X
تبلیغات
واژه نویس

چهارشنبه 3 اردیبهشت1393

سگ‏گردانی؛ تلاشی برای تفاخر و انواع پُزهای اجتماعی

سلام

لابد در برخی از شهرهای کشور و به خصوص در تهران شاهد پدیده سگ‏گردانی  بوده‎‏اید. این پدیده یکی از جلوه‏های سبک زندگی غربی است که متاسفانه در دیار ما نیز اندک اندک در حال جلوه‏گری است. لابد شما هم متوجه حیوانی که از پنجره ماشین و یا کاپشن مردی موتورسوار بیرون را نگاه می‌کند شده‏اید. این پدیده در کاشمر فعلاً در شب‏ها بیشتر از روزها مشهود است. مذهبی بودن اهالی شهرمان سدی محکم برای علنی‏تر شدن این پدیده محسوب می‏شود. با این همه این پدیده در بافت جدید شهر و بعض تفرجگاه‏ها مشهود است.

سگ‏گردانی سوغات فرهنگ غرب است. ورود سگ به زندگی انسان را هم شرع و هم علم نهی کرده است. قطعاً بین نکات مثبت این حیوان و زشت بودن پدیده سگ‏گردانی  تفاوت است. سگ‏گردانی    هم حقوق حیوانات را تضییع کرده و هم به حقوق شهروندی تجاوز می‌کند. انسانی که صاحب عقل و احساس است نیازمند همنشینی با همنوع خود است، از این‌رو زیبنده چنین موجودی که احسن خلایق نام دارد نیست تا پائین‏تر از خود را در بین مخلوقات همراه و همنشین قرار دهد. سگ برای نگهبانی، شکار یا برای استفاده در نیروهای پلیس و نیروهای امدادی قابل استفاده است.

 نگهداری از هر حیوانی در منزل مستلزم رعایت نکات بهداشتی است، این حیوانات باید حتماً تحت نظر دامپزشک نگهداری شوند.  مهم‌ترین عوارضی که ممکن است افرادی که از سگ نگهداری می‌کنند، به آن دچار شوند عبارت از؛ بیماری هاری، انواع حساسیت‌ها، لیشما نیوز جلدی یا سالک و بیماری‌های انگلی است.  کودکان در مقابل سگ آسیب‌پذیر تر هستند. لابد می‏دانید گه رسانه‏های بیگانه و اینترنت با تبلیغ سبک زندگی غربی تاثیر بسیاری بر گسترش این پدیده دارند.

بد نیست بدانید؛ کم شدن روابط عاطفی بین انسان‌ها مانند غرب، موجب روی آوردن افراد به نگهداری از سگ می‌شود.برخی افراد به خاطر فرار از تنهایی ترجیح می‌دهند از یک سگ نگهداری کنند. برخی این رابطه را به دلیل هوش بالای سگ و امکان ارتباطش با انسان جایگزین خلأهای عاطفی می‌کنند. برخی  با گرایش به این پدیده به دنبال اخذ گونه‌ای از پرستیژ اجتماعی هستند. عده‏ای این پدیده را جزو لاینفکی از زندگی شهری و کلاس اجتماعی می‏دانند. حتی آن را رعایت مُد روز می‏خوانند. علاقه‏مندان به پدیده سگ‏گردانی می‏دانند اهالی به آنان با دیدی متفاوت نگاه می‏کنند. آنان عاشق همین نگاه متفاوت هستند. در قانون جرمی به نام سگ‌بازی یا نگه‌داری سگ وجود ندارد اما می‌تواند زیر مجموعه جرم‌های دیگر باشد.

در زمستان 89 تعدادی از نمایندگان مجلس طرحی را امضا كردند كه بر اساس آن، نگهداری و تردد سگ‌ها در خیابان ممنوع ‌شود. تصويب اين طرح منجر به الحاق یک ماده به قانون مجازات اسلامی شد تا برای کسانی که مبادرت به نگهداری سگ یا دیگر حیوانات مضر در منزل خود می‌کنند، مجازات در نظر گرفته ‌شود. آنها از وزارت بهداشت خواستند تا فهرست حیوانات خطرناک و نجس‌العین علاوه بر سگ را تهیه كند. به موجب آن نگهداري حيوانات خانگي در آپارتمان‌ها و تردد آنها در خيابان‌ها ممنوع اعلام شد.

 در اين قانون آمده كه مرتکب، علاوه بر جزای نقدی از یک میلیون ریال تا 5 میلیون ریال و ضبط حیوان مذکور محکوم می‌شود. کاشمر دیاری مبتنی بر ارزش‌ها و اعتقادات مذهبی است لذا باید هنجارهای جامعه در نگهداری حیوانات رعایت شود. استفاده از حیوانات در خیابان ها و اماکن عمومی از لحاظ نگاه اجتماعی و تقویت گروه های همسال باعث می شود افراد به داشتن حیوانات مبادرت ورزند البته آن چه که نباید نادیده گرفته شود آن است که افراد بخواهند با حیوانات دیده بشوند.

 بد نیست بدانید؛ طبق قانون شهرداری‌ها مکلف شدند از پرورش، نگهداری و عبور دادن حیوان اهلی به صورت پیاده در محدوده شهرهای با جمعیت بیش از ۵۰ هزار نفر ممانعت به عمل آورند.  متاسفانه امروزه پدیده ناپسند سگ‏گردانی  تبدیل به نمادی برای تجدد و به روز بودن عده‏ای شده است.  متاسفانه جوانان با الگو گرفتن از برخی چهره‏های مطرح کشور نظیر ؛هنرمندان و بازیگران ، دست به این کار می‏زنند و بدون هیچ پیشینه ذهنی و فقط برای همسان‏سازی خود با یک چهره معروف ، خود را متمایل به زندگی با حیوانات نشان می‏دهند .


برچسب‌ها: سگ گردانی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 2 اردیبهشت1393

ترشیز و آرزوي ساکت کردن صدای تفنگ‌ شکارچی‏هاست

سلام

می‏گویند روزگاری دشت درونه میزبان گله‏های گور بود.، نقل است روزگاری پلنگ‏ها در جای جای ارتفاعات ترشیز تردد داشتند و برای خود حد و مرزی مشخص داشتند. معمرین از تنوع شکار در کوه و کویر ترشیز خاطره‏ها دارند.  قدیمی‏ها قایل به نوعی آیش در امر شکار بودند. از دید آنان شکار باید آماده شکار باشد. باردار نباشد. شکار در روزگاری نچندان دور دارای آیین‏نامه ای نانوشته بود که بر اساس آن نباید نسل شکار منقرض شود. یک زیست مسالمت‏آمیز میان صید و صیاد بر قرار بود

آنچه در حال حاضر در ترشیز و بسیاری از نقاط کشور در حوزه شکار ساری و جاری است، تلاشی خواسته یا ناخواسته برای انقراض انواع گونه‏های حیات وحش است. قوانین این حوزه گشاده دستانه می‌گوید؛ « هر ایرانی بالای هجده سال مجاز است سه قبضه سلاح شکاری داشته باشد؛ یک تفنگ گلوله‌زنی برای شکار پستانداران، یک تفنگ گلوله‌زنی با کالیبری کوچکتر از شش میلی‌متر برای تمرین تیراندازی و یک تفنگ ساچمه‌زنی برای شکار پرنده!»

لابد شنیده‏اید که در دیارمان بالغ بر سیصد شکارچی دارای مجوز هستند.  در میان شکارچیان برخی از نواحی کشور این باور وجود دارد که شکارچی واقعی در مقطعی از زندگی‏اش تفنگش را در مقابل دیدگان همگان می‏شکند. او در این مرحله به معنای واقعی شکارچی می‏شود. او به این ادراک والا رسیده است که؛ تداوم روند شکار به فصل آیشی برای حیات وحش نیازمند است. بد نیست بدانید آیین تفنگ شکستن  در غرب کشور در میان برخی از شکارچیان رایج است.

خدا کند این آیین در میان شکارچی‏های ترشیز رواج یابد و روزی  بشنویم که؛ فرزندی از پدرش خواست دیگر به شکار نرود و لاشه حیوانات را به خانه نیاورد. او  تلاش خواهد کرد که؛  پدرش را مجاب کند که از شکار دست بشوید و سرسلسله توبه شکارچیان شود.  خدا کند؛ روز به روز به شمار شکارچیانی که توبه می‌کنند و تفنگ می‌شکنند، افزوده شود. خدا کند؛ ماجرای توبه از شکار و تفنگ شکستن سکه رایج دیارمان گردد. فراموش نکنیم بنیه حیات وحش ترشیز چونان سایر نقاط کشور با از بین رفتن زیستگاه‌ها، نفوذ آلودگی‌ها به آب و خاک، نفوذ بی‌حد و حصر ما به قلمرو حیوانات و شکار پُرشمار گونه‌های مختلفِ حلال گوشت و حرام گوشت، اینقدر لاغر شده که فعلا باید به فکر راهی برای زنده نگه داشتن آن بود و زود است به این بیندیشیم که چه زمانی پروار خواهد شد و می‌توان شکار کنترل شده را پی گرفت.

بد نیست بدانید که؛ در اسفندماه پانزده شکارچی اهل «کامیاران» در کردستان تفنگ و شکار را کنار گذاشته و کبک‌های طعمه خود را رها کردند و با قفس سوزان به استقبال بهاری متفاوت رفتند؛ بهاری که در آن حیات وحش آن خطه شکارچیان کمتری به خود می‌بینند و احتمال نابودی‌شان کمی کاهش یافته است.آن روز شکارچیان توبه کرده، بیانیه‌ای خواندند که نشان می‌داد نه تنها از شمار شکارچیان کاسته شده، بلکه بر شمار نگهبانان محیط زیست افزوده شده است، آنان شعار دادن که؛ «اسلحه مقدس، اسلحه شکسته است»

نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1 اردیبهشت1393

جای خالی یک مدل خطر پذیری زلزله در ترشيز

سلام

از میان ۴۲ مورد حوادث غیرمترقبه ۳۰ مورد آن در خراسان رضوی و  و ترشیز کهن امکان بروز و روی دادن دارد.مهم‏ترین حوادث طبیعی استان نظیر؛ زلزله، سیل، توفان، بیابان‏زایی، حرکت شن‏های روان، صاعقه، برودت بیش از حد هوا، خشکسالی و هجوم آفات گیاهی و نباتی است.  در این میان شاید نوشتن در باره گسل درونه و اژدهای خفته دیار ترشیز در ظاهر تکراری باشد. شاید گفتن این مهم که؛ در میان تمامی استان‏ها وضعیت خراسان رضوی در مرحله قرمز و هشدار قرار دارد، تکراری باشد. خراسان رضوی جزو شش استان نخست کشور است. به طور میانگین سالانه 500 تا600 زلزله در مناطق مختلف خراسان رضوی به وقوع می‌پیوندد.  شاید همه بدانید که مطابق آخرین پیش بینی‏های کارشناسان، بزرگترین و مرگبارترین زلزله بعد از بم، در یک قدمی استان خراسان رضوی است.

ولی یقین بعض تکرارها از باب تذکر لازم است. ضروری است که بحث مدیریت بحران در ترشیز و شهرستان‏های سه‏گانه‏اش جدی گرفته شود. به گفته مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان رضوی ؛« 65 درصد مساحت استان در خطر نسبی بالا و 35 درصد در محدوده متوسط خطر زلزله  قرار دارد و این امر نشان می دهد که خراسان رضوی بر روی مدار زلزله می چرخد.» امید که خراسان و ترشیز شاهد هیچ زلزله‏ای نباشد. ولی اگر دیر یا زود این حادثه طبیعی  رخ دهد یقین با چالشی بزرگ روبرو می‏شویم. بالا زدن آستین‏های همت با کمی دقت برای پیشگیری ضروری است. می‏توانیم با رعایت استانداردها و مدیریت  به قاعده  بحران احتمالی، پیش از وقوع واقعه به فکر علاج و راه چاره باشیم.  

طی 10 سال اخیر 127 مورد زلزله بالای سه و نیم ریشتر خراسان رضوی را لرزانده و زنان و مردان بسیاری را به کام مرگ کشانده است. شش مورد از این زلزله ها بالای 5 ریشتر بوده است. در خراسان رضوی  در کنار گسل درونه دارای بیست گسل دیگر است. آیا در شهرستان‏های سه گانه ترشیز  دستگاه شتاب نگار به منظور سنجش زلزله نصب شده است؟ آیا بنیاد مسکن و نظام مهندسی و شهرداری و سایر نهادهای مشابه بحث مقاوم سازی خانه‏های روستایی و منازل شهری را جدی گرفته‏اند؟ خدا کند روند بهسازی بافت‏های فرسوده موجود در نواحی روستایی و شهری ترشیز جدی گرفته شود.

 بد نیست بدانید در حال حاضر تنها 25 درصد از خانه‏های روستایی استان در برابر زلزله شش ریشتری مقاوم هستند. اگر مسئولان این آمار را در ترشیز  کهن صادق بدانند، باید مجدانه بحث پیشگیری، مقاوم‏سازی و ایمن‏سازی ساختمان‏ها را در اولویت اول بنیاد مسکن قرار دهند. متاسفانه بخش عمده‏ای از واحدهای مسکونی مناطق روستایی در برابر خطر زلزله مقاوم نیستند و این امر در حالی است که در شهرها نیز بساز و بفروش‏ها توجه چندانی به اصول ایمنی در ساخت و سازها نمی‏کنند.

 مشهد مقدس به عنوان اولین شهر کشور اقدام به تهیه مدل خطرپذیری زلزله و تهیه بانک اطلاعاتی مربوطه کرده است. یک‌چهارم بودجه این پروژه از سوی مدیران آسیایی و جهانی تامین می‏شود. این پروژه در مرحله اجرا قرار دارد و بر این اساس مدیران شهری با آگاهی کامل بعد از اجرای پروژه، آموزش‌های ایمنی را می‌ببیند. آیا اتاق فکری برای تهیه مدل خطرپذیری زلزله در شهرستان‏های سه گانه ترشیز کهن تهیه شده است؟ آیا بانک اطلاعاتی مربوط به اقدامات ضروری در صورت وقوع زلزله تهیه شده است؟ امید جواب این دو پرسش مثبت باشد که متاسفانه نیست. امید روزی روزگاری این مدل تهیه گردد. فراموش نکنیم گاهی اوقات زود دیر می‏شود!


برچسب‌ها: زلزله
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 31 فروردین1393

ارباب رجوع مراکز درمانی کاشمر نیازمند راهنمایی و همراهی

سلام. خدا را شُکر که دیارمان دارای مجمع خیرین سلامت است. خدا اموات خیرین را بیامرزد که بزرگوارانه دغدغه‏های حوزه درمان و بهداشت و سلامت دیارمان را پیگیر هستند. باید به دست‏اندرکاران حوزه سلامت هم خسته نباشید گفت. تامین تجهیزات و امکانات و ساخت و ساز توسط خیرین امری حسنه و از سر نیک اندیشی است که باید به بهترین نحو پاس داشته شود. با این همه بر مسئولان حوزه درمان و مدیران بیمارستان‏ها و مراکز درمانی است که به درستی در تکریم ارباب رجوع مجدانه بکوشند. ارباب رجوع این مراکز دلمشغول درد و درمان خود یا عزیزانشان هستند در این حالت مشتاقند که مخاطبشان با آنان مهربان باشند و حتی با آنان همدردی و همراهی کنند.

کارکنان و نیروهای خدوم مراکز مذکور در گذر زمان با انواع نظرات و انتقادات و دیدگاه‏های بیماران و همراهان و ارباب رجوع  آشنا هستند. به همین خاطر مطلوب آن است که با دقت در راستای پاسخگویی مسئولانه گام بردارند. کارمندان و پرستاران و پزشکان مراکز درمانی بدانند که؛ مراجعین اعم از شهری و روستایی و زائر و مسافر به مراکز درمانی بسیاری از مطالبی که آنان می‏دانند، نمی‏دانند. مراجعین حتی اطلاعات و مسایلی که به زعم دست‏اندرکاران بدیعی و طبیعی است را به درستی نمی‏داند. پیشنهاد می‏شود این اطلاعات به ظاهر معمولی باید به بهترین نحو در ورودی هر مرکز و راهروهای آن نصب گردد.

بد نیست بدانید حتی در مواردی ارباب رجوع اطلاعی از بخش‏های مختلف مرکز درمانی ندارد. نصب تابلوهای راهنما در محوطه و ورودی این مراکز ضروری است. مسئولان این مراکز خود را به جای ارباب رجوع بگذارند و از منظر او به مرکز تحت امرشان بنگرند. در این صورت متوجه می‏شوند که یک همراه بیمار در حالی که درگیر انواع تألمات روحی است نیازمند راهنمایی است.  نیازمند توجه است. حتی در مواردی نظیر؛ تولد فرزند، یک عمل موفقیت آمیز و سایر موارد شادی آور باید به همراه بیمار توجه کرد.

مسئولان مراکز درمانی بدانند که در و دیوار مجموعه‏های تحت امرشان حُکم رسانه را دارند. همراه بیمار در حالی که در انتظار تعیین وضعیت  بیمارش است برای گذران وقت چشم به در و دیوار دارد. متاسفانه بحث پرکردن اوقات فراغت همراه بیمار به درستی مدنظر قرار نگرفته است. بد نیست بدانید که بسیاری از اطلاعیه‏ها و پوسترها هم تاریخ گذشته است. قرآن‏های موجود در برخی از اتاق‏ها نیازمند صحافی هستند. شاید بتوان با کمک اداره کتابخانه‏های عمومی شهرستان ایستگاه‏های مطالعه در برخی از این مراکز نظیر؛ نمازخانه و مسجد پیش بینی کرد.

 


برچسب‌ها: مراکز درمانی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه 30 فروردین1393

حکایتی دیگر از ترشیز

سلام. مطلب ذیل در ستون « حکایت‏های از دیار ترشیز » دوهفته نامه سرو کاشمر با عنوان « نماینده‏ای که ديوانه رژيم پهلوي بود! » منتشر شد:

حاج اسداله زوار تبریزی  با حمایت دربار وقت در انتخاباتی فرمایشی به عنوان نماینده  ترشیز در دوره‏های؛ ششم، هفتم، دهم و یازدهم راهی مجلس شورای ملی شد.  اولین بار در سال 1305 ه.ش راهی مجلس وقت شد. قبل از او محمد تقی بهار (ملک الشعراء)   نماینده ترشیز در مجلس پنجم بود.  دومین بار در سال 1307 ه.ش در دوره هفتم مجلس شورای ملی حاضر شد. در مجلس هشتم میرزاآقا ضیایی ملقب به ضیاءالاطباء بنا به دستور دربار به جای او به مجلس رفت. بی‏اقبالی جاج اسدالله زوار در ورود فرمایشی به مجلس نهم ادامه یافت و به جای وی علی اقبال ملقب به  اقبال‏السلطان از تبار خاندان مقبل‏السلطنه راهی مجلس شد. اما در دوره دهم فعالیت مجلس یعنی در سال  1314 ه.ش باز توانست اعتماد دربار را به خود جلب کند.

 این مهم در یازدهمین دوره مجلس تکرار شد و او برای چهارمین بار نماینده ترشیز شد. او بار دیگر در دوره دوازدهم فعالیت مجلس  ناکامی را تجربه کرد. بعد از او محمد ابراهیم کلالی مشهور به امیر تیمور در سال 1318 ه.ش راهی مجلس شد. حاج اسداله زوار تبریزی هر بار که از حضور در مجلس باز می‏ماند تلاش می‏کرد نظر وزیر دربار وقت و طاغوت پهلوی را به خود جلب کند. به مورد ذیل به عنوان نمونه‏ای از فرمایشی بودن انتخابات در دوران طاغوت توجه کنید: « حاج اسداله زوار تبریزی  نماينده كاشمر در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود كه نامش در دوره هشتم از فهرست نامزدهاي مورد قبول دولت خط خورد. او به تاريخ28/9/1309  درحالي كه انتخابات كاشمر(ترشيز) تمام شده بود، نامه‏اي به تيمورتاش وزير دربار نوشت و از وي خواست كه به هر شكل ممكن اجازه دهد به مجلس راه يابد.

زوار در اين نامه به تفصيل از خدمات خود به رژيم پهلوي سخن مي‏گويد و تصريح مي‏كند: «حضرت اشرف! من فداتم. من ديوانه رژيم پهلويم. من عاشق اعليحضرت وحضرت اشرف هستم. شاهد بر اين ادعايم كه در اين مدت چهار سال (دوره هاي ششم و هفتم) اوامرتان را ديوانه‏وار به موقع اجرا مي‏گذاشتم. حضرت اشرف! من خدمتم از تمام اينهايي كه وكيل فرمودي نسبت به رژيم مقدس بيشتر است.» او سپس با ذلت تمام مي‏خواهد كه دوباره وكيل مجلس شود: «اينك اي كسي كه غير از تو اميد و پناهي ندارم، به دادم برس، آقايي فرما، حيات و مماتم بسته به فتوت و جوانمردي حضرت اشرف است. اگر خود حضرت اشرف نسبت به چاكر كم لطفند، والله، بالله، تالله خيانت نكردم و تقصيري ندارم. ترحم فرما، تفضل كن. همان طوري كه در دوره هفتم طلوع را و در دوره هشتم شريعت زاده را نجات دادي، چاكر بيست و پنج ساله خود را هم نجات بده.»اما تيمورتاش درخواست او را رد مي كند و خاطر نشان مي سازد كه «رژيم حاضر، الحمدلله مستغني از مساعدت من و ايشان است.»


برچسب‌ها: حکایات ترشیز
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 27 فروردین1393

از ارضت تا فدافن

سلام. گویا قرار بود بهروز ار روستای ارضت با اولین پرواز به روستای فدافن بیاید. نیامد. خط هوایی گرگان به کاشمر هنوز کلنگ نخورده است. هنوز قطاری از گرگان به سوی کاشمر حرکت نمی‏کند. هنوز فرودگاه کاشمر رویایی وهم‏آلود در هوایی مه‏گرفته است. این شعر واره به بهروز عزیز تقدیم می‏شود:

 

باد می‏وزد

برگ‏های دفتر خاطراتم ورق می‏خورد

قطاری نعره‏کشان سر می‏رسد

از میان برگ‏ها عبور می‏کند

من دراین صفحه‏ام، روبروی تو

و تو در آن صفحه، محو نبودن من

رد قطار باقی است

ولی افسوس، دیار من  نشانی از قطار ندارد

ایستگاهی برای انتظار ندارد

اینک باد نمی‏وزد

قطار در ذهنم نعره نمی‏کشد

در سکوت ایستگاه

دفتر خاطراتم شده

 باغ بی برگی

نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 26 فروردین1393

چرا رفتی

 سلام.

خسته‏ای. دلت می‏خواهد اسیر موسیقی شوی. صدای همایون شجریان گوش‏نواز و دل‏انگیز است. آلبوم « نه فرشته‏ام، نه شیطان» ترا به خود می‏خواند. به ترانه « چرا رفتی» می‏رسی. سیمین بهبهانی سراینده این شعر است. کمی تا قسمتی از خستگی‏ات رفع شده است. ساعتی بعد در باره این ترانه با دوستی همکلام می‏شوی. از سر شوق نظرت را به موزیک ویدئوی در باره این ترانه جلب می‏کند. کاری از باران کوثری. خستگی‏ات بیشتر رفع می‏شود.

چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست

ندیدی جانم از غم ناشکیباست 

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

خیالت گر چه عمری یار من بود

امیدت گر چه در پندار من بود

بیا امشب شرابی دیگرم ده

ز مینای حقیقت ساغرم ده

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

*********

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست

ندیدی جانم از غم ناشکیباست

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

دل دیوانه را دیوانه تر کن

مرا از هر دو عالم بی خبر کن

بیا امشب شرابی دیگرم ده

ز مینای حقیقت ساقرم ده

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

 


برچسب‌ها: ترانه
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر