شنبه 1391/02/30
جدی نگیرید!!!
سلام.امید تقدیر یارتان باشد.ستون کاملاً تخیلی «جدی نگیرید!!! » در دوهفته نامه سرو کاشمر به ذکر وقایع الاتفاقیه حادث در سالیان بعد از 1400 هجری شمسی در ترشیز می پردازد ،در شماره 93 دو هفته نامه مذکور در ستون یادشده با این سه مطلب در خدمت خوانندگان بودیم:
برگزاری همایش چگونگی نیل کوهسرخ به توسعه پایدار : اولین همایش «چگونگی نیل کوهسرخ به توسعه پایدار »به همت مرکز مطالعات و تحقیقات پژوهشکده ریوش و با همکاری دانشگاه آزاد اسلامی کاشمر در سالن اجتماعات روستای طرق از توابع بخش مرکزی این شهرستان برگزار خواهد شد.مدیر عامل مرکز مذکور در این رابطه به خبرنگار ما گفت:در نیمه اول دهه 90بحث ضرورت توجه کوهسرخی های متنفذ و تحصیلکرده مطرح و مقرر گردید «شرکت عمران کوهسرخ» با حضور قریب 350 نفر از سرمایه داران و صاحب منصبان کوهسرخی به منظور رسیدگی به امور بهشت گمشده خراسان رضوی تاسیس شود.این شرکت توانست با همراهی مسئولان ادوار مختلف بحث شهرستان شدن کوهسرخ را نهایی کند.پروفسور کاتبی طرقی در ادامه با تقدیر از همت اهالی در همکاری با این شرکت اظهار داشت:ابتداء کوهسرخی های مقیم مشهد بحث ایجاد شهرستان کوهساران را مطرح کردند و قرار شد بحث گردشگری به عنوان محور توسعه منطقه مورد توجه قرار گیرد.این باور در نیمه دوم دهه 90 و در پی برگزاری سلسله همایش های کوهسرخ شناسی به کناری نهاده شد و قرار شد توسعه شهرستان به طور همزمان با توجه به توانمندی های شهرستان در حوزه های؛ معدن،کشاورزی و گردشگری مورد پیگیری قرار گیرد.وی با ابراز رضایت از سرمایه گذاری و حضور بانکداران کوهسرخی و شرکت های دارای اصالت کوهسرخی و فعال در جای جای دنیا ،افزود:اتاق فکر انجمن بازنشستگان کوهسرخی ادارات و سازمان های مشهد در تداوم کمک به آبادانی و پیشرفت کوهسرخ ضمن راه اندازی «پژوهشکده ریوش» بر آن شدند تا با تامین هزینه های همایش ذکر شده گامی در راستای تشویق اهالی به امر توسعه بردارند.وی با تشکر از نهادهای مختلف بابت توجه به کوهسرخ تاکید کرد:به لطف فعالیت پژوهشکده مذکور شاهدیم که کوهسرخ به چهار راه ارتباطی کاشمر به نیشابور و تربت حیدریه به سبزوار تبدیل شده است.
کتاب مطالعات بومشناختی ترشیز منتشر شد: به همت و با سرمایه گذاری شوراهای شهرستان های چهارگانه ترشیز اولین کتاب مطالعات بوم شناختی ترشیز منتظر شد .دکتر پورترشیزی زاده مولف کتاب در این رابطه گفت:این اثر به منظور معرفی؛ ظرفيتهاي بومشناختي منطقه و آشنایی با ويژگيهاي ريختشناسي، گياهشناسي و خاكشناسياش تالیف شده است.وی با تقدیر از همراهی های و همکاری های سازمان ها و نهادهای مختلف ترشیز بزرگ اظهار داشت:اتاق های فکر شهرستان های؛ کوهسرخ،کاشمر،بردسکن و خلیل آباد در دهه آغازین قرن چهاردهم هجری شمسی بر این باورند که باید صنعت گردشگری را به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه پذیرفت. اینان در وهله اول سلسله مطالعاتی را در حوزه های مختلف این صنعت به سامان رساندند.وی بحث اکوتوریسم و طبیعت گردی را در بالندگی این صنعت در ترشیز موثر دانست و خاطر نشان شد:این کتاب به عنوان مرجعی علمی در اختیار کلیه مراکز آموزشی و موسسات تحقیقاتی قرار گرفته است و قرار است با همکاری خانه هنر وابسته به شورای اسلامی شهر کاشمر فیلمی مستند بر اساس مفاد آن ساخته شود.وی با تاکید بر تداوم شناسايي دقيق مزيتها، حساسيتها و ظرفيت پذيرش سرزمين ترشیز خاطر نشان شد:قرار است آیین رونمایی این اثر با حضور تنی چند از فرعیختگان استان و جمعی از اساتید مراکز آموزش عالی منطقه برگزار شود.
کتاب ادبیات بومی ترشیز منتشر می شود : ادبیات بومی ترشیز بزرگ دارای مولفههای بسیارغنی فرهنگی است که باید در جامعه عرضه شود.دبیر کنگره« آشنایی با آراء و نظرات شهاب ترشیزی» با بیان این مطلب در جمع خبرنگار گفت:اگر کسی بخواهد بر ادبیات فارسی به طور کلی اشراف دقیق پیدا کند ناگزیر است تمام مولفههای ادبیات و از جمله ادبیات بومی مناطقی نظیر ترشیز را رصد کرده و بشناسد.تقریبا تمامی آثار فاخر و برجسته ما از ادبیات فولکوریک، چه شفاهی و چه کتبی تاثیر گرفته و در ارتباطی دو سویه هستند. متاسفانه جای ادبیات بومی در دروس دانشگاه واقعا خالی است. دکتر اهلی نیا با انتقاد از عدم جدی گرفتن ادبیات فولکوریک در حوزه دانشگاه اعلام کرد:اگر بخواهیم ادبیات بومی ترشیز را بپروریم و رابطه آن را با ادبیات پیدا کنیم، باید در دانشگاه مورد پژوهش جدی قرار بگیرد .وی با ابراز گله از کم توجهی رسانههای محلی به این مقوله اظهار داشت:این ادبیات اغلب به صورت شفاهی و سینه به سینه منتقل شده است، این کتاب به منظور ثبت این اقوال و فرهنگ عامه جمع آوری در قالب کتاب منتشر شد.وی متذکر شد:ادبیات بومی ما یک رو ساخت دارد و یک درون مایه ، باید درون مایههای این ادبیات توسط اهل فن تشریح شود .ادبیات بومی ما بسان بسیاری از نقاط استان دارای مولفههای بسیارغنی فرهنگی است که باید در جامعه و برای فارسی زبانان عرضه شود. گنجایش آوایی، هجایی، زبانی و نیز معنایی و معنوی در عمق جان و تن مردم کوهسرخ ریشه دارد و همین ریشهها میتواند چشم اندازها و امکانات زبانی متنوعی را به زبان فارسی سرایت بدهد .گویشها به طبیعت رفتار، کردار و گفتار مردم بسیار نزدیکتر است. یعنی آینه سلوک حقیقی مردم است.
برچسبها: جدی نگیرید, آینده پژوهی
جمعه 1391/02/29
گفته ها و ناگفته ها
سلام.آدینه تان سرشار از بهترینا باد.ستون «گفته ها و ناگفته ها » در دو هفته نامه سرو کاشمر خوانندگان خاص خود را دارد.در این ستون در شماره 93 نشریه می خوانیم:
داد از بیداد اعتیاد: رئیس اداره بهزیستی کاشمر از فعالیت 7 کلینیک درمان اعتیاد تحت نظارت بهزیستی و ۵ کلینیک تحت نظارت شبکه بهداشت و درمان در این شهرستان کاشمر خبرداد.علیرضا محمودی با اشاره به جمعیت ۱۵۵هزار نفری کاشمر درباره تخصیص اعتبارات پیشگیری می گوید: «اعتبارات پیشگیری کاشمر بسیار اندک است و جوابگوی جامعه هدف ما نیست،در سال گذشته حدود ۴تا۵میلیون تومان اعتبار اختصاص یافته است. سرانه پیشگیری از اعتیاد در کاشمر به ازای هر نفر حدود ۳۱تومان است.هم اکنون این اقدامات پیشگیری در قالب برنامه درمان اجتماع محور و کلاس های آموزشی در مناطق محروم شهر و هسته های جمعیتی مانند مدارس شبانه روزی اجرا می شود. برنامه درمان اجتماع محور در مناطقی از سطح شهر اجرا شده است. برپایی نمایشگاه و برگزاری کلاس های آموزشی پیشگیری از اعتیاد نیازمند اعتبار است که متاسفانه در این زمینه با کمبود شدید اعتبار مواجه هستیم.بیش از ۹۰درصد افرادی که برای درمان اعتیاد مراجعه می کنند از سطح درآمد پایینی در زندگی برخوردار و نیازمند کمک مالی هستند. در حال حاضر، الگوی مصرف مواد مخدر تغییر کرده و به سمت مصرف مواد مخدر صنعتی رفته است.متاسفانه بیشترین مواد مخدر مصرفی در این شهرستان شیشه و کریستال است. بیشترین مراجعه کنندگان به کلینیک های درمان اعتیاد، معتادان شیشه و کریستال هستند،تعداد معتادان درمان شده در سال گذشته در کلینیک های درمان اعتیاد کاشمر حدود ۲۵۰نفر بود. دوره درمان هر فرد معتاد ۳تا۶ ماه است . بهزیستی به ازای هر کدام از این معتادان ۶۰هزار تومان هزینه کرده است. درمان کامل اعتیاد هزینه های زیادی دارد ، بسیاری از معتادان توان پرداخت این هزینه ها را ندارند لذا بسیاری روند درمان را به طور کامل انجام نمی دهند ، به همین خاطر فرد پس از مدتی دوباره به سوی مصرف مواد مخدر روی می آورد»صحبت های این مسئول بسیار تلخ و گزنده است.کاش خیرین مدرسه ساز و مسجد ساز در حوزه سلامت هم پیشگام می شدند و برای بحث ترک کامل اعتیاد وارد عمل می شدند.
تقدیر از یک کتاب جدید: در ابتدای دهه 80 همزمان با تولد بنیاد ترشیز عده ای از پژوهشگران همتی از خود نشان دادند و کتاب های را به چاپ رساندند.متاسفانه جمایت های نهادهای و سازمان های فرهنگی،علمی و پژوهشی شهرستان به گونه ای نبود که این عزیزان بتوانند کارشان را ادامه دهند.به عنوان نمونه می تواند به کتاب ترشیز اثر ایرج سعادتمند اشاره کرد.این کتاب جلد اول از سه گانه ای در باره ترشیز بزرگ است.جلد یک در نیمه اول دهه 80 به چاپ دوم هم رسید ولی عدم حمایت ها باعث شد که دو جلد بعدی که مربوط به خلیل آباد و بردسکن است،در محاق بلاتکلیفی باقی بمانند.اینک در دهه نود شاهد انتشار کتاب « چشمه سار جاری وقف در کاشمر؛نگاهی به وقف،واقفین بزرگ،خدمات اداره اوقاف،بفاع و اماکن متبرک شهرستان کاشمر و زیارتگاه شهید آیت الله مدرس» هستیم.به سهم خود به مولف اثر خسته نباشید و تبریک عرض می کنم.اداره اوقاف هم همتی ستودنی در حمایت از این کتاب نشان داد.نشر این اثر را به فال نیک می گیرم و آرزو می کنم در این دهه شاهد نشر؛انواع خاطرات،فرهنگ نگاری ها ، مجموعه های صوتی و تصویری،معرفی توانمندی های ترشیز و بسیاری آثار دیگر در حوزه ترشیز شناسی باشیم.در باره کتاب ذکر شد چند مطلب قابل درج است.کاشمر در گذر تاریخ با هر نامی که داشته حیاط خلوت ابرشهری چون نیشابور محسوب می شده است.در نظامیه این شهر شخصیت های ترشیزی الاصل بسیاری به تدریس مشغول بودند.کاش از منظر تاریخ نیشابور به عنصر وقف در دیار فعلی ترشیز و بالاخص کاشمر نگاهی می شد.و کاش در این اثر به کلیت وقف در ترشیز اشاره می شد.البته نویسنده به فراخور به بقاع خلیل آباد اشاره کرده است.در کاشمر می توان سه نوع وقف را ملاحظه کرد.یک سری موقوفات مربوط به امام رضا(ع) است.نمایندگی این موقوفات در خیبان 15 خرداد موجود است.البته مزار شهید مدرس هم زیر نظر آستانقدس رضوی است که در این اثر به آن اشاره شده است ولی عدم اشاره مکفی به موقوفات رضوی(ع) محل اشکال است.بخشی از موقوفات متولی های خاص خود را دارا می باشند .به تعبیری اداره اوقاف متولی این موقوفات نیست.کاش به این مهم به طور صریح اشاره می شد.نوع سوم موضع اصلی این کتاب است و مربوط به موقوفاتی می شود که اداره اوقاف بر آنها نظارت می کنند.کاش صفحه آرائی اثر هم جدی تر گرفته می شد و از هنر تذهیب موجود در بعض وقف نامه بیشتر بهره گرفته می شد.نگارنده روزگاری بازنویسی وقف نامه های کاشمر را بر عهده داشت به یاد دارم که حاشیه وقف نامه ها مملو از اثر مُهر واقف و شهود بود.جای این موارد در این اثر خالی است.با توجه به نوع تحصیلات مولف انتظار می رفت مباحث مردم شناسی موجود در وقف نامه ها استخراج می شد.وقف نامه سندی معتبر بر قدمت یک آبادی و الگویی مطلوب برای شناسایی ادوار گذشته است.در هر حال امید فردی نگارش تاریخ وقف ترشیز را آغاز کند و از موقوفات کوهسرخ و حوزه علمیه فدافن،موقوفه کدوغن،آب انبار کندر و...بنویسد.
برچسبها: کتاب, ادبیات, فرهنگ کاشمر
چهارشنبه 1391/02/27
روزمون مبارک
سلام.روز«ارتباطات و روابط عمومی» گرامی باد.صمیمانه این روز رو به فعالان عرصه علوم ارتباطات اجتماعی و حوزه روابط عمومی تبریک عرض می کنم.به هم کلاسی هایم در واحد قوچان به طور ویژه تر تبریک می گویم.سال گذشته مثل امروز اولین گردهمایی فعالان ارتباطات و روابط عمومی شرق کشور به همت استاد گرانقدرم سرکار خانم دکتر امیرپور و گروه ارتباطات دانشگاه تربت جام برگزار شد.یقین دارم هنوز خستگی برگزاری آن همایش بر تن برگزارکنندگان هست.برایم جالب است که چرا امسال دومین گردهمایی برگزار نشد؟!!پریروز هفتمین همایش ملی روابط عمومی الکترونیکی در تهران برگزار شد من و داش شبیر نام و نشانمان با دو مقاله در این همایش دیده می شد.در هر حال این روز خاص را به فعالان حوزه روابط عمومی و اطلاع رسانی دیار بزرگ ترشیز تبریک می گویم.این دردنوشته را به تمام روابط عمومی ها به ویژه داش شبیر عزیز تقدیم می کنم:
چندی پیش ، محمد عزیز بحث روابط عمومی و کارکردش مطرح را مطرح کرد.بحث مان رسید به روابط عمومی بد!از دید او روابط عمومی ها بر سه گروه بودند سفید و سیاه و خاکستری.سیاه که بد بود و سفید خوب و خاکستری ترکیبی از این دو!روابط عمومی سفید منافع سازمان را مد نظر داشت و با روحیه انتقاد پذیری به اعتلای مجموعه می اندیشید.در این باور منافع جناب مدیر عامل یا رئیس مطرح نبود.همه چیز در راستای پویایی سازمان معنادار می شد.در نوع سیاه فقط تبلیغ رئیس و مدیر عامل مهم بود.بقای رئیس و یا ارتقای او هدف روابط عمومی سیاه است.منافع مجموعه مطرح نیست.بهترین تبلیغات در پیرامون جناب رئیس و آقای مدیر عامل دور می زند.باید رئیس را تا عرش بالا برد.در نوع خاکستری ملقمه ای از سفید و سیاه دیده می شود .یکی به نعل زدن و یکی به میخ زدن.همه باید راضی باشند.در نوع سفید مشتری محوری و مهندسی افکار عمومی جایگاهی خاص دارد.در نوع سیاه همه چیز به عنوان وسیله ای برای درخشش نام رئیس مطرح هستند.در خاکستری هم همه چیز کجدارومریض است.
در این کشور گل و بلبل هنوز جایگاه روابط عمومی جا نیفتاده است.در خوشبیانه ترین حالت می توان روابط عمومی ها را از نوع خاکستری و در بدبینانه ترین حالت می توان از نوع سیاه دانست.به نظرم سیاهش پررنگ تر از سفید و خاکستری است.این که چرا این بلیه دامان نهادها و سازمان ها را گرفته است بماند.شاید همان حس تنازع بقا عامل اصلی باشد.انسان درد معاش دارد و جناب رئیس قبلی و فعلی و آتی می توانند این درد را مسکنی باشند ولو موقت!!روابط عمومی ها در اکثر مجموعه ها یک جور ماله کشی روانشناسانه را فوت آب هستند.از این اصطلاح تعجب نکنید.هدف روابط عمومی توجیه است باید کاری کرد که تمام کارهای رئیس و مدیر عامل و مقام فرادستی مهم و عالی و خاص و ویژه معرفی شوند.کاه باید کوه شود و در عین حال نقاط ضعف حضرت رئیس باید پوشانده شود همان ماست مالی خودمان.یعنی کوه کاه شود!!
یک رئیس می تواند با روابط عمومی اش انواع پزها را با لبخند و بی لبخند بگیرد.پزهای روشنفکری تا پزهای علمی همراه با آروغ های داش مشتی یانه!از این تعابیر هم تعجب نکنید.روابط عمومی ها آچار فرانسه هستند.اگر وفادار به رئیس باشی روزبه روز مقام و منزلتت بالا و بالاتر می رود از ابرها هم بالاتر می روی تا حدی که از فواره ها هم بالاتر می روی.فقط باید مجیز رئیس را در سکوت فریاد زد و فریاد ها را به سکوت تبدیل کرد.کار سختی نیست.کافی است تاریخ تولد و سالگرد ازدواج و مناسبت های مهم زندگانی جناب رئیس را در کوی و برزن فریاد بزنی و هی داد بزنی که جناب رئیس امروز به فلان جا رفته و از بهمان چیز بازدید کرد.یک روابط عمومی خوب ُ همه چیز را به رئیس ختم می کند.رئیس دانای کل است این را باید همه بدانند.باید بهترین عکس رئیس در بهترین نوع کاغذ در با حال ترین بروشور ها و کتابچه ها و جراید درج شود .بهتر است یک ادوکلن ویژه و فر و اعلای فرانسوی به رئیس هدیه کنی تا در مصاحبه ها ی صوتی و تصویری اش خوش بو باشد.
رئیس این جا رئیس آن جا رئیس همه جا.این شعار نامرئی و مستتر یک روابط عمومی سیاه است.همه چیز برای رئیس حکم یک نردبان را دارد روابط عمومی باید این نردبان را حاضر و آماده به همراه داشته باشد.روابط عمومی می داند که جناب رئیس در همه حوزه ها فوق تخصص افتخاری و غیر افتخاری دارد.پس در همه چیز باید نظر بدهد حتی می توان نظرات خود را به گونه ای مطرح کرد که بشوند نظرات جناب رئیس !!!!در این حالت می توان اضافه کار و کارانه و حق بهره وری و از این حرف ها گرفت.در هر حال امروز روز ارتباطات و روابط عمومی است و می گویند روابط عمومی باید تلاش کند که از درون برون سازمان دیده شود و از برون درون! بسان خانه ای شیشه ای.لابد نباید سنگی به این خانه شیشه ای بخورد که مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی رئیس.
برچسبها: ارتباطات, یادداشت
پنجشنبه 1391/02/21
مزه مهربانی مادر
سلام.پیشاپیش میلاد بانوی دو عالم حضرت زهرا(س) مبارک.روز زن بر همسرم مبارک.روز مادر بر همه مادران فرخنده باد.امروز روز زیارت اهل قبور است.یاد مادران سفر کرده هم گرامی بادا.
مثل همیشه در آستانه روز مادر به اتفاق خانواده ام برای بوسه زدن به دستان پر مهرت در آستان در ایستاده ام.سنگریزه ای باید تا در بزنم.می زنم.مثل همیشه سه ضربه کافیست تا اذن ورود دهی.می دانم که لبخندی اهورایی بر لبانت نقش بسته است.ایستاده ام تا رخصت حضور دهی.می نشینیم بسان کودکی دلخسته که مهر مادر به وجدش می آورد.آمده ایم که دعایمان کنی، نصیحتمان کنی،آمده ایم تا پند و اندرزهایت را در قالب آوسنه و متل و دوبیتی نثار روح و روانمان کنی،آمده ایم تا از راز آب و باد و خاک و آتش برایمان واگویه کنی،آمده ایم تا از تقدیر و پیشانی نوشت ها بگویی،آمده ایم تا ازنذر و نیازهات حکایت ها برایمان تعریف کنی،آمده ایم تا دسته گلی نثار قدومت کنیم و توشه برگیریم و طی طریق کنیم.
مثل همیشه با مهربانی لبخندت را تکثیر می کنی،شادمان می کنی و من آهسته چشمانم را از نگاهت می دزدم تا مگر اشک هایم را نبینی ، تا مگر متوجه سوز این دل نشوی،تا ندانی که روزگار چه شعبده ها در آستین داشت.می دانم که می دانی تا چه اندازه نیازمند الطاف تو ،مشتاق دعاهایتان و گدای محبت زلالت هستیم.
و تو مثل همیشه شبیه تمام اهالی آب و آیینه زیر لب ناب ترین و مقدس ترین اوراد و اذکار را برای صحت و سلامت و موفقیت اطرافیانت زیر لب زمزمه می کنی و با محبت رو به چهارسوی می کنی و همراه با نسیم فوت می کنی تا چشم بد از ما دور باشد، تا کید دشمنان رفته در کالبد دوست بر ما بی تاثیر باشد، تا روزیمان وسیع گردد، تا دلمان در دریای لطف خدا آرام و قرار گیرد.
مثل همیشه به پیشواز می آیی و ما مثل همیشه بر سنگ مزارت طرح های از سر ارادت می کشیم.نمادهای از 5 تن آل عبا که بیانگر عشق تو به آنان است.یک لاله که هم یادآور نورافشانی توست و هم حکایت گل مورد علاقه ات.بر گوشه ای دیگر طرحی از شاخه ای دوازده برگه رسم می کنیم تداعی کننده احترامت به دوازده امام(ع).کمی آنسوتر شاخه ای دیگر با چهارده برگ که یادآور توسلت به آن مقدسان دو عالم است و تو می خندی و محبتت فضا را در بر می گیرد و ما می خوانیم بسان همیشه فاتحه ای برای آمرزش روحت و یقین تو هم برای آرامش ما زمزمه ای را بر لبانت جاری می کنی و ما در آستانه روز مادر مهربانی هایت را مزه مزه می کنیم و از تو می خواهیم در کنار مزار باباجی ،خاله ها ، عمو ، بی بی و سایر عزیزان رخ در نقاب خاک کشیده دعایت را از ما دریغ نکنی.
برچسبها: یادداشت, آن سفرکرده ها
چهارشنبه 1391/02/20
گلگشتی در هزار توی کتابخانه های عمومی کاشمر؛
سلام.پیشاپیش روز زن بر مردان فرخنده و همایون باد.خدا صبرتان دهاد! گزارش ذیل با عنوان«گلگشتی در هزار توی کتابخانه های عمومی کاشمر؛ وعده های کاغذی و کتاب هایی که خاک می خورند! » امروز در روزنامه قدس درج شد:
کتابخانه های عمومی را باید قلب هر شهر و آبادی و منطقه و محله ای دانست.کارشناسان می گویند: فقط 2 درصد جمعیت ایران 1 تا 2 ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص میدهند. در کل کتابخانه های کاشمر 53 هزار و 548 کتاب وجود دارد. آمار سالیان گذشته از رشد 150 درصدی اعضای کتابخانه های عمومی خبر می دهند.در کاشمر فضای موجود برای مطالعه هر نفرکمی بیشتر از 2 سانتیمتر اعلام شده است.
عضویت 10 درصد مردم کاشمر در کتابخانه ها
کتابخانه های شهر به لحاظ ساختاری جذابیت لازم را ندارند. کتابخانه ای در زیرزمین،دیگری در مکانی که قبلاً غسالخانه بوده و یکی دیگر در مکانی شلوغ و پرسروصدا قرار گرفته است.گویا با توجه به جمعیت شهرستان، تنها 10 درصد کاشمری ها عضو کتابخانه های عمومی اند. این کتابخانه های عمومی در نقاط شهری شهرستان واقع شده اند. پیش از این گفته می شد طبق تفاهم نامه ای که بین نهاد کتابخانه های کشور و استانداری منعقد شده سه باب مجتمع فرهنگی روستایی با محوریت کتابخانه در سه روستا با جمعیت بالای 2 هزار و 500نفر در شهرستان ساخته می شود که اگر این فکر عملیاتی شود، قرار است یک باب در کوهسرخ و دو باب دیگر در بخش مرکزی احداث و تجهیز شوند.
بنا به اظهار رئیس نهاد کتابخانه های عمومی این شهرستان به ازای هر 100 نفر باسواد کاشمری26/18 نفر عضو کتابخانه هستند، و به ازای هر 100 نفر باسواد 249 جلد کتاب توسط کتابخانه های این شهرستان به امانت داده شده است، در این موضوع شهرستان کاشمر مقام دوم استان را کسب کرده است.جواد عیسی زاده با اعلام این مهم که طی سال جاری کتابخانه دیجیتال در کاشمر راه اندازی می شود، متذکر شد: در سال جاری بر آنیم تا با تفاهم با ادارات مختلف جهت معرفی کتاب های مطرح در حوزه کاری ادارات و ارتقای سطح کارمندان هر اداره گامی مؤثر برای گسترش فرهنگ کتابخوانی برداریم و اما کتابخانه کوثر از سال 1376 در ساختمانی استیجاری در خیابان قائم آغاز به کار کرد و متأسفانه بعد از 12 سال فعالیت در اواخر فروردین سال 1388به علت ناتوانی اداره کتابخانه های عمومی در پرداخت اجاره بها و در میان سکوت مسؤولان تعطیل و تخلیه شد و از آن وقت تا امروز بیش از 7 هزار جلد کتاب این کتابخانه به همراه تجهیزات مربوط در قرائت خانه کتابخانه عمومی امام علی(ع)خاک می خورد.
افتتاح های ناقص!
در نهایت پس از گذشت پنج سال آن هم در پی تعطیلی کتابخانه کوثر شهرداری کاشمر عملیات ساخت این کتابخانه را بر اساس نقشه تیپ کتابخانه های عمومی، آغاز کرد.این پروژه در آذر سال 1390 همزمان با ایام بزرگداشت سالروز شهید مدرس در حالی افتتاح شد که از دید برخی از کارشناسان هنوز برای تعبیه تجهیزات و چیدن کتاب ها آماده بهره برداری نبود.با گذشت حدود شش ماه از افتتاح صوری این پروژه که 200 متر مربع زیر بنا دارد، شاهد عدم استقرار کتابخانه کوثر در این محل هستیم.کتابها هنوز در قرائت خانه کتابخانه امام علی(ع) دپو شده و خاک می خورند!
کتابخانه روستای فدافن چشم انتظار مسؤولان در آبان 1386خبری نظرها را به خود جلب کرد.بنا به اظهار مدیر وقت کتابخانه های عمومی شهرستان کاشمر اولین کتابخانه عمومی در روستای فدافن از توابع بخش مرکزی کاشمر احداث می شود.وی تأکید کرده بود «همچنین اوایل سال آینده احداث کتابخانه در روستای قوژد این شهرستان آغاز می شود.»، این وعده ها متأسفانه محقق نشد.
کتابخانه فدافن سرانجام در دهه فجر سال گذشته و باز هم به صورت صوری افتتاح شد، در حالی که نهاد کتابخانه های عمومی برابر نظر کارشناسانشان هنوز ایرادهایی بر این پروژه طویل مدت دارند، شاهد انتظار 5 هزار نفر جمعیت روستای فدافن برای تجهیز و چیدمان کتاب های این کتابخانه هستیم.اهالی از پاسکاری ادارات مربوط ناراحتند و برایشان این سؤال پیش آمده که چرا باید پروژه ای در این قد و قواره بیش از 4 سال و نیم طول بکشد؟باید امیدوار بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با حل مشکلات این پروژه همت خود را مصروف تحویل هر چه سریعتر این پروژه به نهاد کتابخانه های عمومی کند تا هر چه سریعتر اهالی بتوانند در هزار توی این کتابخانه گلگشتی داشته باشند.
برچسبها: فرهنگ کاشمر, یادداشت
