان یونانی و رومی بیشتر او را افرودیت و دیان تطبیق كرده‌اند. اولی رب‌النوع وجاهت و دومی رب‌النوع شكار. در ایران پرستش آناهیتا رابطه ناگسستنی با آتش داشت.از مراكز عمده پرستش الهه مزبور می‏توان به؛ شیز در سرزمین ماد، آتروپاتن و معبدی در شوش و ناحیه نسا اشاره کرد.

جالبترین بقایائی كه از عبادت ناهید در اختیار داریم مجلس تاجگذاری نرسی پادشاه ساسانی است (293 ـ 353 میلادی) در این حجاری پادشاه حلقه نواردار كه علامت سلطنت است از خداوند می‌گیرد. خداوند در این جا بعقیده برخی همان ناهید است. حجاری دیگری در كنار غار شاپور داریم كه به فرمان خسرو پرویز كنده شده كه مجلس تاجگذاری را نشان می‌دهد و آناهیتا تاج به او می‌سپرد. در آبان یشت در ذكر خصوصیات فرشته ناهید اینطور گفتگو می‌شود؛« كسی كه دارای هزار دریاچه و هزار رود است و هر یك از این دریاچه‌ها و هر یك از این رودها به بلندی چهل روزه راه مرد سوار تندرو است، در كنار هر یك از این دریاچه‌ها یك خانه خوب ساخته شده برپاست» 

معابد ناهید اکثراً برفراز كوه‏ها و یا در جوار قلاع مستحكم بنا شده بودند. به باور مذهبی اناهیتا در بلندترین طبقه آسمان آرام دارد.ایرانیان قدیم اغلب معابد خود را برفراز بلندی‌ها بنا می‌نموده‌اند و در آنجا به نیایش مهر و ناهید می‌پرداختند. از منظر مسایل استحفاظی صرف‌نظر از جنبه تقدس و پاكی این معابد كه بایستی دور از دسترس آلودگی و دشمن باشد. باید گفت كه معابد ناهید در ازمنه قدیم از غنی‌ترین و پركالاترین معابد روی زمین بوده‏‏اند و وقفیات منقول و غیر منقول آن آنقدر بوده كه مسلماً می‌بایستی در محل و قلعه‌ای كه امن و امان باشد قرار داده شود.

در مورد قلعه‏های ترشیز داستان‏ها و افسانه‏های مختلفی به صورت شفاهی موجود است. این موارد سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسل بعدی منتقل شده است. در مورد قدمت این قلعه‏ها تاکنون تحقیق مدونی انجام نشده است. اگر کار مستندی هم وجود داشته باشد در مراکز تحقیقاتی و پژوهشی در حال خاک خوردن است. در اوایل دهه هشتاد جمعی از محققان بومی در قالب بنیاد ترشیز وابسته به شورای اسلامی وقت شهر کاشمر اقدام به فعالیت‏های در زمینه شناسایی قلاع ترشیز و مستندنگاری تعدادی از آنان کردند که به علت عدم حمایت به طاق نسیان سپرده شد و نه از تاک نشانی ماند و نه از تاک نشان!

برخی در تلاشند تا به لحاظ شباهت ساختمانی و موقعیت استقرار قلاع ترشیز با قلاع  فرقه اسماعیلیه  در سایر نقاط ایران بقایای قلعه‏های موجود را مربوط به فرقه مذکور معرفی کنند. البته به باور عده‏ای این قلاع عمری قدیمی‏تر از زمان ظهور فرقه یاد شده دارند. از اواخر قرن پنجم ناحیه ترشیز مورد توجه و استفاده داعیان اسماعیلی قرار گرفت. آنها با استقرار در این قلعه‏ها تمام  دشت پایین دست را زیر نظر گرفته و هر از چند گاهی حملاتی علیه دشمنان خود سازماندهی می کردند. اسماعیلیه ترشیز تا هجوم مغولان، قدرت خود را حفظ نمودند.


برچسب‌ها: قلعه دختر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 11 آذر1393

مزار آقای شهید و قابلیت پیشرفت روزافزون کاشمر

سلام. دیروز ده آذر بود و بسان سالیان اخیر مهمانانی بر سر مزار آقای شهید حاضر شدند و سلسله برنامه‏های اجرا شد. بهمین سادگی. آنچه می‏خوانید یادداشتی است که در نیمه دوم آبان امسال در دوهفته نامه سرو کاشمر منتشر شد:

مدرس برای ما کاشمری‏ها آقای شهید است. اکثر اهالی دیارمان اطلاعات چندانی از زیست و سیره و سبک زندگی این شهید سیاستمدار ندارند. از دید ما کاشمر میزبان شهیدی است که از سر شجاعت مقابل رضاخان مستبد ایستاد و به خواف تبعید شد و در کاشمر به شهادت رسید. می‏دانیم که امام راحل(ره) تعلق خاطر خاصی به این شهید داشتند. در ذهن‏مان ردپایی از بازی بی‏نظیر مرحوم خسرو شکیبایی در نقش شهید مدرس نقش بسته است. می‏دانیم برخی از جاها و مکان‏های شهرمان به یاد این شهید نامگزاری شده است و می‏دانیم یکی از مراکز آموزش عالی شهرستان به دنبال آن است تا نام این شهید آذین دانشگاهی گردد. دیگر از این شهید چه می‏دانیم؟ البته چه بسا سری هم به موزه مربوط به این شهید در جوار مزارش زده باشیم.

وجود مزار یک شخصیت در یک منطقه می‏تواند نقشی موثر در توسعه آن منطقه داشته باشد. به لطف مزار شیخ احمد جام شهر تربت جام رشد می‏کند. مزار قطب‏الدین حیدر عامل رشد تربت حیدریه می‏گردد. مزار شیخ بهلول در گناباد هم کارکردی اینچنینی دارد. در بسیاری از نقاط کشور می‏توان به موارد مشابه‏ای اشاره کرد. کارکرد مزارشهید مدرس از این منظر در کاشمر چگونه است؟ فراموش نکنیم که یک روز از تقویم کشورمان به نام این شهید و همزمان روز مجلس است و کاشمر در این روز میزبان برخی از سران مجلس و کشور و استان است از این بضاعت چه بهره‏ای نصیب دیارمان شده است؟

در شماره 107 نشریه ذیل مطلب ذیل « نگاهی به رابطه مزار آقای شهید با توسعه کاشمر » نوشتیم:«... می‏توان آرامگاه شهید مدرس را محور توسعه کاشمر بدانیم. می‏توانیم مزارش را به عنوان یک جاذبه‌ گردشگری به هم‏استانی‌ها و هموطنان معرفی کرد. می‌توان همه ساله در راستای تبیین ابعاد شخصیتی این شهید عرصه تلفیق دیانت و سیاست ، شاهد برگزاری انواع کنگره و مسابقه ملی و دوسالانه‌های مختلف در جوار مزارش باشیم. برای تامین اعتبارات این موارد می‌توان از توان؛ مجلس شورای اسلامی،  دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، حوزه علمیه و از همه مهمتر مجلس شورای اسلامی و مرکزپژوهش‌هایش یاری گرفت»

کاشمر رفت و آمد شخصیت‌های مختلفی را از چهل‌و‌دومین سالروز شهادت شهید مدرس تا کنون به چشم دیده است. در این گذر می‌توان به حضور 4 رئیس جمهور و پنج رئیس مجلس اشاره کرد. آیا آرشیوی صوتی و تصویری و به سامان از این همه دید و بازدید موجود نیست. اگر این مهم وجود دارد امید روزی روزگاری شاهد نشرشان در قالب کتاب و مجموعه و یا یک برنامه نرم‌افزاری باشیم. کاش نمایندگان گذشته ترشیز بزرگ در کنار فرمانداران قبلی و مسئولان پیشین خاطراتشان را از دهم آذر این سی و چند سال ذکر می‌کردند و بیان می‏داشتند چه گام‏های برای پیشرفت کاشمر و حتی ترشیز از منظر توجه به شهید مدرس برداشته‏اند؟

کنگره اي استاني و حتي ملي در باره اين شهيد در کاشمر طي 31 سال گذشته برگزار نشده است و اين در حالي است که کاشمر با وجود پنج مرکز آموزش عالي و حدود 10 هزار دانشجو به عنوان شهري دانشگاهي به راحتي توان برگزاري و مديريت اين کنگره فرضي را دارا مي باشد. بايد با محوريت توجه به آرامگاه اين شهيد والامقام بحث هاي مؤثر در توسعه کاشمر نظير ؛ سرعت بخشيدن به احداث فرودگاه شهيد مدرس، خط راه آهن کاشمربه سبزوار و همچنين کاشمر به خواف، ايجاد کمربندي شهر کاشمر، توجه به صنعت گردشگري شهرستان و مباحثي از اين دست مورد توجه و رسيدگي قرار گيرد.

در حال حاضر مجموعه آرامگاه شهید مدرس توسط یک مدیرعامل به طور مشترک با مؤسسه حسین بن موسی الکاظم(ع) در طبس هدایت و مدیریت می‏شود. آستانقدس رضوی بر این آرامگاه و موسسه نظارت دارد. آیا زمان آن فرا نرسیده است که مدیریت آرامگاه مستقل شود؟ باور بفرمایید تبدیل آرامگاه شهید مدرس به بزرگ‌ترین مرکز دینی در منطقه کار سختی نیست.


برچسب‌ها: مدرس, توسعه کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 آذر1393

ترشیز و ضرورت صرفه‏جویی در مصرف آب

سلام. در حافظه من و شما خشکسالی‏های متوالی نقشی ماندگار یافته است، انگار با مفهوم ترسالی بیگانه شده‏ایم.یک‏و‏نیم دهه خشکسالی زخمی ناسور بر جغرافیای ترشیز بزرگ گذاشته است. دیدن بادامستان‏های خشک کوهسرخ، خشک شدن قنوات، عمیق‏تر شدن چاه‏های عمیق و نیمه‏عمیق، لم یزرع شدن بعض اراضی، گسترش مهاجرت، کاهش جمعیت بعض روستاها و پدیده حاشیه‏نشینی در نواحی شهری همه و همه از زخمه‏ها مانا و مرئی خشکسالی است.

یقین خشکسالی­هایی ترشیز بزرگ دلایل متفاوتی دارد. متاسفانه ما بدون در نظر گرفتن نقش خودمان در برپایی این فاجعه، تنها خداوند و کم­بارانی را مد نظر قرار می‏دهیم. گاهی برخی از سر انصاف بخشی از قصور را معطوف حفر چاه­های غیرمجاز می‏دانند.این بخشی از اشتباهات ما محسوب می‏شود. متاسفانه بسیاری از ما به دلیل رفاه­زدگی، هنوز هم به عمق فاجعه پی نبرده­ایم.

کم­بارانی از یک طرف، وجود چاه­های غیرمجاز و بی‏توجهی به قنات‏ها از سویی دیگر، همه باعث شدند تا زمین خشک گردیده و عمق آب­های زیرزمین کاهش یابد. اما مسایلی نظیر؛ عدم مدیریت مصرف آب هم در این زمینه نقش موثری داشتند. بدون در نظر گرفتن شرایط زیست محیطی به ساخت و راه‏اندازی شهرک صنعتی و ... همت گماشتیم.

با رشد رفاه­زدگی بین مردم،مصرف آب خانگی افزایش یافت. هیچ­گونه فرهنگ­سازی صورت نگرفت و از طرف دیگر مردم به دلیل عدم اطلاع، در مصرف آب اسراف کردند. از ابتدای تابستان امسال شاهد بودیم که مسئولان چندین و چند مرتبه به جمله آب دارد پایان می­یابد اشاره کردند. وضعیت آب شرب ترشیز بزرگ چگونه است؟ امیدواریم امسال بارش باران گل لبخند را بر لبان کشاورزان و مردم شریف ایران و ترشیز بکارد.با این همه این سوال قابل طرح است که؛ آیا در این وضعیت بحرانی بفکر مراتع و منابع طبیعی هستیم. فراموش نکنیم که ترشیز دارای ذخایر ژنتیکی کم نظیری در حوزه فلور گیاهی و فون جانوری است. این ذخایر را باید برای نسل‏های آتی محافظت کنیم.

بایسته آن است که مسئولان مربوطه برای ذخائر آبی و همچنین برای کشاورزان برنامه­ریزی­های دقیق­تری را انجام دهند تا بهره­مندی از نزولات آسمانی مطلوب­تر انجام بشود. مدیران در ستاد مدیریت بحران عضویت دارند ولی بی‏تعارف واهمه ظهوربحران مدیریت روز به روز در حال افزایش است. بد نیست بدانید؛ پدر کویرشناسی ایران در خصوص پیش‌بینی ناسا مبنی بر وقوع خشکی در ایران تا 30 سال آینده، گفته است: این خشکی مربوط به وقوع خشکسالی هیدرولوژیکی در کشور است که تا دو سه سال آینده به وقوع خواهد پیوست و تا 60 سال ادامه خواهد یافت.

دکتر کردوانی با بیان اینکه کشورهایی مانند فلسطین، ایران و عربستان زودتر از دیگر کشورهای جهان دچار کمبود آب می‌شوند، افزود: «مسأله خشکی که ناسا مطرح کرده، با خشکسالی تفاوت دارد، زیرا خشکی یک پدیده دائمی بوده و خشکسالی با نوسان، دوران‌های مختلفی دارد. این که می‌گویند تغییر اقلیم به وجود آمده، اشتباه است. این مساله تغییر اقلیم نبوده، بلکه نوسان اقلیم است. به عنوان مثال ما همیشه در اقلیم گرم و خشک زندگی می‌کنیم، اما امسال بارندگی 27 درصد بیش از سال گذشته بوده است»

وی با بیان اینکه به وجود آمدن این مشکل به دلیل افراط در استفاده از آب و توسعه کشاورزی، صنعت و شهر است افزود: «به دلیل مصرف آب‌های زیرزمینی، تا ابدودهر در خشکسالی هیدرولوژیکی باقی خواهیم ماند؛ حتی اگر بارندگی طی 20 سال دو برابر شود. زیرا اکنون سطح آب چاه‌های کشور از 100 متر به 300 متر و حتی در مواقعی به 550 متر رسیده و هر چقدر هم باران ببارد، آبی که از دل زمین بیرون کشیده شده را جبران نخواهد کرد».

این استاد دانشگاه جمع‌آوری آب باران را یکی از راه‌های تامین آب دانست و گفت:« هر چقدر باران در شهرها می‌بارد، فایده‌ای نداشته و هرز می‌رود. چرا که پشت‌بام‌ها و خیابان‌ها را آسفالت کرده‌ایم و آب فرصت نفوذ پیدا نمی‌کند. اما در بسیاری از کشورها مردم را مجبور می‌کنند که آب باران را در پشت‌بام‌ها جمع‌آوری کرده و استفاده کنند، چرا که این آب پاکیزه‌ترین آب است. متاسفانه ما ایرانی‌ها راه آخر و راه اول که اسراف است را استفاده کرده و منابع آب خود را هدر می‌دهیم. در صورتی که با صرفه‌جویی حالا حالاها دچار کمبود آب نخواهیم شد».

متاسفانه ما در مصرف آب مدیریت نداریم و همین عدم مدیریت باعث خواهد شد تا دوران پیش رو کشور را در وضعیتی بیندازیم که نه تنها آیندگان که شاید خود نیز توان زندگی در آن را از دست بدهیم.بیایید با درست مصرف کردن خود و تذکر به دیگران به درست مصرف کردن خود و کشور خود را از خطر جدی پیش رو برهانیم.


برچسب‌ها: آب, خشکسالی, ترشیز
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه 8 آذر1393

پیاده‏روهای کاشمر و عطش تبلیغ قانون‏گرایی

سلام.از پیاده‏روهای کاشمر چه تصوری در ذهن دارید؟ به این گزاره‏ها دقت کنید؛ در کاشمر پیاده‏روها مکانی برای ؛ گذاشتن اجناس توسط کسبه، پارک کردن موتور، حفاری هرازگاهی و دستفروشی و… است. پیاده‏رو یعنی سدمعبر!! گاهی مغازه‏داران پا را از این هم فراتر می‏گذارند و بساط خود را تا وسط پیاده رو هم می‏کشند و صد البته کسی حق اعتراض ندارد! بر اساس اصل ۹ ماده ۹۶ تبصره ۶ کتاب مجموعه قوانین و مقررات شهرداری‏ها؛ اراضی، کوچه‏ها، میدان‏ها، خیابان‏ها و معابر عمومی واقع در محدوده هر شهر، ملک عمومی محسوب شده و تعرض در این معابر، تخلف تلقی می‏شود و می‏بایست شهرداری‏ها با متخلفان برخورد کنند.

در بعض  مسیرهای سطح شهربسیاری از پیاده روها از عرض مفید بی‏بهره هستند و اندک راهی که به عنوان پیاده رو در نظر گرفته شده است توسط مغازه داری بلعیده می‏شود. گاهی رهگذران برای ادامه مسیر در یک پیاده رو مجبور هستند وارد فضای عبور ماشین‏ها شوند.از پیامدهای ناخوشایند محدود کردن فضای پیاده روها  باید به آزار رساندن به افراد پیر، معلولان یا خردسالان نوپا اشاره کرد. کمی در شهر بگردید در بعض جاها  تردد بسیار سخت است.

تصویب قانون‏هایی سختگیرانه تر و توجه به اعمال قانون توسط بخش‏های اجرایی اهمیت دارد و بسیار مهم است، اما گره اصلی در مسایل روانشناختی و عمومی جامعه نهفته است. یعنی برای اینکه اشخاص سد معبر نکنند، باید موضوع خودخواهی و خودمحوری در جامعه کاهش پیدا کند و افراد به سمت قانون مداری سوق یابند. شهرداری ضمن اینکه در زمینه اعمال قانون تلاش می کند، باید راه‏های فرهنگی و تبلیغی و تشویقی را نیز مد نظر داشته باشد.باید قانون گرایی تبلیغ شود و برای قانون گراها ابزارهای تشویقی در نظر گرفته شود.


برچسب‌ها: پیاده رو
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

جمعه 7 آذر1393

ترشیز در دانشنامه جهان اسلام

سلام

در صفحه 3456جلد 8   کتاب معظم « دانشنامه جهان اسلام» در باره ترشیز آمده است:  تُرشیز ( یا طُرثیت / تُرشیش) ، ناحیه و شهری که در قدیم در جنوب غربی مشهد در استان خراسان بود، امروزه ناحیه ای به نام ترشیز وجود ندارد .ناحیة ترشیز در منطقة تاریخی قُهستان ( کوهستان ) در جنوب رشته کوه سرخ که آن را از ولایت نیشابور جدا می‏کرد، قرار داشت و گاهی جزو ولایت نیشابور شمرده می‏شد. از قسمت‏های قدیمی آن بُست ( پشت) با دو شهر بُست و کُندُر بود. آبادی کندر امروزه مرکز دهستان ششطراز است و در حدود پانزده کیلومتری جنوب غربی شهر خلیل آباد قرار دارد...ویرانه های شهر بست نیز ظاهراً نزدیک آبادی فیروزآباد کنونی  واقع است. در قرن چهارم ، بست یکی از دوازده رستاق نیشابور شمرده می‏شد که درآمد سه منبر آن به اندازة درآمد مرو بود و بنا بر مطالب تاریخ بیهق  جنگ میان منوچهر و افراسیاب در ناحیة بست بود و هر دو پادشاه پیش از جنگ در آنجا متوطن بودند

...ناحیة ترشیز به گفتة ابن اثیر  از «اعمالِ» (جزوِ) بیهق  و به گفتة یاقوت حموی  از اعمال نیشابور بوده است.در نیمة اول قرن هشتم ، حمداللّه مستوفی ترشیز را ولایتی در نیمروز ذکر کرده و گفته است که ترشیز گرمسیر است و حصاری «بغایت حصین » دارد، آب آن از کاریز تأمین می شود، روستاهای بسیار و غلات ، انگور، انجیر و انار «بغایت نیکو» دارد و از آنجا غله و میوه به نیشابور و سبزوار و ولایات دیگر می برند، در آنجا ابریشم تولید می شود،...در جنبش سربداران (ح 737ـ 788)، بسطام و فرهادجِرد و نیشابور، از جمله ناحیة ترشیز، مدتی در دست سربداران بود . احتمالاً اهالی ترشیز که گرایش‏های شیعی داشتند، بسهولت به آنان پیوستند. حافظ ابرو، ترشیز را ناحیه‏ای بزرگ با قلعه ای محکم معرفی کرده و نوشته است که کشمش آن در جهان مشهور است.

در 992، در دورة صفوی ، در آبادیِ سوسفیدِ ترشیز بین امرای قزلباش جنگ شد و در 994، پس از اینکه هرات به دست ازبکان افتاد، عبدالمؤمن خان بلاد خراسان از جمله ترشیز و نیشابور را تسخیر کرد و در آنجا حکامی گماشت . در 1002 قشون قزلباش از ازبکان در ازغندِ (امروزه یکی از آبادی‏های شهرستان تربت حیدریه ) ترشیز شکست خوردند و اما در 1004، ازبکان از شاه عباس اول شکست سختی خوردند و از سبزوار و ترشیز به بلخ گریختند. اعتمادالسلطنه در دورة ناصرالدین شاه قاجار نوشته است که ایالت ترشیز بلوکات آباد دارد، آلو بخارای آن به سراسر ایران و به خارج ، و غورة آن به هندوستان صادر می شود، جمعیت آن حدود 000 ، 12 تن است و چهار طایفة عربِ لالوئی و میش مست و طاهری و مقصودی در آن به سر می برند...بنای شهر به گشتاسب بن لهراسب ، پادشاه کیانی ، منسوب است. حمداللّه مستوفی بنای آن را به بهمن بن اسفندیار نسبت داده است...بنا بر افسانه‏ای ، گشتاسب پسر لهراسب با زردشت در ترشیز ملاقات کرد و کیش او را پذیرفت و طبق مطالب شاهنامه زردشت در آبادی کشمر درخت سروی را که از بهشت آورده بود، با دست خود کاشت.ظاهراً گشتاسب آتشکده ای هم نزدیک ترشیز بنا کرده بود؛ امروزه ویرانه های قلعه ای به نام «آتشگاه » در حدود دوازده کیلومتری شمال غربی کاشمر کنونی دیده می شود .

...در دورة اشکانیان ، ترشیز به سبب قرار داشتن در مسیر نیشابور ـ قهستان اهمیت داشت . به نوشتة حسن پیرنیا ، ترشیز در آن دوره از ولایات پارت شمرده می شده و ظاهراً در دورة ساسانیان نیز به سبب وجود آتشگاه کشمر و بویژه سرو کشمر، نزد زردشتیان محترم بوده استبلاذری نوشته است که عبداللّه بن عامر، بُشت (بست ) را در دورة خلافت عثمان (23ـ35) گشود. ظاهراً در همین زمان ترشیز نیز به دست مسلمانان افتاد. در 223، به نوشتة ابوالحسن علی بن زیدبیهقی ، ترشیز به دست سپاهیان حمزة بن آذرک خارجی افتاد. به نوشتة مؤلف حدودالعالم در 372، ترشیز و کندر و چند آبادی دیگر شهرک‏هایی از حدود کوهستان و نیشابور، با کشت و برز بسیار، بودند. ظاهراً ترشیز در قرن چهارم در اوج شکوفایی بوده ، زیرا مقدسی در بارة آن نوشته است که مسجد جامع آن پس از مسجد جامع دمشق از همه ثروتمندتر است ، شهر ثروتمند و پاکیزه و زیباست و بارکدة فارس و اصفهان و خزانة خراسان و بازار آن نوساز است .

از ویژگی‏های اجتماعی شهر و ناحیة ترشیز تا اواخر قرن پنجم ، گرایش مردم آن سامان به اسماعیلیه بوده است ؛ به نوشتة حمداللّه مستوفی  در 483 حسین قاینی فرستادة حسن صباح ، حاکم ترشیز شد. به نوشتة ابن اثیر، در 498 بسیاری از اسماعیلیة طریثیث (ترشیز) به سبب آشفتگی اوضاع ، آنجا را ترک کردند و در 520 ابونصر، وزیر سلطان سنجر، به آنجا لشکر کشید و بسیاری از اهالی آنجا را کشت. در 546، چون امیر علاءالدین محمود بر ترشیز مسلط شد، دستور داد که به نام خلیفة عباسی بغداد، مقتفی لامراللّه ، خطبه بخوانند. خطیب در جامع ترشیز چنین کرد، اهالی شورش کرده منبر را شکستند و خطیب را کشتند . در 596، سلطان تکش خوارزمشاه قلعة ترشیز را چهار ماه محاصره کرد، اما کاری از پیش نبرد . شهر ترشیز تا قبل از حملة مغول‏ها هنوز آباد بود  اما با حملة چنگیزخان به ایران در اوایل قرن هفتم به دست آنان افتاد و مانند اغلب شهرهای خراسان رو به ویرانی نهاد .در همین زمان ، به نوشتة یاقوت حموی  ترشیز از مراکز علما و فضلا شمرده می شد، باطنیه بر آن مسلط بودند و در آنجا کشتزار و املاک و قلعه داشتند در دورة افشاریه (1148ـ1210)، حاکم ترشیز عبدالعلیخانِ میش مست (متوفی 1200)، شهر جدیدی احداث کرد...رضا قلیخان هدایت در 1288، حاکم نشین ترشیز را سلطانیه ضبط کرده است .


برچسب‌ها: ترشیز
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 5 آذر1393

آوسنه‏‏ آقای هدهدنشان (10)

سلام. دهمین قسمت از ستون طنز آوسنه‏های آقای جابرهدهدنشان رئیس انجمن حمايت از مشاهير و مفاخر آرمان‏آباد سفلا، به همت والای ایشان جهت مبارزه با پدیده زشت و پلشت آب‏گرفتگی  اختصاص دارد. هدهدنشان در یک اقدام ضربتی در نیمه شب لحظاتی پش از بارش اولین باران پاییزی مدیران شهری را از خواب ناز بیدار کرد و با اشاره به سوگند آنان در امر خدمت به مردم از آنان خواست تا در سطح شهر آرمان‏آباد سفلا تردد کنند و از آب‏گرفتگی معابر جلوگیری نمایند. او با هماهنگی با مراکز نظارتی و انجمن‏های حمایتی از ارباب جراید و اصحاب رسانه بخصوص صدا وسیما خواست تا در این حرکت ضربتی حضور بهم رسانده و برای تنویر افکار عمومی اقدام به تهیه خبر نمایند.

برابر شنیده‏ها در این برنامه کم نظیر، هدهدنشان در جمع نیروهای عملیاتی مدیریت شهری حاضر شد و با تقدیر از زحمات آنان در مدیریت بحران آب‏گرفتگی در نقاط مختلف شمال و جنوب شهر گفت:« موفقیت‏آمیز بودن نهضت آسفالت در نواحی شهری و غیرشهری آبادی‏های پیرامون کوه قاف قابل تحسین است با این همه شاهدیم که سرما و بارش بی‏موقع باعث اختلال در کار به این مهمی می‏شود. اینک با توجه به همت عالی شما عزیزان و تدبیر بزرگان مدیریت شهری و تجهیزات منحصر به فردی که در حوزه تقابل با حوادث غیرمترقبه داریم، یقین دارم که با سرفرازی از این بحران عبور خواهیم کرد و نغمه آبادانی را در جای جای آبادی‏های این حوالی سر خواهیم داد»

شنیده حاکی از آن است که با حضور سرزده در جمع کارگران کارخانه آسفالت جابلقا ضمن عرض خسته نباشید به آنها، خواهان اهتمام بیش از پیش ایشان در امر تولید آسفالت شد. وی با اشاره به کشف چشمه جوشان قیر در ارتفاعات شمالی جابلسا به کارگران اظهار داشت:«همه چیز برای گسترش نهضت آسفالت در منطقه فراهم است. باید با شجاعت و درایت به جنگ مشکلات برویم و تمام کنارگذرها، کمربندی‏ها، آزادراه‏ها و بزرگراه‏ها را بهسازی و آسفالت مجدد نماییم. باید با دقتی مثال‏ زدنی به اصلاح سیستم فاضلاب نقاط مختلف بپردازیم. باید کلیه انهار،کانال‏ها و جوی‏ها و مسیرهای گذر و هدایت آب به طور ویژه بررسی شوند تا مبادا اتفاقی بیافتد و شرمنده مردم شویم»

هدهدنشان در پایان بازدیدهای غیرمترقبه‏اش از نقاط حادثه خیر منطقه در میان خبرنگاران حاضر شد و یادآور شد:« عدم گرفتگی معابر و مسیرها و خیابان‏ها، سندی بر صحت مدیران خدوم سطح شهر اعم از بومی و غیربومی در ادعای خدمت به اهالی است. باید کاری کنیم که؛ آبگرفتگی معابر و هجوم جریان آب در سطح شهر چیزی غریب برای اهالی باشد. اهالی قدردان دوراندیشی و توان مدیریتی ما هستند. بد نیست بدانید اخیراً تعدادی از مدیران شهری امارات متحده عربی در بازدید از آثار دیدنی و جاذبه‏های گردشگری دیار ما با تعجب از اهتمام مسئولان منطقه به امر به مقوله مبارزه با پدیده آب‏گرفتگی معابر به نیکی یاد کردند و خواهان حضور کارشناسان مقابله با آب‏گرفتگی معابر در دوبی و سایر نقاط این کشور شدند»


برچسب‌ها: آوسنه‏‏ آقای هدهدنشان
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 4 آذر1393

امروز برو فردا بیا؛ شعار نامرئی تعدادی از موسسات مالی و اعتباری

سلام. سخت دچار مشکل مالی هستی، چند تا از چک‏هایت برگشت خورده‏اند. چند قسط عقب افتاده داری، رئیس اداره‏ات بهت مساعده نمی‏دهد، ناچار می‏شوی، به چند قرض‏الحسنه مراجعه می‏کنی، متفق‏القول پاسخ می‏دهند هی فلانی حسابت کار نکرده است. بی‏پولی درد بدی است. به بانک‏های قدیمی شهر مراجعه می‏کنی، آنان در وهله اول وضعیت حساب تو و ضامن و ضامن‏هایت را استعلام می‏کنند. نباید قسط عقب افتاده و چک برگشتی داشته باشی و تو از مال دنیا همین دو قلم را داری! ضامن یا ضامن‏هایت هم به همین درد مبتلا هستند. درد معاش دردی رایج است. از سر ناچاری به یکی از موسسه‏های اعتباری مراجعه می‏کنی، به دنبال وام بدون کارکرد حساب هستی، فشار زندگی باعث شده است که تن به شرایط این موسسات بدهی، ناچار بودن تو را وادار به قبول اظهارات رئیس موسسه می‏کند، از تو می‏خواهد که با دو میلیون ریال افتتاح حساب کنی تا او از محل اختیاراتش وامی پنجاه تا صد میلیون ریالی با سود سی درصد نصیب تو نماید. ناچاری قولش را بپذیری، افتتاح حساب می‏کنی، می‏گوید دو روز دیگر بیا. دو روز دیگر می‏شود یکماه. رئیس موسسه در هر مراجعه با ادب از جایش بر می‏خیزد و با اشاره به تحریم‏ها اشاره می‏کند و از وجود انواع مشکلات فراروی موسسه‏اش داد سخن سر می‏دهد.

 گویا قرار نیست به وام دو روزه بدون کارکرد حساب با سود سی درصد برسی. در ماه دوم در سلسله مراجعاتی که داری وضعیت زندگی‏ات را شرح می‏دهی، از او می‏خواهد آب پاکی را روی دستت بریزد و رُک بگوید آیا وام را می‏دهد یا نه؟ ازت می‏خواهد درخواستی بنویسی،می‏نویسی. کمی دلت قرص می‏شود. هنوز دغدغه چک برگشتی و قسط‏های عقب مانده و درد معاش اذیتت می‏کند. ناچاری به وعده سرخرمن دل خوش کنی. ماهی دیگر می‏گذرد و همچنان ماه‏های بعد. یک بهت پیشنهاد می‏کند با چند کلاه شرعی از یکی پول به قرض بگیری! ناچاری بد دردی است. حیرانی جکار کنی. مسئول موسسه همچنان به تخصص خود در سر دواندن ایمان دارد و تو از سر  سادگی به حرف او ایمان می‏آوری و این دور باطل ادامه دارد. می‏شنوی اگر وامی بالای یک میلیارد ریال بخواهی و حرمت بعضی‏ها را داشته باشی می‏توانی به نتیجه دلخواه برسی و ایراد ماجرا آنجاست که تو فقط به صد میلیون ریال نیاز داری.

 این قصه پر غصه را یا خود تجربه کرده‏ایم و یا اطرافیان داغش را بر دل دارند. این روزها بانک‏ها هفت‏خوان رستم پیش پایت برای اخذ وام قرار داده‏اند تا متقاضی وام به فرجام خاوری و بابک زنجانی و فاضل خداداد و شهرام جزایری و مه‏آفرید آریا دچار نشوند. در جایی خواندم که؛«در سال های گذشته همزمان با رکودی که بر اقتصاد ایران حاکم بوده است و تعدادی از واحدهای تولیدی و صنعتی به حالت نیمه تعطیل و تعطیل درآمده اند، تعداد بانک ها و موسسات اعتباری با سرعت بالایی رشد کردند و برای بسیاری این سوال مطرح شده است که دلیل این افزایش شدید بانک ها در کشور چیست؟ آمار نشان می دهد که تعداد بانک ها در کشور ما تقریبا دوونیم برابر متوسط جهانی و کشورهای نفت خیز، نزدیک به دو برابر کشورهای با درآمد متوسط به بالا و برابر با کشورهای پردرآمد جهان است. »

بانکداری در سال‏های گذشته فعالیت پرسودی بود. در حالی که رشد اقتصادی کشور در سال گذشته منفی بود برخی از بانک های خصوصی بالغ بر ۵۰ درصد سود بدست آوردند. علت رشد بانک‏ها در سالیان گذشته تنها رشد نقدینگی در کشور نیست. گشتی در خیابان‏های کاشمر بزنید. نام‏های بسیاری به عنوان بانک و قرض‏الحسنه و موسسه اعتباری پیش چشمانتان رژه می‏روند. این مجموعه‏ها در حال فربه شدن هستند. ساختمان‏های شیم و نونوار اینان دیدنی و جزو جاذبه‏های زیبای شهرمان هستند.آیا بر عملکرد موسسه‏های اعتباری در انتظار بانک شدن در دیار ما نظارتی هست؟ آیا نهادی نظارتی برای ترویج تکریم ارباب رجوع در این مجموعه‏های مالی وجود دارد؟ به عقیده بسیاری از کارشناسان رشد موسسات مالی و اعتباری خصوصاً موسسات خصوصی در شرایط اقتصاد ایران که بخش مالی آن فربه و غیر مولد شده است یک سم است.

 الغرض همین قدر بدانید عده‏ای از آشنایان همت کردند و گلریزانی کردند و پولی دستی جمع کردند و متقاضی وام را مشمول معرفت خود کردند. آن رئیس موسسه هنوز که هنوز است از دو روز دیگر صحبت می‏کند. روزی خبری خواهد شد. از مسئولان معزز و مدیران گرامی شهرستان استدعا داریم نظارتی بر عملکرد این موسسات داشته باشند. واضح و مبرهن است که هر فرد باید عقل معاش داشته باشد و اهل حساب کتاب باشد. باید به گونه‏ای برنامه‏ریزی کند که چکش برگشت نخورد و قسط عقب افتاده نداشته باشد. ولی باور کنید بعضی وقت‏ها فقط بعضی وقت‏ها کارد به استخوان می‏رسد و گذر آدم به برخی از موسسات مالی و اعتباری می‏افتد. خدا نصیب گرگ بیابان نکند.


برچسب‌ها: موسسه مالی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر