شنبه ۸ فروردین۱۳۹۴

کاشمر و ضرورت توجه به مظاهر احترام به پرچم

سلام. سال نو مبارک 

در سطح شهرمان در آبادی‏های دیارمان چند پرچم در حال اهتزاز است؟ در مسیر رفت و آمدمان  چند پرچم در معرض دیدمان قرار دارد؟ نهادهای مختلف به چه میزانی توجه به پرچم و احترام گذاشتن به آن را در دستور کار خود قرار داده‏اند؟ در گوشه و کنار دیارمان چند پرچم رنگ و رو رفته سراغ دارید؟ اگر توجه کرده باشید در بعضی جاها پارگی بخشی از پرچم‏ها آزار دهنده است. همه می‏دانیم؛ پرچم علامت و نماد هویت ایران اسلامی است. به آن افتخار می‏کنیم. خود را ملزم به حفظ آن می دانیم.در مرزهای کشورمان برای تفکیک مرز و نشان اقتدار از آن استفاده می‏کنیم،بعد از هر پیروزی و موفقیتی آن را بالا می‏بریم و بر آن بوسه می‏زنیم،در مراسم صبحگاه نظامیان شاهد برافراشته شدن آن هستیم.

بعض ملل به پرچم خود بسیار احترام  می‏گذارند و اکثراً پرچمشان را درب منزل یا سر کوچه و خیابان نصب می‏کنند، در نوشت افزار و محصولاتشان عکس پرچم خود را حک می‏کنند و در فیلم‏هایشان مدام با افتخار پرچم خود را به نمایش می‏گذارند. متاسفانه گاهی اوقات متوجه می‏شویم که برخی ناخواسته به پرچم بی‏احترامی می‏کنند.برخی هنوز به چیدمان رنگ پرچم علم ندارند و گاهی آن را با چراغ راهنمایی اشتباه می‏گیرند و جای سبز و قرمز را جابجا می‏کنند، به نوشته‏های آن بی‏توجهی می‏کنند. کمی به حافظه خود فشار بیاورید، در چند اداره و مدرسه و دانشگاه و ... پرچم رومیزی شکیل دیده‏اید؟

چندی است که برخی مجموعه‏ها اقدام به برافراشتن پرچم‏های در قد و اندازه‏های مختلف در نقاطی از شهرها و آبادی‏های شهرستان نموده‏اند، کار اینان قابل تقدیر و تحسین است ولی شایسته آن است که فردی مسئول بررسی کمیت و کیفیت این موارد باشد. اهتزاز پرچم اهتزاز آرمان‏هاي بلند نظام جمهوری اسلامی است. این مهم ادای احترام به خون شهیدان است. پرچم باعث همگرايي و شكوه اهالی دیارمان است .  بر فراز مزار هر شهيد پرچمي در اهتزاز است، اهتزاز پرچم اهتزاز برادري، وحدت و يكدلي است، اهتزاز عشق به وطن، به تاريخ و مفاخر كشور است. جنبش پرچم روح را به وجد مي‏آورد.

 فراموش نکنیم اصل 18 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به رنگ‏هاي پرچم اختصاص يافته است كه با علامت مخصوص جمهوري اسلامي و شعار الله اكبر همراه است . وجود اين اصل حاكي از اهميت پرچم است. عشق به ايران چون آتشي است كه در دل هر کاشمری بسان تمام ایرانیان غیرتمند برافروخته است و در ستيغ باور تک تک ایرانیان پرچمي در اهتزاز است، بايد بپذيريم كه هنوز حفظ و حرمت پرچم به صورت يك باور فراگير در نيامده است.  زیبنده است در سال 1394 توجه به پرچم و حفظ حرمت آن را در جای جای کاشمر، تبلیغ کنیم و در این راه فرهنگ‏سازی نماییم. مسئولان این مهم را وجه همت خود قرار دهند و در بسط آن بکوشند.

آموزش و پرورش نقشی بنیانی در ترویج احترام بیش از پیش به پرچم را دارد. امید شورای شهر و شهرداری و مجموعه‏های فرهنگی اهتمام ویژه‏ای به این موضوع داشته باشند. بایسته آن است که عنصر پرچم به عنوان یک شاخص مهم در امر زیباسازی شهر مدنظر قرار گیرد. شورای فرهنگ عمومی شهرستان می‏تواند این مسئله را برای فرهنگ‏سازی در دستور کار قرار دهد. به امید روزی که مظاهر احترام به پرچم در دیارمان نهادینه شود. به امید روزی که در نقاط مختلف دیارمان اعم از شهر و روستا با پرچم رنگ و رو رفته  مواجه نشویم.


برچسب‌ها: پرچم
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

جمعه ۲۹ اسفند۱۳۹۳

نکاتی در باره نوروز در کاشمر

سلام

واژه «جشن» همان یَسن، یسنه اوستایی است که در زبان پهلوی یزشن گفته می‏شد و در اصل به معنی ستایش و نیایش شادمانه است. «نوروز» یا نوگ روچ، نوک روز در پهلوی به معنی نخستین روز- روز هرمزد - از ماه فروردین است. ایرانیان در قدیم برای هر روز از ماه نامی گذاشته بودند و روز اول بهار یا فروردین، هرمزد نام داشت. در این روز جشنی بزرگ برپا می‏کردند و به شادی و نیایش آفریدگار می‏پرداختنداز چند روز مانده به نوروز مراسم و آیین های ویژه آغاز می‏شد که تا چند روز پس از آن نیز ادامه داشت. در روزهای اول دوره نوروزی، مراسم به طور همگانی برگزار می‏شد که به آن «نوروز عامه» می‏گفتند و از روز ششم به بعد بزرگان و خواص آن را نزد خود ادامه می‏دادند که به آن «نوروز خاصه» گفته می‏شد، اما در هر حال شادی و نیایش ویژگی بارز جشن نوروز بود.

نیاکان ما بر این باور بودند که آفریدگار بزرگ، جهان را در شش »گاه » یا «گاهنبار» [مرحله] آفرید که در آخرین گاهنبار انسان آفریده شد و از این رو روز تولد نخستین انسان را - که آن را روز نخست بهار می‏دانستند - شایسته شکرگزاری و شادمانی می‏پنداشتند و چون معتقد بودند که فـَروَهَرهای نیکان و پاکان یا همان قوای باطنی و ارواح مؤمنان در دوره نوروزی از جهان مینوی به گیتی بازمی‏گردند تا از خویشان و عزیزان دیدار کنند و تقاضای خیرات و صدقه دارند، سفره ها می‏گسترانیدند و خیرات می‏دادند و شادمانه دعا می$خواندند تا پروردگار را شکر و فروهرها را شاد نمایند؛ و به همین سبب ماه فروردین را ماه فرود فروهرها یا فروردیگان و یا عید فَروشی‏ها یا اموات هم می‏گفتند.

فردوسی در حماسه بزرگ »شاهنامه » نوروز را به جمشید نسبت می‏دهد؛ آن هنگام که او بر تخت شاهی نشست و تاج مرصع بر سر نهاد، پرتو خورشید بر آن دمید و همگان آن روز را روزی نو و نوروز نامیدند و جشن و سرور برپا کردند. گفته اند: روزی حضرت سلیمان انگشتر گمشده خویش را پیدا کرد. مردمان شاد شدند و آن روز را روز نو و نوروز خواندند؛ و نیز گفته اند که حضرت صادق (ع) نوروز را روزی فرخنده برای طلب حاجت ها دانسته اند، و نیز نظری است بر این که روز غدیر خم مصادف با اول فروردین بوده و از همین رو نوروز گفته شده و جشن برپا کرده اند. البته این مورد به لحاظ تقویمی مطابقت داده نشده است.

از جمله آیـین‏های نوروزی، دید و بازدید، یا  عید دیدنی  است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت‏های علمی و اجتماعی و دارای منزلت می‏روند. در روزهای نخست فروردین، که تعطیل رسمی است و گاه تا سیزده فروردین و حتی تا آخر فروردین  بـین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، ادامه دارد. این دید و بازدیدها، تا پاسی از شب گذشته، به ویژه برای کسانی که نمی‏توانند کار روزانه را تعـطیل کنند، ادامه دارد. 

در دیارما آشنایی‏های شغـلی و همسایگی و  روابط چهره به چهره  جایگاهی رفیع دارد، تا زمانی که مسافرت های نوروزی رسم نشده بود، دید و بازدیدهای نوروزی، وظیفه‏ای الزامی به شمار می‏رفت. و چه بسا آشنایانی بودند که فقط سالی یک بار، آن هم در دید و بازدیدهای نوروزی، به خانه یکدیگر می‏روند. چه بسیار کدورت‏ها و رنجش‏های خانوادگی و خویشاوندی که به یـُمن دید و بازدیدهای نوروزی برطرف شده و می‏شود. گسترش شهر، ازدیاد جمعـیت، پراکندگی خانواده‏های سنتی، محدودیت‏های شغلی و فرهنگ آپارتمان‏نشینی، عوامل موثر در کاهش دید و بازدیدهای نوروزی است.  بر اثر این دشواری‏ها و محدودیت ‏ای زمانی، بسیاری از خانواده‏هایی هم که به مسافرت نمی‏روند، برای دید و بازدیدهای نوروزی، از پـیش زمانی را معـین می‏کنند. 


برچسب‌ها: نوروز, میراث فرهنگی کاشمر
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۳

روزعلفه ، روز صرف آش جوشواره و ادای احترام به اموات

سلام

در کاشمر در گذشته‏ای نچندان دور مرسوم بود در روز علفه، یک روز مانده به عید، بانوان به باغات و اراضی کشاورزی رفته و سبزی بیابانی جمع کنند و با آن آش مخصوص شکم پُر یا جوشواره ‏یپزند. غذای اغلب مردم در این روز آش است که مقداری از آن را برای سال جدید نگه می‏دارند و در اولین وعده غذایی از این آش صرف می‏کنند تا سرسبزی و برکت سال قبل را به سال جدید انتقال دهند.

اهالی بر این باورند که؛ روح مردگان غیر از شب‏های جمعه در موقع تحویل سال نو و روز اول نوروز نیز آزاد هستند و به خانه و کاشانه قدیم خود می‏آیند و اگر در این موقع خانه قدیم خود را پاکیزه و روشن و خوشبو ببینند، شاد و خوشوقت خواهند شد و اولاد خود را دعا خواهند کرد و گرنه با حالت غمگین باز خواهند گشت و بازماندگان خود را نفرین خواهند کرد.

یكی دیگر از آیین‌های نوروزی که در روز علفه برگزار می‏شود، عیدی بردن است. در كاشمر نامزددارها تعدادی سینی به فراخور ثروت و جایگاه اجتماعی تهیه و اقلامی اعم از خوردنی و پوشیدنی را برای عروس خانم ارسال می‏کند. تعداد این سینی‏ها حداقل هفت عدد می‏باشد و حاوی ؛کله قند، برنج، گوشت، چای و نبات، حنا و صابون،شیرینی، لباس برای عروس و خانواده‌اش و كفش سفید   و روسری می‏باشد. در این روز تعدادی از اطرافیان عروس این سینی‏ها را روی سر می‌گذارند و به خانه عروس می‌برند.

عروس به آورندگان سینی‏ها دستمالی که خودبافته است هدیه می‏هد. دو سینی نیز از سوی خانواده عروس برای شاداماد تدارک دیده شده است. در یکی لباس شاداماد بعلاوه کفش او و در دیگری لباس و کفش برای خانواده داماد قرار دارد. این دو سینی راهی خانه داماد می‏شود.

روز علفه  سنتی کهن  برای به یاد مردگان بودن  است. نام علفه به واسطه وجود علف و سبزي بر این روز نهاده شده است. درون مايه علفه تهيه مقدمات و به پيشواز نوروز رفتن و ياد كردن از درگذشتگان هر خانواده در سالي كه گذشت مي‌باشد. غذاي اصلي روز علفه آشی است كه اهالي معتقدند با پخت آن و بلند شدن بويش اموات خشنود مي‌شوند.

در شب علفه آشی به نام جوشواره یا جوش‏بره تهيه مي‌كنند.در تهيه آن خمير را به قطعات پهن در آورده و ميان آن سبزی پخته، بلقست، گندمک، کنگرباغی، پادرازک و سبزی‏های صحرایی، و گردوی ساییده گذاشته و مي‌پيچند و در آب جوش مي‌پزند. بعد از پخته شدن با ريختن كشك ساييده و گردوی ساییده و نعناع داغ بر روي آن صرف مي‌كنند.

ابتدا سبزی‌های خودرو و خوردنی راجمع آوری و می‌پزند، بعد خمیر آش را به صورت تازه آماده و به صورت نازک پهن کرده و سبزی پخته شده به همراه افزودنی‏های چون؛عدس، جوز، قورمه و ادویه به صوررت قطاب یا بالشت خمیری 3در3 در می‏آورند. به آشی که دارای حبوبات در حال پخت است، رشته و قطاب، بالشت خمیری افزوده می‏شود تا خوب بپزد و جا بیفتد.

درست کردن آش جوشواره یا جوش‏بره پرزحمت است و همکاری جمع را می‏طلبد، یکی از اهالی از قول پدرش می‏گوید: من حاضرم همه سختی‏ها  پخت جوشواره یا جوش‏بره  را به جان بخرم. برای این آش لذیذ حاضرم از گرگان آب بیاورم، از هرات و کرمان پونه و زیره بیاورم و از مشهد کشک پیدا کنم و از جنگل های کوهستان کلات، چوب و کنده بیاورم.

پدرم این آش را بسیار دوست دارند و چون بساط پختن این آش مهیا می‏گشت، کبکشان به خروسخوانی می افتاد و این شعر را زمزمه می فرمودند: «گر آش کنی آب ز گرگان آرُم.... پونَه ز هرات، زیرَه ز کرمان آرُم/ در شهر مِشَد قُروت رَد دارُم...از کوه کلات، کُندَه به دندان آرُم!»

 


برچسب‌ها: نوروز, روز علفه
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۲۷ اسفند۱۳۹۳

کارت تبریک عید و خاطرات دلچسب

سلام

یادتان هست روزی روزگاری دلمشغولی ما تهیه کارت تبریک عید برای دوستان و آشنایان و اقوام بود؟ دوست داشتیم به عزیزان سفر کرده و همکلاسی‏ها و همکاران و دوستان کارتی شکیل و زیبا بدهیم و ارادت خود را به آنها ثابت کنیم و فریاد بزنیم که هی فلانی به یادت هستم و این کارت با این تصویر زیبا و خط قشنگ و متن دلچسبش گواه این ارادت است.

یکی دو هفته مانده به عید، می‌رفتیم دنبال خرید کارت پستال  و کارت تبریک عید تا این ورقه‌های زیبای کاغذی پلی باشند بین ما ودوستی‌های صادقانه‌مان و از این طریق سال جدید را به دوستان و بستگانش تبریک بگوییم. ایام منتهی به نوروز وقتی زنگ خانه به صدا در می‏آمد همه به شوق دیدن پُستچی خیز بر می‏داشتند، همه منتظر کارت تبریکی از سوی دوست و عزیز و آشنایی بودند.

تبریک گفتن عید و جشن نوروز، از طریق ارسال کارت حاوی عکسی خاص و خطی خوش و متنی دلنشین رسمی کهن است. در برخی از منشآت و کتاب‏های ترسل و نامه‏نگاری نمونه‏هایی آمده است، با رواج چاپ، فرستادن  کارت تبریک عید  که با مضمون‏ها و رنگ‏های گوناگون تهیه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است.  علیرغم کم شدن دید و بازدیدها هنوز ارسال کارت تبریک کمی تا قسمتی رونق دارد. البته این مهم در عالم مجازی اینترنت و شبکه‏های اجتماعی پررنگتر است.

در قرن نوزدهم ایرانیان با پدیده کارت پستال آشنا شدند و از آن به عنوان نوعی کارت تبریک عید استفاده کردند.د کارت پستال را می‏توان یک رسانه تصویری دانست. کارت تبریک عید هم  نوعی رسانه تصویری است که از نظر نوشتاری و دیداری حال و هوایی خاص‏تر نسبت به کارت پستال برخوردار است.

در نوشته‏های کارت پستال‏ها و کارت‏های تبریک عید مواردی چون؛ بیان احساسات، طرز تفکر، شیوه پندار، اشاره به مسائل خاص مدنظر طرفین مشهود است. در حافظه خود خاطرات تلخ و شیرینی از ارسال و دریافت این موارد داریم. چه بسا در پستوی خانه و یا آرشیو شخصی‏مان و یا در گاوصندوق و آلبوم خانوادگی و یا صندوقچه اسرارمان مواردی خاص از کارت پستال و کارت تبریک عید را به طور ویژه نگهداری می‏کنیم. این موارد برای ما حکم خاطره دارند.

البته فاصله‌ها و گرفتاری‌های زندگی مدرن به اندازه‌ای است که افراد یا فرصت نکنند و یا حوصله نداشته باشند برای تبریک مناسبتی مثل سال جدید کارت پستال و کارت تبریکی ارسال کنند. قطعاً پیامک تبریک نوروز یا تماس تلفنی خاطره‌انگیز نیست، حسی که در کارت‏های مذکور وجود داشت در پیامک‌های موبایلی امروز وجود ندارد و شیرینی انتظار رسیدن کارت از فردی که برایمان مهم بود را این روزها کمتر احساس می‌کنیم‌.

امروزه پیامک یا ایمیل و شبکه اجتماعی خبری از احساسات قشنگ عاطفی نیست، امروز ارتباطاتمان غیرمعنوی و دور از هرگونه احساس است. چیزی که در گذشته لذت‌بخش بود، خود کارت نبود، بلکه بحث توجه و اهمیت دادن به ارتباطات انسانی و محبت به یکدیگر بود که متاسفانه امروز کمتر به آن توجه می شود و این باعث شده که روز به روز از هم فاصله بیشتری بگیریم‌.

امروزه ارتباطات در مقایسه با گذشته عوض شده است، مثلاً یک پیام نوروزی را برای بی‌نهایت افراد می‌فرستیم و در این صورت نباید منتظر یک جواب خاص هم باشیم، این در شرایطی است که انسان از عزیزانش عشق دریافت می‌کند و وقتی این عشق کاهش می‌یابد یا از بین می‌رود، احساس تنهایی می‌کند.

متاسفانه شاهدیم که نزدیکترین اقوام هم، فرزندان یکدیگر را نمی‌شناسند، این اتفاق درآینده سبب شکاف فرهنگی خواهد شد.نسل جوان امروز، هیچ سندی برای نگهداری و بهره‌برداری در آینده ندارند و عملاً هم نمی‌توانند در آینده دلخوش به اسناد خاطره‌انگیز باشند، خیلی سال است که کسی برایمان کارت پستال نفرستاده! چرا پستچی زنگ نمی‏زند.

 


برچسب‌ها: نوروز, کارت تبریک
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه ۲۳ اسفند۱۳۹۳

جایگاه پژوهش در کاشمر

سلام 

طرح یک سوال خالی از لطف نیست، به نظر شما در دیار ما کاشمر پژوهش چه جایگاهی دارد؟ شورای شهر کمیسیون پژوهشی دارد. هفت مرکز آموزش عالی دیارمان دارای حوزه پژوهشی هستند. شهردارمان دَم از ضرورت توجه به تحقیق و پژوهش می‏زند. مراکزی نظیر مرکز تحقیقات کشاورزی در دیارمان فعال هستند. فرماندار اصرار بر توجه به  تحقیق و مطالعه دارد. آموزش و پرورش دارای پژوهش سراست. نماینده دیارمان در کسوت یک چهره آکادمیک و محقق ارکان مدیریتی شهرستان را دعوت به توجه به دغدغه‏های پژوهشگران می‏کند. کاشمر زادگاه شادروان دکتر شمس شریعت تربقان چهره ماندگار علوم پزشکی در سال 88 هست. در پنجسال اخیر در بسیاری از مسابقات و جوایز مربوط به حوزه کتاب نام فرهیختگانی از کاشمر مطرح شد. در دو مورد دو کاشمری یکی از بخش مرکزی و دیگری از بخش کوهسرخ برنده جایزه کتاب سال شدند.

شعارهای خوبی برای حمایت از پژوهش در گوشه و کنار شهرستان شنیده می‏شود. همه چیز بر روی کاغذ عالی است. ولی شهرداری برای کارهای مطالعاتی‏اش از دانشگاه سبزوار و یا مرکزی مطالعاتی وابسته به دانشگاه تهران کمک می‏گیرد. شورای شهر کمیسیون پژوهشی دارد، کمیسیونی که تاکنون فاقد بودجه بوده است. طرح‏های پژوهشی در مراکز دانشگاهی چه وضعیتی دارند؟ شاید روی کاغذ همه چیز عالی باشد ولی هنوز در کاشمر شرکتی دانش‏بنیان به ثبت نرسیده است. هنوز از تجاری‏سازی دستاوردهای محققان و پژوهشگران بومی خبری نیست. بدون ترديد تولید علم،اساس دانایی و دانایی اساس توانایی است. در شرايط فعلي، توليدعلم و دانش، زيربناي توسعه یافتگی است .تولید علم موتور محرك براي جامعه روبه رشد بوده و طبيعي است كه اين افزایش دانایی منجر به ايجاد فنآوری ، تولید اشتغال و ثروت و در نهایت، سبب رفاه، توانایی و امنیت اجتماعی می شود.

روزگاری شورای شهر در دور اول اقدام به حمایت از چند محقق بومی کرد و بانی مرکز پژوهش‏های فرهنگی تاریخی کاشمر و یا همان بنیاد معروف ترشیز شد. در شورای دوم هم این بنیاد روی کاغذ نفس می‏کشید. در شورای سوم طی مصوبه‏ای قرار شد این بنیاد احیاء گردد. که همچنان بر روی کاغذ ماند. در ریوش کوهسرخ نیز عده‏ای از فرهیختگان اقدام به راه‏اندازی مرکزی پژوهشی کردند. شهرداری و شورای ریوش حامی آنان بود. این مرکز هم به طاق نسیان سپرده شد. البته یکی از فعالان آن مرکز این روزها هدایت اداره آموزش و پرورش آن دیار را بر عهده دارد که باید امیدوار بود که بانی خیر شود و حرکتی به سامان را بنیان نهد. يكي از اساسي‌ترين نيازهای کاشمر براي رسيدن به پيشرفت و توسعة همه جانبه پژوهش است. با نوع و سطح فعاليت‌هاي پژوهشي يکي از شاخص‌هاي اصلي توسعه و پيشرفت محسوب مي‌شود. ركود پژوهش باعث ركود دانش خواهد شد و اين امر لزوم توجه خاص به امر پژوهش را مي‏رساند.

وجود نشریات محلی، پایگاه‏های خبری، چند انتشاراتی، کتابفروشی‏ها، موسسات فرهنگی و کتابخانه‏های عمومی باعث افتخار کاشمر است ولی با این همه باید بدانیم که؛ امروزه معیارهايی چون پژوهش‏های کاربردی، تعداد کتاب‏های چاپ شده، ثبت اختراعات، مراکز رشد فنآوری، کنفرانس‏ها، مجلات علمی و پژوهشی و... در مطرح کردن دیارمان در سطح استان و کشور موثر است. فراموش نکنیم در دانشگاه‏های دیارمان قریب صد رشته با گرایش‏های مختلف از مقطع کاردانی تا دکترا  با قریب ده هزار دانشجو دایر می‏باشند. حوزه‏های علمیه خواهران و برادران از دیگر بضاعت‏های علمی دیارمان محسوب می‏شوند. کاشمر شهری دانشگاهی است. این واقعیت را باید بپذیریم. باید به مجموعه‏های علمی دیارمان بیش از پیش توجه کنیم.

در کاشمر، باید ارتباط میان حوزه‏هاي پژوهشي و اجرايي و صنعتي تقویت شود تا در انجام طرح‏های تحقیقاتی، علمی و پژوهشی، از توانایی‏ها و امکانات یکدیگر سود جویند. فراهم نمودن اعتماد و مشارکت میان اقتصاد و دانشگاه، امری مهم در مسیر رونق امور پژوهشی و تحقیقی کاشمر است. برای مدیریت علمی در کاشمر نیازمند افرادی هستیم که افزون بر داشتن بینش قوی از وضعیت، درک درستی از پژوهش و تحقیقات در داشته باشند. به دلیل عدم سرمایه‏گذاری و اختصاص بودجه کافی برای مراکز تحقیقاتی، کارهای پژوهشی منحصر به پژوهش‏های کم عمق شده است. این تحقیقات در قفسه کتابخانه‏ها غرق غبار شده‏اند. تأمین نشدن زندگی و معاش پژوهشگران آنها را به کارهایی فرعی و کم فایده کشانده و باعث ضایع شدن نیروها و امکانات شده است. متاسفانه در پاره‏ای موارد شاهد استیلای وحیه سطحی‏نگری و عوام‏گرایی در میان برخی از محققان هستیم. نقل است که طبق قانون یک الی سه درصد از اعتبارات هر دستگاه به حوزه پژوهش اختصاص دارد. لابد این میزان در مرکز استان هزینه می‏شود!  خدا کند به خود بیاییم و به فکر نسل آینده باشیم.


برچسب‌ها: توسعه کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۳

گذری بر فراز و فرودهای فرهنگی شهرداری کاشمر

سلام

فرهنگ مجموعه‏ای از رفتارهای آموختنی، باورها، عادات و سنن مشترک میان گروهی از افراد است که به گونه‏ای متوالی توسط نسل‏های آن جامعه، آموخته و به کار گرفته می‏شوند. شناخت مفهوم واقعی فرهنگ از طریق یک علم یا معرفت خاص امکان ندارد، زیرا مسأله فرهنگ، خاص یک قشر از انسان و گروه اجتماعی معینی نیست و در تمامی شوون حیات انسانی، ریشه دارد و هر عملی متکفل برآوردن نیاز انسان از زاویه مخصوص به خود می‏باشد.

فرهنگ شهرنشيني مجموعه‏اي از قانونمندي‏هاي حاکم بر زندگي شهروندان است که بدون حاکميت اين قانونمندي‏ها، زندگي شهرنشيني به واقعه‏اي تلخ، غير قابل تحمل براي پير و جوان و خرد و کلان مبدل مي‏شود. امروزه يکي از کارآمدترين ساز وکارهاي مديريت شهري براي رسيدن به مناسبات اجتماعي مطلوب و کاهش هزينه‏هاي وارده بر شهر توجه و برنامه‏ريزي براي ارتقاي فرهنگ شهرنشيني در بين شهروندان است. آموزش و توانمندي‏سازي شهروندان براي ارتقاي دانش، تقويت مهارت‏ها، کسب عادت‏هاي صحيح زندگي اجتماعي و بروز رفتارهاي مطلوب شهروندي به ويژه در راه بهره‏گيري مناسبات از امکانات شهري از جمله ضرورت‏هاي مديريت شهري در توسعه فرهنگ شهرنشيني قلمداد مي‏شود.

مديريت شهري بايد براي آگاه‏سازي عمومي و ايجاد و ارتقاي فرهنگ شهرنشيني، گسترش شهروندمداري و آموزش شهروندان در زمينه هاي مختلف، کارکرد و فعاليت فرهنگي داشته باشد. مديريت شهري در فرآيند تحول و توسعه شهري نه فقط در ابعاد اقتصادي و عمراني آن نقش و جايگاه ويژه‏اي دارند بلکه با تغيير و تحولات پر شتاب اجتماعي و فرهنگي و گسترش جمعيت شهرنشيني، بايد براي پاسخگويي به مطالبات فزاينده فرهنگي و اجتماعي اسباب و تمهيدات لازم را فراهم کنند. يکي از وظايف مديران جامعه، شناخت و تقويت نقاط قوت فرهنگ آن جامعه و سعي بر گسترش آن است. از ديگر وظايف مديران، سعي در شناخت نقاط ضعف فرهنگي آن جامعه از طريق اشاعه فرهنگ‏هاي سازنده و ایجاد مراکز فرهنگی، فرهنگسراها و تقویت کالاهای فرهنگی است

 شهروندان ساکن شهر از مديريت شهري و شهرداري فقط رسيدگي به وضعيت عمراني، کالبدي و اقتصادي و خدماتي شهر را انتظار ندارند، بلکه فراهم کردن زمينه حمايت اجتماعي، روابط شهروندي، ساماندهي امور اجتماعي و فرهنگي، فراهم کردن مراکز فرهنگی و نظاير اين ها را مي طلبند. شهردار فعلی کاشمر گویا بر آن است تا در کنار امور جاری سازمانی، آن گوشه چشمی به مسایل فرهنگی داشته باشد. این مهم بسیار ارزشمند است و می‏بایست با حمایت بسیار از این رویکرد، شهرداری را کمک نمود. شاید اتفاق بزرگ شهرداری در چند سال اخیر، نصب نمادهای نوروزی باشد. این اتفاق، احساس فرهنگی خوبی برای تمامی شهروندان ایجاد کرد. گرفتن عکس یادگاری با این نمادها هنوز در خاطره‏ها هست و یقین در نوروز فاطمی سال 94 تکرار خواهد شد.

اهالی سرزمین کهن کاشمر نشان دادند که خ حافظان این نمادها هستند. البته کج‏سلیقگی‏هایی در برخی از این نمادها دیده می‏شد، ولی به طور کلی قابل تقدیر بوده و هست.  ساماندهی تابلوهای تبلیغاتی سطح شهر نیز از سیاست‏های فرهنگ مطلوب شهرداری است. چیزی که هم چهره شهری را زیبا می‏کند و هم باعث م کسب درآمد برای این سازمان منظمی‏شود. توجه به درخواست‏های مراکز فرهنگی وو همکاری با کمیسیون فرهنگی شورای شهر هم قابل تامل است. از همین منظر باید به شهرداری بابت توجه به همایشی علمی در بحث مدیریت شهری تبریک گفت. ساماندهی پارک‏ها و فضاهای سبز؛ مخصوصا در بخش‏های مربوط به کودکان و فعالیت‏های فرهنگی در پارک بسیج، نیز حرکتی به سامان ارزیابی می‏شود.

البته واضح و مبرهن است که کاشمر هنوز دچار کمبود فضاهای فرهنگی است. کاشمر نیازمند فرهنگسراها، خانه‏های فرهنگ، خانه‏های فرهنگی محلات، شواریاری محلات، گالری‏های هنری و نگارخانه، سالن‏های همایش و نمایش، ایستگاه‏های مطالعه (اعم از روزنامه یا کتاب)، فضاهای خانوادگی و گفتمانی(مخصوصاً در پارک‏ها) و ... می‏باشد. شهرداری می‏تواند با رایزنی و همکاری صاحبان بناهای قدیمی ، فضاهای فرهنگی تاریخی در شهر ایجاد کند تا گردشگرانی را نیز به خود جلب کند. ساماندهی الگوهای معماری ساختمان‏های شهرمان یک ضرورت است. متاسفانه با گذری در قسمت‏هایی از شهر متوجه می‏شویم که در شکل معماری ساختمان‏ها، هیچ طرح و الگویی رعایت نشده است و هرکس به سلیقه خود ساختمان را نما داده است. باید امیدوار بود که شهردار با یاری شورای شهر و همراهی و تعامل سایر ارگان‏ها و نهادهای فرهنگی مقوله فرهنگ را بیش از پیش مد نظر قرار دهد.

 


برچسب‌ها: شورای شهر, شهرداری
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ۱۹ اسفند۱۳۹۳

حاشیه‏ای بر ظهور الکی مثلاًها در شبکه‏های اجتماعی

سلام

در دنیای امروز که با عنوان جامعه اطلاعاتی از آن یاد می‏شود تولید محتوا به اندازه ای افزایش پیدا کرده که هر اندازه هم با رسانه‏های رسمی و شبکه‏های اجتماعی در ارتباط باشیم باز هم اتفاق یا خبر ندانسته‏ای باقی می‏ماند .شبکه‏های اجتماعی با سرعتی بالا به رسانه‏هایی قدرتمند تبدیل شدند و هیچ خبر و اتفاقی نیست که ردی از آن در این شبکه‏ها نباشد. حتی گاهی اوقات شبکه‏های اجتماعی خود شروعی برای یک جریان‏سازی و خبر بودند و معمولاً حاشیه‏هایی را همراه داشتند که رسانه‏های رسمی را وادار به پرداختن آن کردهاست.

پیام‏های متنوعی که محتوای اصلی شبکه‏های اجتماعی را شامل می‏شود و در ظاهر فقط با عنوان جوک از آنها یاد می‏شود، دیگر تنها خلاصه در خندیدن و خنداندن نیستند بلکه خیلی از پیام‏ها مفاهیم گسترده‏ای را مطرح می‏کند، حتی اگر پیام در غالب دو کلمه باشد؛ مثل همین الکی مثلاً. ها. اغلب این پیام‏ها در ذات خود رگه‏هایی از انتقاد، واکنش و... دارند که معمولاً هم فهمش خیلی سخت نیست. پیام های این چنینی معمولاً با یک حرکت ملایم شروع شده، بعد از مدتی به اوج می‏رسند و ‏بعد به مرور از تب و تابشان کاسته می‏شود . در اوج بودن هم بستگی به ظرافت‏ها و جذابیت‏های پیام دارد.

آری شبکه‏های اجتماعی بخشی از زندگیمان شده‏اند و دیگر نمی‏شود تاثیر فعالیت‏های مجازی بر زندگی واقعی را به هیچ وجه کتمان کرد. مثل هر کنش و پدیده فراگیر دیگری در جامعه، رفتارهای جمعی در فضای مجازی هم باید موردبررسی قرار بگیرند. از نمونه‏های قبل‏تر این پیام‏ها می‏توان به؛ چالش‏ها، سخن بزرگان، پیج مشاهیر، جملات سنگین، مورد داشتیم ،توهین به شخصیت‏ها، پیام‏هایی با موضوع بستگان شخصیت‏ها، دستمو نگاه، معمولیا و روشنفکرا ،مرد باس و زن باس ، اکتشاف‏های احمقانه، پَ نَ پَ و... اشاره کرد، که هر کدام از اینها در دوره‏ای فراگیر و بعد از مدتی کمرنگ کردند.

بسیاری از تکیه کلام‏ها تحت تأثیر این شبکه‏ها هستند حتی رسانه‏های رسمی هم در مواردی برای رساندن حرف خود از محتوای شبکه‏های اجتماعی وام می‏گیرند .موج الکی مثلاً...! ابتدا با پیام‏هایی ساده شروع شد و کم کم وارد موضوعات جدی‏تر شد. ساختار یا الگوی تولید این جوک‌سازی بسیار ساده است و در عین حال، ظرفیت بالایی برای طرح انواع موضوعات دارد؛ سادگی این ساختار یا الگو باعث شده‌است تا افراد گوناگون بتوانند شخصاً به تولید جوک در این قالب بپردازند. البته توجه داشته باشیم که جوک‌سازی در هر حال توانمندی ویژه‌ای می‌طلبد. هر کسی توانایی جوک ساختن ندارد، همانطور که جوک گفتن نیز توانایی‌های مخصوصی می‌طلبد.

قالب یا الگوی جدید الکی مثلاً... به گونه‌ای است که بسیاری از افراد می‌توانند در قالب آن، مفاهیم و محتوای مورد نظر خود را به جوک تبدیل کنند؛ هر چند ممکن است این جوک، برای دیگران چندان هم با مزه نباشد. افراد بر حسب تونایی‌های شخصیشان در استفاده از خلاقیت، اطلاعات و صنایع ادبی مثل ایهام، استعاره، استفاده از توانایی‌های بین متنی و بر اساس گرایش‌ها و خواستگاه سیاسی، فرهنگی، اقتصادیشان می‌توانند جوک خودشان را تولید کنند.

الکی مثلاً از اوایل زمستان کم کم پا گرفت. این روزها الکی مثلاً در صدر جدول موج‏های دنیای مجازی آقایی می کند.به این موارد برای لبخند زدن توجه فرمایید:جو الکی زمستون رو هم گرفته، داره با زبون بی زبونی می گه: الکی مثلاً من تابستونم./ قدیما زمستون این جوری نبود که یه متر حداقل برف می اومد. الکی مثلاً من بابام./متاسفم! الکی مثلاً من دکتر جراح اتاق عملم./

 


برچسب‌ها: الکی مثلاً
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر