چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴

حال نزار محیط زیست کاشمر و چند سوال

سلام

خدا را شاکرم که کاشمر دارای فون جانوری و فلور گیاهی مناسبی است. خدا را شکر در باره محیط زیست  موزه داریم. باید بابت وجود کوهستان و دشت در دیارمان خوشحال باشیم. طبیعت زیبای کوهسرخ و گیرای دشت فرصتی مناسب برای جذب گردشگران علاقه‏مند به طبیعت است. کاشمر مستعد جذب اکونوریست است. در روز و شب کوه و کویر می‏توان پذیرای گردشگران حوزه شکار بود. البته شکار به معنای ذبح وحوش منظور نیست. آیتمی از شکار مختص صید حیوان و ثبت رکورد و اخذ اطلاعات مختلف و آزاد سازی است. کاشمر فرصت مناسبی برای این موضوع است. تصور بفرمایید مسابقه زنده‏گیری حشرات، پرندگان، خزندگان و ... در ارتفاعات کوهسرخ و نواحی دشت برگزار شود.

دشت برای کویرنوردی و ستاره چینی مناسب است. ایجاد کمپی در جنوب روستای گندم بر ( گنده بر) خالی از لطف نیست. در اینجا می‏توان با گله شتر عکس یادگاری گرفت، می‏توان در اطراق شبانه فضایی شاعرانه را تجربه نمود. کوهستان نیز مستعد صخره‏نوردی، کوه‏پیمایی و بهره‏مندی از زیبایی‏های دره‏ها و قله‏هاست. ساخت چند جان‏پناه گامی برای ترویج کوه‏نوردی است. ولی چه فایده که خود در حال تهدید طبیعت و محیط زیست هستیم. پایین رفتن سفره‏های آب زیرزمینی، خشک شدن قنوات و چشمه‏ها، آلودگی هوا، وجود صنایع مزاحم، وجود انواع فاضلاب‏ها، تبدیل باغات به ویلا و انواع ساختمان‏ها و از همه بدتر تجاوز به حریم منابع طبیعی و رود و دره و کوه باعث شده محیط زیست کاشمر حال نزاری نداشت باشد.

در حوزه محیط زیست شعارهای خوبی بر زبان می‏آوریم. اقلام تبلیغاتی خوبی توزیع می‏کنیم. شعار می‏دهیم که بر آنیم تا احترام به محیط زیست را از کودکی در جان و روان فرزندانمان نهادینه کنیم. داد می‏زنیم قصد فرهنگ سازی داریم. فریاد می‏زنیم که؛«هر چه آموزش مدارس را از سطوح پایین‏تر شروع کنیم ،ماندگاری مطالب وتاثیرگذاری آن بیشتر خواهد بود». افزایش معلومات زیست محیطی جامعه نقشی موثر در حفاظت از محیط زیست  دارد. اینکار بایسته باید ادامه بیابد ولی در حال حاضر فلان معدن‏کار غریبه فعال در بهمان نقطه خاص کوهسرخ یا  نقطه دیگری از کاشمر، باید حافظ محیط زیست یاشد باید در این راه هزینه کند. آیا این اتفاق افتاده است؟

آیا پس‏ماند و فاضلاب فلان کارخانه در بهمان شهرک صنعتی  همچنان در حال نفوذ به قنات این یا آن آبادی است؟ آیا قرار است وضعیت دپوی زباله‏ها به وضعیت فعلی باشد؟ چه کسی قرار است این طلای کثیف را استخراج کند؟ راستی از طرح تفکیک زباله چه خبر؟ از طرح بزرگ جمع‏آوری و  تصفیه فاضلاب چه خبر؟ آیا مشکل وجود آرسنیک در آب بعض نقاط کوهستانی شهرستان حل شد؟ خدا را شکر که ریزگردها هنوز به کاشمر نرسیده‏اند و نیازی به استفاده از انواع ماسک‏ها نیست ولی آیا می‏دانید دو دهه قبل آلودگی های کاشمر 4 برابر حد مجاز بود؟ آیا اینک با این ترافیک و این خیابان‏های نیازمند تعریض و وجود انواع صنایع مزاحم وضعیت آلودگی هوا بهتر شده است؟

به تعبیر امام جمعه کاشمر؛« محیط زیست یکی از مسائل مهمی است که باید به آن توجه کنیم سلامتی و پیشرفت ما و اقتصاد خوب و سالم ما در سایه رعایت محیط زیست، حفظ محیط زیست است، این خاک و این آب و این هوا را باید سالم نگه داریم الان وقتی گرد و خاک می‏آید ، کارخانه نمی‏چرخد، بازاری نمی‏تواند توی بازار باشد، مدرسه تعطیل می‏شود، اداره تعطیل می‏شود. همه امور تعطیل می‏شود.» حجت الاسلام یعقوبی در خطبه‏های نماز جمعه(15 خرداد) تاکید داشتند؛« باید به مسائل محیط زیستی توجه کنیم به فرموده رهبر عزیز انقلاب هر پروژه‏ای که می خواهد در هر کجای ایران پیاده بشود باید یک پیوست محیط زیستی داشته باشد. یک کارخانه می‏خواهیم بزنیم اول ببینیم از نظر محیط زیست این چه اتفاقی می‏افتد آب‏ها را آلوده می‏کند ؟ آب آلوده کجا می رود ؟ خوب اینها مهم است برای مردم خطرات بهداشتی به وجود می‏آورد که حتماً مورد توجه است» آیا بحث رعایت پیوست مذکور در دیارمان رعایت می‏شود!


برچسب‌ها: محیط زیست کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴

محافل قرآنی کاشمر و پیشنهاد ایجاد یک موزه

سلام. این یادداشت در شماره 171 دوهفته نامه سرو کاشمر  در نیمه خرداد ماه امسال منتشر شد.

ماه قرآن در راه است. کاشمر به عنوان شهری مذهبی مفتخر به داشتن محافل متعدد و ریشه‏دار انس با قرآن است. دوره‏های  نورانی قرائت قرآن در ایام مبارک ماه رمضان در جای جای دیارمان برگزار می‏شود. طیف گسترده این جلسات ستودنی است. متاسفانه تاکنون بانک اطلاعاتی جامعی در باره این فعالیت تاثیرگذار در سطح شهرستان تهیه نشده است. مستند سازی این محافل حرکتی فاخر و ماندگار در سپهر فرهنگی مذهبی کاشمر این دیار مومنین محسوب می‏شود. بزرگداشت پیشکسوتان این حرکت مقدس امری شایسته است. شناسایی مفاخر این نشست‏ها و اخذ خاطرات آنان و در نهایت نشر کتابی متضمن حکایات این مجالس منور به نور قرآن از جمله باقیات صالحات است.

در زندگی قسم به قرآن می‌خوریم و پیش داوری‏هایمان را اثبات می کنیم، شب قدر قرآن سر می‌گیریم و سوگوارانه بك یا ا.. می ‏گوییم، گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش بالای معابر و مکان‏ها می‏زنیم، مسافر را از زیر آن رد می‌كنیم و از شادی‏ها و عزاهای عزیزانمان بر سر سفره عقد گرفته تا مراسم خاکسپاری، این قرآن است که حرف اول را می‏زند اما به نوعی مهجور است، مهجور، نه به این معنا که در خانه‏ها قرآن نباشد، قرآن در خانه‌ هر مسلمانی نه یکی، بلکه حتّی گاهی چند نسخه و با چند خط و ترجمه متفاوت وجود دارد، اما متأسفانه با قرآن نفس نمی‏کشیم و آن را مُد سال نمی کنیم، چرا باید سهم قرآن در خانه‏ها خاک خوردن باشد؟ چرا بسیاری از ما اسیر بی‏سوادی قرآنی هستیم؟

متأسفانه قرآنی که باید در دل ما نگاشته و نوشته شود، امروزه بر سنگ‌ها و کاغذ نوشته می‌شود. مهجوریت قرآن همین بس که کتاب خدا برای بسیاری تنها وسیله استخاره و تشریفات شده است . همه ما به نوعی اسیر حاشیه قرآن و از بطن آن غافل شده ایم، مهجوریت قرآن در این است که هنوز قرآن وارد زندگی ما نشده و به جای اینکه از قرآن نور بگیریم از آن پول می‌گیریم. تلاوت قرآن ارج بسیار بالایی دارد اما تدبر در آن موضوع دیگری است، تلاوت بدون تدبر اثربخشی چندانی ندارد. تدبر در مفاهیم قرآن یکی از ضرورت‏های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.

فعالیت‌های قرآنی نباید از مساجد جدا شود، در رأس همه فعالیت‌های قرآنی باید  یک عالم و روحانی حاضر باشد تا بتواند سبک زندگی اسلامی و دینی را برمبنای قرآن برای مردم تبیین کند. بسترهای ایجاد و ترویج سبک زندگی اسلامی از مساجد شکل می‌گیرد، تبیین روش زندگی بزرگان دین و ائمه اطهار(ع) در سبک زندگی اسلامی ضروری است و مساجد نقش بسزایی در ترویج سبک زندگی اسلامی دارند. قرآن و اهل بیت راهکاری جامع و عمومی هستند که همه توجه‏ها باید به سمت آنها معطوف و نگاه ‏ا باید قرآنی و اهل بیتی باشد.برنامه ریزی در حوزه فرهنگ باید با توجه به مفاهیم و رهنمودهای قرآن باشد. فعالیت محافل قرآنی منجر به فضاسازی در راستای گسترش و ترویج فرهنگ قرآنی می‏شود،

عملیاتی کردن ارتقای سواد قرآنی، توسعه و ارتقا جامعه قرآنی، تربیت متولیان، مربیان، مفسران، حافظان و قاریان شهرستان امری ضروری است.رسیدن به آینده ایده آل جامعه قرآنی همکاری و همراهی متولیان و فعالان نهادها را می طلبد. اعزام مربی قرآن به مناطق روستایی و محروم  شهرستان نباید مورد غفلت قرار گیرد. نیروهایی که به مناطق روستایی و محروم اعزام می شوند باید از لحاظ مالی حمایت شوند.فرهنگ قرائت قرآن و فهم آن و عمق و زوایای آن باید در خانواده‏ها نهادینه و در حقیقت جزیی از زندگی آنان شود.

متاسفانه تحصیل کرده‌ها و همچنین افراد مؤمن نیزبا فقدان سواد قرآنی روبرو هستند به گونه‏ای که برخی از آنان نمی‏توانند یک خط قرآن را به شکل روخوانی بخوانند، این مسئله معضل بزرگی است و اصلا قابل قبول نیست که یک مؤمن و مسلمان با روخوانی، روانخوانی و تجوید قرآن آشنا نباشد. جامعه قرآنی ما باید به سمتی برود که مربیان روخوانی قرآن، مربی تدبر در قرآن نیز باشند. مربیان قرآنی باید همه علوم قرآن را در کنار هم داشته و بتوانند آیات قرآن را با معنا و مفهوم به فراگیران خویش انتقال دهند.

 محافل قرآنی کاشمر بیشتر به طور خودجوش و مردمی  برگزار می‏شوند. ادارات فرهنگی متعددی در ترویج قرائت قرآن و برگزاری انواع مسابقات فعالیت دارند. هنوز اطلاعات یکپارچه‏ای در باره ریز فعالیت‏های مراکز خصوصی، مساجد، تکایا، ادارات فرهنگی و حتی دانشگاهی و آموزش و پرورش وجود ندارد. با تاکید مجدد به ضرورت ایجاد یک بانک اطلاعاتی در این باره متذکر می‏شویم که کاشمر به عنوان شهری که شهره به داشتن انواع محافل دینی و قرآنی است، نیازمند موزه‏ای مختص قرآن و مسایل مربوط به آن از منظر مسایل مردم‏شناختی، فرهنگ عامه و ارزش‏های مذهبی است. یکی از مساجد بزرگ و یا یکی از تکایا می‏تواند بانی خیر این مهم شود. یقین اداره اوقاف و یا سازمان تبلیغات و حتی موسسه فرهنگی آرامگاه شهید مدرس و یا مراکز آموز عالی شهرستان می‏توانند در این موضوع وارد شوند.

در موزه مذکور مسایل هنری مربوط به قرآن به خصوص در حوزه هنرهای تجسمی قابل عرضه می‏باشد.  این موزه محلی برای آشنایی زایران و مجاوران  با شخصیت‏های فعال در امر آموزش قرآن خواهد بود. حتی می‏توان برای آن فروشگاه عرضه محصولات مربوط  به  قرآن را پیش بینی نمود. یقین واقفان نیک اندیشی در تامین این مهم همراهی خواهند کرد. این موزه از منظر گردشگری مذهبی قابلیت مطرح شدن در استان و کشور را دارد. پیشنهاد آن است که این موزه در جوار یکی از بقاع متبرکه شهرستان ایجاد گردد.


برچسب‌ها: فرهنگ کاشمر, دوره قرآن
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴

فدافن و یادداشت کارگردان مستند بی‏ بی مراد

سلام

مستند «بی بی مراد» با مدت 30 دقیقه از آثار تولیدی شبکه چهار سیما است که در سال 88 به تهیه کنندگی رزاق کریمی و کارگردانی همایون امامی تولید شده است. این مستند داستان پخت آش «بی‌بی مراد» در روستای فدافن از توابع کاشمر روایت می‌کند. در این مستند علاوه بر نمایش چگونگی پخت آش و مناسک همراه آن، گوشه‌ای از زندگی مردم روستا و تلاش ها و مشکلات ایشان در بیانی تصویری روایت می‌گردد.

«بی‌بی‌مراد» به مجموعه‌ای به نام «غذا‌های آیینی» تعلق داشت. این مجموعه قصد داشت با نوعی مردم‌نگاری  تصویری، از منظر خوراک، دریچه‌ای به زندگی و آیین‌های مردم روستا‌ها و شهر‌های دورافتاده‌ی ایران بگشاید. در سال 1388 بحث مردم‌شناسی خوراک در ایران بحث نسبتاً جدیدی محسوب می‏شد.

همایون امامی در باره مستندش می‏نویسد:« فِدافِن روستایی با سروی کهنسال که می‌گفتند قدمتش را نزدیک به هشتصد‌سال تخمین زده‌اند. آن روز‌ها فدافن هوای سردی داشت... در زیرزمین مسجد زنانی را گرم سبزی خُرد کردن دیدم تا بچه‌ها بیایند محل‌های مناسب کاشت دوربین را تعیین کردم. خانم‌ها کار خودشان را می‌کردند و هر از چند گاهی، سبزی‌های خرد شده را در سینی‌های بزرگ‌تر خالی می‌کردند. اولین پلان فیلم با تصویربرداری از سه خانم که مقابل در نشسته بودند و سبزی خرد می‌کردند شروع شد. بعد رفتیم سراغ خانمی‌بلند بالا که با کفگیر بزرگی که به دست داشت کنار دیگ بزرگی ایستاده بود و گه‌گاه با کفگیر دستش آب را به هم می‌زد. به تدریج گرم می‌شدیم و خانم‌ها هم همینطور.

 سینی‌های بزرگ سبزی بود که یکی پس از دیگری در آب جوش ریخته می‌شد. یکی رشته‌ها را از توی جعبه درمی‌آورد و آنها را از وسط می‌شکست و توی یک سینی بزرگ می‌گذاشت. سینی که پر می‌شد یکی سر می‌رسید و سینی را برای خالی کردن در آب جوش از آنجا به کنار دیگ می‌برد و در حالی که مدام همراه خانم‌های دیگر صلوات می‌فرستادند آنرا در دیگ خالی می‌کردند. تعداد خانم‌ها در حال بیشتر شدن بود. هرکسی می‌خواست یک گوشه‌ی کار را بگیرد و در ثواب این آیین مذهبی سهیم باشد.

 ... پخت آش به پایان رسیده بود و نوبت اجرای مراسمی ‌بود که باید انجام می‌شد. منقلی آوردند که دود اسفند از آن برپا بود. دو سه دور دور دیگ اصلی آش گرداندند و بعد زنهایی دور دیگ حلقه زده بودند و آماده می‌شدند تا از یک کتاب دعا دعایی را بخوانند.  اگر درست یادم باشد دعای زیارت عاشورا بود. همه گرداگرد دیگ حلقه زدند و یکی از آن میان که از دیگران بهتر می‌‌خواند خواندن را شروع کرد. دیگران هم با او می‌‌خواندند. بعد از خواندن، نوبت باز کردن در دیگ شد.

 در را برداشتند و هریک آماده هم زدن آش شدند. به چهره‌ها که آش را با تکه چوبی هم‌ می‌زدند، دقت کردم. آنچنان بود که تو گویی با تمام جهان بیرون قطع رابطه کرده و در حالی که سراپا نیاز بود با خدای خودش راز و نیاز می‌کرد. این مراسم آنها را آرام و امیدوار به رحمت و یاری حضرت حق وامی‌داشت باتلاش و شکیبایی بیشتری با زندگی برخورد کنند. پس از آنکه همه‌ی خانم‌های دور دیگ ‌هم‌زدن آش را انجام داده وبا اینکار نیتی از دل و زبان و ذهنشان گذشت در دیگ را بستند و گذاشتند چند قُل دیگر بخورد تا حسابی جا بیفتد.

 دراین فاصله زنانی در کار آماده سازی کاسه‌های کوچک پیاله‌مانندی بودند که قبلاً زنانی دیگر آنها را آبی زده وبه اصطلاح شسته بودند. یکی از خانم‌ها، آنها را که داخل به هم صورت ستون‌هایی در گوشه‌ی آشپزخانه چیده شده بودند را بر می‌داشتند و چند‌تا،‌ چند‌تا درون یک مجمعه می‌چیدند. مجمعه بعدی را روی کاسه‌ها می‌گذاشتند و در آن هم چند‌تا چند‌تا کاسه می‌چیدند.

طولی نکشید که ملاقه‌های بسیار بزرگ به گردش درآمدند و آش داغ بود که در ظرف‌ها خالی می‌شد. اینجا هم تقسیم کار جالبی دیده می‌شد. همه با هم صلوات می‌فرستادند، ولی هرکس کار خودش را می‌کرد. یکی آش می‌کشید. یکی سیرداغ، نعناداغ را با قاشق بر هر کاسه اضافه می‌کرد و پشت سرش زنی دیگر، یکی دوقاشق کشک بر روی آش می‌ریخت. خیلی زود بوی اشتهابرانگیز آش تمام فضای آشپزخانه را پر کرد.  

وقتی بار‌ها و با‌ر‌ها  از پر کردن کاسه‌های آش تصویربرداری کردیم نوبت آن رسد که سری هم به بالا بزنیم. جا‌یی که مهمان‌ها به خواندن دست‌‌جمعی قرآن مشغول بودند. با اتمام قرائت قرآن و پهن‌کردن سفره‌های یک بار مصرف در ‌اندازه‌های بسیار طولانی، مجمعه‌های محتوی کاسه‌های آش دست به دست می‌گردید و سرانجام کاسه‌های آش در دستان منتظر قرار می‌گرفت. خیلی زود خوردن آش شروع شد. چندین پلان هم از دست‌‌ها و دهان مهمان‌ها گرفتیم و مجداداً به آشپزخانه برگشتیم تا از ادامه‌ی مراسم که با شستن کاسه‌ها و دیگ‌ها و دیگر ظرف‌ها همراه بود غافل نمانیم.

همیاری زنان در این مراسم برایم جذاب بود. عصر بود که شستن ظرف‌ها به پایان رسید. زنها را می‌دیدی که خداحافظی می‌کردند و چند‌ نفر، چند نفر در پشت وانت‌بار‌ها و یا درون پیکان‌های کرایه‌ای جای می‌گرفتند و رهسپار خانه و کاشانه‌ خود می‌شدند. یکی دونفر هم با اتوموبیل شخصیشان آمده بودند. اتوموبیل‌های ساده و ارزانی چون رنو یا پراید.»

 


برچسب‌ها: فدافن, آش بی بی مراد
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۷ تیر۱۳۹۴

آیین‏های ماه رمضان و ضرورت اجرای طرح مردم‏نگاری ترشیز

سلام

در باره آیین‏های ماه مبارک رمضان منطقه ترشیز چه می‏دانیم؟ آیا فرد یا تیم پژوهشی و یا یک مرکز فرهنگی و علمی دراین باره فعالیتی کرده است؟ در بعض منابع اشارات کلی به این موضوع شده است. ولی هنوز تحقیقی جامع در باره آیین‏های این ماه مقدس انجام نشده است. ماه‏های قمری در طول سال‏های شمسی، فصل عوض می‏کنند. ماه رمضان نیز در گذر سال‏ها در تمام ماه‏های شمسی حلول می‏کند. اهالی دینمدار ترشیز باورها و آیین‏های جالبی برای این ماه در فصول مختلف سال دارند. این مهم در بسیاری از نوشته‏های مرتبط با آیین‏های این ماه خدایی مورد غفلت قرار گرفته است.

مستندسازی آیین‏های ماه خدا یک ضرورت است. این آیین‏ها میراث معنوی دیار ماست. حقیقت آن است که این میراث سترگ دارای شباهت‏های با شهرستان‏های اطراف  و نقاط مختلف استان دارد، ولی با این همه بسته به فصل و مکان دارای ویژگی‏های خاص ترشیز بزرگ است. کاش متولیان امر در نمایندگی اداره کل میراث فرهنگی در کاشمر و ادارات میراث فرهنگی شهرستان‏های بردسکن و خلیل‏آباد مجدانه وارد حوزه تحقیق در باره این آیین‏ها می‏شدند. یقین مراکز آموزش عالی و ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی  ترشیز قادر به همکاری‏های موثری در این رابطه خواهند بود.

باید این میراث با ارزش را به نسل فعلی و نسل‏های آتی معرفی کنیم. این معرفی مستلزم اجرای یک طرح مردم‏نگاری است. مردم نگاری شامل مشاهده، ثبت و ضبط روابط اجتماعی، مکان‏ها و فرهنگ‏ها می‏باشد. مردم نگاری ریشه در مردم شناسی دارد و به عنوان یک روش تحقیقی اجتماعی وسیعتر به تازگی شناخته شده است. هدف مردم نگاری بدست آوردن فهم و درک عمیق از یک وضعیت اجتماعی است و این امر نیاز به سطوحی از غوطه ور شدن در میدان به منظور مشاهده، ارتباط و مستند سازی دارد.

این نوع تحقیق در طرح خود از روش های گوناگون زیادی استفاده می‏کند. مصاحبه‏های نیمه ساخته ،مشاهده شرکت کننده‏ها و غیر شرکت کننده‏ها و جمع آوری و تحلیل متن ها روش هایی هستند که معمولاً در مردم نگاری ترکیب می شوند. شورای فرهنگ عمومی سه شهرستان توان همراهی با این طرح را دارد. شُکر خدا محققان بومی سه شهرستان توان لازم را برای یاری رسانی به متولیان این امر دارند. فقط باید بودجه‏ای مناسب برای این حرکت بزرگ فراهم گردد. اصحاب صنایع و خیرین و نهادهای دارای بودجه می‏توانند به این مهم بذل عنایت کنند.

بودجه پژوهشی و فرهنگی مراکز آموزش عالی کمک خوبی به این طرح خواهد بود. اداره اوقاف و امور خیریه نیز می‏تواند بخشی از هزینه‏ها را تامین کنند. با تاکید بر کارکرد ادارات میراث فرهنگی باید امیدوار بود که اشخاص حقیقی نیز با بحث مستندسازی آیین‏های مذکور و اجرای طرح یاد شده همراهی کنند. شوراهای سه شهرستان نیز باید پای کار حاضر شوند. در اولین قدم باید معمرین آبادی‏های ترشیز شناسایی و جزئیات آیین‏های ماه مبارک رمضان از آنها اخذ شود. ضبط تصویر و صوت این معمرین ضروری است. گویش اینان مهم است.

سینه معمرین مملو از مطالب مربوط به آیین‏های این ماه است. باید این عزیزان را  به سر ذوق آورد تا ریزه‏کاری‏های آیین‏ها را بیان کنند. بخصوص باید حال و هوای این ماه  را در سرما و گرما و در بهار و پاییز مورد بررسی قرار داد. در این بررسی مسایلی نظیر؛ آیین شُوخَنِی، محافل قرآنی، غبارروبی مساجد و بقاع متبرکه، افطاری دادن، شیرینی‏های خاص این ماه، شربت‏ها، پخت نان، آیین‏های احیاء، دید و بازدیدهای مربوط به حل اختلافات و آشتی دادن‏ها به طور خاص مورد توجه قرار گیرد.

انجام این طرح تلاشی ماندگار در راه شناسایی آیین‏های این ماه در دشت و کویر ترشیز بزرگ بر اساس فصول شمسی است. همزمان با عملیات میدانی و انجام مصاحبه و تهیه عکس باید کار کتابخانه‏ای و اسنادی انجام شود. تیم فعال در این امر باید توجه ویژه‏ای به مفاد وقف‏نامه‏ها، اسناد موجود در منازل، آرشیو ادارات، سفرنامه‏ها و تحقیقات منتشره در این باره داشته باشد. فیش نویسی حاصل از مطالعات کتابخانه‏ای در سوال و جواب با معمرین بسیار موثر است.

 نواها و آواهای این ماه بسیار دلنواز و روح‏پرور هستند. تیم فعال در این طرح باید با تجهیزات کامل اقدام به ضبط صدا و ثبت تصاویر کنند. کارکرد ادوات موسیقی برای شُوخَنِی نیز باید ثبت شود. ظرائف و دقایق مربوط به سفره افطاری نباید فراموش شود. ترشیزی‏ها در هر فصل برای سفره خود و مهمانانشان خوراکی‏ها و دسرهای خاصی داشته و دارند. بسته به فصل انواع آش‏‏ها، سالادها، ترشیجات، حلوا، شیرینی و شربت بر سفره‏ها قرار می‏گرفت.این طرح زمینه و سوژه جالبی برای انواع فیلم‏های مستند، داستانی، کتاب و هنرهای تجسمی است.

 


برچسب‌ها: رمضان, میراث فرهنگی کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه ۶ تیر۱۳۹۴

ترشیز بزرگ و تهدیدی بنام بیابان زایی

سلام

خشکسالی در شهرستان کاشمر بیداد می‏کند. سفره‏ آب زیرزمینی در حال عقب نشینی است. قنوات خشک می‏شوند. چشمه‏ها به خاطره سپرده می‏شوند. رودهای فصلی کم رمق‏تر از گذشته ظاهر می‏شوند. پدیده بیابان زایی در حال تبدیل شدن به یک حادثه مترقبه است. این اتفاقات در سطح سایر نقاط ترشیز نیز قابل رصد است. برخی از دشت‏ها بحرانی اعلام شدند. در برخی از دشت‏ها زمین نشست کرده است. حادثه‏ای تلخ در حال وقوع است.

پدیده بیابان زایی درد مشترک بسیاری از نقاط استان و کشور است. بیابان به محلی وسیع گفته می‌شود که میزان بارندگی در آن کمتر از 55 میلی‌متر باشد. ایران با داشتن ۱۱ اقلیم از ۱۳ اقلیم در جهان و با ۸ هزار گونه گیاهی و جانوری جزو  ۵  کشور اول جهان از این لحاظ به شمار می رود در حالی که سرانه ایران از بیابان دو برابر جهان است. کاهش هر میلی متر بارندگی باعث افت تولید در مراتع می شود، وقتی بارندگی کم باشد گیاهان یک ساله نابود و بیشتر اراضی خشک می شود و زمینه فرسایش آبی و بادی را فراهم می کند، به طور کلی قابلیت فرسایش پذیری خاک در ایران بالاست و ایران از لحاظ ویژگی های طبیعی مستعد فرسایش خاک است.

 بیابان زایی از جمله چالش‏های زیست محیطی است که در حال حاضر مناطق بسیاری از ایران درگیر آن هستند، در گسترش پدیده بیابان زایی دو عامل «محیطی و انسانی» نقش بسزایی ایفا می کند که شرایط اقلیمی از قبیل کاهش نزولات آسمانی ، تبخیر بالای آب، پدیده گرمایش زمین و تغییر اقلیم که منجر به افزایش فرسایش بادی و گسترش بیابان زایی می‏شود،از عوامل محیطی است، از فعالیت‏های انسانی می‏توان به برداشت بیش از حد سفره‏های آب زیرزمینی،فشار بیش از حد بر خاک، افزایش وسعت زمین‏های کشاورزی، چرای بی‏رویه، ورود دام به جنگل‏ها و تغییر غیرقانونی و نادرست کاربری اراضی مانند؛تبدیل جنگل یا مراتع به کشتزار و زمین‏های کشاورزی همه سبب تشدید پدیده بیابان زایی در کاشمر و ترشیز و کشور می‏شود.

فرسایش خاک در ایران ۵ برابر متوسط جهانی است. بخش اعظم مراتع درجه ۳ که سطح زیادی از مراتع کشور را تشکیل می‏دهد در معرض بیابان شدن قرار می‏گیرد. روزانه۴۰ هکتار از مراتع و جنگل‏های کشور تخریب و به بیابان تبدیل می‏شود ، فرسایش خاک سالانه ۲۰ تن خاک در هکتار عرصه‏های منابع طبیعی کشور را به سرعت در مسیر بیابانی شدن پیش می‏برد. آمارها نشان می دهد ایران با ۲.۱ درصد خشکی های جهان، ۳.۰۸ درصد مناطق بیابانی جهان را در خود جای داده است، ۶۱ درصد از مساحت کشور در اقلیم خشک و فراخشک قرار دارد که ۳.۱ برابر درصد جهانی است.

آمارها حاوی اطلاعات وحشتناکی هستند؛۲۰میلیون هکتار از اکوسیستم بیابان تحت تأثیر فرسایش بادی است. از این مقدار ۶.۴  میلیون هکتار در محدوده کانون‌های بحرانی است که در ۱۸۲ منطقه، ۹۷ شهرستان و ۱۸ استان پراکنده است. چنین شرایطی باعث شده که بیش از ۲۰ درصد مساحت کشور را اراضی بیابانی تشکیل دهند،در حال حاضر سرانه بیابان در کشور نیم هکتار است، در حالیکه سرانه جهانی آن ۰.۲۲ هکتار است.برآوردها نشان می دهد تحت تأثیر فرسایش خاک و نابودی پوشش گیاهی سالانه یک درصد به مساحت بیابان ها افزوده می شود و بر اساس تحقیق مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کشور در ۳۰ سال گذشته حدود ۳۰ درصد به مساحت بیابان های ایران افزوده شده که نشانگر سالانه یک درصد افزایش مساحت بیابان های کشور است.

بر اساس مطالعه آژانس ملی هوانوردی و فضایی آمریکا (ناسا) درباره شرایط جوی زمین در ۳۰ سال آینده ۴۵ کشور جهان دچار خشکسالی شدید می شوند و در صورت ذخیره نشدن منابع آبی دچار بحران در تولید کشاورزی و همچنین دامداری خود می‏شوند که در میان این کشورها ایران در رتبه چهارم قرار گرفته است و با آن که ۸۰ درصد دشت های کشور رو به نابودی است، ادامه خشکسالی، ایران را طی ۱۰ سال آینده به بیابان کامل تبدیل می کند، هر چند این تحقیقات حاصل یک مطالعات علمی است و امکان عدم تحقق ان چندان بعید نیست اما باید به عنوان یک هشدار جدی تلقی شود.

 یکی از دلایل عمده شاخص‏های ارزیابی جریان بیابان زایی کاهش سطح آبخوان‏هاست با توجه به شاخص‏های ذکر شده و با در نظر گرفتن اینکه بسیاری از تالاب‏های کشور نظیر؛ بختگان، هامون، ارومیه، ارژند، پریشان و گاوخونی در حال خشک شدن هستند در نتیجه جریان بیابان زایی رو به گسترش است. بهبود  بهره وری مصرف آب در بخش کشاورزی نیازمند اقدام فوری است، باید به کشاورزان کمک شود تا به فناوری‏هایی نظیر؛ سیستم‏های کشاورزی بدون شخم یا با حداقل میزان خاک ورزی  دست یابند. خسارت ناشی از پدیده بیابانزایی در کشور متغیر است و هنوز برآورد دقیقی از آن در دست نیست اما به‌طور تقریبی می‌توان گفت که کشور ما سالانه ۱۰۰۰میلیارد تومان از پدیده بیابانزایی خسارت می‌بیند.

روزگاری نه چندان دور میزان بیابان‏های واقع در جنوب شهرستان کاشمر 12 هزار هکتار برآورد شد، و این در حالی است که شغل 85 درصد از مردم این شهرستان به طور مستقیم و غیر مستقیم به کشاورزی مرتبط است. در سطح شهرستان مواردی چون؛ تخریب پوشش گیاهی، تبدیل مراتع به اراضی کشاورزی، چرای بیش از حد دام در عرصه‏های پوشش طبیعی، تخریب اراضی کشاورزی، توسعه بیش از حد معادن، صنعت و روش‏های غیراصولی کشت و آبیاری مشهود است. این موارد بیابان زایی را تسریع و تشدید كرده است. به تعبیر یکی از کارشناسان بومی منطقه باید اعتراف کرد که در کنار آسیب‏های نظیر؛ بیکاری، خشکسالی، سیاست‏زدگی، کمبود آب شیرین باید مانع پیشروی بیابان در سطح کاشمر و شهرستان‏های بردسکن و خلیل‏آباد شویم.

به باور کارشناسان با ادامه این روند در کاشمر، شاهد تبدیل منطقه به شوره‌زار و افت شدیدتر آب‌های زیرزمینی خواهیم بود، این فاجعه منجر به کف شکنی چاه‏ها خواهد شد، و افزایش مهاجرت روستايیان به شهرها رادر پی خواهد داشت. کاهش حاصلخیزی اراضی زیرکشت در اثر کاهش کیفیت آب و خاک، فقر مواد غذایی و از بین رفتن پوشش گیاهی خاک، بروز سیل در اثر لخت شدن اراضی و کاهش ظرفیت نگهداری و نفوذ آب در خاک، مدفون شدن راه‏های ارتباطی، شبکه‌های آبرسانی و کانال‏ها و سایر زیرساخت‏های واقع در مسیر تپه‌های ماسه‌ای و شن‌های روان، افت شدید آب‌های زیرزمینی و منابع اقتصادی و در نهایت فقر و قحطی در مناطق تحت تأثیر عمده‌ترین پیامدهای بیابان‌زایی در کاشمر بوده و خواهند بود.

باید جهت پیشگیری و مبارزه با بیابان‌زایی، فعالیت‌های بازدارنده، اصلاحی و احیایی فعالیت‏های ترویجی با آگاهی بخشی و  سیاست‏های تشویقی و تنبیهی در سطح شهرستان انجام شود. با ممانعت از فعالیت‌های مخرب می توان به بارزترین نحو از توسعه اراضی بیابانی پیشگیری كرد. روش‏های اصلاحی شامل اصلاح روش‏های فعلی اعم از سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و بهره‌برداری است. این روش‏ها براساس ملاحظات زیست محیطی با توجه به توان اکولوژیک منطقه و تضمین استمرار تولید استوار بوده و شامل اصلاح روش‏های آبیاری، شخم، کوددهی، آیش و... است. وجود جنگل‌های دست ‌کاشت و اجرای طرح کمربند سبز در بیابان‌زدایی موثر است. هر هکتار جنگل، توانایی جلوگیری از ورود 68 تن گرد و غبار و ریزگردها را دارد.

تحقق امنیت غذایی برای همه از طریق نظام‏های پایدار غذایی شعار سال ۲۰۱۵ برای مقابله با بیابان زایی  است. برای تحقق این شعار در کاشمر و ترشیز چه کرده‏ایم؟ برای بالا رفتن بهره‏وری و تولید ، کمک به حفظ اکوسیستم و تقویت ظرفیت‏ها برای تطابق با تغییرات جوی چه کرده‏ایم؟ مقابله با بیابان زایی ، احیای اراضی و خاک‏های تخریب شده  با شعار امکان‏پذیر نیست. مقابله با؛ چرای مفرط، برداشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی، آلودگی آب‏های زیرزمینی از طریق پساب‏های صنعتی و شهری ، تغییر کاربری اراضی، برداشت غیراصولی معادن سطحی، مدیریت نامناسب مراتع و مدیریت غیر اصولی اراضی کشاورزی نیازمند شعار نیست.

یادمان نرود روزگاری وزیر کشاورزی کشور یک کاشمری بود.امیدواریم روزی محمد سلامتی خاطرات دوران وزارتش را به رشته تحریر در بیاورد و از کرده‏ها و ناکرده‏هایش برای کشاورزی منطقه بگوید. در ادوار مختلف نظیر این دوره مدیر کل جهاد کشاورزی یک ترشیزی‏الاصل بود. امیدواریم وی و مدیر کل‏های قبلی اهل دیارمان خاطرات خود را تنظیم کنند و بیان کنند در کنار خدمت به سایر نقاط استان چه فعالیت خاصی برای کشاورزی منطقه انجام دادند. نگارنده باور دارد که این بزرگواران الزاماً نباید دغدغه بیابان زای در کاشمر و ترشیز را داشته باشند ولی معتقدم بسان بسیاری از مسئولان باید علقه‏ای خاص به زادگاه خود داشته باشند. یقین می‏دانید نمایند فعلی نیز از اعضای هیئت رئیسه کمیسیون کشاورزی و منابع طبیعی است. از ایشان به طور خاص و از نمایندگان منطقه در ادوار قبل نیز این پرسش مطرح است که به طور خاص برای کشاورزی و صنایع وابسته به آن و حفظ منابع طبیعی چه کردید؟


برچسب‌ها: بیابان زایی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

جمعه ۵ تیر۱۳۹۴

جوانان کاشمر و دغدغه‏های رها در میان وعده‏ها

سلام. جوانان، بخش زنده و پویایی هر جامعه بشمار می‏آیند. شرایط موجود و آینده هر جامعه به میزان کمیت و کیفیت، پویایی و فعال بودن جوانان آن بستگی دارد. یکی از نشانه‏های توسعه‏یافتگی و یا در حال توسعه بودن و رونما شدن تغییر در هر جامعه، وضعیت جوانان آن جامعه می‏باشد. گواهی با اهمیت بودن و موثربودن آنان در سرنوشت جامعه همین بس، که سازمان ملل متحد، یک روز خاص را بنام روزجوانان  نام گذاری نموده است.

روزگاری 56 درصد جمعیت شهرستان کاشمر را افراد زیر 25 سال تشکیل می‏داد. کاشمر شهره به داشتن جمعیتی جوان بود. این آمار در گذر زمان به نفع میان‏سالی تغییر کرد. یقین با توجه به نرخ رشد شاهد افزایش جمعیت میان‏سال  و متعاقب آن کهنسال کاشمر خواهیم بود. با ابن همه هنوز پدیده میانسالی چندان خودنمایی نکرده است و علی‏رغم کاهش نرخ رشد جمعیت سهم جوانان قابل اعتناست.

تابستان در حال عیان کردن رخسار گرم خود است. بحث پر کردن اوقات فراغت جوانان روی کاغذ عالی است. تعدادی کلاس و مسابقه و چند اردو و سرفصل‏های چند بخشنامه و دستورالعمل تمام بضاعت تشکیلات مربوط به پرکردن اوقات فراغت جوانان است. نهادهای مختلفی در صدد رسیدگی به دغدغه‏های جوانان هستند. یک اداره نام جوانان را بر سر در خود دارد. مراکز آموزش عالی و چند مجموعه فرهنگی حسب وظایف ذاتی‏شان نگاه خاص خود به جوانان را دارند.

برای امور جوانان نشست‏های مختلفی برگزار می‏شود، با ضرس قاطع می‏توان ادعا کرد که این جلسات هیچ خروجی خاصی برای رفع مشکلات جوانان منطقه ندارند. اتکاء صرف به آمار و دادن وعده های بدون پیگیری معضل چنین جلساتی است. مقام معظم رهبری به موضوع جوانان تاکید و سفارش می‏کند ولی در حوزه اجرا عملی نمی‏شود. دشمن جوانان را هدف برنامه‏های خود قرار داده است و دراین موضوع خود تدبیر می‏کند اما ما برای این قشر نه خوب تدبیر می‏کنیم و نه خوب عمل و اجرا می‏کنیم.

بسیاری از برنامه‏هایی هم که برای مهارت افزایی، ورزشی، تفریحی، فرهنگی، دینی و قرآنی جوانان پیش بینی می‏شود درگیر مشکلات مالی هستند. بسیاری از نخبگان علمی ، ورزشی و فرهنگی شهرستان بدلیل فقدان بودجه برای شرکت در برنامه‏های استانی و کشوری با مشکل روبرو هستند .معضل بیکاری درد رایج در شهرستان است. جوان امروز با تحصیلات دیپلم ، لیسانس، غیره یا هرتحصیلاتی که دارد به دنبال شغلی می‏گردد که بتواند متناسب با مدرکش کار کند، متاسفانه شغلی مناسب در انتظار وی نیست.

 اشتغال موضوعی است که به پدیده مهاجرت دامن می‏زند. جوان کاشمر به علت نبود شغل راهی دیگرجاها می‏شود. سال‏هاست که می‏نویسیم:« اکنون زمان آن رسیده که مسوولان برای حل مشکلات جوانان آستین بالا بزنند چرا که با شدت گرفتن مشکلات آنها، وضعیت آینده سازان دیارمان روز به روز بدتر می‏شود و  چه بسا آینده درخشان آنها به دلیل مشکلات، سیاه و تار شود و جوانان کاشمر تحت تاثیر این معضلات دیگر نتوانند گام‏های ترقی را بردارند»

تابستان فرا رسید. جوانان دغدغه‏های خود را دارند. نگاهی به حقایق و واقعیات سطح شهرستان بیاندازید. شاید روی کاغذ برای تهیه بیلان کاری و پر کردن فرم‏های مخصوص همه چیز عالی باشد ولی در عمل جوان کاشمری به حال خود رها شده است. چه کار کارستانی برای پر کردن اوقات فراغت جوانان انجام داده‏ایم. از پس سال‏ها شعار چه تمهیداتی برای اشتغالزایی اندیشیدیم.


برچسب‌ها: جوان
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۴ تیر۱۳۹۴

ردپای مجاهدان شنبه در کاشمر

سلام. هورا بلاگفا برگشت. آقای شیرازی درود. فقط ارشیو 93 و بهار94 حذف شده...بیخیال.

این یادداشت در نشریه سروکاشمر منتشر شد:

استفاده ازتجربه بازنشستگان امری بایسته است.در بعض کشورها بازنشستگان در کسوت مشاور به انتقال تجربیاتشان مشغول هستند.در کشور ما بازنشستگان حال و هوایی خاص دارند. برخی پارک‏نشین می‏شوند. برخی رو به سوی سرای سالمندان دارند.تعدادی دعوت به کار می‏شوند و حتی به مقامات عالیه می‏رسند ووزیرومعاون می‏شوند! برخی به علت درد معاش چند شغله می‏شوند.

در کنار فرجام هر بازنشسته شاهد حواشی جالبی برای برخی از بازنشستگان هستیم. چندی پیش با بازنشسته‏ای که روزگاری مسئولیتی داشت هم صحبت شدم. بحث‏مان نگارش خاطرات وی بود. اشارات جالبی به وقایع سی و چند ساله اخیر داشت. کاش سنت خاطره نویسی در میان مدیران و مسئولان بومی و غیر بومی کاشمر رایج می‏شد. نگاه جالبی به احوالات برخی از سیاسیون شهر داشت.

بنا به گفته او برخی از مقامات دیارمان در گذر ایام بارها از این طیف به آن طیف اسباب‏کشی کرده‏اند. نکته جالبی در گفتارش بود. در دیار ترشیز بزرگ شاهد اینگونه رفت و آمدها هستیم. در پیرامون نمایندگان ادوار حوزه انتخابیه کاشمر این پدیده رایج است. به راحتی می‏توان افرادی را رصد کرد که در این سی و چند سال هم عکس یادگاری با حیدر دارند و هم با نعمت  عکس سلفی گرفته‏اند. دست بازنشسته‏ام اشارات جالبی داشت. در میان مسئولان و مدیران سه و نیم دهه اخیر دیارمان از این دست فراوانند.

دوستم خاطرات جالبی از اشخاصی داشت که تا دقیقه 90 ماراتن یک انتخابات درزیرعَلَم طیفی سینه می‏زدند و به محض برنده شدن طیف مقابل با خونسردی تام به آن طیف ملحق می‏شدند و عجیب آن که آن طیف با آغوش باز پذیرای ایشان بودند. متذکر شد که به این افراد آب زیرکاه می‏گویند. اینان نان به نرخ روزخورها هستند. می‏گفت برخی هم بودند که خانه‏نشین بودند تا وقتی کسی برنده شود خود را جانفشان وی معرفی کنند.

صحبت‏های جالب این بازنشسته مرا یاد اصطلاح «مجاهدان روز شنبه» انداخت. اخیراً اکبر ترکان مشاور عالی رئیس جمهور از این اصطلاح که هم معنای اصطلاح نرخ روز خورهاست استفاده کرد. به تعبیر وی برخی بدون نقش داشتن در برنده شدن دکتر روحانی بدنبال سهم خواهی هستند. او گفته؛« اینکه برخی می‌خواهند خود را یاران اصلی دولت برای پست گرفتن معرفی کنند، برای ما قابل قبول نیست و نباید عده‌ای از «مجاهدان شنبه» که پس از انتخابات به رئیس‌جمهور می‌پیوندند، پست و مقام بگیرند».

‌این اصطلاح ابتدا در آثار احمد کسروی در تاریخ مشروطه و تاریخ هجده ساله آذربایجان نقل شده است. انقلاب مشروطه در روز جمعه پیروز ‌و وقتی این پیروزی مسجل شد، مطالب و نامه‏های فراوانی بود که در پی آن منتشر شد و برخی افراد که نقشی در آن جنبش و پیروزی آن نداشتند، ناگهان با قطار فشنگ و چهره‏های انقلابی در عکس‏ها ظاهر شدند و این طور به نظر رسید که این همان‏ها بودند که مشروطه را به پیروزی رساندند و از قضا، در ابتدای صف مجاهدان قرار گرفتند.

مجاهدان روز شنبه گوشه امن و آرامی را انتخاب می کنند و بلافاصله بعد از اینکه سیستم عوض شد می‏گویند ما از اول مبارز و زحمت کشیدیم. به تعبیر سیاسیون؛« در این کشور مجاهد روز شنبه بسیار وجود دارد. ساختار این کشور به گونه ای است که بیشتر مجاهد روز شنبه پرور است تا مجاهد روز جمعه» در دیار ما نیز مجاهد روز شنبه دیده می‏شود. کافی است به پیرامون خود بنگریم. افرادی را می‏بینیم که به ظاهر راهنمای چپ زده‏اند و به راست می‏روند و یا ادای راست راه رفتن دارند ولی ناگاه چپ رو می‏شوند. بعضی وقتها می‏گویند این وضعیت طبیعی است. مسئول باید آنقدر خوب کار کند که همه طیف‏ها قبولش داشته باشند. خدمت جمعه و شنبه نمی‏شناسد مهم نان شب است و معاش ایام.

دوست بازنشسته‏ام وقتی تعبیر مجاهدان روز شنبه را شنید لبخند زد. به یاد آورد مسئولی را که با نمایندگان ادوار ترشیزعکس‏های یادگاری فراوانی دارد. از افرادی گفت که در دومجموعه سیاسی متفاوت حضور مرئی و نامرئی داشتند. مهم نتیجه بود. نتیجه مطلوب  برای آنان همراهی با برنده بود. مهم بقای در قدرت بود. باید باور کنیم یکی از دلایل عدم پیشرفت مطلوب ترشیز حضور همین مجاهدان روز شنبه و نان به نرخ روزخورها و آب زیرکاه‏ها هستند. اینان درهمه ادوار جزو شایسته‏های هستند و طبق شایسته سالاری پُست و منصب می‏‏گیرند.

دوستم به یاد می‏آوردکه برخی ازمسئولان مصداق داستان علاقه سلطان محمود غزنوی به بادمجان هستند.سلطان بادمجان خورد و تعریف کرد. طلحک و درباریان نیز از بادمجان تعریف کردند. نوبت بعد بادمجانی تلخ ذائقه سلطان را آزرد.طلحک و جماعت سالوس از بادمجان بدگویی کرد.سلطان برافروخت و علت تغییر دیدگاه اهل ریا را پرسید. طلحک دلقک گفت بنده توییم نه بنده بادمجان. آری درد ترشیز بزرگ وجود بادمجان شناسان بادمجان دورقاب‏چین است.


برچسب‌ها: سیاست کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر