چهارشنبه 1 مرداد1393

معرفی یک کتاب و یک نویسنده گمنام ترشیزی

 سلام. تاریخ ترشیز در سایه‏سار تاریخ نیشابور رنگ و بویی خاص دارد. ترشیز از اقمار ابرشهر خراسان بزرگ محسوب می‏شد. مسایل مربوط به مشرب‏های فلسفی و اصولی و کلامی یکی از جلوه‏های ناب تاریخ ترشیز است که تاکنون به صورت مجزا و مستقل مورد بررسی و مدانقه قرار نگرفته است. ترشیز به لطف عالمان و فرهیختگانش حضوری قابل اعتناء در جریانات فکری خراسان و ایران اسلامی داشته است. حضوردرخشان اندیشمندان ترشیزی در نظامیه نیشابور و سایر مراکز حوزوی و علمی مبیین این ادعاست. نیشابور از جمله مراکز اصلی مکتب معتزلی خراسان بزرگ و ایران در قرن چهارم و پنجم است. نویسندگان متعددی در راستای ترویج این مکتب اقدام به نگارش کتاب کردند.

طُریثیث یا تُرشیز شهره به نام‏های چون؛ پُشت و بُشت است كه گفته‏اند از آن رو به آن پُشت مي گفته‏اند كه به مثابه پُشت و ظَهر نيشابور بوده است. در قرن چهارم، بُست یکی از دوازده رستاق نیشابور قلمداد می‏شد. ياقوت حموی مي‏نويسد كه طرثيث نام ناحيه‏اي است در نيشابوركه قصبه آن طُرَيثيث نام داشته است.نام تُرشيز به كلي جاي طرثيث و طُريثيث را گرفت و از اينرو علماي متأخر اين شهر را بعدها به جاي طُريثيثي ، تُرشيزي مي خواندند. پيش از تاريخ مسلط شدن اسماعيليان بر اين منطقه  در این ناحیه شماری از عالمان حدیث برخاستند.از شماري از آنان در منابع رجالي و تاريخي نام برده شده است.

 فی‏المثل می‏دانیم که عالمی به نام ابوبکر عبدالله بن محمد بن طاهر الطُریثیثی و متوفای 503 قمری از این منطقه برخاسته بوده که ابن طاووس از کتاب لطائف المعارف وی نقل می‏کند.از يك ابوطاهر طُريثيثي در قرن پنجم خبر داريم كه نامش ابراهيم بن الليث بن حسن الصوفي بوده و از محدث سني اخو تبوك ( درگذشته 396 ه.ق ) روايت مي‏كرده است. در مورد ابوطاهر طَرطوسی يا طَرسوسی مؤلف ابومسلم نامه و داراب نامه و آثار ديگر كه در قرن ششم زندگي مي كرده انسان کنجکاو می شود که آیا وی نیز به طرثيث منسوب بوده است .

خراسان در قرون نخستين اسلامي يكي از مراكز فعاليت معتزليان بود. اين امر تا اندازه اي به دليل گسترش و نفوذ حنفي گري در اين خطه بود. مكتب كلامي اعتزال در ميان آنان از نفوذ و توسعه قابل توجهي ، به ويژه در مناطق شرقي دارالاسلام و به طور خاص در خراسان و ري برخوردار بود.یکی از این آثار؛تفسیری معتزلی متعلق به یکی از علمای دیار طرثیث (ترشیز) است. این کتاب در موضوع آیات متشابه قرآن است و به احتمال بسیار قوی جزء کتاب‏هایی بوده که از سوی زیدیان ایرانی یا یمنی از ایران و به احتمالي ضعيف عراق به یمن آورده شد. بد نیست بدانید در قرن ششم ه.ق یمن به خاطر مهاجرت علمای معتزله به این دیار، پذیرای میراث معتزله ایران و عراق  بود.

متأسفانه از مؤلف ترشیزی این اثر در هیچ کجا نامی نیامده و فقط از او با نام طرثیثی یاد شده است. نكته مهم در كتاب طريثيثي موارد محدود نقل نظرات معتزليان متقدم برمؤلف است . متكلمان معتزلي و يا غير معتزلي كه مؤلف از آنان نامي برده متعلق به قرن چهارم‏اند . همين امر شناسايي هويت مؤلف را با مشكل روبرو كرده است . این کتاب به دلیل موضوع بندی آن بر اساس موضوعات کلامی و نظم ویژه‏ای که بر آن حاکم است و همچنین به دلیل تفصیل در مباحث از نمونه‏های قابل توجه این نوع ادبی است . مؤلف كتاب خود را به ده فصل و هر فصل را در چندين باب تنظيم كرده است . تعداد ابواب بسته به اهميت فصول ، متفاوت است.

 در فصل اول از اصول تأويل درست و موضوع آيات متشابه به طور كلي سخن به ميان آورده است . فصل دوم درباره توحيد و موضوع آيات تشبيهي قرآن است . مولف به عقاید اشعریان و حنابله و حشویه در باب توحید اشاره می کند. فصل سوم درباره تعديل و تجوير است كه در آن در مورد آيات جبري قرآن سخن رانده است و مباحث عدل و ظلم و مشيت و هدايت و اضلال و استطاعت و موارد مشابه را مورد بحث قرار داده است ؛ فصل چهارم درباره منزله بين المنزلتين است. فصل پنجم درباره وعيد است و همچنين بابي هم در آن درباره امربه معروف و نهي از منكر ؛ فصل ششم درباره امامت. از نكات جالب كتاب اين است كه مولف اعتقاد بیشتر شیعه را اعتقاد موحدین می داند و آنان را در حقیقت از تشبیه مبرا می داند.

این امر طبعاً به گرایش غالب شیعیان امامی از قرن چهارم به بعد مربوط می‏شود که گرایش تنزیهی در میان آنان گسترش پیدا کرد. فصل هفتم درباره عصمت انبياء ؛ فصل هشتم درباره طعن‏هايي كه بر قرآن زده شده است و پاسخ به آنها ؛ فصل نهم درباره مباحث دقيق الكلام كه موضوعات متنوعي را در آن طرح كرده كه عمده آنها بر خلاف عنوان فصل به مباحث دقيق الكلام مرتبط نيست بلكه مباحثي مانند خلق قرآن و معراج و عذاب قبر و مسئله عروج مسيح و موارد بسيار متنوع و غير مرتبط با يكديگر را نيز شامل مي شود. فصل دهم درباره اصول فقه و فتوا كه در اين بخش به برخي مباحث علم اصول فقه پرداخته است. مؤلف در هر فصلی کما اینکه در آغاز فصل دوم هم متذکر شده الزامات اقوال مخالفین را مورد بررسی قرار داده است.  مولف عمدتاً در مباحث خود به شعر، لغت و گاهي نقل حديث توجه دارد. او یحتمل نویسنده‏ای متعلق به اواخر قرن چهارم واوائل قرن پنجم یعنی معاصر غزنویان است. او دست کم دو تأليف قرآنی داشته است


برچسب‌ها: دانستنی های ترشیز
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 31 تیر1393

آوسنه‏ آقای هدهدنشان2

سلام. این هم دومین قسمت ستون طنز « آوسنه‏ آقای هدهدنشان رئیس انجمن آرمان‏آباد سفلا »:

بیش از این گفتیم که؛ جابر هدهدنشان رئيس انجمن حمايت از مشاهير و مفاخر آرمان‏آباد سفلاست. این شهرنزديك كوه قاف در ميانه راه جابلقا به جابلسا قراردارد. قرارمان آن است که؛ در عالم معنا، هر از گاه سري به اين رئيس و اين شهر بزنیم. جناب هدهدنشان اخیراً برآن است سیاست‏های هفتاد به سی خود را در سطح شهرش عملیاتی کند. او دلی آرام دارد و از دلواپسی‏های الکی بیزار است. تعلق خاطر خاصی به اجرایی هفتاد درصد طرح‏های فرهنگی در شمال شهر دارد. معتقد است پول را باید در طرح‏های ماندگار و مورد نظر دوستانش هزینه کند. او اخیراً به عنوان رئیس نمونه انجمن حمايت از مشاهير و مفاخر استان و کشور انتخاب شده است. با لابی‏های فراوان و تقبل انواع هزینه‏ها توانسته مشاور مسئولان در انجام انواع فعالیت‏ها شود.

جابر هدهدنشان در یکی از جلسات سخنرانی‏اش در جمع اعضای اتاق فکر کوه قاف تاکید کرده است که مردم ایران با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند. از دید او باید با پدیده سرقت از منازل و خودروها برخورد شود. از دید ویجاده‏های نامناسب اطراف شهر،‌ راه‏های درون شهری، خودروهای بی کیفیت و فرهنگ پایین رانندگی باید حل شود. او مجدانه تلاش می‏کند تا با کار فرهنگی، وضع رانندگی شهرش را بهبود بخشد. او با همکاری مراکز فرهنگی و تحقیقاتی و دانشگاهی در صدد تشکیل اندیشگاه برنامه‏ریزی شهری است. او بر این باور است که می‏توان با آلودگی هوا جنگید و آن را مهار کرد. او به مدیران شهر پیشنهاد کرده است که در هفتاد نقطه شمال شهر و سی نقطه از جنوب شهر اتاق اکسیژن برای استفاده شهروندان تعبیه شود.

هدهدنشان دغدغه کودکان کار را دارد. در شهر او این پدیده رخ بر بسته است لذا او در کسوت سفیری دلسوخته به جابلقا و جابلسا و آبادی‏های پیرامون کوه قاف می‏رود تا کار نیک بکند. او آرزو دارد کودکان دیارش از کودکی خود لذت ببرند. او علاقه خاصی به محیط زیست و مسایل مربوط به آن دارد. ساخت پارک و انواع فضای سبز در هفتاد نقطه شمال شهر از آرزوهای اوست. او باور دارد که محیط زیست آرمان‏آباد سفلا با سرعت تمام در حال نابودی است. بسیاری از گونه‏های جانوری و گیاهی این منطقه از بین رفته‏اند یا در معرض انقراضند. به همین خاطر با همکاری فرهیختگان دیارش سعی در تدوین فون جانوری و فلور گیاهی این منطقه را دارد.

هدهدنشان می‏داند که مردم شهرش شادی و آرامش می‏خواهند. برگزاری انواع جشن‏های بزرگ و کوچک و برپایی انواع نمایشگاه‏های هنری از علایق او محسوب می‏شوند. مردم شاهدند که او با پای پیاده در شهر تردد می‏کند تا از نزدیک با دغدغه‏های مردم آشنا شوند. تا حالا امضای او بر دفاتر یادبود هفتاد نقطه خاص از شمال شهر و سی درصد از منازل کهن بافت فرسوده شهر نقش بسته است. او به عنوان رئیس انجمن جویای نام نیست و از منیت بیزار است. به همین خاطر به صورت گمنام به جاهای مختلف شهر به صورت سرزده سرک می‏کشد تا به زعم خود مشکلات را به صورت عریان لمس کند و درمان نماید.

هدهدنشان عاشق ورزش است. در شمال شهر اقدام به احداث هفتاد ایستگاه ورزش کرده است. او قول داده در صورت تامین اعتبار سی ایستگاه ورزش نیز در جنوب شهر ایجاد نماید. در هفتاد نقطه از شهر به دستور او ایستگاه مطالعه پیش‏بینی شده است. گروهی از جوانان و پیشکسوتان او را به عنوان مشاور همراهی می‏کنند. ایده‏های او در باره ایجاد پردیس مشاهیر و مفاخر آوازه‏ای جهانی پیدا کرده است. آرمان‏آباد سفلا به لطف حضور او به جاذبه‏ گردشگری استان بدل شده است.


برچسب‌ها: آوسنه‏ آقای هدهدنشان
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 30 تیر1393

یک کاشمری معاون وزیر اقتصاد شد

 

سلام

با خبر شدیم که وزیر امور اقتصادی و دارایی طی حکمی محمد خزاعی ترشیزی، نماينده پیشین ايران در سازمان ملل متحد، را به عنوان معاون وزیر و رييس كل سازمان سرمايه گذاري و كمك‏هاي اقتصادي و فني ايران منصوب کرد. در حکم دکتر طیب‏نیا آمده است:«اميد است با اتكال به خداوند متعال در جهت تحقق اصول قانونمداري، اعتدال‏گرايي و منشور اخلاقي دولت تدبير و اميد حضور فعال داشته باشيد. توفيق و سربلندي جنابعالي را در تقويت عزت و اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران و انجام وظايف محوله  از خداوند متعال مسئلت دارم.»دكتر خزاعي  از سال 1381 تا  1386 معاون وزير و ريس كل سازمان سرمايه گذاري را بر عهده داشت، وی پس از آن به مدت شش سال از تیرماه 1386 تا اسفند 1392  به عنوان نماينده دائم ايران در سازمان ملل متحد مشغول به خدمت بود.

«محمد‌ خزايي ترشيزي» ميان ايراني‌هاي مقيم نيويورك شهرت خاصي د‌ارد‌. او را به اين د‌ليل مي‌شناسند‌ كه روزهاي عاشورا و تاسوعا، جايي نزد‌يك محله منهتن هر سال د‌يگ هليم و قيمه نذري برپا مي‌كرد‌ه و صد‌ها ايراني عزاد‌ار را غذا مي‌د‌اد‌ه است. «مهد‌ي خزايي» پسر جوان او كه مشغول تحصيل د‌ر اين شهر بود‌،‌ د‌ر اثر عارضه قلبي از د‌نيا رفت و محمد‌ خزايي كه شهروند‌ آمريكا محسوب مي‌شود‌، جنازه او را به د‌وش كشيد‌ه و به ايران آورد‌. وی پیش از آن نیز او به مدت سیزده سال به عنوان نمايند‌ه جمهوري اسلامي ايران د‌ر بانك جهاني در نیویورک حضور داشت. اینک پس از پايان ماموريت وي در سازمان ملل متحد، مجدداً از سوي وزير امور اقتصادی و دارایی دعوت به همکاری شد.

وی متولد ۲۳ فروردین ماه ۱۳۳۲ در کاشمر است. محمد‌ خزايي ترشيزي كه خانه پد‌ري‌اش د‌ر يكي از محله‌هاي حاشيه شهر كاشمر است، مد‌ام پاي خطابه‌هاي سياسي روحانيون بومي و مهمانان شهرش مي‌نشيند‌. رفت‏وآمد‌هاي مذهبي او،‌ كم‌كم به افت‏و خيزهاي سياسي و مبارزاتي پيوند‌ مي‌خورد‌ و او براي پيوستن به جنبش انقلابي‌گري، راه مشهد‌ را د‌ر پيش مي‌گيرد‌. تا مد‌تي كار او رفت و آمد‌ ميان د‌و شهر مذهبي مشهد‌ و كاشمر بود، او از مركز خراسان بزرگ، اطلاعيه و نوارهاي مذهبي و سياسي به شهر خود‌ مي‌آورد‌.

محمد‌ خزايي در کنار مبارزه به ادامه تحصيل د‌ر د‌انشگاه فرد‌وسي مشهد‌ پرداخت. در این دوران د‌ر اثر افشاي چند‌ نام سياسي، پاي او نيز به زند‌ان‌هاي سياسي كشيد‌ه ‌شد‌. او مد‌تي پس از آزاد‌ي،‌ باز هم راه قبلي را د‌ر پيش مي‌گيرد‌ تا اين كه انقلاب فراگير مي‌شود‌ و او و د‌وستانش براي نخستين بار فرو ريختن مجسمه شاه را د‌ر كاشمر و تربت حيد‌ريه جشن مي‌گيرند‌.

انقلاب به پيروزي مي‌رسد‌ و محمد‌ خزايي د‌ر صد‌اوسيماي استان خراسان، كارشناس برنامه‌نويس مي‌شود‌. مد‌تي بعد‌ او به د‌لايلی، سر از رشت د‌ر مي‌آورد‌ و د‌ر اين شهر با د‌ختر يكي از مبارزين معروف ازد‌واج مي‌كند‌. خزايي جوان، با پشتيباني پد‌رزن خود‌، د‌ر اولين د‌وره مجلس شوراي اسلامي كاند‌يد‌اي نمايند‌گي شهر رشت مي‌شود‌ و پس از آن به د‌ليل نطق‌هاي آتشين و معروفي كه د‌ارد‌، موفق به كسب آراي مرد‌م اين شهر مي‌شود‌ و به مجلس اول راه مي‌يابد‌.

محمد‌ خزايي كه مطالعات زياد‌ي د‌ر زمينه اقتصاد‌ اسلامي د‌ارد‌،‌ پس از عضويت د‌ر كميسيون اقتصاد‌ي مجلس اول، به سخنگويي كميته بانكد‌اري اسلامي اين مجلس برگزيد‌ه مي‌شود‌ تا براي نخستين بار، خبر بازنگري قوانين بانكي كشور و جايگزيني قانون بانكد‌اري بد‌ون ربا، توسط او اعلام شود‌. محمد‌ خزايي پس از 8 سال نمايند‌گي مجلس شوراي اسلامي د‌ر سال 67، به د‌ليل علاقه‌اي كه به توليد‌ فيلم و آثار هنري د‌ارد‌، به وزارت ارشاد‌ مي‌رود‌ و از سوي وزير وقت ارشاد‌ اسلامي، ماموريت مي‌يابد‌ تا فستيوال بين‌المللي فيلم فجر را به مناسبت پنجمين سالگرد‌ پيروزي انقلاب اسلامي راه‌اند‌ازي كند‌.

محمد‌ خزايي پس از آن ضمن تهيه مقد‌مات برگزاري جشنواره فيلم فجر، بنياد‌ سينمايي فارابي را هم راه‌اند‌ازي مي‌كند‌ و خود‌ به عنوان د‌اور د‌ر چند‌ د‌وره جشنواره فيلم فجر، به ارزيابي آثار ارايه شد‌ه مي‌پرد‌ازد‌. چند‌ سال بعد‌، با روي كار آمد‌ن د‌ولت هاشمي رفسنجاني، از محمد‌ خزايي د‌عوت مي‌شود‌ تا به عنوان نمايند‌ه ايران به بانك جهاني برود‌ و به اين ترتيب، او براي حضور د‌ر بزرگ‌ترين بانك جهاني، به اتفاق خانواد‌ه‌اش به شهر نيويورك عزيمت مي‌كند‌. محمد‌ خزايي كه پس از سال‌ها حضور د‌ر بانك جهاني به مذاكره‌كنند‌ه‌اي باتجربه بد‌ل شد‌ه است، بارها و بارها مقامات ارشد‌ بانك جهاني، صند‌وق بين‌المللي پول و سفيران اقتصاد‌ي كشورهاي مختلف را به سرمايه‌گذاري د‌ر ايران تشويق مي‌كند‌.


برچسب‌ها: خزایی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 29 تیر1393

ماجرای والی بدفرجام ترشیز

سلام. ستون «حکایت‏های خواندنی ترشیز » دو هفته نامه سرو کاشمر هشتمین بخشش را پشت سر گذاشت. آخرین مطلب این ستون با عنوان «ماجرای والی بدفرجام ترشیز » تقدیم حضورتان می‏شود.

زین الدین محمود واصفی در جای جای کتاب دو جلدی بدایع الوقایع از امیرعلیشیر نوایی وزیر نامور خراسان یاد کرده و گوشه‏هایی از زندگانی و احوال او را نشان می‏دهد .او راوی احوالات این شخصیت والامقام فرهنگی سدۀ نهم هجری است و عملاً خراسان و به ویژه هرات را توصیف می‏نماید. این حکایت برداشتی آزاد از این کتاب است که تقدیم شما خوانندگان محترم این ستون می‏شود:

«از صاحب دارا روایت شده است که سلطان حسین میرزا بایقرا امیری داشت به نام جهانگیر برلاس، که در زمان قزاقی‏ها پیوسته در خدمت او بود، امّا چون میرزا به سلطنت رسید، بخت برلاس برگشت و با همه بدبختی‏ها با امیر علیشیر هم بد بود و به قول واصفی "میر را بسیار اهانت‏ها می‏رسانید." و امیر تغافل می‏فرمود. روزی سلطان از امیر پرسید که مردم در حق من چه می‏گویند؟ گفت که شما را به عدل و داد می‏ستایند اما شنیدم که می‏گویند تنها عیب شما این است که یاران قدیم را فراموش می‏فرمایید. مثلاً می‏گویند که امیر جهانگیر برلاس عمرش را وقف خدمت شما کرد و اکنون "احوالی دارد که از آن بدتر نباشد."  سلطان فرمود که مخدوم! شما او را نمی‏شناسید. اگر از من اندک ملایمتی یابد هر روز یکی را خواهد کشت. سر انجام شاه اختیار کاراو را به امیر سپرد. امیر علیشیردنبال امیر جهانگیر برلاس فرستاد که بیا که بختت بیدار شده  و برلاس پشیمان ازآنچه در حق امیر کرده بود، ریش خود را گرفته بر روی خویش سیلی می‏زد که دریغا که ما قدر امیر علیشیر را نمی‏دانستیم. خلاصۀ سخن آن که امیر، جهانگیر برلاس را والی ترشیز  ساخت.

امیر جهانگیر برلاس که به ولایت ترشیز رسید با بدآموزی گروهی از اوباش که در آن ولایت مشهور به چغول بودند، بیداد و فساد آغاز کرد و دست به مال و ناموس مردم دراز نمود. چون مردم از دست او به تنگ آمدند، گروهی را به داد خواهی به پایتخت فرستادند. امیر به آنان گفت که شما با همۀ امیران خود چنین رفتاری دارید. این شما هستید که باید تأدیب و تعذیب شوید. برلاس که دید وزیر از او طرفداری نموده است، قویدل شد و سه آدم معتبر از آن دادخواهان را کشت.  ترشیزیان، این بار سیاهپوش شده نزدیک به دویست تن به هرات آمده و در برابر در چهارباغ جهان آرا فریاد و فغان بر آسمان رسانیدند  به حدّی که سلطان در درون حرم از غریو آنان ترسیده پرسید که این سرو صداها چیست؟ گفتند که مردم ترشیز از دست امیر جهانگیر برلاس به داد خواهی آمده‏اند. سلطان امیر علیشیر را فراخواند که تو او را بر سر این بینوایان والی ساختی، اکنون جواب اینها را هم خودت بده. امیر فرمود که به مقتضای شرع باید عمل نمود. به این ترتیب جناب والی، در ترشیز محاکمه، پس از ثبوت جرم محکوم به اعدام و به دار آویخته و تیرباران شد.


برچسب‌ها: حکایت‏های خواندنی ترشیز, برلاس
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه 21 تیر1393

کاشمر و تنوع طرح‏های قالی

سلام

شروع دوره بافت و بافندگی حاضر در کاشمر را باید در سال‏های 1260 تا 1280 ه.ش جستجونمود .قاليباف كاشمري درحال حاضرنه تنها به بازارهاي ايران چشم دوخته، بلكه رسوخ دربازارهاي بين‌المللي راهم فراموش نكرده است. دركارگاه‏هاي دیارمان قالي‌هايي با ابعاد دودردو كه باب اروپاست، بافته مي‌شود. بافنده كاشمري نه تنها ازنقشه‌هاي اختصاصی و خراساني استفاده مي‌كند، بلكه مدتي است كه به طرح‏هاي ديگر مناطق هم اقبال نشان مي‌دهد. قالي كاشمر ظريف، نرم و خوش نقش و مرغوب است و در بازار داخل وخارج مشتری‏های  خاص خود دارد.

گره جفتی که هم اکنون نیز کاربرد آن متداول است، از اهمویژگی‏های قالی قدیم کاشمر شناخته می‏شود. عمده ترین مشخصات فرش کاشمر کاربردرنگ‏های مناسب گیاهی، استفاده از شیوه‏های چند چین یک پود، جفتی بافی و تنوع طرح‏هاست. دو طرح بنام و شناخته شده سال‏های قبل از 1340، طرح‏های حسن قاضی و زرین کلک است. این دو طرح در مناطق بسیاری از جمله کاشمر نفوذ یافتند و طی سال‏های متمادی به طورپراکنده توسط بافندگان کاشمری مورد استفاده قرار گرفتند. استفاده از طرح‏های خشتی که تشابه زیادی با قالی‏های چهارمحال و بختیاریدارد، در سال‏های قبل از 1330 در کاشمر متداول بوده است.

 طرح شاه‌عباسي از جمله طرح‏های معروف کاشمر است. اين طرح با زمينهٔ کرم، لاکى يا سورمه‌اى بافته مى‌شود، در اين طرح گوشه‌ها با متن همخوانى دارد و با گل‌هاى شاه‌عباسى پر مى‌شود. در ترنج؛ لچک‌ها و حاشيهٔ گل شاه‌عباسى در ميان اسليمى قرار مى‌گيرد. قالى کاشمر با طرح شاه‌عباسى رنگارنگ ودرخشان است و خود نيز انواع گوناگونى مانند؛ ”شاه‌عباسى لچک ترنج“ می‏باشد. در این طرحدر چهار گوشهٔ بعد از حاشيهٔ پهن چهار لچک و در وسط يک ترنج قرار دارد، گل‌هاى شاه‌عباسى نقش عمده را در همه‌جا تشکيل مى‌دهد. ”طرح شاه‌عباسى افشان“با حذف طرح لچک و ترنج از قالى و پر کردن متن با گل‌هاى شاه‌عباسى به‌وجود مى‌آيد.

طرح ترنج افشان کاشمر نیز هواداران خاص خود را دارد. در اين طرح زمينه بدون لچک است و در وسط يک ترنج در نظر گرفته مى‌شود. متن فرش با گل‌هاى شاه‌عباسى پر مى‌شود. در طرح محرابي لچکى‌ها در دو طرف نقش محراب پوشيده از نقش‌هاى سنتى مى‌باشد و برخى از آنها مزين به نقش‌هاى جديد مثل پرنده و منظره مى‌باشد که از جملهٔ نوآورى‌هاى طراحان دیارمان محسوب مى‌گردد.

طرح گل‌فرنگ يا گل ختائي نیز در کاشمر رواج دارد. گل‌ فرنگ گل‌هاى طبيعى هستند از قبيل رُز و اطلسى و زنبق که به‌صورت دسته در درون گلدان به تصوير کشيده مى‌شود، به هر دستهٔ گل فرنگ ”ختائي“گفته مى‌شود. از ويژگى‌هاى اين طرح پر بودن زمينه از نقش با رنگ‌هاى متفاوت و متعدد است. طرح گل‌ فرنگ به لحاظ موضوع نقش‌ها، اسامى گوناگون دارد که از جمله آنها مى‌توان ”چهار فصل“و ”جنگلي“را نام برد. طرح گل‌ فرنگ از طرح‌هاى سنتى ديگر قدمت کمترى دارد. طراحان کاشمر با تلفيق اين طرح با طرح‌هاى سنتي، طرح‌هاى نوى مانند ”افشان گل فرنگ“ ابداع کرده‌اند.

طرح‌ زيرخاکي (طرح کاسه و کوزه) خاص منطقهٔ کاشمر است و نام خود را از تصوير ظرف‌هائى گرفته که چندین سال پيش از یکی از مناطق  باستانى کاشمر کشف شده‏اند. تلفيق شکل آن ظرف‌ها با نقش‌هاى ديگر، طرح‌هاى جديد و گوناگونى را باعث مى‌شوند که بنا به موضوع آن نقش‌ها به نام‌هاى خاص خوانده مى‌شوند، مثل؛ ”طرح‌ زيرخاکى با لچک ترنج“، طرح زيرخاکى سراسر“، ”طرح زيرخاکى جنگل و بستان“، ”طرح زيرخاکى افشان“و ”طرح زيرخاکى منظره“. طرح زيرخاکى در بين مشتريان خارج از کشور شيفتگان فراوانى دارد به همين دليل خريداران و دلالان فرش آن طرح را به بافندگان سفارش مى‌دهند. این طرحکه در سراسر آن علاوه بر استفاده از تصاویر کوزه، گلدان و کاسه، مناظر متعددی نیزوجود داشت، عموماً در زمینه های سرمه‏ای و لاکی عرضه می‏شد.

در طرح منظره؛ لچکى‌ها صحنهٔ ترسيم مناظر و حيوانات و پرندگان هستند و به‌جاى ترنج نيز منظره‌اى مشتمل بر خانه و درخت و پرندگان بر ميانهٔ فرش نشانده مى‌شود. در فرش منظر اگرچه به‌طور محدود از نقش‌هاى سنتى استفاده مى‌شود اما نقش قالب منظره‌هاى ريز و درشت که در گوشه‌ها و حاشيه‌ها هم جاى داده مى‌شود.طرح آئينه مشتمل بر حواشى و لچکى‌ها و ترنج مى‌باشد. هنرمند مى‌کوشد در داخل ترنج انواع نقش‌هاى رايج در قالى کاشمر را به نحو موزون و دلنشين يک‌جا بياورد و زمينهٔ فرش را آئينه‌اى بپندارد که همهٔ نقش‌ها در آن انعکاس دارد. در طرح‌هاى جديد قالى کاشمر گرايش زيادى به سمبل‌ها و اشکال اسطوره‌اى برگرفته از فرهنگ ايران باستان ديده مى‌شود. اين امر از يک سو طرح‌هاى سنتى و اصيل را تحت تأثير قرار داده و از سوى ديگر مى‌تواند به زيباترين وجه آئينه هنر و فرهنگ ايران باشد.


برچسب‌ها: قالی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 18 تیر1393

پدیده سگ‏ ولگرد و سکوت تلخ برخی از مسئولان

سلام.

واقعیت تلخ آن است که تعداد سگ‏های ولگرد در نواحی شهری و روستایی شهرستان‏مان به هر دلیل در حال افزایش است. انگار نه انگار که مجموعه‏ای به عنوان ستاد اتلاف سگ‏های ولگرد وجود خارجی دارد. آنانی که صبح‏های زود به نیت ورزش به پارک‏ها و بلوار سیدمرتضی (ع) می‏روند شاهد تردد گله‏های کم تعداد و پرتعداد سگ‏ها هستند. تردد سگ‏های ولگرد در حواشی شهر و آبادی‏ها امری عادی است ولی حضور اینان در بطن شهر و آبادی‏ها کمی تا قسمتی آزار دهنده می‏باشد. بیش از این در همین نشریه به دفعات اهمیت این موضوع مطرح شده است. شاید برخی از مسئولان شهری به هر دلیل توان تردد در سطح شهر در ساعات مختلف را ندارند! شاید اینان به علت حضور مستمر و متوالی در انواع جلسات وقت ارزیابی و رصد اوضاع را ندارند. این مهم در نواحی روستایی هم مشهود است.

شایسته است در نواحی شهری دیارمان مسئولان رسیدگی به امور شهری بخشی از وقتشان را به حضور در میان مردم و گشت زدن در سطح حوزه فعالیتشان بپردازند. شاید در این سرکشی‏های سرزده و بعضاً از پیش طراحی شده بتوانند با چشم زیبا بین خودشان مقوله تردد گاه و بیگاه سگ‏های ولگرد را در نقاط مختلف شهر را ببینند و بتوانند با واقع‏گرایی و پرهیز از شعار با این پدیده مبارزه کنند. البته همین جا پیشنهاد می‏گردد مدیران شهری و روستایی دیارمان برای برخورد با سگ ولگرد الزاماً به سگ‏کشی فکر نکنند. باور کنید شلیک یک گلوله حواشی خاص خود را دارد. بایسته و زیبنده آن است که سگ‏های ولگرد زنده‏گیری و عقیم شوند. در این صورت می‏توان آنان را واکسیناسیون و انگل‏زدایی هم کرد.

در صورت حمایت مسئولان می‏توان؛ پناهگاه‌هایی برای نگهداری سگ‏های ولگرد زنده‏گیری شده ساخت. بد نیست بدانید؛ سگ‏کشی غیرقانونی است و بر اساس قانون، می‌بایست مراکزی برای نگهداری آنان ساخته شود و در آنجا یا عقیم‏سازی و یا مرگ بدون درد برای این حیوانات انجام شود. هزینه این دو مورد به مراتب از هزینه اختصاص یافته برای سگ‏کشی کمتر است. بعضی وقت‏ها دچار این حیرت می‏شویم که چرا مسئولان دست‏اندرکار در اموری چون مورد مذکور درصدی از وقتشان را به مطالعه و پیمایش و آمایش و پالایش مسایل و مشکلات حوزه تحت‏امرشان اختصاص نمی‏دهند؟ در  شورای شهر انواع کمیسیون‏ها  نظیر کمیسیون پژوهشی فعالیت دارند. می‏توان از بضاعت علمی این کمیسیون در این راستا و موارد مشابه و مسایل خرد و کلان شهر مشاوره گرفت.

در هر حال پدیده حضور انواع سگ‏های ولگرد با ظواهر مختلف در جای جای شهرستان ملموس و محسوس است. انگار برخی از مسئولان به هر دلیل در این باره فاقد حساسیت لازم هستند. از این بزرگواران استدعا داریم سی درصد از وقت شریفشان را به بررسی موشکافانه مسایل و مشکلات  حوزه کاریشان  اختصاص دهند. برای این مهم کافی است به میان مردم بیایند. گشتی در اطراف بزنند.


برچسب‌ها: سگ ولگرد
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 17 تیر1393

افطار و فهم نبودنت

سلام.

همه چیز برای فهم نبودنت مهیاست. چند دانه خرما و برشی از یک نان سنگک و چند تکه مغز گردو. صفای سفره همینهاست و مهم‏تر از همه یاد تو که در فضا جاری است. یک استکان چای با یک تکه نبات ناب زرد رنگ زعفرانی. باید ندای ربنای شجریان همراهی‏ات کند تا صوت داوودی موذن‏زاده گوشت را بنوازد. در این سفره افطاری همه چیز برای درک نبودنت یک زبان شده‏اند. چای شیرین با طعم فراق. لقمه‏ای آکنده از نوستالوژی‏های کمیاب.

کافی است نبات در بر بستر چای فرو رود و قاشق بر تن استکان بوسه زند و تو هی نبودت را به رخ بکشی و ما هی تمرین مفارقت کنیم.روزگار غریبی است. گاهی به بضاعت این سفره پربار کاسه‏ای سوپ یا آش و حلیم اضافه می‏شود. گاهی زولبیا و بامیه‏ای آذین سفره می‏شوند. گاهی مهمانی سر می‏رسد. نور علی نور می‏شود. در همه این لحظات عطر فضا بوی نبودنت را می‏دهد. می‏دانم که نمک این فضایی وچاشنی عمر ما ولی بدان سخت است مزه مزه کردن هر روزه نبودنت و سخت‏تر رسیدن به ادراک این معنا که در عین نبودن هستی و در اوج بودن نیستی.


برچسب‌ها: افطار
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر