چهارشنبه 30 مهر1393

آوسنه‏ آقای هدهدنشان(7)

سلام.

 هفتمین قسمت از ستون طنز آوسنه‏های آقای جابرهدهدنشان رئیس انجمن حمايت از مشاهيرو مفاخر آرمان‏آباد سفلا، به حضور سرزده ایشان در جاهاي مختلف به مناسبت آغاز سال تحصيلي اختصاص دارد. بنا به گزارش خبرگزاری نوانیوز وی در آستانه بازگشایی مدارس به طور سرزده به همراه عده‏ای مسئولین مدیریت شهری در محل اداره اموزش و پرورش بلوک کوه قاف حاضر شد و ضمن عرض خسته‏نباشید به مدیریت این اداره برای همکاری با مدارس و آموزش‏گاه‏های سطح شهر در حوزه‏های مختلف اعم از تامین سرویس ایاب و ذهاب ، آسفالت مدارس، انجام  کارهای فرهنگی مشترک، تشویق خیرین به مدرسه‏سازی و... اعلام آمادگی کرد. وی در حاشیه این دیدار به خبرنگاران گفت که توانسته با کمک جمعی از معتمدان محلی و علاقمندان به آبادانی بلوک پیرامون کوه قاف زمینی را برای ساخت یک مجتمع فرهنگی ورزشی تهیه نمایند. قرار است در این مجموعه دو استخر ویژه دانش‏‏آموزان احداث می‏شود.

به گفته جناب هدهدنشان، جمعی از خیرین بلوک کوه قاف که در پایتخت و کلان‏شهرهای کشور زندگی می‏کنند هزینه ساخت این مجتمع عظیم را عهده‏دار شده‏اند. قرار است به محض اتمام پروژه، این مجموعه با کلیه تجهیزات به اداره آموزش و پرورش اهداء گردد. برابر گفته وی نام یکی از چهره‏های ماندگار منطقه بر روی این مجموعه عظیم نهاده خواهد شد. در این مجموعه انواع فضاهای مورد علاقه دانش‏آموزان از قبیل؛ کتاب‏فروشی، گیم‏نت، آمفی تئاتر، سالن اجتماعات، کافی‏نت، رصدخانه، پژوهش‏سرا، سالن عذاخوری، بوفه، فضاهای ورزشی و... پیش‏بینی شده است.

گفتنی است رئیس انجمن حمايت از مشاهيرو مفاخر آرمان‏آباد سفلا به طور سرزده با همراهانش به مراکزآموزش عالی شهرستان هم سر زد و در جمع دانشجویان هفت دانشگاه مستقر در نواحی پیرامون کوف قاف حاضر و به درددل‏های آنان گوش داد. او خطاب به دانشجویان گفت؛ جناب دکتر بالقوادوست یزدی‏نیا به همراه بنده و سایرین در جمع شما حاضر شدیم تا با تبریک آغاز سال تحصیلی شنونده دغدغه‏های باشیم. خدا را شکر که همه چیز وفق مراد است. با اشاره به این مهم که من و بسیاری از مدیران این حوالی دانش‏آموخته همین دانشگاه‏ها هستیم به استحضار شما بزرگواران می‏رسانیم که با دردها و مشکلات شما عزیزان اشنا هستم. به همین خاطر می‏خواهم خبر مهمی را در همین جا اعلام کنم.

دوستان دانشجو به زودی اولین مجتمع تفریحی ورزشی ویژه شما بزرگواران در زمینی نزدیک به بزرگ‏ترین دانشگاه منطقه احداث خواهدد شد. با همکاری مدیران دانشگاه و همراهی مسئولین بلوک کوه قاف زمینی چند ده هکتاری خریداری شده است. عده‏ای از نیکوکاران و سرمایه‏گذاران برای ساخت مجتمع اعلام آمادگی کردند. در این مجتمع انواع فضاهای تفریحی و ورزشی اعم از سینما، بیلیارد، بولینگ، اسکواش، استخر و سونا و جکوزی، صخره‏نوردی، تیراندازی، شطرنج، کتابخانه، سالن اجتماعات و... پیش‏بینی شده است. وظیفه ما آن است تا به بهترین نحو ممکن اوقات فراغت شما عزیزان را پر کنیم. به همین خاطر در نقاط تفرجگاهی منطقه کمپ‏های ویژه تفریح شما پیش‏بینی شده است.

هدهدنشان در ادامه سرکشی به دانشگاه در جمع اعضای هیئت علمی مراکز اموزش عالی منطقه حاضر شد و ضمن تقدیر از مساعی آنان در عرصه آموزش و تولید علم از اهتمام مدیریت شهری برای ایجاد پارک فناوری و مرکز رشد خبر داد و اظهار داشت: مشتاق حضور شما در عرصه امور اجرایی هستیم. ما اعتبارات فراوانی برای پژوهش و تحقیق و مطالعه اختصاص داده‏ایم. از شما می‏خواهیم مجدانه طرح‏ها و ایده‏های خود را به مدیریت شهری ارائه کنید تا در حوزه عمل اسیر موازی کاری و دوباره کاری نباشیم. ما از شما استدعا داریم مطالعات وو دستاوردهای علمی خود را در اختیا رما قرار دهید.

قابل ذکر است پوشش خبری بازدید سرزده جناب هدهدنشان و مسئولان مدیریت شهری نقاط پیرامون کوه قاف بازتاب قابل توجهی در رسانه‏ها داشت.


برچسب‌ها: آوسنه‏ آقای هدهدنشان
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه 26 مهر1393

بالندگی کاشمر در گرو تداوم همکاری مدیریت شهری و مدیران موقوفات

سلام

شهر صرفاً يك مكان جغرافيايي نيست، بلكه مجموعهاي از متغيرهاي درهم‏تنيده و متعامل است كه سرنوشت فرد و جمع را رقم ميزند و حيات مادي و معنوي آحاد جامعه منوط به آن است. يعني شهر و محيط شهري، تعيين‏كنندة رفتارها، انديشه‏ها، روانشناسي و اخلاقيات افراد است. به همين دليل ضروري است مديريت شهري روش‏هاي كاملاً تجربه‏شده و عقلايي را در ادارة شهر به كار گيرد تا شهري با ساختار مطلوب تأسيس شود. مطلوب يعني خدمات شهري به خوبي ارائه گردد .

وقف يكي ازده‏ها نهاد مؤثر در ساختار شهر است. نهاد وقف مانند ديگر نهادها ورودي و خروجي دارد؛ورودي آن اموال موقوفه است كه در وقفنامه، ابعاد آن مشخص شده است. خروجي آن هم سودها، ثمرات و عايدات آن است كه در هر دورة حسابرسي بايد محاسبه گردد و در صورت كاهش شاخص‏هاي سوددهي، مديريت و ديگر عوامل مؤثر به ارزيابي و اصلاح سازمان بپردازند.

مديريت شهري با اجراي مكانيسم‏هايي مي‏تواند بهره‏وري وقف را افزايش دهد و از فوائد و سوددهي وقف در خدمت‏رساني به مردم و ارتقاي زندگي آحاد جامعه استفاده نمايد. وقف يك عمل عباديِ صرف مثل نماز نيست، بلكه مقوله‏اي اقتصادي مانند اجاره و احياي موات است و قوام آن به بهره‌دهي آن است. واقفان اموالي را وقف مي‌كنند تا ديگران را منتفع كنند. ا فقهاي مسلمان سه نوع وقف برشمرده و براي هر يك ويژگي‏هايي منظور كرده‏اند. اين تقسيم‏بندي بر اساس غايت و هدف واقف است. گاهي واقف درصدد منفعت رساندن به جامعه مثل؛ اِطعام يتيمان، تأمين پوشاك برهنگان و ساختن مدرسه براي تعليم علوم است. به اين گونه از وقف، «وقف خيري» مي‏گويند. 

گاهي واقف درصدد توسعة معنويت جامعه و رشد دينداري است؛ به همين دليل مسجد مي‏سازد يا قرآن چاپ مي‏كند يا مجالس روضه و وعظ برپا مي‏كند. اين‏گونه وقف‏ها ديني و مذهبي است. نوع سوم وقف خانوادگي است و واقف اموال خود را براي فرزندان خود يا براي نوادگان يا همسر خود وقف مي‏كند. هر چند در مورد نوع سوم تشكيك‏هايي شده است؛ زيرا آن را راهي براي فرار از ماليات يا روشي براي كلاهبرداري دانسته‏اند، ولي حتي اگر همين نوع سوم هم منطبق با ضوابط شرع اجرا شود، تأثيرات و آثار عام‏المنفعة فراواني در پي خواهد داشت. 

از سوي ديگر گاه قلمرو كساني كه منفعت مي‌برند وسيع است و شامل همة افراد جامعه مي‌شود، و گاه ضيِّق است و تنها مشتمل بر اعضاي خانواده است؛ نيز گاه منفعت مادي و گاه معنوي است، ولي به هر حال بايد منفعت وجود داشته باشد. به همين دليل در تعريف وقف آمده است: «تحبيس المال و تسبيل المنفعه» كه مي‏بينيم واژة منفعت در تعريف قيد شده است. علت تأكيد كارشناسان بر بهره‌وري وقف به دليل ضرورت‌هايي هست كه وجود دارد. كاهش بهره‌وري به مسايلي همچون؛ تورم، بيكاري، سود كم و غيره منجر مي‌شود و در مقابل، افزايش بهره‌وري اين بحران‌ها را از بين مي‌برد.

برنامه‏ريزي در چارچوب خط مشي و اهداف وقف موجود در وقف‌نامه و توصيه‌هاي واقف، به كارگيري زمين‌ها و ساختمان‌هاي بدون استفاده و اجراي طرح‏هاي اقتصادي در اين‏گونه مكان‏ها، افزايش اجاره، ساخت بناهاي جديد در زمين‏هايي كه مقرون به صرفه است،شناسايي كارهاي جديد بر طبق نيازها و مقتضيات نو از جمله روش‏های افزایش منافع، درآمد و سوددهی موقوفات هستند. واقعیت آن است بعض موقوفات در هر دوره درآمدزايي تابع متغيرهاي جديد است. در شرائطي كشاورزي سودآور بود، ولي در عصر جديد فروش خدمات به ويژه عرضة خدمات آموزشي در مقطع عالي سودآوري دارد.

تبديل موقوفه به احسن، تبديل بخشي از موقوفه به احسن، تغيير كاربري، فروش موقوفه و تبديل به پول نقد و سپرده‌گذاري يا اجراي امور بانكي فروش اوراق مالي براي جلب مشاركت همگاني در جهت بازسازي يا توسعة موقوفه از جمله راهکارهای سودافزایی در اوقاف است. هر چه موقوفه بيشتر تداوم پيدا كند و هر چه زيادتر در اختيار خاستگاه‏هاي واقف باشد، اين وقف موفق‌تر و كارآمدتر و به اصطلاح بهره‌وري آن بيشتر است. وقفي موفق‏تر و كارآمدتر است كه بهتر و بيشتر بتواند نيازهاي ضروري مردم را تأمين نمايد.هر مقدار وقف بتواند اقشار و آحاد بيشتري را زير چتر حمايتي خود بگيرد، موفقيت‏آميزتر و داراي بهره‏وري افزون‏تر است.

مديريت شهري از طريق گسترش باورهاي ديني يا افزايش ثروت و درآمد سرانة خانوارها مي‏تواند به افزايش وقف يا افزايش بهره‏وري وقف كمك كند. صرف ترغيب مردم به وقف دارايي‏هاي خود چاره‏ساز نيست، بلكه مهم‏تر مديريت موقوفات موجود و افزايش بهره‏وري آنها است. متأسفانه تاكنون به طور جدي و جامع در اين باره پژوهش نشده است. یادمان نرود که کاشمر یکی از پانزده شهر وقفی ایران اسلامی است. یادمان نرود که به نعبیری یک‏سوم اراضی شهر موقوفه هستند. فراموش نکنیم که کاشمردر کنار موقوفاتی که تحت نظارت اداره اوقاف و امور خیریه وجود دارد، دارای موقوفات رضوی نیز هست. یقین شهرداری با کمک اداره اوقاف و آستان‏قدس رضوی می‏تواند شهر را بیش از پیش در راه بالندگی و پیشرفت مدیریت کند.


برچسب‌ها: وقف
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

جمعه 25 مهر1393

حاشیه‏ای بر حضور مرئی و نامرئی قلیان در کاشمر

سلام

در کاشمر برای متقاضیان قلیان‏کشی، سرعت دستیابی به قلیان جقدر است؟ پاسخ ساده نیست. شاید باید گفت به زمان و مکان بستگی دارد. در تفرجگاه‏ها سرعت دستیابی زیاد است. در روشنایی روز نیز سرعت دستیابی زیاد است. واقعیت تلخ آن است که در حاشیه بقاع متبرکه نیز شاهد رواج قلیان‏کشی هستیم. اهل فن بارها در مذمت قلیان و استعمال آن داد سخن داده‏اند. چندی پیش ایرج عبدی سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی٬ با اشاره به انتشار اخباری مبنی بر واردات و توزیع توتون آلوده به سوسک خطرناک لازیردرما گفت:« متاسفانه با کاهش سن تمایل به مصرف مواد دخانی بین نوجوانان وجوانان باید به این نکته توجه کرد که افزایش مصرف دخانیات به بالا رفتن هزینه‏های سلامت جامعه منجر خواهد شد. تنها با فرهنگسازی و تبلیغات میتوان معضل استعمال دخانیات در بین جوانان را مهار کرد.دولت نمیتواند با این مساله قهری برخورد کند تنها وظیفه حکومت در این باره اطلاع رسانی و آگاه سازی قشر جوان از مضرات استعمال دخانیات است». شاید مردمان دیارمان ندانند که؛ ضررهایی که قلیان به بدن وارد می‌کند، قابل توجه است، بروز برخی از سرطان‌ها همانند ریه، حنجره و سرطان‌های حفره دهان، مثانه، روده بزرگ، ۱۰ تا ۱۵ برابر در جمعیتی که قلیان را مصرف می‌کنند، بیشتر است. به قلیان نباید ساده نگاه کرد، زیرا بستر را برای رو آوردن به سایر خطاها و فسادها بازمی‌کند.

اوایل تابستان امسال مسعود پزشکیان وزیر اسبق بهداشت و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به ممنوع بودن کشیدن سیگار در سازمان ملل و اتاق‌های سازمان‌های متعدد دنیا اشاره کرد و گفت: «از رئیس جمهور انتظار داریم با اجرای قانون؛ مصرف ‏بی‌رویه قلیان را در مجامع عمومی کنترل کند.علت گرایش جوانان به مصرف قلیان و شیوع آن در میان ‏دختران ناشی از ‏مشکلات فرهنگی کشور است، بنابراین انتظار می‌رود با اجرای قانون، مصرف بی‏رویه قلیان در ‏مجامع عمومی کنترل شود، اما دولت می‌بایستی پیش از جمع آوری قلیان‌ها به فکر ایجاد فرصت شغلی ‏مناسب برای افرادی باشد که از این طریق امرار معاش می‌کنند.»‏ قلیان همیشه یک تابو بوده، تا آنجا که وقتی مسوولی به بیان نظرات شخصی‌اش درباره‌ قلیان پرداخته، با هجمه‌ سنگینی مواجه شده است، زمانی که محمدعلی نجفی سرپرست فعلی وزارت علوم، در کسوت رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در برنامه‌ای تلویزیونی گفت: «موافق عرضه‌ قلیان در برخی مکان‌ها هستم؛ اما نمی‌گویم در هر رستوران و فضای بسته یا خانوادگی، قلیان سرو شود؛ اما مکان‌های مناسبی برای این کار هم وجود دارد. باید ببینیم چقدر امکان تفریح و نفس کشیدن برای مردم ایجاد کرده‌ایم.  آیا اگر محدودیت ایجاد نکنیم، جوان‌ها نمی‌روند در جای دیگری قلیان بکشند؟ بدتر از آن، ممکن است در خانه، غیر از قلیان چیزهای دیگری هم بکشند»

همه با خبریم که؛ بیش از چهار هزار نفر از ‏چهره‌های سرشناس حوزه سلامت کشور طی نامه‌ای به رئیس جمهوری با ابراز ‏نگرانی از مصرف بی رویه قلیان و سونامی سرطان ناشی از آن درخواست کردند تا بر اساس قوانین ‏جلوی گسترش روز افزون این پدیده خانمان سوز گرفته شود. براساس قانون فروش ادوات قلیان ممنوع است اما برخورد قاطعی با مکان‌های عرضه و فروش قلیان صورت نمی‌گیرد. قلیان به یکی از وسایل اصلی در تفریحات کاشمری‌ها تبدیل شده است، متاسفانه به دلیل اینکه قبح قلیان ریخته شده شاهد گسترش آن در بین خانم و آقا در سطح اجتماع هستیم. امروز سن مصرف قلیان در شهرستان به نوجوانان رسیده است. بسیاری از خانواده‌ها نسبت به مضرات قلیان آشنا نیستند در هنگامی که می‌بینند فرزندشان قلیان می‌کشد برخوردی انجام نمی‌دهند، متاسفانه در کاشمر روند مصرف قلیان رشد صعودی به خود گرفته است.

یکی از مهم‌ترین علل گرایش جوانان و نوجوانان به مصرف سیگار و قلیان فشار گروه همسالان است، بطوری‌که تقلید و الگو‌برداری از والدین و بزرگسالانی که در اطراف نوجوانان هستند، همچنین ایجاد این احساس در نوجوان که این رفتار نشان دهنده بزرگ شدن اوست، از دیگر عوامل گرایش به مصرف قلیان و سیگار محسوب می‌شود‌.کارشناسان در کنار عوامل ذکر شده معتقدند؛ علت گرایش نوجوانان به قلیان نبود شادی و تفریح در جامعه عدم ارائه جایگزین‌های مناسب از سوی خانواده‌ها، عدم کنترل و نظارت والدین، سرخوردگی جوانان و خانواده‌های بدسرپرست، فشار گروه همسالان، عدم موفقیت تحصیلی و تامین نشدن نیازهای عاطفی است، بطوری که 59 درصد آنها به دلیل تفریح و سرگرمی و نیز کسب لذت به مصرف سیگار و قلیان روی آورده‌اند و بقیه نیز به دلایلی نظیر کنجکاوی، الگوبرداری از افراد ناشناس، تقلید از دوستان که این موضوع اهمیت فرهنگ سازی درست در این زمینه را بیش از پیش نشان می‌دهد.

خرابی دندان‌ها، بوی بد دهان، احساس افسردگی، خستگی زودرس، خواب نامنظم، از بین رفتن اشتها و کاهش وزن از آسیب‌های جدی و کوتاه مدت مصرف قلیان است و هر چه مصرف بیشتر شود گسترش آنها بیشتر خواهد شد‌. مشابه این عوارض در اطرافیان فرد مصرف کننده قلیان که از دود ثانویه استنشاق می‌کنند نیز وجود دارد ضمن اینکه این عوارض در اطفال و بچه‌های کوچک‌تر جدی‌تر است. یک وعده مصرف قلیان معادل مصرف 80 تا 100 نخ سیگار است و آنچه تحت عنوان قلیان‌های معطر مصرف می‌شود نیز همان مضرات قلیان معمولی را دارد. ایجاد و عرضه سرگرمی‌های سالم و امکانات رفاهی، تفریحی ارزان و رایگان برای جوانان مثل بازی‌ها و ورزش‌های دسته‌جمعی باعث می‌شود آنها قلیان را وسیله تفریح ندانند، باید با ایجاد مراکز تفریحی و رفاهی و سرگرمی‌های سالم برای جوانان نسبت به گسترش تفریحات سالم برای آنها اقدام شود.


برچسب‌ها: قلیان
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 24 مهر1393

تابلوهای رنگ و رو رفته بهانه‏ای مطلوب برای پیرایش شهر کاشمر

سلام

دقت کردید بعضی از تابلوهای سردر مغازه‏ها و حتی تابلوی پزشکان و برخی از تابلوهای نهادها و ادارات بدجوری رنگ و رو رفته هستند؟ این مهم  بعد از گذر از میدان مرکزی شهر به طرف خیابان امام (ره) مشهودتر است. تغییر رنگ تابلوها و ناخوانا شدن آنها در ابتدای کوچه‏های امام(ره) سه و دو عیان‏تر است. این بار اگر از این مسیر رد شدید نگاهی به تابلوی پزشکان بیاندازید، متوجه عمق مطلب می‏شوید. رنگ‏پریدگی تابلوها در جای جای شهر دیده می‏شود. چرا صاحبان این تابلوها اقدام به بهسازی و تعمیر و تعویض این موارد نمی‏کنند؟ آیا تابلوهای اینچنینی باعث زشتی منظر شهر نمی‏شوند؟

در سطح شهرمان روزانه با صدها تابلو، علامت و عناصر گرافیکی مواجه‏ایم که برخی را به ذهن می‏سپاریم و از کنار بسیاری به راحتی و حتی بدون لحظه ای مکث و تفکر می‏گذریم. یکی از تابلوهای عمومی که ما هر روز با آن در ارتباطیم و اطراف ما زیاد به چشم می‏خورد، تابلوی سر در مغازه و مطب پزشکان است. اگر دقت کرده باشید نوعی مسابقه برای ایجاد انواع سر در مغازه و نصب تابلوهای مختلف در سطحمطب پزشکان و مراکز درمانی خصوصی، دکان‏ها و مغازه‏ها و پاساژهای شهر در جریان است. هر چه هست وضعیت موجود دلیلی بر ضرورت پیرایش شهر از تابلوها و سر درهای ناخوانا  و پلشت و رنگ‏پریده است. پیرایش شهری شامل حذف زوائد بصری از کف و جداره‌ها و ساماندهی مبلمان شهری و هر آنچه به زیباسازی محیط مربوز می شود، است.

 تابلوهای مغازه‏ها و مطب پزشکان و ادارات بازگوکننده هویت هر حرفه و شغل  و مکان خاص هستند. وضعیت فعلی بسیاری از سر در مغازه‏های کاشمر تبدیل به نوعی آلودگی بصری برای شهر شده است. این تابلوها که در ردیف‏های نامساوی و به رنگ‏ها و اندازه‏های مختلف قرار گرفته‏اند، در بسیاری موارد فقط باعث شلوغی شهر شده‏اند و از ارزش هنری و بصری قابل دفاعی برخوردار نیستند.  شاید برای اثبات این گفته بهتر باشد از خودمان بپرسیم: که به راستی چند تابلو در ذهن ما مانده‏اند؟ وقتی در اتومبیل هستیم و از جلوی آنها به سرعت می‏گذریم، اطلاعات کدامیک را سریع دریافت می‏کنیم؟ کدامیک دارای هویت و نشان‏دهنده نوع کار و شغل خاص آن مغازه می‏باشد؟ و ما برای نشانی دادن از تابلو و علامت کدام مغازه به عنوان یک هویت مستقل خاص آن یاد کرده‏ایم؟

تفکر غلط و اشتباهی که در پس این تابلوها قرار دارد باعث عدم زیبایی چهره شهر می‏شود. سیما و منظر شهری، یکی از موضوعاتی است که باید جلوه‌ای زیبا و چشم‌نواز داشته باشد، زیرا مردم، بسیاری از ساعات خود را در درون شهر، سپری می‌کنند و خواسته یا ناخواسته، بی‌توجهی به این مهم، بر روی ذهن و فکر آنان تأثیر می‌گذارد. کاهش آلودگی بصری، یکی از ابعاد مهم ایجاد آرامش فکری در میان افراد است امید این مهم مد نظر مجمع امور صنفی، نظام پزشکی، اداره فرهنگ و ارشاد، کمیسیون فرهنگی شورای شهر و شهرداری و سایر نهادهای ذیربط قرار بگیرد. در کاشمر نیاز به ساماندهی، هدایت نحوه قرارگیری، ارایه و آرایش صحیح تابلوهای تبلیغاتی در محیط شهری دارد.افزایش مغازه‌ها و واحدهای صنفی، با خود، افزایش تابلوهای تبلیغاتی را در پی دارد، حال اگر این تابلوها بدون تناسب و هماهنگی بر روی هم سوار شوند، شهر چه وضعیتی پیدا خواهد کرد؟!

دومین شهر زیارتی استان، شهری تاریخی و گردشگر‌پذیر است پس باید تابلوهای تبلیغاتی سردرب مغازه‌های آن نیز همسو با جنبه‌های فرهنگی و تاریخی آن باشد.همه می‏دانیم که: طول، عرض، ارتفاع و محل نصب تابلوهای تبلیغاتی از قوانین خاصی پیروی می‌کند. از نهادی دست‏اندرکار و متولی این موضوع درخواست می‏شود کارگروهی با حضور تابلوسازان و سایر فعالان تشکیل شود تا راهکاری برای این موضوع  تعیین گردد. اگر هم در لابلای مصوبات شورای شهر و سایر نهادها مصوبه‏ای در این باره موجود است استدعا داریم که اجرایی گردد. ایجاد ضوابط و مقررات در ساخت و نصب تابلوها، در بهبود اوضاع شهر مثمر ثمر خواهد بود.


برچسب‌ها: تابلوهای شهر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 23 مهر1393

چند روایت هولناک درباره بی‏آب در کاشمر و کوهسرخ

سلام. تعدادی از دوستان استدعا داشتند در باره بی‏آبی در کوهسرخ مطلبی در نشریه سرو کاشمر درج کنم. این یادداشت اجابت خواسته این عزیزان است:

مدیریت بحران خشکسالی و کم‏آبی سخت است. انجام این مهم ضروری است. گزاره‏های مختلفی در باره بحران آب در کشور شنیده می‏شود. نقل است که؛ تا آبان ماه تنها دو نوبت باران خواهد بارید. رئیس جمهور امر کرده که؛ به طور جدی در مصرف آب صرفه‏جویی کنید. بحران آب در کاشمر تابعی از بحران در کشور است. بحران آب در ایران به وضعیتی غیر متعارف دچار شده است. منابع آبی به پایین‏ترین سطح خود رسیده و دشت‏ها برای خشک شدن از همدیگر سبقت می‏گیرند. برداشت آب از سفره‏های زیرزمینی به بالای ۸۰ درصد رسیده و حالا تبخیر زیاد، بارش کم و برداشت بی‏رویه، سفره‏های زیر‏زمینی را هم خالی کرده و کاسه چشم سدها را خشکانده است. نیمی از حدود ۶۰۰ دشت ایران دیگر غیر قابل بازگشت هستند.

دور جدید کم‏آبی و خشکسالی در ایران آغاز شده و از همه سو سایه مرگ را می‏توان بر سر طبیعت و تنوع زیستی کشور دید. این همه نشان می‏دهد بی‏تفاوتی نسبت به توسعه پایدار چطور می‏تواند بیش از همه حیات انسانی را تهدید کند.گستردگی و فراگیر بودن بحران آب نشان می‏دهد؛ تغییر اقلیم نقش به مراتب کمتری به نسبت سوء مدیریت در کاهش و نابودی منابع آبی در ایران داشته است. اگرچه دوران کم بارشی در ایران آغاز شده و مدیریت بحران در ایران باید خود را برای شرایط ویژه‏ای در آینده آماده کند. خالی شدن سفره‏های زیرزمینی از آب به دلیل برداشت بی‏رویه برای کشت محصولات کشاورزی کار را به جایی رسانده که بی‏شک امنیت ملی در ایران به وضعیت نامطلوبی مبتلا خواهد شد. ایران در مدیریت اکوسیستم‏های آبی از میان ۱۳۲ کشور جهان رتبه ۱۳۰ را دارد. کشور ما در مصرف حفره‏های درونی زمین مخرب ترین کشور دنیا لقب گرفته است.

تا همین یک سال پیش شاید کمتر مقام دولتی حاضر بود بپذیرد کشور با بحران آبی و اثرات محیط زیستی ناشی از کمبود آن مواجه است. حالا همه یک صدا نسبت به کاهش منابع آبی،افت سفره‏های زیر‏زمینی، خشکی تالاب‏ها و دشت‏ها و دریاچه‏ها هشدار می‏دهند. بلای خشکسالی همچنان در دیار ما چمباتمه زده است. کافی است سری به تاکستان‏های حدواسط روستاهای فدافن و تربقان در بخش مرکزی بزنید. کافی است سری به سد شهید مدرس بزنید. کافی است بشنوید که آب گوارای کاشمر مشکوک به وجود آرسنیک است. کافی است مطلع شوید که یکی ازدانشگاه‏های شهرستان درصدد اجرای طرحی مطالعاتی در باره سنجش میزان ناخالصی‏های آب شرب دیارمان است. کافی است بدانید اعتباراتی چند ده میلیون ریالی برای این قبیل مطالعات هزینه خواهد شد.

بد نیست بدانید که معضل خشکسالی در کوهسرخ این بهشت گمشده خراسان رضوی به بدیترین نحو ممکن در حال نمایش چهره کریه خود است. شومی این پدیده در محور کاشمر به ریوش و از آنجا تا بعد از روستای چلپو مشهود است. خشکی قنوات دلالت بر عمق فاجعه دارد. شنیده‏ها حاکی از آن است که دستگاه‏های تصفیه آب در بعض نقاط شهرستان خواهان فراوان یافته‏اند. آب معدنی هم بیشتر از پیش هوادار یافته است. زجرآور آن است که این مسایل در کوهسرخ در حال وقوع است. دیار رودها و اولنگ‏ها و چشمه‏سارها چشم‏انتظار مدیریت بحران خشکسالی و بی‏آبی است. وقتی گردنه‏های منتهی به روش را طی می‏کنید نظاره‏گر خشکی بادامستان‏های کوهسرخ هستید. در حاشیه روستای مکی این تنه‏های خشکیده بادام خودنمایی می‏کند.

کشاورزی ناپایدار متهم ردیف اول است. مصرف بی‏اندازه آب در کشاورزی سنتی، سبب شده منابع آبی کاشمر بسان اکثر نقاط کشور، ظرف سه تا حداکثر چهار دهه به پائین‏ترین سطح خود نزدیک شوند. کارشناسان مدیریت بحران در سطح کشور معتقدند؛ اگر شیوه‏های آبیاری و کشت محصولات کم مصرف و سازگار با اقلیم‏های متفاوت در کشور اصلاح نشود و مشارکت عمومی در این میان بوجود نیاید، به زودی شاهد نزاع های محلی و برخوردهای قبایل و گروهای مردمی بر سر توزیع منابع آب خواهیم بود. هرچه هست وضعیت تامین آب دردیارمان و به خصوص در نواحی کوهستانی کوهسرخ نیازمند توجه ویژه مسئولان است. امید اینک که نماینده دیارمان در شورای عالی آب حضوری فعال دارد شاهد اخذ تصمیمات مطلوبی برای تقابل با بحران آب در کشور و استان و به تبع آن در ترشیز بزرگ و کاشمر باشیم.


برچسب‌ها: آب, کوهسرخ
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 22 مهر1393

ترشیز بزرگ؛ شاهراه موسیقی خراسان

سلام

به تعبیر اهل فن، موسیقی ترشیز بزرگ بسان موسیقی سبزوار و نیشابور، ریشه‏ ‏اصلی خود را از حماسه‏های فردی، قومی قبیله‏ای و تاریخ وقایع منطقه می‏گیرد. ترشیز بزرگ چون در مسیر کوچ قبایل‏ و طوایف مختلف قرار داشته، از تنوع اقوام؛ لر، عرب، ترکمن، بربر (تیموری)، سیستانی، بلوچ و غربت‏ (کولی) برخوردار است، به همین خاطر اینجا شاهراه موسیقی خراسان‏ است. دهل، سرنا، تنبک، دایره،نی ،کمانچه ،قیچک ،دوسازه ، تمبورین و دوتار سازهای موسیقی ترشیز هستند.

ترانه و انواع آهنگ‏های بدون کلام(نوا) هویت اصلی موسیقی کاشمر را تشکیل می‏دهد. رباعی‏خوانی، غزلخوانی، فلک‏خوانی و ترانه‏خوانی‏های‏؛ پایه‏ موسیقی منطقه‏ای ترشیز بزرگ محسوب‏ می‏گردد. تنوع رباعی‏ خوانی در منطقه‏ به‏ صورت‏های؛ پره‏گویی، فریاد و کلّه‏ فریاد، سرصوت و صوت چِپّونی‏ (شبانی)، فراقی، داغی و نوا می‏باشد. نقل موسیقی‏های چون؛سیّد مصیّب ،عزیز خان باسوری ،گل محمّد، شمشاد خان تلواری شاهرودی، حسین‏ آقا بختیاری و اقبال باغی شهرت خاص خود را دارند.

منظومه‏های؛ فلک‏ناز، حیدربک‏ و صنم‏بر، سیه‏مو، نجمای شیرازی، حسینا، سبزپری و زردپری ، سرخ‏ پری ، بی‏بی جان قرائی، نسائی و مغول‏ دخترهنوز شنیدنی هستند. از مهم‏ترین ترانه‏ها (رقم‏ها) خاص‏ این منطقه‏ می‏توان به رقم‏های؛ ابراهیم‏ و مراد علی غربت‏ اشاره کرد.

دوبیتی‏خوانی در قالب فراقی و فریاد در منطقه خواهان بسیار داشت. فراقی از آوازهای‏ خاص و پدیدآمده در این منطقه‏ است. فریادخوانی منطقه ریشه در آوازهای‏ ادوار باستانی و پیش از اسلام دارد. فریادخوانی‏ دارای گوناگونی خاصی است که این‏ تنوع بر حسب محیط اجرا پدید می‏آید، بعنوان مثال فریادخوانی در مزرعه با فریادخوانی در کارگاه قالی‏بافی به‏ لحاظ وسعت صدا و بافت ملودیک‏ دارای تفاوت‏های فراوان است.

فریادخوانی چون در دو جنسیت‏ اجرایی زن و مرد صورت می‏پذیرد، باز خصوصیت آن تغییر می‏یابد. علاوه بر آنکه به لحاظ متن اشعار نیز تفاوت‏های فراوان دارند.

بدلیل اتفاقات تاریخی و نیاز به حفظ روحیه‏ حماسه و پایداری‏ روایت‏خوانی و نقل حماسی چه با ساز و چه به صورت آواز رواج فراوان دارد،به‏ همین سبب و به دلیل ریشه‏های قومی‏ عرب در منطقه داستان ورقه و گلشإ که مربوط به قوم بنی عامر عرب در یمن است بیشتر قدمت دارد و نسخه‏ ‏ کامل این داستان منظوم در این منطقه‏ بدست آمد.

ضمن آنکه بدلیل حضور اقوام‏ کوچ‏روی ترکمن، بلوچ، کرمانج، سنگسری و تلواری شاهرود،هم نوع‏ موسیقی و هم حرکت‏های‏ مردمی و یاغیان آنان در ذهن پیران‏ قوم به یادگار مانده، که در هیچ ‏کجا بدان‏صورت ثبت و ضبط نشده و با مرگ هر پیر، بخشی از این هنرهای‏ کهن از میان می‏رود و در عوض‏ موسیقی بی‏هویت رسانه‏ای به خورد ذهن نسل جدید منطقه می‏رود.

بهره‏مندی از فواصل دستگاه همایون در کنار دستگاه‏های دیگر نظیر شور، ماهور و سه‏گاه،از تفاوت‏های بارز موسیقی‏ این منطقه با سایر نواحی استان است. نقاره‏زنی، در منطقه رواج‏ داشته و به همین سبب ادوات آن‏ همچون؛ سرنا، دهل در دو نوع کوچک‏ و بزرگ، دوسازه و نقاره در منطقه‏ هنوز حضور دارند و نواخته می‏شوند، رواج قیچک و کمانچه در منطقه با حضور افغان‏ها، ازبک‏ها و ترکمن‏ها شکل یافته است.

دوتارنوازی امروزه‏ منطقه‏ی‏ کاشمر در حقیقت بازمانده‏ دوتار طوایف کوچ و لولیان هند است که‏ به غربتی مشهورند، دوتار کاسه کوچک‏ مخصوص زنان، دوتار کاسه متوسط و دوتار کاسه بزرگ در منطقه رواج‏ داشت. دوتاری در منطقه وجود داشته که به‏ آن دوتار« شاپرده» می‏گفته‏اند و از نوع‏ تمبورک بلوچی بوده که پرده‏ای نداشت. در متن آوازهای کاشمر هنوز انگاره‏هایی از واژگان عربی و نشانه‏هایی از مظالم و به اسارت بردن، و هجران و به سوگ نشستن شکوه‏ قومی گذشته را می‏توان دریافت.

کشش به مکاتب عرفانی به دلیل‏ گرایشات مذهبی در منطقه تأثیرات‏ خود را نهاده،مکتب عرفان منطقه‏ی‏ محولات و نیشابور و تربت جام باعث‏ گردیده تا نمونه‏های حکمت‏آمیز و پندآموز آوازی در منطقه پایداری خوبی‏ بیابند هرچند که محتوایی عاشقانه‏ داشته باشند مانند«سیه‏موخوانی»یا آوازهای سیه‏مو که عشق و عرفان‏ در آن توأمان است و همواره بیت اول‏ عشق و بیت دوم عرفان را بیان می‏دارد و استاد غلامرضا رضایی پدربزرگ‏ و پدر همین گروه شرکت‏کننده در این برنامه‏ی پژوهشی استاد اجرای‏ این‏گونه‏ها است.

در این منطقه اعتقاد به فراوانی‏ شاخه‏های«نوایی»بسیار است که‏ از پانزده تا نود شاخه را برای نوایی‏ معتقدند، یکی از تفاوت‏های اجرایی‏ نوایی در منطقه نیز از ماهور به همایون‏ رفتن است که در جاهای دیگر خراسان‏ از ماهور به شور است، ترانه‏های‏ بازمانده در منطقه نیز که هرروزه در حال صدمه خوردن و از بین رفتن است‏ نیز از تاریخ قومیت‏ها حکایت دارد و ستمی که بر نسل‏ها رفته است و روایت‏ به مقصود نرسیدن نسل جوانی است‏ که بدون تعصب ‏نژادی بزرگانشان، فقط به دو چیز می‏اندیشیده‏اند:عشق‏ و ایمان.

ترانه‏ مه‏ندوسین نامراد که‏ حکایت جوان ناکامی است که قربانی‏ اختلاف طایفه‏ای پدر و عمویش‏ می‏شود و در شب عقدکنان به تیر برادران همسرش که پسرعموهایش‏ بوده‏اند، گرفتار می‏شود و ترانه‏ای که‏ امروزه ما آنرا ترانه می‏نامیم بازمانده‏ ‏ سوگ حماسه‏ای است که مادرش برای‏ او ساخته بوده است. یا ترانه‏ « بی‏بی جان قرائی» که عاشقانه‏‏ای زیبا از زمان‏ حضور قرائی‏ها در منطقه است.

موسیقی‏بازی‏های آیینی در منطقه اجرا می‏شود تحت عنوان یک‏ چکّه، دو چکّه و سه چکّه و اوشاری‏ (افشاری) ضمن آنکه حضورش در منطقه دارای تاریخ است جزو موسیقی‏ قرسک (ضربی) است که خاص آسیا، آسیای میانه و مرکزی است و ریشه‏ای‏ باستانی دارد که در کاشمر بیش از سه‏ ضرب آنرا نمی‏توانند بنوازند.


برچسب‌ها: موسیقی کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 20 مهر1393

شبکه‏های اجتماعی؛ یک واقعیت ساده اما پیچیده

سلام

با تعدادی از دوستان برای شرکت در پُرسه راهی یکی از تکایا می‏شویم. تکیه مملو از آدم است. بعد از عرض تسلیت گوشه‏ای می‏نشینیم. وقت منبر رفتن یکی از روحانیون معروف شهر است. لحظاتی بعد دوستی آهسته می‏گوید؛ هی فلانی ببین تعداد قابل توجهی ازخلایق به جای گوش دادن به سخنان خطیب درگیر تلفن‏هایشان هستند. راست می‏گفت انگشت بعضی به سرعت در حال حرکت بود. اینان یا مشغول بازی بودند و یا به پیامک‏هایشان پاسخ می‏دادند. شاید هم در شبکه‏های مجازی موبایل سیر آفاق و انفس می‏کردند. تعدادی گوشی را در کنار گوششان گذاشته بودند و به آهستگی تکلم می‏کردند.

موقع برگشتن هر یک به بیان خاطره‏ای شبیه به آن چه خواندید، پرداختیم. شاه بیت این خاطرات اشاره به تنهایی روزافزون انسان به خاطر شبکه‏های اجتماعی و تکنولوژی جدید بود. همه معتقد بودیم در کنارهم هستیم به طور ظاهری ولی در عمل به علت حضور در عالم مجازی اینترنت به طور واقعی فرسنگ‏ها از هم فاصله داریم. همه متفق‏القول بودیم که این دوری در بعض منازل هم مشهود است. اعضای خانواده صبح از هم جدا می‏شوند.هر یک دغدغه‏ای دارند. یکی به کاری مشغول است و دیگری به مدرسه و دانشگاه می‏رود. خانم خانه هم یا شاغل است یا خانه‏دار.

اینان شب گردهم جمع می‏شوند. هر یک به گوشه‏ای می‏روند. به ظاهر گردهمند و به باطن دور از یکدیگر. یکی گوشی به دست مشغول گشت‏زنی در شبکه‏های اجتماعی است. دیگر پای کامپیوتر به چت کردن مشغول است. آن دیگری با تبلتش ور می‏رود. دیگری نیز با موبایلش مشغول بازی انگری برد است. انگار امروزه در این دست از خانواده‏ها، خانه‌ها به خوابگاه تبدیل شده است. کارکرد شبکه‌های اجتماعی تلاش برای تزلزل خانواده است.

استفاده اعضای این خانواده‏ها از شبکه‌های اجتماعی به دلیل وجود خصیصه بارزی به نام نوخواهی است که رابطه مستقیم با ایده‌آل‌های آنان دارد. واقعیت آن است که؛ جلوگیری از افراط و تفریط در تکنولوژی نیاز به آموزش دارد، باید از قضاوت‌های ارزشی جلوگیری کرده و تنها تک‌رفتارهای اعضای این خانواده‏ها را نبینیم. باید بپذیریم که دنیای امروز دنیای مجازی است یعنی مرزها برداشته شده است و انسان‌ها سریع‌تر به اخبار و تکنولوژی دسترسی دارند .باید قواعد روش‌شناسی را به جوانان و اعضای این قبیل خانواده‏ها آموزش دهیم.

 جریان جامعه‌پذیری از طریق اجتماع، خانواده، آموزش و پرورش و رسانه‌ها صورت می‌گیرد در واقع جامعه‌پذیری به مانند یک دیگ اجتماعی است که تمام افراد در آن حضور دارند و در جریان جامعه‌پذیری قرار می‌گیرند. متاسفانه تعداد فرزندان در خانواده‌ها در سالیان اخیر کاهش یافته است. این بلیه باعث شده است تا فرزندان جبران احساس بی‌برادری و بی‌خواهری خود را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنند

.درگذشته صله رحم و صحبت‌کردن با خانواده باعث آرامش افراد می‌شد، در پی تغییر هرم جمعیتی کشور شاهد عوارضی هستیم که البته می‌توان گفت در حال حاضر در مرحله ظهور اولیه است و در سال‌های آینده با عوارض دیگری مواجه خواهیم شد. پرداختن به علل ریشه‌ای مشکلات نظیر نداشتن مهارت‌های زندگی، سبک زندگی ناسالم، فرزندپروری ناصحیح و شرایط محیطی آسیب‌زا از بحث‌های اساسی در برنامه‌ریزی‌های پیشگیرانه است.


برچسب‌ها: شبکه, ارتباطات
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر