سه شنبه 27 آبان1393

خسته ام

سلام 

خسته ام...و میدانم این درد تکراری را درمانی نیست...مسکنی نیست...صبوری باید...صبر باید تا به این ادراک برسم که این نیز میگذرد...پیری روشن ضمیر میگفت مرنج و مرنجان... و خسته ام... آنقدر خسته که دعوت نهنگها به خودکشی را رد کردم... به محفل رقص دولفینها هم نخواهم رفت... در تداوم خستگی خود را از شرکت در دوی سرعت لاک پشتها معاف کردم...آنقدر خسته ام که چنگ بر چنگ نظاره گر سمفونی خرچنگهای عاشق میشوم...در حیرتم از حمله اختاپوسهای سیه چرده به کاروان عروسان دریایی... خسته ام... و اسیر واژه هایم...واژه هایی آکنده از حیرت و حسی مالیخولیایی...


برچسب‌ها: دلنوشته
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه 24 آبان1393

چند نکته در باره علامت و کارکرد آن در دستجات عزاداری

سلام. یکی از جلوه‏های چشم‏نواز حضور دستجات عزای سالار شهیدان و یارانش در سطح شهر، برپا شدن حرکت عَلامت‏هاست. اکثر هیئت‏ها داشتن علامت را یک ضرورت می‏دانند. علم گردانی و علامت‏کشی برای بسیاری از هیئات یک تشخص است. استفاده از این دو نماد و نشانه دارای موافقان و مخالفانی است. برخی این دو وسیله را مقدس می‏شمارند. دیده شده است که اعضای هیئت و عابران دستی بر این دو ابزار پرکاربرد در حرکت دستجات سینه‏زنی می‏زنند و تبرک‏جوئی می‏کنند. عده‏ای نیز با  تقدس دادن به علامت­ها مخالفند ، اینان معتقدند این مورد نوعي اشتغال فكري براي عزاداران ایجاد و توجه اذهان را از اصل فلسفه قيام سيدالشهدا (ع)كاهش می‏دهد و از طرفي ديگر بهانه‏هايي به دست دشمنان قسم خورده مكتب تشيع مانند؛ سلفیون وهابيون و ديگر فرقه‏های ضاله می‏دهد، از اين رو بايد از اين گونه امور پرهيز كرد .

واضح و مبرهن است که نباید در نیت پاک اغلب افرادی که زیر علامت می­روند، شک کرد. به باور مردم براي علمدار بودن و علمدارشدن بايد ساقي باشي و تشنه، جوانمرد باشي و فروتن تا بتواني علم كش كاروان عزاداران امام حسين و اهلبیت شوي .قديم‏ها وقتي يك عَلم كش و علامت کش مي‏خواست علامت بلند كند، از همه حلاليت مي‏طلبيد، با وضو و با نيت خالص و تواضع نسبت به قمربني هاشم زير علامت مي‏رفت. آنان به قول خودشان اهل مرام بودند. از فقیران دستگیری می‏کردند.حرمت نگه‏دار بودند. بعضی معتقدند در کاشمر این موضوع در برخی از هیئات تبدیل به یک مُد شده است. حسب چشم و همچشمی علامت کشی می‏کنند. برخی از هيئات وجود عَلم زيبا و علامت‏كش‏هاي قوي را مايه افتخار می‏دانند.

نقل است که در گذشته و حتی در حال حاضر هستند علم‏بدستان و علامت‏کشانی که روحیه پهلوانی و لوطی مسلکی دارند. آنان بی‏تعارف  افتخار هیئت و محله و فامیل هستند. دستگیر خلق خدایند و هنوز که هنوز است قبل از برداشتن علم یا رفتن به زیر علامت غسل می‏کنند و حتی در پاره‏ای موارد از این و آن رخصت و حلالیت می‏طلبند. مثل كسي كه مي خواهد به ميدان جنگ برود، با خانواده وداع مي‏کنند. وقتي سنگيني علامت را بر روي شانه‏هايشان احساس می‏کنند به ياد عباس علمداراشك می‏ریزند.

در هر علامت سلسله نمادهای وجود دارد. بزرگان و پیشکسوتان اینگونه می‏گویند؛«كبوتر يعني ثارالله يعني امام حسين(ع) ، شيرهم يعني شيرخدا، شيري كه محافظ حضرت علي (ع) بود. طاووس از نظر زیبایی نشان دهنده حضرت مهدی (عج) است. اژدها نشان دهنده حضور جنیان در واقعه کربلاست بُراق هم صورت فرشته، بدن انسان و دو بال دارد که حضرت محمد (ص) را به معراج می‌بُرد.تمام نوشته‏هاي  علامت‏ها در اصفهان و تهران با دست كار مي شود. زنگوله هم نماد زنگ حیدری است، زمانی که وارد زورخانه می‌شوید زنگ را به صدا درمی‌آورند. زمانی هم که عَلم تکان می‌خورد صدای زنگوله بیان‌کننده ،حیدر حیدر است. پَر برای زیبایی عَلم است، اما رنگ‌های آن فلسفه جداگانه‌ای دارند؛ مثلا رنگ سبز نشان‌دهنده سیِّد بودن ائمه است، قرمز رنگ خون و سفید رنگ صلح است .

وجود 15 تیغه در عَلم نشانه 14 معصوم و الله است و بیشتر بودن این تعداد مفهوم بزرگ‌نمایی و خودنمایی دارد. علم سه تیغه هم نشان‌دهنده این است که امام‌حسین (ع) سومین امام شیعیان است، عَلم پنج تیغه هم نماد 5 تن آل عباست. تعداد تیغه‌های علامت هم باید فرد باشد تا تعادل برقرار شود و کسی که می‌خواهد آن را بکشد دچار مشکل نشود. متاسفانه در بحث ساخت علم و علامت نیز شاهد حضور مواد اولیه چینی هستیم. جنس عَلم از فولاد است و پیش از این از ورقه‌های فولاد آلمانی استفاده می‌شد، اما در حال حاضر به خاطر تحریم‌ها از فولاد چینی استفاده می‌شود که کیفیت چندانی ندارد.

هر چه هست در روز تاسوعا و عاشورا شاهد حرکت عَلَم و علامت در ابتدای هر دسته عزادار هستیم.  وجود نمادهای مربوط به حيواناتي مانند؛ گوزن، کبوتر، خروس، هدهد، اژدها و ...  نیز برای برخی از مخالفان علامت سوال است. اینان این نمادها را وابسته به فرهنگ‏های دیگر نظیر چینی‏ها می‏دانند.حتی برخی این نمادها را جلوه‏ای از بت‏های جماعت هندو و برهمایی بر می‏شمارند.در بحث تزئینات علامت‏ها نیز شاهد نظراتی هستیم. برخی این مهم را نشانه ارادت  و برخی نشان ثروت هیئت می‏دانند و این سوال را مطرح می‏کنند که چرا هزینه این آذین‏ها براي مستمندان مصرف نمی‏شود؟ حتی برخی از مخالفان  علامت را اشارتی به صلیب مسیحیان می‏دانند.

مخالفان علامت، حضور این وسیله بزرگ را عامل سد معبر و مانع عبور عابران می‏دانند. حتی در محاکم قضایی نقاطی از کشور شاهد پرونده‏های  نزاع در این رابطه هستیم. مراجع عظام تقلید فتاوای مختلفی در این باره دارند. به یقین در گذشته و در زمان امام حسین (علیه السلام) عَلَم و پرچم به این شکل و شمایل نبوده و هیچ دلیل شرعی و عقلی بر علم کشی به این شیوه وجود ندارد و این تنها عرفی است که قرن‌ها بعد از عاشورا به وجود آمده است. گفتنی است که این نوع کارها معمولاً از سوی عده‌ای از مردم به صورت خودجوش و بدون مشورت با اندیشمندان دینی صورت می‌گیرد و اگر کسی این چنین کارهایی را به شارع مقدس نسبت دهد بدعت و حرام است، امّا اگر این مراسم تنها در حد نمادین بوده و ادعای انتساب به پرچم‌داران لشگر اسلام نشود، حرمت آن مشخص نیست، ولی با این وجود، بهتر است از کارهایی که نه تنها توجیه شرعی و تاریخی برای آن وجود ندارد، بلکه شاید موجبات وهن شیعه را فراهم سازد، خودداری شود.


برچسب‌ها: میراث فرهنگی کاشمر, محرم
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 20 آبان1393

گذری بر گذر آفتاب‏نشینان در حاشیه میدان مرکزی شهر

سلام. اگر هوا گرم و مطبوع باشد، وقتی از فلکه مرکزی به سمت خیابان قائم (عج) می‏روی حضور تعدادی میانسال و کهنسال نظرت را به خود جلب می‏کند. در هر دوسوی خیابان کلنی دارند ولی سمت چپ بیشتر دیده می‏شوند. وقت و بی‏وقت هستند. اینان کیانند؟ آیا دستفروش هستند؟ آیا تعدادی بازنشسته هستند که اینجا را به عنوان پاتوق انتخاب کرده‏اند؟ برخی از اینان بساطی هم ندارند. یک جعبه پر از انواع انگشتر و یا ساعت.

گاهی اوقات دوروبر اینان چند دستفروش هم دیده می‏شوند. ولی اینان دستفروش نیستند. بیشتر در عوالم مشترک خود هستند. دلشان بهانه بودن در این مسیر را دارند. آمده‏اند از گرمای خورشید بهره ببرند. آمده‏اند رفقایشان را سیر زیارت کنند. سعی دارند مزاحم این و آن نشوند. مغازه‏داران هم انگار به وجود آنان رابه جان خریده‏اند. اینان بازنشسته این اداره و یا آن شرکت هم نیستند. اینان برای خود یک پدیده دوست‏داشتنی هستند و بس!!

تیپ‏های خاصی هم هستند. شبیه داش‏مشتی‏های قدیمی هستند. سیگار به لب هم میانشان دیده می‏شود. گاهی اوقات لباسی هم خرید و فروش می‏کنند. دسته دسته هستند. هر سه یا چهار نفر در یک گوشه‏ای گل می‏گویند و گل می‏شنوند. چهره‏هاش توآمان پر از غم و شادی است. بَر جوی آب یا بر پلکان مغازه و یا ایستاده در گوشه‏های در عالم خود سیر آفاق و انفس می‏کنند.

 اینجا بورس نامرئی انواع انگشتر و ساعت و حتی تسبیح است و انگشتربازها مشتری‏های خاص آنان هستند.البته جنس اینان بوی عتیقه و گذر زمان و اصالت می‏دهد. همه به وجود اینان عادت کردیم. انگار نه انگار که هستند و یا حتی نیستند! جزئی لاینفک از ابتدای این خیابان کهنسال محسوب می‏شوند.مغازه‏ها در گذر زمان شاهد حضور افراد مختلف و ویترین متفاوت و مشاغل ریز و درشت هستند ولی این جماعت آفتاب‏دوست همچنان بسان ناظرانی ساکت همچنان حاضرند. شاید مرگ بتواند مانع حضورشان شود.

اگر اینان را دستفروش می‏دانستیم می‏توانستیم از مراجع ذی‏صلاح بخواهیم که مانع حضورشان شود. اگر اینان عامل سدمعبر بودند می‏توانستیم از مدیریت شهری استدعا کنیم که رفع سد معبر نماید. حضور اینان ربط چندانی به بیکاری و نبود مشاغل پایدار ندارد. اینان در حال گذران اوقات فراغتشان به سبک و سیاق خودشان هستند. آنان هویت این بخش از خیابان قائم (عج) و حاشیه میدان مرکزی محسوب می‏شوند. سایه‏وار می‏آیند و گردهم جمع می‏شوند و ساعاتی بعد پراکنده می‏شوند.

اینان از حاشیه شهر نیامده‏اند ریشه در شهر دارند. تغییرات اقلیمی وتغییرات جغرافیایی و تحول در آداب اجتماعی موجب حضورشان در این محل نشده است. آمده‏اند تا با چاق‏سلامتی کنند. واگویه‏های تلخ و شیرینشان را بهم بگویند و با هم همدردی و همذات‏پنداری کنند و بروند. ساده وبی‏ریا با هم بخندند و چه بسا آهسته گریه کنند. اینان را مادامی که اجل به سراغشان نیامده باید باور کرد. هستند و خواهند بود و نباید تلاشی برای تجمیع آنان در جایی دیگر کرد.

نیازی به کار کمیسیون پژوهشی شورای شهر نیست تا در باره آنان طرحی مطالعاتی اجرا کند و در نهایت باعث هجرتشان از اینجا به جایی دیگر شوند. نیازی به کار کمیسیون فرهنگی شورا نیست تا بخواهند برای اینان کاری فرهنگی بکنند و باشگاهی برایشان درست کنند و باعث تجمیعشان در جایی دیگر شوند. نیاز به کارگروه‏های ریز و درشت شهرستان نیست تا به اینان به چشم یک معضل نگاه کنند. کافی است چند نیمکت برایشان پیش‏بینی شوند. اینان موسپیدان دیارمان هستند که به هردلیل اینجا گذر عمر می‏کنند.

البته واضح و مبرهن است اگر تعدادی اندک از اینان اقدام به جرم و بزه‏ای کردند باید با آنان برخورد شود. در هر جمعی خوب و بد یافت می‏شود. یقین برای جلوگیری از افزایش پدیده دستفروشی باید سرمایه گذاری برای توسعه مشاغل پایدار انجام شود و ضریب نفوذ شغلی به شکلی رشد پیدا کند که یک شغل معیشت یک فرد و خانواده وی را تامین کند.

یقین باید برای دستفروشان محدوده کار و بازارهای موقت در نظر گرفته شود و یا پروانه‌ای برای فعالیت ساماندهی شده آنها صادر شود که البته در این مورد باید کارشناسی‌های لازم انجام شود. پدیده دستفروشی با حرف زدن و شعار دادن مسئولان حل نمی‌شود.  

همه می‏دانیم پدیده دستفروشی، آسیب‌ها و معضلات اجتماعی و فرهنگی را در دل خود دارد. باید شورای شهر با همت کمیسیون‏های معظمی که دارد برای ساماندهی و سازماندهی دستفروشان، کارگروهی تخصصی تشکیل دهند که ضمن بررسی دقیق و ریشه‌یابی این مشکل، راهکارهای عملیاتی برای حل آن بیابد. اینکه فردی اجناسی را روی دست گرفته و در میان مردم بفروشد کار آسانی نیست و وجهه خوبی ندارد اما برخی افراد به علت نیاز مالی اقدام به دستفروشی می‌کنند.

همه می‏دانیم برخی از افراد بیکار به سمت انجام بزهکاری و جرم می‌روند و در چنین شرایطی اگر فردی به سمت دستفروشی برود بسیار بهتر از دست زدن به اعمال مجرمانه است. به جای برخوردهای ضربتی می‌توان اماکنی را به شکل ساماندهی شده به دستفروشان داد و با مشوق‌هایی مانند اخذ اجاره‌بهای کمتر، آنها را به سمت فعالیت در این اماکن رهسپار کرد


برچسب‌ها: آفتاب نشینان
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 آبان1393

اشارتی تلخ به جای خالی رب انار خوشمزه ترشیز در کشور

سلام

در میان سوغاتی‏های دیار ترشیز، رب انار جایگاهی خاص دارد. بسیاری از ما برای عزیزانمان در سایر نقاط استان و کشور و چه بسا جهان شیشه‏ای رب قجری انار را به ارمغان می‏بریم و یا از سیستم پست ارسال می‏کنیم. چند روز پیش در یکی از مغازه‏های سطح شهر کاشمر ظروف یک لیتری شبیه نوشابه خانواده نظرم را به خود جلب کرد. یک کارآفرین خوش‏ذوق اقدام به تولید رب انار و عرضه آن در این ظروف کرده بود. برچسب این ظرف فاقد آرم استاندارد و مجوز بهداشتی و سایر موارد مرسوم بود. فقط نام و نشان و تلفن تولیدکننده را بر تن داشت. فروشنده سخنرانی غرایی در وصف این رب و تولیدکننده آن کرد. به گفته او این رب خواهان بسیار داشت. البته تولیدکننده مذکور در ظروف مشابه شیره انگور هم عرضه می‏کرد.

رب انار موجود در آن ظرف به طور سنتی تولید شده بود. این سئوال برایم پیش آمد که چرا این محصول به طور صنعتی تولید و عرضه نمی‏شود؟ آیا نمی‏توان بِرندی مخصوص این محصول و سایر محصولات سنتی ترشیز معرفی کرد؟ چرا همتی برای بِرندسازی در حوزه سوغاتی‏های ترشیز اعم از؛ انواع نان، شیرینی خانگی به ویژه کلوچه و سوهان، ترشیجات، مربا، شیره انگور، زعفران، کشمش،خشکبار، گیاهان داروئی و سایر موارد دیده نمی‏شود؟ هنوز هم فاصله شعور و شعار در ترشیز بزرگ زیاد است. هنوز در باره این همه محصول ریز و درشت در حوزه مواد خوراکی و داروئی مطالعه‏ای علمی و پژوهشی دقیق که قابلیت تجاری‏سازی شدن داشته باشد به فرجام نرسیده است. این مهم نیازمند اهتمام مسئولان سه شهرستان و یاری مراکزآموزش عالی و ارباب صنایع است.

می‏توان برای هر یک از این محصولات و سوغاتی‏ها مستندی تلویزیونی ساخت. می‏توان با سرمایه‏گذاری بر روی فرآوری و بسته‏بندی و عرضه هر یک از این موارد باعث ایجاد شغل و بالندگی منطقه شد. از درونه تا نای و از قوژد تا چلپو و از این سوی تا آن سوی دیار بزرگ ترشیز شاهد وجود انواع متنوعی از محصولات خانگی و سنتی هستیم که با کمی مطالعه و سرمایه‏گذاری قابلیت تبدیل شدن به یک مجموعه صنعتی را دارند. کمتر از یکدهه قبل فردی از دیار آذربایجان شرقی اقدام به ایجاد مجموعه‏ای برای تولید آب انار در شهرک صنعتی کاشمر کرد. آیا این مجموعه همچنان فعال است؟ اگر فعال هست بسان گذشته تنها کارکردش تولید فله‏ای آب انار و انتقال آن به ارومیه و سایر نقاط برای بسته بندی با نام و نشان و بِرندی غیر از کاشمر و ترشیز است؟

حالا دیگر به انارکاران باد تِموز بر تن انار جاخوش کرده و انار مهیای خودنمایی بر بساط میوه‏فروشی‏هاست. حالا می‏توان انارهای ترک خورده را برای تهیه رب انار مورد بهره‏برداری قرار داد. برداشت انار حال و هوایی خاص به انارستان‏های ترشیز بزرگ داده است. کافی است در روز انارچینی به انارستانی مراجعه کنی، انارکاران دیارمان با گشاده‏رویی تو را به خوردن انار دعوت می‏کنند. این روزها در بیشتر منازل ترشیز ذکر جمیل انار جاری است. اهالی یا تولیدکننده و یا مصرف کننده انار هستند. در کاشمر در نقاط مختلف شهر بَنرها و پارچه‏های فروش و عرضه انواع انار خودنمایی می‏کند. حتی در بازارچه مجموعه سیاحتی زیارتی سیدمرتضی(ع) کاشمر نیز شاهد عرضه انار هستیم. لطف انار و خواص آن را همه می‏دانیم ولی در این میان رب انار خواهان خود را دارد. در این مقال اشارتی مختصر به تولید سنتی رب انار داریم.    

انارهای مرغوب هر انارستان راهی بازار مصرف می‏شود. انارهای ارگانیک منطقه را می‏توان با کمی همت و سرمایه‏گذاری به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر نمود. برخ یاز انارکاران منطقه انار خود را به اروپا نیز صادر می‏کنند. انارهای ترک خورده و کوچک و گاهاً لهیده که بازارپسند نیستند، برای رب‏گیری انار انتخاب می‏شوند. در روستای فدافن در گوشه‏ای از حیاط خانه و یا در کنار خانه تنوری بساط اجاق پخت انار عَلم می‏شود. مردان انارهای مناسب رب‏گیری را به زنان خانواده و حتی فامیل می‏رسانند. آنان در یک مشارکت جمعی انارها را اصطلاحاً دون می‏کنند( دانه کردن) و داخل دیگ‏ها می‏ریزند. در این فضا حس خوش زندگی جاری است. نوعی فرهنگ یاریگری در این آیین مشهود است. میزبان حاضران سعی می‏کند برای کمک‏کنندگان انواع خوردنی‏ها و شربت‏ها را مهیا سازد. گل لبخند در این مراسم بر لبان روییده می‏شود. بوی دوستی در فضا موج می‏زند. زنان نهایت دقت را دارند که در این مرحله زواید میوه انار با دانه‏ها مخلوط نشود. کیفیت کار مهم است.

هر کیلو رب انار حاصل ده کیلو انار دون شده است. تهیه رب انار قجری اولویت اول زنان روستای فدافن است. این رب ماندگاری خاص و طعمی بی‏نظیر دارد. به باور اهالی خاصیت داروئی هم دارد. برای تهیه این رب، دانه‏ها در دیگی بزرگ بر روی آتش قرار می‏گیرند. وقتی دیگ به جوش آمد دانه‏ها را به هم می‏زنند و  با فشار فراوان باعث جدایی آب انار از هسته‏ دانه‏ها می‏شوند. تلاش زنان بر آن است تا این مهم با حداکثر دقت انجام شود. میزبان در این فضا چونان شمع گرد همکارانش می‏چرخد. همه چیز باید برای پذیرایی از مشارکت‏کنندگان مهیا باشد. آیین مهمانوازی حکم می‏کند که بهترین‏ها برای حاضران تدارک دیده شود.

آب حاوی هسته دانه‏های با سلام و صلوات از صافی عبور داده می‏شود. سپیدی هسته هر دانه انار مشهود است. آب انار خالص فاقد هسته دوباره حرارت داده شده و همزمان هم زده می‏شود. رب نباید ته بگیرد و رنگ و طعمش عوض شود.به خاطر ممانعت از کپک‏زدگی به تناسب به محصول نمک اضافه می‏شود. غلظت رب انار قجری برگ برنده تولیدکننده برای عرضه محصولش به بازار مصرف و یا هدیه به این و آن و سوغاتی دادن است. این رب به علت طعم و مزه و کیفیت بی‏نظیرش به عنوان سس و چاشنی استفاده می‏شود. در روشی دیگر همان ابتدا بعد از دانه کردن، آب دانه‏ها با دست و با چرخ گوشت و یا آبمیوه‏گیری  گرفته، تفاله دورریخته شده، آب انار راهی دیگ برای حرارت دادن می‏شود. وقتی آب انار در پی حرارت دیدن به اندازه‏ای غلیظ شد که قاشقی را بتوان به راحتی از میان آن عبور داد، رب انار آماده عرضه است.

 این دو روش با کمی تفاوت در جای جای ترشیز بزرگ که دارای انارستان است جاری و ساری است. به باور اهالی روستای فدافن رب انار اگر قهوه‏ای کمرنگ تا پررنگ و قرمز تیره باشد، دارای کیفیت مطلوبی است. رب اناری که  سیاه باشد دلالت بر ته گرفتن محصول در فرایند تولید دارد. می‏توان رب انار ترشیز را  به عنوان چاشنی و سس برای خورش فسنجان، خوراک مرغ، مرغ سوخاری، جوجه کباب ، ماکارونی و بسیاری از غذاهای دیگر  ترویج کرد.  می‏توان در تبلیغات رب انار ترشیز متذکر شد که؛ این رب انار کمک بسیار زیادی به هضم غذا کرده و به لحاظ دارا بودن ویتامین‌های B و C در کارکرد مطلوب دستگاه گوارش تأثیرگذار است.


برچسب‌ها: رب انار
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه 17 آبان1393

ترور ناصرالدین شاه توسط یک بابی اهل ترشیز

سلام این مطلب با عنوان«راپوت ترور ناصرالدین شاه توسط یک بابی اهل ترشیز» در ستون« ترشیز و چند دانستنی جالب » در دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد:

زمانی که محمد علی باب سلسله ادعاهای خود را آغاز کرد، چشم امید به ایادی انگلوفیل و حتی روسوفیل داشت. او به حمایت شبکه‏های اطلاعاتی روس و انگلیس ایمان داشت. در کنار اینان او می‏دانست جمعی از اصحاب سیدکاظم رشتی و شیخ احسایی به دستور انگلیس او را یاری خواهند کرد. در میان یاران باب فردی ترشیزی‏الاصل به نام شیخ علی خراسانی جایگاهی رفیع داشت. شیخ علی ترشیزی از زعمای فرقه بابیه، در سال‌های بین 1260 تا 1268 هجری قمری داعی و نایب سید علی محمد باب در تهران بود.

استاد گرانقدر مرحوم علامه محيط طباطبايي به استناد گزارش‏هاي تاريخي و برخي قرائن ديگر اظهار کرده که اساساً و رهبري بابيها بعد از او به شيخ علي ترشيزي معروف به عظيم رسيد ايشان مي‏نويسند :«وقتي سيد علي محمد باب به سال ۱۲۶۶ در تبريز کشته شد شيخ علي خراساني ترشيزي از ياران سيد رشتي و ملقب به عظيم مقام رهبري بابيان را يافت. اين جناب عظيم به موقع انتقال باب از اصفهان به تهران و هنگام اعزام او از تهران به چهريق همواره از نزديک ترين مريدان مراقب حال سيد بود و درموقع ادعاي قائميت باب که پس از مرگ محمد علي بارفروشي (قدوس ) صورت گرفت از طرف سيد با عنوان خاتم باب  مأمور اعلام دعوت به مردم دور و نزديک شده و در پيش بابيان طبقه اول مکانتي يافته بود.تصورنمي‏کنم بتوان براي عظيم درخلال سال‏هاي۱۲۶۷ و ۱۲۶۸ موقعيتي نازل‏تر از رياست حزب بابي قائل شد»

پس از اعدام سید علی محمد باب ، گروهی از بابیان به رهبری شیخ علی ترشیزی بر آن شدند تا ناصرالدین شاه ، امیرکبیر و امام جمعۀ تهران را به قتل برسانند. عظیم چنان که اشاره شد دستور احضار مریدان را از کاشان و نواحی مجاور آن به تهران جهت شرکت در اقدام مهمی صادر کرد. در گزارشی یکی ازخفیه نویسان اعتضاد السلطنه در رابطه با این توطئه آمده است:«روز جمعه آینده  بابی‏ها خیال دارند به هیأت اجتماع با شمشیر کشیده به مسجد شاه بروند و میرزا ابوالقاسم امام جمعه را به قتل  آورده و پس از آن یا صاحب الزمان گویان به ارگ بریزند و فسادی بر پا نموده به شاهنشاه و اتابک اعظم  سوء‌ ادبی کنند.  و از جمله رؤسای این طایفه ملاشیخ علی است و خود را حضرت عظیم لقب داده و فی الحقیقه رئیس بابیه در دارالخلافه ، اوست و درهر چند روز به لباسی درآمده که مردم او را نشناسند»

در سنه 1268 جمعی از بابیان به تحریک حسینعلی بهاء و با مدیریت شیخ علی ترشیزی عزم ترور پادشاه قاجار را کردند. در صدارت میرزا آقا خان نوری در موقعی که ناصرالدین‌شاه قاجار از قصر صاحب قرانیه خارج شده و سواره از کوچه‌های نیاوران می‌گذشت، شیخ علی و یارانش برای کشتن وی در پناهگاهی کمین کرده و به محض این که شاه نزدیک می‌شود سه نفر از آنان که در هدف‌گیری ناشی و چندان مهارتی نداشته تیری از طپانچه به طرف شاه رها کرده لکن به وی اصابت نمی‌کند، فقط مختصر خراش سطحی تولید می‌نماید. پس از این واقعه فوراً آنان دستگیر می‌شوند. پس از دستگیری چون لباس روحانی و جنبه ملایی داشته، او را در مجلس علما برده حکم به قتل وی می‌دهند. در این هنگام حاجب‌الدوله اول ضربت به او زده بعد میر غضبان به قتلش مبادرت می‌نمایند.

این واقعه را شاید از حیث سیاسی بتوان با اهمیت ترین واقعۀ تاریخ بابیت و بهائیت ارزیابی کرد. در گزارش رسمی که درنمره هشتاد و دوم از روزنامه وقایع اتفاقیه روز دهم ذی القعده 1268 اندکی بعد از اجرای حکم اعدام در باره شیخ علی عظیم و یارانش و سیزده روز پس از حادثه حمله به شاه در نیاوران به چاپ رسیده است آمده است:«جمعی بی مغز و فرومایه که رئیس و قطب آنها ملاعلی نام ترشیزی بود و نیابت باب سابق را ادعا می نمود و خود را به حضرت عظیم ملقب داشته از اصحاب اتباع باب تنی چند به دور خود گرد آورده…»


برچسب‌ها: ملاعلی ترشیزی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

جمعه 16 آبان1393

یک موقوفه عامل بالندگی حسینیه شاهزاده علی اصغر(ع)

سلام

آیا می‏دانید تعدادی از هیئت‏های کاشمر دارای عمری بیش از یک قرن هستند؟  حسینیه حاج غلامرضا فرمان که مزین به نام شاهزاده علی اصغر (ع) است یکی از این هیئت‏هاست. حاج عبدالرضا فرمان نوه شادروان حاج غلامرضا فرمان متولی فعلی امور حسینیه است. این حسینیه  دارای موقوفاتی است که حاج غلامرضا فرمان در سال 1332 به ثبت رسانده است. تا آن تاریخ عزاداری‏های این مجموعه در منزل بزرگان حسینیه برگزار می‏شد. بر اساس اسناد موجود این هیئت عمری حداقل 140 ساله دارد. از قریب 100 سال قبل مراسم هیئت در مکان فعلی واقع در خیابان امام خمینی (ره) روبروی درمانگاه عصمتیه و در جوار مجتمع تجاری فرمان برگزار می‏شود.

حاج عبدالرضا فرمان در باره تاریخچه این هیئت می‏گوید: « تاریخچه حسینیه شاهزاده علی اصغر(ع) شامل دو بخش می‏باشد، بخش اول مربوط به قبل از وقف مکان حسینیه و مربوط به دوران قاجار است. در این دوره مراسم عزاداری در منزل بزرگان خاندان و در گذر ایام در منازل آقایان؛ ارباب زوار، حاج فرمان، حاج علی عربیخوان  و... برگزار می‏شد» بر اساس نقل‏های موجود در آن روزگار دسته زنجیرزن هیئت بعد از عزاداری در سطح شهر و  بقعه مطهر امامزاده سید حمزه(ع) جهت صرف نهار به منزل بزرگان حسینیه می رفتند.

فرمان با اشاره به این نکته که جدش حاج غلامرضا فرمان ملک فعلی حسینیه  و اراضی جدا شده از آن را در سال 1314 خریداری کرده، اظهار داشت:«مکان حسینیه قبل از وقف کارکردهای دیگری داشت. مدتی به عنوان بخشی از منزل آبا و اجدادی محسوب می‏شد. مدتی نیز محل استقرار اولین کارخانه برق خصوصی کاشمر بود. چند صباحی هم به عنوان انبار تجارتخانه حاج فرمان از آن استفاده می‏شد. شادروان حاج غلامرضا فرمان در سال 1332 شمسی  این مکان را وقف حسینیه نمود و برای آن وقف‏نامه‏ای تنظیم کرد. از این تاریخ به بعد شاهد آغاز بخش دوم عمر این مجموعه هستیم».

موسس این هیئت و یارانش ترک تبار بودند. بنا به اسناد موجود جد خاندان فرمان در دوران ناصر‏الدین شاه قاجار از آذربایجان به تهران و سپس به محله نوغان مشهد و از آنجا به ترشیز (کاشمر فعلی) مهاجرت کردند. آنان ملاک و تاجر بودند. آنها از بدو ورود به کاشمر به دنبال ایجاد کانون تجمعی برای خود و اطرافیانشان بودند. هسته اولیه هیئت در قریب 140 سال قبل تشکیل شد. به همین خاطر در افواء از حسینیه مذکور با عنوان هیئت و تکیه ترک‏ها یاد می‏شود. البته شیوه عزاداری عزاداران حسینی این حسینه نیز در میان مردم دیارمان شهرتی خاص داشت. هنوز هم میانداری معروف حسینیه در خاتمه هر مجلس عزاداری ترکی است. عزاداران این حسینیه از گذشته تاکنون تنها مجموعه‏ای هستند که به صورت زنجیرزنی عزاداری می‏کنند.

در این هیئت از بسیاری از ادوات و ابزار رایج عزاداری نظیر علم و علامت خبری نیست. اعضای اصلی هیئت هر هفته شب‏های جمعه محفل انس و قرائت دعای کمیل دارند. در خلال سال انواع مراسم مربوط به وفیات و موالید ائمه اطهار در این حسینیه برگزار می‏شود. نکته جالب در این تکیه وجود موسسی نیک‏اندیش است که از سر دوراندیشی مجموعه‏ای معظم را وقف این حسینیه نموده است. حاج غلامرضا فرمان با تاکید بر این مهم که متولی این موقوفه بزرگ اولاد ذکور خاندان هستند خواهان دقت در اهداف واقف برای هدایت و راهبری امور این حسینیه شد، به فرموده آن شادروان کلیه هزینه‏های عمران و بهسازی و نگهداری ساختمان و تجهیزات از محل موقوفه و اعتبارات متولی تامین می‏شود. البته مومنان و مومنات دیارمان هر از گاه بانی تامین بخشی از هزینه‏ها نظیر اطعام عزاداران هستند. این حسینیه در هفتم محرم میزبان دستجات عزادار سایر هیئات و تکایا است. نقل است در این روز قریب 17 هزار نفر در قالب دستجات سینه‏زنی وارد حسینیه می‏شوند. در وقفنامه نیم دانگ از ششدانگ روستای جابوز وقف این حسینیه است که متاسفانه به علت اصلاحات ارضی دستخوش تغییراتی شده است که باید امیدوار بود در اسرع وقت حق موقوفه ادا گردد.

بعد از فوت حاج غلامرضا فرمان در سال 1346 شمسی ، فرزند ایشان آقای حاج محمدصادق فرمان، که دارای اعتبار فراوان در بین شهروندان بود، متولی گردید. وقف منزل مجاورت حسینیه ،تجدید بنای ساختمان حسینیه در 2 مرحله در سال‏های 1376 و 1385، برگزاری مجالس عزاداری از جمله خدمات ایشان به حسینیه علی اصغری (ع) است. بعد از فوت وی در سال 1391 وصی ایشان عبدالرضا فرمان  برابر وصیت پدر بخشی از اموال آن شادروان را به حسینیه و امور خیریه اختصاص داد. طی چند دهه اخیر بعد از برنامه ریزی که توسط هیئات بزرگ کاشمر جهت نظم و انسجام بیشتر مراسم عزاداری دهه اول انجام شد روز هفتم محرم میزبان هیئات کاشمر حسینیه علی اصغری شد که همه ساله میزبان چند هزار عاشق حسینی است.

پیرغلامانی نظیر؛ مرحوم حاج عباسعلی نائینی ،مرحوم احمد ممقانی، حاج علی اکبر نصیرپور... در این حسینیه به خادمی مشغول بوده وهستند. از واعظین قدیمی که در این حسینیه به منبر رفته‏اند می‏توان به؛ حاج سیبویه بزرگ، حاج آقای نور، حاج آقای مدرسی ،حاج محمود سیبویه و حجه الاسلام ایماندوست و...اشاره کرد. شایان ذکر است مرحوم آیت الله سعیدی و مرحوم حاج آاقای واله از اشخاصی بودند که ارادت خاصی به این حسینیه داشتند.ح اج آقای آل طاها،حاج آقای نمازی،حاج آقای حق پناه ، حاج علی موسوی و کربلایی حسین نخعی مداحان دهه‏های اخیر حسینیه بودند.

عبدالرضا فرمان؛ ایجاد کتابخانه جهت استفاده عزاداران ، توسعه حسینیه در ضلع شرقی، ایجاد ساختمانی جهت امور عام المنفعه در منزل وقفی حسینیه و صرف بخشی از درآمد موقوفه‏ جهت امور خیریه را از اهداف دیگر حسینیه بر شمرد و افزود: برگزاری جشن عید قربان، مبعث، جشن میلاد حضرت علی اصغر(ع) در 9 رجب، برگزاری عزاداری شهادت امام جعفر صادق(ع)، شهادت امام رضا (ع) و پیامبر(ص)، برگزاری مراسم شب های قدر، همایش شیرخوارگان حسینی در ششم محرم، همکاری دربرگزاری دهه فاطمیه توسط هیئت ذاکرین با همکاری متولی از دیگر فعالیت‏های این حسینیه است.

کودکان و نوجوانان در نظام مدیریتی این حسینیه جایگاهی خاص دارند. اینان عزداران آتی حسینیه هستند باید به آنها تشخص داد تا با جان و دل در دستگاه ابا عبدالله (ع) خدمت کنند. عزادارن این هیئت با پرهیز از مسایل حاشیه‏ای سعی در اجرای دقیق سعی در حفظ سنت‏ها و آیین‏های عزاداری دارند. نوحه‏خوانی‏ها به اصطلاح سنگین است. 


برچسب‌ها: فرمان, فرهنگ کاشمر, وقف, تکیه علی اصغری
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 15 آبان1393

آوسنه‏‏ آقای هدهدنشان (9)

سلام

نهمین قسمت از ستون طنز آوسنه‏های آقای جابرهدهدنشان رئیس انجمن حمايت از مشاهيرومفاخر آرمان‏آباد سفلا، به همت والای ایشان جهت عملیاتی کردن نهضت آسفالت در معابر اصلی شهر و مسیرهای مواصلاتی میان آبادی‏های پیرامون کوه قاف می‏پردازد. وی با حضور سرزده در جمع کارگران کارخانه آسفالت جابلقا ضمن عرض خسته نباشید به آنها، خواهان اهتمام بیش از پیش ایشان در امر تولید آسفالت شد. وی با اشاره به کشف چشمه جوشان قیر در ارتفاعات شمالی جابلسا به کارگران گفت: همه چیز برای گسترش نهضت آسفالت در منطقه فراهم است. باید با شجاعت و درایت به جنگ مشکلات برویم و تمام کنارگذرها، کمربندی‏ها، آزادراه‏ها و بزرگراه‏ها را بهسازی و آسفالت مجدد نماییم.

هدهدنشان با تقدیر از حضور شرکت‏ها و پیمانکاران منطقه در این پروژه عظیم اظهار داشت: سفره خدمت پهن شده است، هر فرد و مجموعه‏ای باید به سهم خود به درستی ایفای نقش کند. ما از مردم بابت همراهی‏شان با مجموعه مدیران فعال در حوزه‏های مختلف مرتبط با نهضت مذکور  نهایت تشکر را داریم. شما بزرگوارانه با پرداخت به موقع عوارض خود ما را در طی طریق خدمت یاری می‏کنیم. نام و نشان شما چون نگینی تابناک بر تارک این دیار خواهد درخشید. وی ضمن تاکید بر تلاش مستمرش در شانزده سال گذشته برای بهبود وضعیت راه‏های مواصلاتی منطقه افزود: روزگاری داشتن راه اسفالت میان جابلقا و جابلسا و محور آرمان‏آباد سفلا به کوه قاف یک آرزو بود ولی اینک همه با هم دست در دست هم به داشتن راه‏آهن و فرودگاه و نهضت آسفالت می‏‏اندیشیم و نغمه آبادی سر می‏دهیم.

جابرهدهدنشان بعد از ترک کارگران کارخانه آسفالت سازی به عزم بازدید از عملیات بهسازی محور کوه قاف به آرمان‏آباد سفلا راهی این مسیر شد و با ابراز رضایت از پیشرفت نهضت آسفالت در این  راه گفت: انجمن حمايت از مشاهيرومفاخر آرمان‏آباد سفلا به زودی اقدام به نامگذاری مسیرهای آسفالت شده آبادی‏های پیرامون کوه قاف به نام و یاد فعالان عمران و آبادانی راه‏سازی منطقه خواهد کرد. وی با تقدیر از صبوری اهالی محلات و آبادی‏های مسیرهای در حال آسفالت خاطر نشان شد: با کلیه ارکان مدیریتی هر محله و آبادی و مسیر به بهترین نحو هماهنگی شده است تا نهضت مذکور با سرعت و در مدت زمان مقرر به پایان برسد. تلاش می‏کنیم تا مانع بروز تصادفات ریز و درشت در مسیرهای در حال اجرای پروژه شویم. برآنیم تا دغدغه‏های مردم و اهالی برای گذر از این مسیرها مورد بررسی قرار گرفته و بهترین اتفاق ممکن رخ دهد.

جابر هدهدنشان با تاکید بر این مهم که در هر مسیر مسایل مربوط به سهولت مردم در ایاب و ذهاب لحاظ شده است، یادآور شد؛ مسئولان امور تلاش کردن در فصل غیرگردشگری و در زمان تعطیلی مدارس و دانشگاه پروژه‏های مربوط به آسفالت کردن را به فرجام برسانند. شدت و حدت کار به حدی است که برای تهیه جدول و بتن و داربست و علایم جداکننده مسیرها دست به دامان مراکز خصوصی و دولتی و تعاونی فعال در امر آسفالت سازی شده‏ایم. وی با ابراز امتنان از شبکه حمل و نقل درون و برون شهری منطقه در امر انجام سریع ماموریت‏های حمل مصالح و کارگر تصریح کرد: شکر خدا تمام بخش‏های منطقه در یک همکاری بین بخشی موفق به ایجاد استانداردی جدید در امور عمرانی و بهسازی راه‏های مواصلاتی شدند. به عنوان نمونه باید به پرهیز نهادهای ذیربط در آسفالت مسیرها در هنگام بارش برف و باران و بوران  از ادامه کار اشاره کرد. فعالان حوزه آسفالت به گونه‏ای برنامه ‏ریزی کرده‏اند که هر پروژه  قبل از ریزش نزولات جوی به پایان برسد.

هدهدنشان در ادامه همت این شماره خود در جمع اتحادیه خیرین قیررسان حاضر شد و با تحسین اقدامات این اتحادیه عنوان کرد: وجود نازنین دکتر باقلوادوست در میان شما بزرگواران نویدبخش آینده‏ای متعالی فراروی ساخت و ساز منطقه است. او را باید کارشناس توسعه منطقه دانست که علی رغم مشغله‏های متعدد در تمام صحنه‏های سازندگی حضوری موثر دارد باید وی را رکن رکین مدیریتی منطقه بدانیم که به هر نحو ممکن از سر اخلاص در تمام صحنه‏ها حاضر می‏شود. به خاطر تاثیر بسزای او در پیشرفت منطقه در صدد هستیم سردیس وی را در ورودی اتوبان آرمان آباد له کوه قاف نصب نماییم. هدهدنشان در ادامه برنامه‏های امروز خود از طرح هوا کردن بالون در کوه قاف خبر داد و ابراز داشت: در برخی از آبادی‏های به علت صعب‏العبور بودن و عدم مقرون به صرفه بودن راهسازی ناچار به استفاده از بالون هستیم. تعداد محدودی بالون برای تردد در این مسیرها تهیه شده است تا هم بکار اهالی برسد و هم در تقویت صنعت گردشگری نقشی داشته باشد.


برچسب‌ها: آوسنه‏‏ آقای هدهدنشان
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر