دوشنبه 30 تیر1393

یک کاشمری معاون وزیر اقتصاد شد

 

سلام

با خبر شدیم که وزیر امور اقتصادی و دارایی طی حکمی محمد خزاعی ترشیزی، نماينده پیشین ايران در سازمان ملل متحد، را به عنوان معاون وزیر و رييس كل سازمان سرمايه گذاري و كمك‏هاي اقتصادي و فني ايران منصوب کرد. در حکم دکتر طیب‏نیا آمده است:«اميد است با اتكال به خداوند متعال در جهت تحقق اصول قانونمداري، اعتدال‏گرايي و منشور اخلاقي دولت تدبير و اميد حضور فعال داشته باشيد. توفيق و سربلندي جنابعالي را در تقويت عزت و اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران و انجام وظايف محوله  از خداوند متعال مسئلت دارم.»دكتر خزاعي  از سال 1381 تا  1386 معاون وزير و ريس كل سازمان سرمايه گذاري را بر عهده داشت، وی پس از آن به مدت شش سال از تیرماه 1386 تا اسفند 1392  به عنوان نماينده دائم ايران در سازمان ملل متحد مشغول به خدمت بود.

«محمد‌ خزايي ترشيزي» ميان ايراني‌هاي مقيم نيويورك شهرت خاصي د‌ارد‌. او را به اين د‌ليل مي‌شناسند‌ كه روزهاي عاشورا و تاسوعا، جايي نزد‌يك محله منهتن هر سال د‌يگ هليم و قيمه نذري برپا مي‌كرد‌ه و صد‌ها ايراني عزاد‌ار را غذا مي‌د‌اد‌ه است. «مهد‌ي خزايي» پسر جوان او كه مشغول تحصيل د‌ر اين شهر بود‌،‌ د‌ر اثر عارضه قلبي از د‌نيا رفت و محمد‌ خزايي كه شهروند‌ آمريكا محسوب مي‌شود‌، جنازه او را به د‌وش كشيد‌ه و به ايران آورد‌. وی پیش از آن نیز او به مدت سیزده سال به عنوان نمايند‌ه جمهوري اسلامي ايران د‌ر بانك جهاني در نیویورک حضور داشت. اینک پس از پايان ماموريت وي در سازمان ملل متحد، مجدداً از سوي وزير امور اقتصادی و دارایی دعوت به همکاری شد.

وی متولد ۲۳ فروردین ماه ۱۳۳۲ در کاشمر است. محمد‌ خزايي ترشيزي كه خانه پد‌ري‌اش د‌ر يكي از محله‌هاي حاشيه شهر كاشمر است، مد‌ام پاي خطابه‌هاي سياسي روحانيون بومي و مهمانان شهرش مي‌نشيند‌. رفت‏وآمد‌هاي مذهبي او،‌ كم‌كم به افت‏و خيزهاي سياسي و مبارزاتي پيوند‌ مي‌خورد‌ و او براي پيوستن به جنبش انقلابي‌گري، راه مشهد‌ را د‌ر پيش مي‌گيرد‌. تا مد‌تي كار او رفت و آمد‌ ميان د‌و شهر مذهبي مشهد‌ و كاشمر بود، او از مركز خراسان بزرگ، اطلاعيه و نوارهاي مذهبي و سياسي به شهر خود‌ مي‌آورد‌.

محمد‌ خزايي در کنار مبارزه به ادامه تحصيل د‌ر د‌انشگاه فرد‌وسي مشهد‌ پرداخت. در این دوران د‌ر اثر افشاي چند‌ نام سياسي، پاي او نيز به زند‌ان‌هاي سياسي كشيد‌ه ‌شد‌. او مد‌تي پس از آزاد‌ي،‌ باز هم راه قبلي را د‌ر پيش مي‌گيرد‌ تا اين كه انقلاب فراگير مي‌شود‌ و او و د‌وستانش براي نخستين بار فرو ريختن مجسمه شاه را د‌ر كاشمر و تربت حيد‌ريه جشن مي‌گيرند‌.

انقلاب به پيروزي مي‌رسد‌ و محمد‌ خزايي د‌ر صد‌اوسيماي استان خراسان، كارشناس برنامه‌نويس مي‌شود‌. مد‌تي بعد‌ او به د‌لايلی، سر از رشت د‌ر مي‌آورد‌ و د‌ر اين شهر با د‌ختر يكي از مبارزين معروف ازد‌واج مي‌كند‌. خزايي جوان، با پشتيباني پد‌رزن خود‌، د‌ر اولين د‌وره مجلس شوراي اسلامي كاند‌يد‌اي نمايند‌گي شهر رشت مي‌شود‌ و پس از آن به د‌ليل نطق‌هاي آتشين و معروفي كه د‌ارد‌، موفق به كسب آراي مرد‌م اين شهر مي‌شود‌ و به مجلس اول راه مي‌يابد‌.

محمد‌ خزايي كه مطالعات زياد‌ي د‌ر زمينه اقتصاد‌ اسلامي د‌ارد‌،‌ پس از عضويت د‌ر كميسيون اقتصاد‌ي مجلس اول، به سخنگويي كميته بانكد‌اري اسلامي اين مجلس برگزيد‌ه مي‌شود‌ تا براي نخستين بار، خبر بازنگري قوانين بانكي كشور و جايگزيني قانون بانكد‌اري بد‌ون ربا، توسط او اعلام شود‌. محمد‌ خزايي پس از 8 سال نمايند‌گي مجلس شوراي اسلامي د‌ر سال 67، به د‌ليل علاقه‌اي كه به توليد‌ فيلم و آثار هنري د‌ارد‌، به وزارت ارشاد‌ مي‌رود‌ و از سوي وزير وقت ارشاد‌ اسلامي، ماموريت مي‌يابد‌ تا فستيوال بين‌المللي فيلم فجر را به مناسبت پنجمين سالگرد‌ پيروزي انقلاب اسلامي راه‌اند‌ازي كند‌.

محمد‌ خزايي پس از آن ضمن تهيه مقد‌مات برگزاري جشنواره فيلم فجر، بنياد‌ سينمايي فارابي را هم راه‌اند‌ازي مي‌كند‌ و خود‌ به عنوان د‌اور د‌ر چند‌ د‌وره جشنواره فيلم فجر، به ارزيابي آثار ارايه شد‌ه مي‌پرد‌ازد‌. چند‌ سال بعد‌، با روي كار آمد‌ن د‌ولت هاشمي رفسنجاني، از محمد‌ خزايي د‌عوت مي‌شود‌ تا به عنوان نمايند‌ه ايران به بانك جهاني برود‌ و به اين ترتيب، او براي حضور د‌ر بزرگ‌ترين بانك جهاني، به اتفاق خانواد‌ه‌اش به شهر نيويورك عزيمت مي‌كند‌. محمد‌ خزايي كه پس از سال‌ها حضور د‌ر بانك جهاني به مذاكره‌كنند‌ه‌اي باتجربه بد‌ل شد‌ه است، بارها و بارها مقامات ارشد‌ بانك جهاني، صند‌وق بين‌المللي پول و سفيران اقتصاد‌ي كشورهاي مختلف را به سرمايه‌گذاري د‌ر ايران تشويق مي‌كند‌.


برچسب‌ها: خزایی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 29 تیر1393

ماجرای والی بدفرجام ترشیز

سلام. ستون «حکایت‏های خواندنی ترشیز » دو هفته نامه سرو کاشمر هشتمین بخشش را پشت سر گذاشت. آخرین مطلب این ستون با عنوان «ماجرای والی بدفرجام ترشیز » تقدیم حضورتان می‏شود.

زین الدین محمود واصفی در جای جای کتاب دو جلدی بدایع الوقایع از امیرعلیشیر نوایی وزیر نامور خراسان یاد کرده و گوشه‏هایی از زندگانی و احوال او را نشان می‏دهد .او راوی احوالات این شخصیت والامقام فرهنگی سدۀ نهم هجری است و عملاً خراسان و به ویژه هرات را توصیف می‏نماید. این حکایت برداشتی آزاد از این کتاب است که تقدیم شما خوانندگان محترم این ستون می‏شود:

«از صاحب دارا روایت شده است که سلطان حسین میرزا بایقرا امیری داشت به نام جهانگیر برلاس، که در زمان قزاقی‏ها پیوسته در خدمت او بود، امّا چون میرزا به سلطنت رسید، بخت برلاس برگشت و با همه بدبختی‏ها با امیر علیشیر هم بد بود و به قول واصفی "میر را بسیار اهانت‏ها می‏رسانید." و امیر تغافل می‏فرمود. روزی سلطان از امیر پرسید که مردم در حق من چه می‏گویند؟ گفت که شما را به عدل و داد می‏ستایند اما شنیدم که می‏گویند تنها عیب شما این است که یاران قدیم را فراموش می‏فرمایید. مثلاً می‏گویند که امیر جهانگیر برلاس عمرش را وقف خدمت شما کرد و اکنون "احوالی دارد که از آن بدتر نباشد."  سلطان فرمود که مخدوم! شما او را نمی‏شناسید. اگر از من اندک ملایمتی یابد هر روز یکی را خواهد کشت. سر انجام شاه اختیار کاراو را به امیر سپرد. امیر علیشیردنبال امیر جهانگیر برلاس فرستاد که بیا که بختت بیدار شده  و برلاس پشیمان ازآنچه در حق امیر کرده بود، ریش خود را گرفته بر روی خویش سیلی می‏زد که دریغا که ما قدر امیر علیشیر را نمی‏دانستیم. خلاصۀ سخن آن که امیر، جهانگیر برلاس را والی ترشیز  ساخت.

امیر جهانگیر برلاس که به ولایت ترشیز رسید با بدآموزی گروهی از اوباش که در آن ولایت مشهور به چغول بودند، بیداد و فساد آغاز کرد و دست به مال و ناموس مردم دراز نمود. چون مردم از دست او به تنگ آمدند، گروهی را به داد خواهی به پایتخت فرستادند. امیر به آنان گفت که شما با همۀ امیران خود چنین رفتاری دارید. این شما هستید که باید تأدیب و تعذیب شوید. برلاس که دید وزیر از او طرفداری نموده است، قویدل شد و سه آدم معتبر از آن دادخواهان را کشت.  ترشیزیان، این بار سیاهپوش شده نزدیک به دویست تن به هرات آمده و در برابر در چهارباغ جهان آرا فریاد و فغان بر آسمان رسانیدند  به حدّی که سلطان در درون حرم از غریو آنان ترسیده پرسید که این سرو صداها چیست؟ گفتند که مردم ترشیز از دست امیر جهانگیر برلاس به داد خواهی آمده‏اند. سلطان امیر علیشیر را فراخواند که تو او را بر سر این بینوایان والی ساختی، اکنون جواب اینها را هم خودت بده. امیر فرمود که به مقتضای شرع باید عمل نمود. به این ترتیب جناب والی، در ترشیز محاکمه، پس از ثبوت جرم محکوم به اعدام و به دار آویخته و تیرباران شد.


برچسب‌ها: حکایت‏های خواندنی ترشیز, برلاس
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه 21 تیر1393

کاشمر و تنوع طرح‏های قالی

سلام

شروع دوره بافت و بافندگی حاضر در کاشمر را باید در سال‏های 1260 تا 1280 ه.ش جستجونمود .قاليباف كاشمري درحال حاضرنه تنها به بازارهاي ايران چشم دوخته، بلكه رسوخ دربازارهاي بين‌المللي راهم فراموش نكرده است. دركارگاه‏هاي دیارمان قالي‌هايي با ابعاد دودردو كه باب اروپاست، بافته مي‌شود. بافنده كاشمري نه تنها ازنقشه‌هاي اختصاصی و خراساني استفاده مي‌كند، بلكه مدتي است كه به طرح‏هاي ديگر مناطق هم اقبال نشان مي‌دهد. قالي كاشمر ظريف، نرم و خوش نقش و مرغوب است و در بازار داخل وخارج مشتری‏های  خاص خود دارد.

گره جفتی که هم اکنون نیز کاربرد آن متداول است، از اهمویژگی‏های قالی قدیم کاشمر شناخته می‏شود. عمده ترین مشخصات فرش کاشمر کاربردرنگ‏های مناسب گیاهی، استفاده از شیوه‏های چند چین یک پود، جفتی بافی و تنوع طرح‏هاست. دو طرح بنام و شناخته شده سال‏های قبل از 1340، طرح‏های حسن قاضی و زرین کلک است. این دو طرح در مناطق بسیاری از جمله کاشمر نفوذ یافتند و طی سال‏های متمادی به طورپراکنده توسط بافندگان کاشمری مورد استفاده قرار گرفتند. استفاده از طرح‏های خشتی که تشابه زیادی با قالی‏های چهارمحال و بختیاریدارد، در سال‏های قبل از 1330 در کاشمر متداول بوده است.

 طرح شاه‌عباسي از جمله طرح‏های معروف کاشمر است. اين طرح با زمينهٔ کرم، لاکى يا سورمه‌اى بافته مى‌شود، در اين طرح گوشه‌ها با متن همخوانى دارد و با گل‌هاى شاه‌عباسى پر مى‌شود. در ترنج؛ لچک‌ها و حاشيهٔ گل شاه‌عباسى در ميان اسليمى قرار مى‌گيرد. قالى کاشمر با طرح شاه‌عباسى رنگارنگ ودرخشان است و خود نيز انواع گوناگونى مانند؛ ”شاه‌عباسى لچک ترنج“ می‏باشد. در این طرحدر چهار گوشهٔ بعد از حاشيهٔ پهن چهار لچک و در وسط يک ترنج قرار دارد، گل‌هاى شاه‌عباسى نقش عمده را در همه‌جا تشکيل مى‌دهد. ”طرح شاه‌عباسى افشان“با حذف طرح لچک و ترنج از قالى و پر کردن متن با گل‌هاى شاه‌عباسى به‌وجود مى‌آيد.

طرح ترنج افشان کاشمر نیز هواداران خاص خود را دارد. در اين طرح زمينه بدون لچک است و در وسط يک ترنج در نظر گرفته مى‌شود. متن فرش با گل‌هاى شاه‌عباسى پر مى‌شود. در طرح محرابي لچکى‌ها در دو طرف نقش محراب پوشيده از نقش‌هاى سنتى مى‌باشد و برخى از آنها مزين به نقش‌هاى جديد مثل پرنده و منظره مى‌باشد که از جملهٔ نوآورى‌هاى طراحان دیارمان محسوب مى‌گردد.

طرح گل‌فرنگ يا گل ختائي نیز در کاشمر رواج دارد. گل‌ فرنگ گل‌هاى طبيعى هستند از قبيل رُز و اطلسى و زنبق که به‌صورت دسته در درون گلدان به تصوير کشيده مى‌شود، به هر دستهٔ گل فرنگ ”ختائي“گفته مى‌شود. از ويژگى‌هاى اين طرح پر بودن زمينه از نقش با رنگ‌هاى متفاوت و متعدد است. طرح گل‌ فرنگ به لحاظ موضوع نقش‌ها، اسامى گوناگون دارد که از جمله آنها مى‌توان ”چهار فصل“و ”جنگلي“را نام برد. طرح گل‌ فرنگ از طرح‌هاى سنتى ديگر قدمت کمترى دارد. طراحان کاشمر با تلفيق اين طرح با طرح‌هاى سنتي، طرح‌هاى نوى مانند ”افشان گل فرنگ“ ابداع کرده‌اند.

طرح‌ زيرخاکي (طرح کاسه و کوزه) خاص منطقهٔ کاشمر است و نام خود را از تصوير ظرف‌هائى گرفته که چندین سال پيش از یکی از مناطق  باستانى کاشمر کشف شده‏اند. تلفيق شکل آن ظرف‌ها با نقش‌هاى ديگر، طرح‌هاى جديد و گوناگونى را باعث مى‌شوند که بنا به موضوع آن نقش‌ها به نام‌هاى خاص خوانده مى‌شوند، مثل؛ ”طرح‌ زيرخاکى با لچک ترنج“، طرح زيرخاکى سراسر“، ”طرح زيرخاکى جنگل و بستان“، ”طرح زيرخاکى افشان“و ”طرح زيرخاکى منظره“. طرح زيرخاکى در بين مشتريان خارج از کشور شيفتگان فراوانى دارد به همين دليل خريداران و دلالان فرش آن طرح را به بافندگان سفارش مى‌دهند. این طرحکه در سراسر آن علاوه بر استفاده از تصاویر کوزه، گلدان و کاسه، مناظر متعددی نیزوجود داشت، عموماً در زمینه های سرمه‏ای و لاکی عرضه می‏شد.

در طرح منظره؛ لچکى‌ها صحنهٔ ترسيم مناظر و حيوانات و پرندگان هستند و به‌جاى ترنج نيز منظره‌اى مشتمل بر خانه و درخت و پرندگان بر ميانهٔ فرش نشانده مى‌شود. در فرش منظر اگرچه به‌طور محدود از نقش‌هاى سنتى استفاده مى‌شود اما نقش قالب منظره‌هاى ريز و درشت که در گوشه‌ها و حاشيه‌ها هم جاى داده مى‌شود.طرح آئينه مشتمل بر حواشى و لچکى‌ها و ترنج مى‌باشد. هنرمند مى‌کوشد در داخل ترنج انواع نقش‌هاى رايج در قالى کاشمر را به نحو موزون و دلنشين يک‌جا بياورد و زمينهٔ فرش را آئينه‌اى بپندارد که همهٔ نقش‌ها در آن انعکاس دارد. در طرح‌هاى جديد قالى کاشمر گرايش زيادى به سمبل‌ها و اشکال اسطوره‌اى برگرفته از فرهنگ ايران باستان ديده مى‌شود. اين امر از يک سو طرح‌هاى سنتى و اصيل را تحت تأثير قرار داده و از سوى ديگر مى‌تواند به زيباترين وجه آئينه هنر و فرهنگ ايران باشد.


برچسب‌ها: قالی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 18 تیر1393

پدیده سگ‏ ولگرد و سکوت تلخ برخی از مسئولان

سلام.

واقعیت تلخ آن است که تعداد سگ‏های ولگرد در نواحی شهری و روستایی شهرستان‏مان به هر دلیل در حال افزایش است. انگار نه انگار که مجموعه‏ای به عنوان ستاد اتلاف سگ‏های ولگرد وجود خارجی دارد. آنانی که صبح‏های زود به نیت ورزش به پارک‏ها و بلوار سیدمرتضی (ع) می‏روند شاهد تردد گله‏های کم تعداد و پرتعداد سگ‏ها هستند. تردد سگ‏های ولگرد در حواشی شهر و آبادی‏ها امری عادی است ولی حضور اینان در بطن شهر و آبادی‏ها کمی تا قسمتی آزار دهنده می‏باشد. بیش از این در همین نشریه به دفعات اهمیت این موضوع مطرح شده است. شاید برخی از مسئولان شهری به هر دلیل توان تردد در سطح شهر در ساعات مختلف را ندارند! شاید اینان به علت حضور مستمر و متوالی در انواع جلسات وقت ارزیابی و رصد اوضاع را ندارند. این مهم در نواحی روستایی هم مشهود است.

شایسته است در نواحی شهری دیارمان مسئولان رسیدگی به امور شهری بخشی از وقتشان را به حضور در میان مردم و گشت زدن در سطح حوزه فعالیتشان بپردازند. شاید در این سرکشی‏های سرزده و بعضاً از پیش طراحی شده بتوانند با چشم زیبا بین خودشان مقوله تردد گاه و بیگاه سگ‏های ولگرد را در نقاط مختلف شهر را ببینند و بتوانند با واقع‏گرایی و پرهیز از شعار با این پدیده مبارزه کنند. البته همین جا پیشنهاد می‏گردد مدیران شهری و روستایی دیارمان برای برخورد با سگ ولگرد الزاماً به سگ‏کشی فکر نکنند. باور کنید شلیک یک گلوله حواشی خاص خود را دارد. بایسته و زیبنده آن است که سگ‏های ولگرد زنده‏گیری و عقیم شوند. در این صورت می‏توان آنان را واکسیناسیون و انگل‏زدایی هم کرد.

در صورت حمایت مسئولان می‏توان؛ پناهگاه‌هایی برای نگهداری سگ‏های ولگرد زنده‏گیری شده ساخت. بد نیست بدانید؛ سگ‏کشی غیرقانونی است و بر اساس قانون، می‌بایست مراکزی برای نگهداری آنان ساخته شود و در آنجا یا عقیم‏سازی و یا مرگ بدون درد برای این حیوانات انجام شود. هزینه این دو مورد به مراتب از هزینه اختصاص یافته برای سگ‏کشی کمتر است. بعضی وقت‏ها دچار این حیرت می‏شویم که چرا مسئولان دست‏اندرکار در اموری چون مورد مذکور درصدی از وقتشان را به مطالعه و پیمایش و آمایش و پالایش مسایل و مشکلات حوزه تحت‏امرشان اختصاص نمی‏دهند؟ در  شورای شهر انواع کمیسیون‏ها  نظیر کمیسیون پژوهشی فعالیت دارند. می‏توان از بضاعت علمی این کمیسیون در این راستا و موارد مشابه و مسایل خرد و کلان شهر مشاوره گرفت.

در هر حال پدیده حضور انواع سگ‏های ولگرد با ظواهر مختلف در جای جای شهرستان ملموس و محسوس است. انگار برخی از مسئولان به هر دلیل در این باره فاقد حساسیت لازم هستند. از این بزرگواران استدعا داریم سی درصد از وقت شریفشان را به بررسی موشکافانه مسایل و مشکلات  حوزه کاریشان  اختصاص دهند. برای این مهم کافی است به میان مردم بیایند. گشتی در اطراف بزنند.


برچسب‌ها: سگ ولگرد
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 17 تیر1393

افطار و فهم نبودنت

سلام.

همه چیز برای فهم نبودنت مهیاست. چند دانه خرما و برشی از یک نان سنگک و چند تکه مغز گردو. صفای سفره همینهاست و مهم‏تر از همه یاد تو که در فضا جاری است. یک استکان چای با یک تکه نبات ناب زرد رنگ زعفرانی. باید ندای ربنای شجریان همراهی‏ات کند تا صوت داوودی موذن‏زاده گوشت را بنوازد. در این سفره افطاری همه چیز برای درک نبودنت یک زبان شده‏اند. چای شیرین با طعم فراق. لقمه‏ای آکنده از نوستالوژی‏های کمیاب.

کافی است نبات در بر بستر چای فرو رود و قاشق بر تن استکان بوسه زند و تو هی نبودت را به رخ بکشی و ما هی تمرین مفارقت کنیم.روزگار غریبی است. گاهی به بضاعت این سفره پربار کاسه‏ای سوپ یا آش و حلیم اضافه می‏شود. گاهی زولبیا و بامیه‏ای آذین سفره می‏شوند. گاهی مهمانی سر می‏رسد. نور علی نور می‏شود. در همه این لحظات عطر فضا بوی نبودنت را می‏دهد. می‏دانم که نمک این فضایی وچاشنی عمر ما ولی بدان سخت است مزه مزه کردن هر روزه نبودنت و سخت‏تر رسیدن به ادراک این معنا که در عین نبودن هستی و در اوج بودن نیستی.


برچسب‌ها: افطار
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 16 تیر1393

همه نشریات محلی برابرند و برخی برابرترند !

سلام.

نشريات محلي يكي از گروه‌هاي مهم مطبوعاتي محسوب مي‌شوند و به عنوان نشريات بومي نسبت به نشريات سراسري از اقبال مردمي‌ بيش‌تري برخوردارند. نشريات محلي از جمله کارآمدترین ابزارهاي اطلاع‌رساني در هر منطقه محسوب می‏شوند. دو هفته نامه سروکاشمر در تلاش است تا بتواند نقش اطلاع‌رساني وتحليلي خود را به درستي انجام دهد. در راه تحقق این هدف شاهد انواع مشکلات و موانع مرئی و نامرئی هستیم. شاید مهم‏ترین مشکل نبود راهبرد حمايتي خاص از نشريات در دیار ترشیز بزرگ است.

متاسفانه بسیاری از نهادهای که حسب شرح وظایف و کارکردشان می‏توانند با حمایت از نشریات گام‏های مستحکم و موثری برای بالندگی دیارمان بردارند، به لطایف‏الحیل و با سیاست‏های آکنده از حُب‏و‏بُغض از این مهم فراری هستند و حسب تعلقات خاطرشان آن کاری را که شایسته نیست، انجام می‏دهند.  اینان توجه مناسبي به نشريات به زعم خودشان غیرهمسو ندارند و معمولاً به  آنان به چشمآگهي چاپ‏كن مي‌نگرند.

به اعتقاد بسياري از محققان علوم ارتباطات اجتماعی، آينده متعلق به رسانه‌ها و نشرياتبومي است. قدرت اثر بخشي آنان بسيار بيشتر از ساير رسانه‌هاي همجنس خود خواهد بود.جامعه شناسان ارتباطات معتقدند نشريات محلي به دليل كاركردهاي ويژه خود در حوزهمسايل بومي عمده‌ترين نقش را در شكل گيري رفتارهاي اجتماعي در پايه‌اي‌ترين سطحدارا هستند و در نحوه قضاوت و عكس‌العمل مردم در سطوح ملي و بين‌المللي نيز از اينرهگذر، به شكل غيرمستقيم نقش‌آفريني مي‌كنند.

برخی نشريات به خاطر مشكلات مالي علايق خاص گروه‌ها‌ی موردنظرشان را تعقیب می‏کنند و به خاطر ارتباطاتشان از انواع رانت‏ها و ویژه‏خواری‏ها بهره‏مند می‏شوند. نيازهاي سياسي و اقتصادي نشریات زمينه حساس و بسيار مهمي در نحوه تهيه و توليد نشريه و استمرار حیاتشان هستند. اين نيازها  گاهی در راستای حفظ يك خط سياسي خودنمایی می‏کند. بعض متنفذین و لابی‏گران از احتياج و نياز مالي برخی نشریات بهره ‌مي‌برند و با کمک‏های خود به مرحله‏ای می‏رسند که کنترل این ابزار اطلاع‏رسانی را در سطح خرد و کلان به صورت مرئی و نامرئی بر عهده می‏گیرند. در مباحث روزنامه‌نگاري به این پدیده اصطلاحاً؛ سلطه منبع خبري می‏گویند.

مطبوعات همواره با مشكل نداري درگير هستند. نشريه‌اي مملو از فقر مادي همچون روييدن گل سرخ در بياباني است كه همواره تنها مانده تا اينكه خشكيده و پر پر شود. با بررسي كيفيت  بعض مطبوعات پي می‏بریم كه آنها به جاي فرهنگ‌سازي به تابلوي تبليغاتي براي بنگاه‌هاي مالي و افراد حقیقی و مراکز حقوقی خاص تبديل شده‌اند و لابد برای بقا چاره‌اي جز اين امر ندارند. شاهدیم که براي نشرياتي در تهران كه غول‌هاي انحصارطلب هستند زمين‌هاي چند ده هكتاري داده مي‌شود ولي قریب به اکثریت نشريات محلي از كوچك‌ترين توجهي در اين ارتباط و حتي كمتر از آن محروم هستند.

برخی از صاحب‏نظران با اشاره به اصل 48 قانون اساسي بر لزوم رعایت عدالت در توزیع بيت‌المال و توجه یکسان به نشریات در سطح کشور تاکید دارند و معتقدند که وزارت ارشاد بايد دستگاه‌ها را مكلف كند تا اطلاعيه‌ها،آگهي‌ها و منابعي پولي كه به جيب غول‌هاي رسانه‌اي در تهران روانه مي‌شود در داخل استان‏ها و میان نشریات محلی توزيع شود. واقعيت اين است كه بدون بودجه نمي‌توان كار فرهنگي موثر انجام داد. باید به مطبوعات به عنوان يك عنصر فرهنگي مطلوب، توسعه‌دهنده و خدمتگزار نگاه ‌كرد.

 متاسفانه برخی از مسئولین به هر دلیل برای نشریات محلی ارزش زیادی قائل نیستند. نشریات پل ارتباطی بین مردم و مسئولین هستند. تنها درآمد نشریات محلی از محل درج آگهی و رپرتاژ است که متاسفانه برخی علیرغم تاکید فرادستان خود نگاهی عدالت‏محورانه به تمام نشریات محلی ندارند. از دید اینان همه نشریات محلی برابرند و برخی برابرترند. امید شاهد نگرش مثبت کلیه مسئولان و مدیران بخش‏های دولتی و تعاونی و خصوصی به نشریات محلی به صورت یکسان باشیم.


برچسب‌ها: نشریات محلی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 15 تیر1393

گذری و نظری بر چند مانع رشد و بالندگی کاشمر

سلام.

فرهنگ هم مي‌تواند عامل توسعه باشد و هم مانع توسعه. نبود رويکرد و طرز تلقي مبتني بر «تفکر علمي» و عقلانيت در بين مسئولين و مردم از رشد و توسعه یکی از موانع رشد کاشمر محسوب می‏شود. توسعه اقتصادي در درجه اول تابعي از رويکرد و طرز تلقي مسئولين و مردم از رشد و توسعه است. اگر اين رويکرد مبتني بر «تفکر علمي» و عقلانيت باشد زمينه‏هاي توسعه اقتصادي مهياست در غير اين صورت ولو اين كه كه هر سال بودجه و اعتبار بيشتري جهت توسعه تامين گردد، چه بسا با وضعيتي نابسامان تر از وضعيت کنوني مواجه شويم.

فقدان فرهنگ كار و توسعه در دیارمان آزاردهنده است. در دوران بعد از انقلاب شاهد حضور فرزندان دیارمان در جایگاه‏های مهم استان و کشور بودیم. اینان برای دیارشان چه کردند؟ ما از آنان چه خواستیم؟فرهنگ مبارزه براي طلب حق، كار و تلاش و حس مسئوليت‌پذيري در کاشمر در سطح مطلوب نیست. متأسفانه به جاي آن فرهنگ سهم‌خواهي گروهي و جرياني وجود دارد. برای بسیاری از ما این یک اعتقاد است که؛« دیگی که برای ما نجوشد بهتر آن که کله سگ در آن بجوشد!»

هنوز می‏شنویم که برخی می‏گویند؛ «به من چه!» و «كلاه خودت رو بگير كه باد نبره»!! این جریان یا آن طیف تنها انتظاراتي كه از مديران دارند، انتظارات خطی و محفلی و در نهایت عاطفي و شخصي است.انتظارات توسعه‏اي شهرستان نزد بسیاری محلی از اِعراب ندارد. متاسفانه از رفتار رقابتي و برتري جويي براي خدمت به شهرستان استفاده نمي شود و  عده‏ای قابل توجه تنها به خاطر منافع شخصي و با روش‏هاي نابهنجار و غير اخلاقي دست به تخريب هم می‏زنند. پیشرفت، گفتمان غالب دیارمان نیست؛ رويكرد اقتصادي اغلب مردم مبتني بر معيشت و نه توليد ثروت مي‏باشد.  بسیاری هدفشان گذران امروز است و چو فردا بيايد فكر فردا كنند. از ديدگاه آنان توسعه چيزي است كه بايد به آنها داده شود و نه اين كه براي رسيدن به توسعه بايد تلاش كرد و توسعه را به دست آورد.

فرهنگ تقديرگرايي در دیار ما قابل رصد است.تقديرگرايي در واقع اعتقاد به سرنوشتي از پيش محتوم و باور به تعيين آن توسط نيروي ماوراء الطبيعه و قبول عدم امکان دخالت در تغيير آن است. تقديرگرايي در ادبيات عاميانه خود را در کلماتي چون؛ پيشاني نوشت، سرنوشت، مقدرات،  بخت،اقبال و شانس نشان مي دهد و البته برخي اوقات نيز رنگ ديني به خود مي گيرد و تبديل به اصطلاح خواست خدا مي شود . از جمله آثار و عوارض وجود انديشه تقديرگرايي در يک جامعه مي توان به عدم توجه کافي به علم و عدم رشد تفکر علمي در جامعه ،احساس بي قدرتي در زندگي اجتماعي و از بين بردن انگيزه ايجاد تغيير در جامعه اشاره نمود.

توسعه اقتصادي به معناي رشد اقتصادي همراه با تغييرات بنيادين در اقتصاد و افزايش ظرفيت‌هاي توليدي اعم از ظرفيت‌هاي فيزيکي، انساني و اجتماعي مي باشد. به دنبال توسعه اقتصادي ثروت و رفاه جامعه و اشتغال افزايش مي‏يابد. از جمله علل و موانع اقتصادي كه موجبات كندي رشد و توسعه اقتصادي شهرستان را به همراه داشته است مي‏توان به ؛ عدم وجود برنامة مدون و استراتژيک براي توسعه پايدار و همه جانبه شهرستان، فقدان محرك‏هاي توسعه و بخش‏هايي كه بتوانند با رشد خود از طريق ارتباطات پسين و پيشين، ساير بخش‏ها را نيز به دنبال خود بكشند و ناتواني بخش خصوصي در سرمايه گذاري در طرح‏هاي اشتغال زا و سرمايه گذاري‏هاي کلان و نيمه کلان به واسطه سطح پايين درآمد مردم شهرستان اشاره کرد.

فقدان آمار واطلاعات مناسب و به روزدر زمينه هاي مختلف جهت استفاده در برنامه‌ريزي‌ توسعه شهرستان و نبود طرح و برنامه مناسب جهت معرفي پتانسيل‏ها ، قابليت‏ها و مزيت‏هاي نسبي شهرستان و استفاده از الگوي كشت نامناسب و كاربرد روش‏هاي سنتي و ماشين الات فرسوده در توليد محصولات كشاورزي و همچنين پراكندگي و كوچك بودن اراضي كشاورزي كه برونداد آن بهره وري و بازدهي پايين فعاليت هاي كشاورزي مي باشد، آزاردهنده است. ناپايداري مديريت ها در سطح شهرستان و غيربومي بودن بعض مديران، نیز قابل تامل است.

نقش نيروي انساني در فرايند توسعه پايدار ، نقشي مهم و بي بديل است و آينده هر ملتي را نيروي انساني آن تعيين مي‌کند .سهم نيروي انساني در ثروت کشورها، در ژاپن 80،آلمان و اسپانيا 78 و ترکيه72 درصد است .در دهه هاي اخير به‌ منابع‌ انساني‌ به‌ عنوان‌ عنصري‌ هوشمند توجه‌ شده‌ است‌ که ‌با مهارت‌ و خلاقيت‌ خود نقش‌ اساسي‌ در سيستم‌ ايفا مي‌کند. ایجاد انگيزه در نيروهاي متخصص و موثر شهرستان جهت اقامت در منطقه ضروری است. سالهاست شاهد بحث در باره شايسته سالاري در بين نيروهاي انساني در کاشمر هستیم. شايسته سالاري مجموعه‏اي از توانايي‏ها، دانش، مهارت، خصوصيات شخصي و شخصيتي و علايق فرد يا هوشمندي و استعداد مي باشد .


برچسب‌ها: توسعه کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر