یکشنبه 1392/02/29
روابط عمومی و کارکردهای آن در کاشمر
سلام. این مطلب با عنوان « روابط عمومی و کارکردهای آن در کاشمر» در شماره 120 دو هفته نامه سروکاشمر منتشر شد:
27 اردیبهشت بهانه مطلوبی برای بررسی روابط عمومی به عنوان یک هنر پویا در عصر ارتباطات است. روابط عمومی را هنر هشتم لقب داده اند. تلاش روابط عمومی ایجاد ارتباط موثر میان درون و برون یک مجموعه و تشکیلات است. بیش از این در یادداشت های به این بحث پرداخته ایم. در راستای همان مطالب معتقدیم باید برای ایجاد نهضت اطلاع رسانی در شهرستان کاشمر باید بیش از پیش به جایگاه روابط عمومی در هر نهاد و سازمان و اداره ای توجه کرد.
بسیاری از اهالی دیارمان این پرسش را مطرح می کنند که چرا شاهد انعکاس مطلوب اخبار فعالیت ها و دستاوردهای مراکز مختلف نیستند؟ اینان علت این مهم را در کم کاری خبرنگاران و اصحاب رسانه جستجو می کنند. از دید آنان خبرنگاران باید در تعامل با روسای ادارات و نهادها پی جو و پیگیر کسب خبر باشند. این توقع ستودنی و قابل تامل است. در پاسخ باید این سئوال را مطرح کرد که جماعت خبرنگار برای ورود به حصن حصین ادارات و سازمان ها از کدام مسیر باید وارد شوند؟ روابط عمومی مسیری است که بنا به دیدگاه های علمی موجود ساده ترین و درعین حال اصلی ترین راه محسوب می شود.
بايد باور كنيم آنچه به عنوان روابط عمومي در کاشمر جا افتاده ، كيلومترها با كاركرد روابط عمومي واقعي فاصله دارد. مديران عملاً اين نهاد را در خدمت خود ميخواهند.مهمترين مشكل كارگزاران روابط عمومي در اين نكته است كه به خودباوري لازم نرسيدهاند و اغلب نگاه آنها بسان مسئولانشان به روابط عمومي محدود به نصب پارچه و پلاكارد است و كمتر در ساير اهداف و وظايف مهم و موثر آن تامل ميكنند .حضور كارمندان غير متخصص در بخش روابطعمومي علت ديگر ناموفق بودن اين نهاد است. در شهرستان بجز چند ارگان پست سازمانی برای روابط عمومی در ادارات وجود ندارد.
عدم وجود بودجه مناسب جهت روابط عمومی باعث شده تا روابط عمومی در ادارات بصورت یک شغل چندم در آمده و عدم توجه بعضی از مدیران به آن باعث شده تا روابط عمومی آن طور که می بایست نتواند آیینه تمام نمای سازمان باشد. طبق آمار در سطح کشور حدود 88 درصد از مديران روابط عمومي تحصيلاتشان، روابط عمومي، ارتباطات و رشته مرتبط نيست. حدود 150 هزار نفر در روابط عمومي ها مشغول به كار هستند كه از آموزش لازم در زمينه حرفه خود برخوردار نيستند. اكثر روابط عموميها دچار روزمرگي هستند، به همین خاطر روابط عموميها كمتر دست به نوآوري میزنند .
وظیفه روابط عمومی هاست که مشکلات ارباب رجوع را به گوش مسئولین خود برسانید و تا حد توان برای رفع مشکلاتشان تلاش کرده و به آنان روحیه امید دهد. برقراري ارتباط و تعامل سازنده با مردم و نيز انعكاس مسائل و مشكلات آنان به مديران دستگاه ها از وظايف روابط عمومي هاست . اين امر موجب تقويت اعتماد عمومي و نيز تسريع در روند خدمت رساني به آنان خواهد شد .روابط عمومی ها باید با نگاه علمی و كاربردی در مسیر برطرف كردن مشكلات فرهنگی و اجتماعی گام بر می دارند.
روابط عمومی آینه رخ نمای هر سازمان و پل ارتباطی مردم و دستگاه مربوطه، محسوب می شود. پویایی و قدرت روابط عمومی باعث بالندگی و رشد ادارات و نهادها می شود. هر چه روابط عمومی از کارآمدی و نشاط بیشتری برخوردار باشد، خدمت رسانی به مردم نیز روند بهتری خواهد گرفت. ارتباطات و انعکاس رویدادها از مهمترین وظایف روابط عمومی ها محسوب می شود که باید به آن توجهی ویژه داشت.
اگر روابط عمومی از سنجش افکار عمومی غافل باشد به روابط خصوصی تبدیل خواهد شد از این رو باید جامعیت درک افکار عمومی وجود داشته باشد. روابط عمومی باید با حوصله و ارتباط عمومی قوی به تجزیه و تحلیل افکار درون و برون سازمانی بپردازد و آن را به مدیر ارائه کند تا بتوان بهترین تصمیم ها را در حوزه مدیریتی اتخاذ کرد. تنویر افکار عمومی ازدیگر وظایفی است که روابط عمومی ها باید به آن اهتمام داشته باشند. چرا که ممکن است برخی افراد به دنبال سیاه نمایی یا قضاوت نادرست باشند و باید برای روشن کردن اذهان عمومی واقعیت ها انعکاس داده شود.
انعکاس حقایق و جلب افکار عمومی رسالت مهم و اساسی برای روابط عمومی است و باید قبول کنیم که در هر مجموعه ای ضعف ها و مشکلاتی وجود دارد که روابط عمومی باید این مشکلات را پالایش و به مدیریت منتقل کند. قبل از اینکه عیب ها و مشکلات توسط افرادی از بیرون مجموعه گفته شود.برطرف شدن مشكلات و تنگناهاي اساسي روابط عمومي در شهرستان ها با چند راهكار و شيوه امکان پذیر است . اول اينكه آموزش از سوي نهادها و انجمنهاي مرتبط با اين حرفه صورت بگيرد. دوم اينكه مشكلاتي نظير بودجه و تامين نيروي متخصص روابط عموميها حل شود. پیشنهاد می شود طرح تشکیل شورای روابط عمومی شهرستان در جهت فراهم کردن زمینه مناسب برای تبادل اطلاعات میان روابط عمومی ها، تبیین و تثبیت جایگاه حقیقی روابط عمومی ها و تقویت ارکان اطلاع رسانی شهرستان هر چه سریع تر عملیاتی شود.
برچسبها: روابط عمومی, توسعه کاشمر
شنبه 1392/02/28
چند نکته در باره روابط عمومی ها
سلام. از دو سه روز قبل تنی چند از دوستان با ارسال پیامک های روز روابط عمومی را تبریک گفتند. دیشب مدیر روابط عمومی فرمانداری امر به تهیه متنی برای جلسه ای خاص کرد. گویا ساعت 11 امروز اهالی روابط عمومی و اصحاب رسانه با فرماندار نشستی ویژه دارند. متن ذیل حسب الامر آقا مصطفای عزیز گردآوری و برایش ارسال شد و آنچنان که شنیدم در جلسه مذکور توزیع گردید. بنده یکی از غایبان جلسه بودم .
این متن را به دوستان عزیزم آقایان امینیان(مدیر سابق روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی نیشابور) ، دایمی (مدیر سابق روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی گرگان) و خاندوزی (مدیر سابق روابط عمومی اداره میراث فرهنگی استان گلستان) تقدیم می کنم. این سه از جمله چهره های برتر روابط عمومی در استان های خراسان و گلستان هستند. این دو عزیز از فعالان نشست های ملی مرتبط با روابط عمومی هستند که متاسفانه در محل کارشان علی رغم تجربیات و تحصیلاتشان مورد غضب قرار گرفته اند.
روابط عمومی یعنی؛ سلام، همدلی ، مهربانی و لبخند. روابط عمومی جادوی تعامل است به جای تقابل.علم و هنر ارتباط با مغزها و نفوذ در دلهاست.روابط عمومی پلی میان سازمان و مخاطب و راهی برای ساختن فرداست. روابط عمومی قدرت «ما» شدن است برای سعادت «من»ها.
روابط عمومی وکیل مدافع سازمان و مدعی العموم مردم یا مخاطبین می باشد . روابط عمومی نه توجیه گر است نه تبیین گر بلکه تحلیل گر می باشد .سازمانی که می خواهد پشتوانه مردمی داشته باشد باید روابط عمومی آن واقع گرا باشد .روابط عمومی ها باید محل امنی برای انتقال نیازها ، انتظارات ، انتقادها ، نظرات مردم به مدیران سازمانها باشند .روابط عمومی ها بایستی باعث نشاط کارکنان در سازمان باشند .روابط عمومی ها بایستی فاصله و موانع ارتباطی با بیرون از سازمان را کم یا از بین ببرند .روابط عمومی ها چهره خارجی یک سازمان و اولین نقطه تماس با بیرون سازمان هستند . خانه مردم و تریبون سازمان است .
مدیر روابط عمومی مشاور مدیریت می باشد .روابط عموی قلب و مغز سازمان می باشد .روابط عمومی موفق همیشه رابطه تنگاتنگ با رسانه های جمعی که بهترین حلقه واسط اطلاع رسانی بین سازمان و اقشار مختلف می باشد ، خواهد داشت. مهمترین رسالت یک روابط عمومی ، آگاه کردن مردم از تلاشها و مشکلات سازمان و جویا شدن نظر مردم و جمع کردن و انتقال آن به سازمان و پیگیری جهت ترتیب اثر دادن به آنها دربرنامه ریزی های آتی به منظور رسیدن به رشد و توسعه بیشتر سازمان .سازمانی که روابط عمومی کارآمد دارد ، خاری در پای کارگزارانش فرو نخواهد رفت .پایبندی به اصول مدیریت روابط عمومی ، رمز موفقیت مدیریت است .
روابط عمومی علاوه بر قراردادن خبر بر روی سایت، آن را برای رسانه های مخاطب فکس و ایمیل می کند.اخبار ارسالی باید روی سربرگ قرار گرفته و پای آن امضا داشته باشد. شماره تلفن پای برگ خبر باشد. روابط عمومی محدود به ساعت کاری نباشد.موبایل یک متخصص روابط عمومی باید همواره روشن و در دسترس باشد.
خبر باید با عنصر خبری «که» شروع شود؛ در حالی که باید با عنصر خبری «چه» شروع شود. خبرنباید سوخته باشد.خبر نباید دارای اشکال و ایراد باشد. بهترین سبک تنظیم خبر، هرم وارونه است. خبر با انشا فرق می کند.خبر باید به گونه ای برای رسانه ها ارسال شود که بدون هیچ تغییری کار شود.یکی از راه های ارتباط با رسانه برگزاری نشست های مطبوعاتی است. اولین گام برای تشکیل دادن نشست مطبوعاتی این است که در این جلسه چه می خواهیم بگوییم یا به چه شایعه ای پاسخ بدهیم. لابد اگر موضوع جلسه مشخص نشود و چیزی برای گفتن نداشته باشیم، مجبوریم برای حضور خبرنگاران هدیه بدهیم.تطمیع و تهدید خبرنگار به هیچ وجه در درازمدت کارگشا نیست. روزنامه نگاران تنها نمایندگان مردم هستند که با انتخاب مردم سرکار نمی آیند.
روابط عمومی در نشست خبری باید پشت و پناه مدیر باشد. روابط عمومی باید حدس بزند چه سئوالاتی پرسیده می شود.باید اطلاعات، اعداد و ارقام لازم را پیش بینی کرده و قبل از نشست آماده کند.اگر خبرنگاری از پاسخ مدیر راضی نشد، باید گفت من مستنداتی دارم که بعدا ارائه می دهم و شما را اقناع می کنم.نشست ها باید کم حاشیه تر و پربارتر باشد.بعد از نشست باید ارتباط با رسانه ها مستمر باشد.بعد از نشست باید بولتنی از پوشش خبری آن تهیه شود.نشست های خبری بهتر است از ساعت 10 تا 12 روزهای یکشنبه تا سه شنبه برگزار شود. روابط عمومی برای اقناع دیگران باید در جلسات تصمیم گیری حضور داشته باشد تا بداند چه فرآیندی طی شده تا یک تصمیم گرفته شده است. تا فرصت های و تهدیدهای سازمان را بشناسد و به موقع بتواند برنامه ریزی کند.باید سیاست ها را بشناسد و در جهت آن برنامه ریزی کرده و تصمیم گیری کند.
مصاحبه اختصاصی نیز باید طبق برنامه روابط عمومی باشد.تبلیغ در تلویزیون ثانیه ای یک و نیم میلیون است در حالی که می توان در مصاحبه هایی از طرف صدا و سیما تماس می گیرند، به صورت رایگان اخبار سازمان را منتشر کرد.اگر در طول یک هفته خبری از سازمان ما منتشر شود، سازمان دچار مرگ مغزی می شود.یک روابط عمومی باید همه روزنامه ها و رسانه ها را بخواند و اخبار را پیگیری نماید.ا 12 ظهر هر روز باید تمام رسانه ها رصد شود و در صورت لزوم پاسخ لازم ارسال شود. در صورتی تکذیب کنید که حتی یک درصد از مطلب منتشر شده واقعیت نداشته باشد. در غیر این صورت حتی اگر رگه هایی از واقعیت نیز وجود داشت، بهتر است توضیح یا خبر تکمیلی ارسال شود.هرگاه به رسانه ها اطمینان کنیم، جواب می گیریم. رسانه ها با بصیرت، باهوش و فرهنگی هستند و قرار نیست با تطمیع یا تهدید ما رسالت خود را فراموش کنند.
همواره فراموش نکنیم که «نمود» ما از «بود» ما مهم تر است. رسانه ها مهمترین جلوه گاه نمود روابط عمومی هستند.روابط عمومی ها باید نزدیک ترین افراد به مدیر ارشد باشند و مدیر ارشد به روابط عمومی ها اطمینان داشته باشد. سازمان خوب محصول یک روابط عمومی خوب است. روابط عمومی خوب باید زمینه ظهور اخبار بد را از بین ببرد.
برچسبها: روابط عمومی
چهارشنبه 1392/02/25
باغ و درخت توت و دیگر هیچ
سلام. بجنورد که بودیم باباجی (بابا حاجی؛ پدر مادرم و دایی پدرم) زنگ زد که محوطه زراعی را می خواهد باغ انگوری کند. از پدر و مادرم رخصت این کار را طلب کرد. قرار شد گرداگرد باغ انار باشد و یک گوشه ای هم چند نهال سرو. باباجی ذوق به خرج داده بود و چند نهال زردآلو، گوجه سبز و سیب کاشته بود.نیمه اول دهه پنجاه بود. 5ساله بودم. در اولین سفرمان به کاشمر ذوق دیدن باغ نو شده بود سوژه ای برای بهانه گیری های کودکانه. تاک ها مینیاتوری بودند. نهال در حال قد کشیدن. باباجی کلی بوته هندوانه در حاشیه جوی اصلی باغ کاشته بود. یه چند جایی هم نعناع ها و پونه ها عطر افشانی می کردند. ورودی باغ یک نهال توت مشهدی خودنمایی می کرد. به موازات این درخت چند ده متر آنورتر درخت توت دانه دار قد علم کرده بود. هنوز خانه باغ کامل نشده بود.
سال 58 باغ دیدنی تر از 5 سال قبلش بود. هنوز ساکن بجنورد بودیم و آمدن به کاشمر آرزویی دست نیافتنی بود. سال 59 با رضایت پدر و شوق مادر راهی کاشمر شدیم. باغ فضایی خلسه آور بود. انگورواکنی(انگور چینی) و فرآیند تبدیل آن به کشمش هم دوست داشتنی بود و هم عذاب آور. ولی دو درخت توت بهانه مطلوبی برای شیطنت و تفریح بودند. آن زمان مکینه ای (چاه موتور) نزدیک باغ بد. حوضی داشت که برای من و پسرخاله ها حکم اقیانوس داشت. بساط کله قوجوک نیز پهن بود. آخرای بهار و تابستون ها رمه داری پیشه می کردیم و می شدیم چوپانان فصلی دشت فدافن و شادغول و تربقان. در این میانه اردیبهشت ماه فصل توت خوری بود. همه می آمدند. باغ نو مسسقط الراس دوستی ها می شد. همه بودن. یکی از درخت بالا می رود و دیگران چار گوشه چادرشب را بدست می گرفتند تا روزی خور درخت باشند. عده ای هم توت های بر زمین افتاده را جمع میکردند تا در زیر نور آفتاب بر حصیر و یا پلاسی خشکشان کنند از برای آجیل و بساط شوچره و شب چله.
در خیلی از دفعات این توت خوری شاهد اوج گیری محبت ها و رفع کدورت ها بودیم. یکی دوغ می آورد و دیگری چند لقمه ماست چکیده به نیت صبحانه. حالا 20 سال از فوت باباجی می گذرد. مادر 11 سال است که آسمانی شده است. دو خاله بزرگم نیز به عالم باقی شتافته اند. حاج عمو هم رخ در نقاب خاک کشیده است. درخت توت اما سرحال و پا برجایی است. عظیم و سترگ و سرفراز. جان می دهد برای تاب بازی. حالا پدر می گوید کودکان بازیگوش هر از گاه از دیوار بالا می روند و بوسه بر تن درخت میزنند و توتی می خورند و می روند تا روزی دیگر. حالا زندگی ماشینی به حدی خودنمایی می کند که وقت و فرصت باغ رفتن نداریم.باغ های اطراف اکثراً خشک شده اند. اگر بر بلندا قرار بگیری دورتادور باغ درختان بی بروبرگی را می بینی که روزگاری آباد بود و خوش بر و خوشرنگ.
پدر مردانه پای باغ ایستاده است. تروخشکش می کند. گاهی به تلخی واگویه می کند که چه عاقبتی دارد این باغ بعد من؟ به سکوت می شنوم کلامش را. شاید در بازنشستگی ادامه دهنده همتش باشم. شاید برادرانم روزی روزگاری بدینسو بیایند.هر چه هست باغ هست درخت توت هست. دیگران کاشتند و ما نکاشتیم.
برچسبها: یادداشت
دوشنبه 1392/02/23
سند ارادت اهالی کاشمر
سلام. این مطلب با عنوان «موقوفه امین التجار سند ارادت اهالی کاشمر به بانوی دو عالم (س) » در دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد:
آیین های سوگ و تعزیه و جلسات وعظ و خطابه در کنار مناسک متنوع در عرصه عزاداری کاشمر دارای ویژگی های منحصر به فردی در سطح استان و کشور است. کاشمری ها ارادتی خاضعانه به بانوی دو عالم حضرت زهرا(س) دارند. درایام شهادت ام الائمه(س) شاهد برگزاری محافل عزا و سوگواری در تکایا و مساجد و بقاع متبرکه و محافل خانگی هستیم. اوج این ارادت را در بزرگداشت سه دهه روایت شده برای این بانوی بزرگوار در کاشمر شاهد هستیم. وقف در کاشمر نمادی از ارادت عملی مردم برای پاسداشت یاد و خاطره معصومین است.همه می دانیم که کاشمر جزو 15 شهر وقفی ایران اسلامی است. موقوفات امین التجار یکی از مهم ترین این موارد است که وقف اطعام درایام فاطمیه می باشد.
مرحوم سید مهدی حسینی ترشیزی معروف به سید مهدی امین التجار از نیکوکاران و تجار قدیم کاشمر در قریب 170 سال قبل بود. ایشان با ارادتی خاصی که نسبت به حضرت زهرا(س) داشت به اقامه عزای آن حضرت می پرداخت و در نهایت در سال ۱۳۲۵هجری قمری،۲۴ ساعت آب و زمین در روستای جردوی را وقف برگزاری محفل عزاداری و اطعام عزاداران می کند.
نقل است که؛« مرحوم امینالتجار عازم سفر کربلا میشود و طبق وصیتنامهای که به پسرش مرحوم آقابزرگ توحیدی میسپارد مینویسد که مایل است همانطور که مِلک «جُردوی» را جهت اطعام در ایام فاطمیه وقف کرده، کاروانسرا را نیز وقف نماید، اگر اجل مهلتش دهد خود این مهم را به سامان میرساند وگرنه پسرش این کار را انجام دهد. امینالتجار در دوران سفر بیمار میشود. با توسل به درگاه ائمه(ع) و حضرت اباالفضل(ع) به ترشیز(کاشمر فعلی) بر میگردد. چند روز پس از بازگشت از کربلا در سال ۱۳۴۸ هـ .ق فوت میکند و پسرش مطابق وصیتنامه، قبل از دفن وی اقدام به وقف کارونسرا میکند.»(ادامه مطلب را از دست ندهید)
برچسبها: امین التجار, میراث فرهنگی کاشمر
ادامه مطلب
یکشنبه 1392/02/22
جنب و جوش انتخاباتی
سلام
به یاد داریم که شورای شهر کاشمر از درد روزمرگی می نالید. به یاد داریم که طرح های چون؛ انتخاب شهروند نمونه و برگزاری انواع جشنها به طاق نسیان سپرده شد. عدم فعالیت بنیاد ترشیز با تمام مصوبه هایش نمونه دیگری از این موارد است. شورای اسلامی باید نماد شهروندی و ارتباط و تعامل میان مردم در عرصه مسائل اجتماعی باشد.
چه بساعملكرد نامطلوب برخی از منتخبین مردم، بدبینی های فراوانی را برای شهروندان فراهم ایجاد کند. در کنار این مطلب نکته ای حائز اهمیت است؛ چرا با توجه به رشد چندین برابری سواد در روستاها اقبالی مطلوبتر از سوی افراد صاحبنظر و باسواد برای حضور در عرصه انتخابات دیده نشد؟ اعضای شوراهای روستایی بر خلاف شورای شهر هیچ گونه حق الزحمه ای دریافت نکرده و حق الجلسه و یا روابطی که در روستاها در بعد مادی تاثیر گذار باشد برای آنان وجود ندارد.
متاسفانه در روستاها موضوع به نحوی جا افتاده که همه امور مردم و حل مشکلات انان به شورا مربوط است. همچنینی با توجه به دایره فعالیت شوراها در تمام امور اهالی روستا،اعضای شورا بایستی تمام وقت در اختیار و در دسترس باشند تا بتوانند به نحو مقتضی مشکلات و امورات مردم را رسیدگی کنند. نبود اعتبارات کافی و مناسب از دیگر مشکلات فراروی شوراهای روستاهاست. در اختیار شوراها است که دست آنان را برای اقدامات لازم بسته است .وجود دهیاریها این مشکل را تا حدودی مرتفع کرده است ولی وجود برخی هرینه ها از جمله پذیرایی مدعوین و یا مسئولین برای حل مشکلات شوراها در اکثر مواقع بر دوش اعضای شورا است.
برچسبها: شورای شهر
شنبه 1392/02/21
چغولی کردی یا چغولی نکن
سلام.در لابلای متون تاریخ به موارد جالبی در باره دیارمان مواجه می شویم. به عنوان مثال؛« روزگاری دراز مردم ترشیز با فصاحت تام عربی صحبت می کردند ، در تاریخ آمده که زمانی احمد ابن محمد خارزنجی(خلیل آباد فعلی) وقتی به دربار بغداد میرود و گزارشی از ترشیز میدهد با افتخار و سربلندی میگوید: از تسلط من بر زبان تازی شگفتزده نشوید چرا که من در بین منطقه عربی زندگی میکنم»
بد نیست بدانید؛« در عهد تیموریان چون دامنه اختلافات قومی درتوس و ترشیز بالا میگیرد، حسین بایقرا به پیشنهاد امیرعلی شیرنوائی، فرمانده جلادی را به این منطقه اعزام میکند به نام امیر جهانگیر برلاس،این فرمانده با قومی به نام چغول (COQOL) که زین الدین محمود واصفی آنها را طایفهای از او باش و اجامره مینامد و کارشان خبرکشی و گزارش آدمهای بیگناه بوده همداستان میشود و به حدّی شنیع و فجیع با مردم و نوامیس آنها برخورد میکند که مردم منطقه سیاهپوش و شورشکنان به دربار سلطان حسین رفته استمداد میطلبند و همه چغولها با فرمانده گمراه به مرگ میرسند، از این فاجعه هنوز در زبان و فرهنگ خراسان واژهای کنایی به یادگار مانده که وقتی کسی میانه دو تن یا دو محله را بهم زده و یا خبر از این به آن میرساند و دوجانبه عمل میکند میگویند:چغولی کردی یا چغولی نکن.»
برچسبها: یادداشت, میراث فرهنگی کاشمر
چهارشنبه 1392/02/18
صبح شبگیر است!
سلام. باز یورش واژه ها بر تن کاغذ در جلسه ای پر از خمیازه:
صبح شبگیر است!
باز طناب این قایق
بی اذن من باز شده است
اسکله تنهاتر از همیشه خالی از اغیار است
و تو با آرامشی ازلی
پاروزنان همبازی موج ها شده ای
می روی تا ناظر بی طرف طلوع خورشید باشی
و من در حاشیه این ساحل خیالی
با شن های خیس از سرشک دو دیده ام
قلعه ای می سازم بزرگ و محکم
برای حراست از عشقی اثیری
مراقبم مبادا موج های پر از وهم
برج و بارویم را در بر گیرند
صلات ظهر، خورشید بی حضور تو
حاتم وار مرا در بر می گیرد
خیس عرقم که سرابی دل انگیز متولد می شود!
با خستگی، سکون را فریاد می زنم!
و مرور می کنم
تمام بودن ها و نبودن هایت را
اینک عصری دگر فرا می رسد
باید برخیزم
گرمای این کویر بی پیر بیداد می کند
داد می کشم و با خود واگویه می کنم:
چرا دیارم دریا ندارد؟
چرا در این دریای نابوده
قایق ها حضور ندارند
تا رفت و آمد وهم آلودت راحت تر باشد
چرا صبح ها طناب این قایق پُر از خیال باز است؟
چرا ظهرها پر از سراب است؟
چرا عصرها پر از بیداد است؟
نکند بار دگر این طناب باز، باز شود؟
برچسبها: شعر
