دوشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۴

دو یهویی!!

یهویی امروز:

از میان این سی و دو حرف

فقط هفت حرف

با یک علامت تعجب

بهانه ‏ای هستند

برای ابراز ارادت

ساده بگم

دوستت دارم!

++++

یهویی دیروز:

چونان قهوه‏ای تلخ

تلخ است نبودنت

می‏نوشم هر روز

یادت را

 بی قند و شکر

 ولی افسوس

من و فال‏گیرهای حیرانی

حافظه فنجان‏ها

بسان این شهرو آبادی

تهی از توست! 


برچسب‌ها: شعر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۴

پروژه کتابخانه مرکزی کاشمر نیازمند توجه مدیر کل

سلام این مطلب امروز در روزنامه قدس منتشر شد:

 دولت قبلی بحث ایجاد کتابخانه مرکزی در هر شهرستان نقل محافل فرهنگی شد. این موضوع در کاشمر تبدیل به سوژه نشستهای مربوط به کتاب و کتابخوانی شد. هر از گاه می‏شنیدیم و می‏خواندیم که قرار است این مطلب در کاشمر جدی گرفته شود. شنیده‏ها حاکی از آن بود که به زودی کلنگ این پروژه بر زمین خواهد خورد. یکی می‏گفت، محل فعلی کتابخانه عمومی شهید مدرس در خیابان امام خمینی (ره) برای این مهم عالی است.

این گفته مدتی ذهنها را به خود مشغول می‏کرد. موافقها و مخالفها دیدگاه‏هایشان را  مطرح می‏کردند.

مدیر کل وقت نهاد کتابخانه‏های عمومی استان هم در جریان این امر قرار گرفته بود. می‏گفتند، یک فضای استیجاری برای کتابخانه عمومی شهید مدرس تهیه شد و بنای فعلی تخریب و به زودی عملیات اجرایی کتابخانه مرکزی شهرستان آغاز می‌شود.

تصور بر آن بود که سال 1393 سال بر زمین خوردن کلنگ کتابخانه و سرعت در اجرای عملیات ساخت و ساز آن خواهد بود. ناگاه خبر رسید، مدیر کل استان تعویض شده و یکی از مسؤولان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان  ردای هدایت نهاد کتابخانه‏های عمومی استان را به تن کرده است.

مدیر کل قبلی به خاطر توانمندی‏های کاشمر در حوزه کتاب و کتابخوانی از یک سو و همراهی مسؤولان و خیرین از دیگر سو تعلق خاطر خاصی به کاشمر داشت. حضور هر از گاهی او در محافل کاشمر شاهد این ادعاست. تصور بر آن بود که مدیر کل جدید که سابقه حضور در پستهای کلیدی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان را دارد. این موضوع را جدی گرفته و به طور حیثیتی به دنبال ایجاد کتابخانه مرکزی باشد.

زمستان سال گذشته اندکی بعد از انتصابش راهی کاشمر شد. به هر دلیل ایشان خواهان زمینی بالای پنج هزار و حتی 10 هزار متر مربع برای احداث کتابخانه مرکزی این شهرستان است. شنیدیم که از عدم اهتمام لازم برای پیدا کردن و تخصیص زمینی در این وسعت و حتی بیشتر تعجب کرده است.

نمی‏دانیم دیدگاه ایشان ساخت کتابخانه مرکزی را تا چه مدتی به تعویق خواهد انداخت. نمی‏دانیم آیا خواهد توانست بانی تهیه زمینی به مساحت مورد نظر شود و اگر نشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ امیدواریم شاهد ثبات مدیریتی در حوزه کتابخانه‏های عمومی  استان باشیم و امیدواریم مدیر کل فعلی نگاه استانی خودش را به نگاهی بومی و اختصاصی هر شهرستان تغییر دهد.

 به نظر شما زمین مورد نظر ایشان که مناسب احداث کتابخانه مرکزی باشد، در کاشمر یافت می‏شود؟ امیدواریم این زمین یافت شود و دارای استانداردهای مورد نظر ایشان باشد. ولی این پرسش قابل طرح است که در زمین مدنظر ایشان قرار است چه سازه‌ای قد علم کند؟ یک کتابخانه مرکزی از دید ایشان باید واجد چه شرایطی باشد؟

نیمی از کمکهای استان در حوزه خیران مربوط به شهرستان کاشمر است که در این زمینه بیشترین تمرکز انجمن خیران متوجه روستاهایی است که کتابخانه ندارند.

آقای مدیر کل لابد مستحضرید که فرسوده بودن ساختمان کتابخانه‌ها، نبود کتابخانه در برخی نقاط پر جمعیت شهر، مجهز نبودن کتابخانه‌ها به بخشهای کودک و فرسوده بودن تجهیزات کتابخانه‌های عمومی حدیثی قدیمی است که نیازمند  اهتمام جدی است.

آقای مدیر کل بد نیست بدانید که انجمن خیرین کتابخانه ساز شهرستان کاشمر با یکی از خیرین وارد مذاکره شده و ایشان پذیرفته که با کمک تعدادی دیگر از افراد نیکوکار و فرهنگ دوست کاشمر، هزینه احداث کتابخانه مرکزی با مساحت 1000 متر مربع زیر بنا در 5/2 طبقه را تقبل کند. بر این اساس توافق اولیه با شهردار کاشمر انجام شده و مقرر شده است، شهرداری عملیات تخریب ساختمان فعلی کتابخانه شهید مدرس و نیز گودبرداری و اجرای فونداسیون را انجام داده و نظام مهندسی ساختمان کاشمر هم پذیرفته است که نظارت بر اجرای این پروژه مهم را به صورت رایگان انجام دهد.

در سال 93 با افتتاح سه کتابخانه عمومی تعداد کتابخانه‏های عمومی در این شهرستان 150هزار نفری به 12 کتابخانه عمومی رسید.

خوشبختانه تمامی مسؤولان دست اندرکار این مهم در کاشمر با روی باز از اجرای این پروژه مهم فرهنگی در شهرستان استقبال کردند، حال چشم انتظار همت شما برای ایجاد یک باقیات الصالحات فرهنگی در کاشمر هستیم.


برچسب‌ها: کتابخانه, فرهنگ کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه ۵ اردیبهشت۱۳۹۴

روستاهای کاشمر و حدیث نه چندان ساده توسعه

سلام

شهرستان کاشمر از دو شهر و 57 روستا تشکیل شده است.این تعداد روستا در دو بخش مرکزی و کوهسرخ قرار دارند. شنیده می‏شود به زودی شاهد تقسیمات جدیدی در شهرستان خواهیم بود. به روایتی شاید روزی روزگاری کوهسرخ شهرستان شود. برخی این شهرستان جدید را کوهساران نام نهاده‏اند. در کنار احتمال تولد شهرستانی جدید، خبرها دلالت بر تبدیل روستای فرح‏آباد به شهر دارد. این شهر جدید مرکز بخشی جدید خواهد بود. کاشمر در دهه بیست از تربت حیدریه منتزع شد. هفتاد سال قبل ترشیز آن زمان دارای دو شهر بود. طی هفت دهه گذشته دو بخش بزرگ این شهرستان تبدیل به شهرستان‏های بردسکن و خلیل‏آباد شدند. در این میان بعضی از روستاها نظیر انابد، شهرآباد، کندر و ریوش شهر شدند. برخی روستاها نظیر حاجی رجب خالی از سکنه شدند. برخی از روستاها نظیر طرق به حدی بزرگ شدند که بخشی از روستا موسوم به شهرک گردید. برخی از روستاها نظیر فدافن و فروتقه و تربقان  عملاً به هم متصل شدند. این وضعیت در فرگ و فرح‏آباد تا حدی مشهود است.

روستا در جغرافیای تاریخی دیار ترشیز و کاشمر نقش مهمی دارد. توسعه روستا سنگ بنای توسعه شهرستان است. با توسعه روستایی توازن بین شهر و روستا برقرار و فاصله‏ها کاهش پیدا می‏کند. ساماندهی نواحی روستایی و کمتر توسعه یافته با هدف زدودن غبار محرومیت‏های به جا مانده از  گذشته‏های دور و نزدیک از اهداف و آرمان‏های نظام و از دغدغه‏های اساسی مسئولان دستگاه‏های اجرایی است. بسیاری از خبرگان و نخبگان بر این باور هستند که دسترسی به هدف‏های توسعه متوازن و پایدار شهرستان با توسعه روستایی میسر می‏شود، عمران و آبادانی و فقرزدایی از روستاها و برطرف کردن مشکلات و نیازهای اصولی روستانشینان در گذار از تنگناهای اقتصادی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. در کنار برنامه‏ریزی و سرمایه‏گذاری‏های دولتی در محیط‏های روستاییشهرستان، جلب مشارکت مردم در روند توسعه بسیار مهم و حیاتی است.

در سال دولت و ملت؛ همدلی و همزبانی، در برنامه‏ریزی برای مناطق روستایی کاشمر باید مولفه‏هایی نظیر؛ مدیریت و فرهنگ جهادی، تغییر و تحول در جمعیت روستایی، مسکن و بهسازی روستاها، اشتغال و کار آفرینی، تقویت تشکل های روستایی، بهبود فضای کسب و کار ، گسترش مراکز بهداشتی و درمانی، اقتصاد مقاومتی، گسترش فضاهای آموزشی و فرهنگی و رابطه روستا با توسعه کشاورزی مد نظر قرار گیرد. احیای فعالیت‏های اقتصادی روند مهاجرت‏های ناخواسته روستا به شهرهای کاشمر و حتی ریوش را کندتر می‏کند. ظرفیت‏های متنوع بومی و محلی روستاهای شهرستان نقش تاثیرگذاری در برنامه‏ریزی توسعه پایدار ایفا می‏کند و  از همین رو تهیه سند توسعه اشتغال روستایی شهرستان یک ضرورت است. مناطق روستایی کاشمردر 37 سال گذشته   شاهد رشد بسیاری بوده‏اند. درصد برخورداری از؛  آب آشامیدنی سالم، برق، گاز، راه روستایی و سایر خدمات و زیر ساخت افزایش یافته ولی برخی موانع بر سر راه توسعه قرار دارد، برطرف کردن این مهم همت و همدلی بیشتر مردم و مسئولان را طلب می کند.

ساختار برنامه ریزی در بخش خرد و کلان اقتصادی و حتی فرهنگی و اجتماعی شهرستان باید به گونه باشد تا غبار محرومیت از چهره روستاها زدوده شود. کاشمر نیازمند سطح بندی روستاهاست. با این اقدام نظام برنامه‏ریزی آکاهانه‏تر به موضوعات عمل خواهد کرد. بحث رفاه یکی از پایه‏های اساسی توسعه پایدار روستایی است. برای توسعه پایدار روستایی نخست باید نیاز سنجی بطور صحیح انجام شود تا برنامه‏ها بر اساس پژوهش و تحقیق در جامعه عملیاتی و ارزیابی میزان تامین نیازها و برآورد توقعات روستائیان به بهترین وجه صورت گیرد.  برای دستیابی به این مهم می طلبد مسئولان قانون‏مند و در چار چوب برنامه  حرکت کنند. کارکرد اصلی مدیران شهرستان در امر خدمات رسانی و اجرای طرح های عمرانی نیز بر مبنای اصل مهم محرومیت زدایی در مناطق محروم استان استوار است.

روستاها به عنوان کانون و مبنای منابع تولیدی و اقتصادی جامعه و تامین کننده امنیت غذایی حوزه شهرها باید در همه ابعاد تقویت و حمایت شوند. ضرورت دارد نگاه ها به روستاها فراگیر، جامع، توسعه‏نگر باشد و روستا را به عنوان مکانی دانست که همه نیازهای خود و حوزه شهرها را برآورده می کند.  بایسته است؛ در روستاها شرایط  باید به گونه‏ای فراهم شود که احساس امنیت اجتماعی، اقتصادی و تولیدی در روستا احساس شود. اهداف توسعه روستایی نباید در محدوده یک بخش خلاصه نخواهد شد، مواردی چون بهبود و بهره وری، افزایش اشتغال، تامین حداقل غذا، مسکن و آموزش و بهداشت باید مجدانه مد نظر باشد.


برچسب‌ها: توسعه کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

جمعه ۴ اردیبهشت۱۳۹۴

خواب مسئولان و قربانی گرفتن جاده مرگ.

سلام این مطلب در دوهفته نامه سرو کاشمر منتشر شد:

15 دقیقه بامداد  جمعه 28 فروردین ماه امسال بار دیگر محور کاشمر به سه راه شادمهر خبر ساز شد. کیلومتر 11 این جاده در پی تصادف یک دستگاه خودروی سواری پژو 206 و یک دستگاه پی‏کی رنگ خون گرفت. خودروی پژو 206 به سمت سه راه شادمهر حرکت می‏کرد. خودروی پی‏کی عازم کاشمر بود. دو ماشین به اصطلاح شاخ به شاخ شدند. یک کامیون حامل رب گوجه فرنگی نیز به نیت عدم برخورد با این دو ماشین به کناری می‏کشد و واژگون می‏شود.

این نقطه از جاده شاهد تصادفات متعددی در گذر ایام است. در این حادثه زنی 50 ساله از سرنشینان خودروی پی‏کی در صحنه جان می‏سپارد. هشت مصدوم دیگر سانحه با سه دستگاه آمبولانس به بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) کاشمر منتقل می‏شوند. راننده 29 ساله سواری پی‌کی و همسر 27 ساله‌اش و نیز زن 52 ساله‌ای که از سرنشینان پژو 206 در بیمارستان به خاطر شدت جراحات وارده فوت می‏کنند. کودک سه ساله زوج پی‏کی سوار برای درمان به بیمارستان امدادی مشهد اعزام می‏شود. راننده و دو سرنشین دیگر پژو 206 و کمک راننده کامیون حامل رب در بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) کاشمر بستری هستند.

اهالی کاشمر به محور کاشمر به سه راهی شادمهر لقب جاده مرگ  داده‏اند. طنز تلخ آن است که فروردین هر سال شاهد تصادفی خونبار در این محور هستیم. محور کاشمر به سه راهی شادمهر، از پرحادثه‌ترین محورهای استان است . یادمان نرود شهرستان کاشمر جزو بنیاد جوامع ایمن جهانی است. کاشمر اولین شهر کشور است که در 2001 به طور رسمی عضو این بنیاد شد. مسئولین ادوار مختلف کاشمر با طمطراق این موضوع را رسانه‏ای کردند و از نتایج مربوط به این موضوع برای فعالیت‏های تبلیغی خود استفاده کردند و عکس یادگاری گرفتند. از سال 1377 شاهد تنظیماتی در سطح شهرستان در حوزه پیشگیری از حوادث در منزل، ترافیکی، محل کار، مدارس، مکان های ورزشی و تفریحی هستیم، همه چیز روی کاغذ عالی است و قرار است در کاشمر شاهد کمترین حادثه و تصادف باشیم. متاسفانه یا خوشبختانه روی کاغذ همه چیز عالی است ولی در مسیر کاشمر به سه راه شادمهر هنوز شاهد وقوع تصادف هستیم.

هفده سال از مطرح بودن کاشمر به عنوان شهری ایمن می‏گذرد در این مدت حداقل سه نماینده وپنج فرماندار سر تیتر خبرهای مربوط به عضویت کاشمر در بنیاد جوامع ایمن جهانی شدند و شعارها دادند. یکی از این شعارها دوبانده کردن محور مذکور بود. دو بانده کردن جاده مرگ تبدیل به یک آرزو شده است. 17 سال است که  این پرسش مطرح است ؛چرا باید در محورهای ارتباطی این شهرستان آن هم در زیر کیلومتر 20 شاهد وقوع حادثه‏ای اینچنین دلخراش باشیم؟ اگر به آموزش بیشتر و اطلاع رسانی بهتر و به‏سازی راه‏ها و مباحث و مسایل دیگر نیاز است، چرا دست روی دست گذاشته‏ایم و کاری نمی کنیم ؟

فرماندار کاشمر با ابراز تأسف از این حادثه با عرض تسلیت به بازماندگان حادثه و طلب شفا برای مجروحان می‏گوید؛« برای اینکه بسان سالیان گذشته شاهد تصادف در ایام نوروز نباشیم  با همکاری دستگاه‏های ذیربط نظارت گسترده‏ای در ایام تعطیلات  بر این محور اعمال شد به نحوی که برعکس گذشته حادثه‏ای رخ نداد. این حادثه تأسف آور است.» مهدی فروزان معتقد است ؛« در کنار تاثیر خطای انسانی و عدم رعایت اصول رانندگی در بروز تصادفات باید به کم عرض بودن این جاده اشاره کرد. از گذشته تاکنون تلاش بر آن بوده که این محور دوبانده شود. نشست‏ها و مکاتبات مختلفی هم انجام شده است. بخش خصوصی حاضر به انجام این مهم است. منتظر تصمیم نهایی مراجع ذی‏صلاح در استان و وزارت‏خانه مربوطه هستیم.»

از مراجع ذی‏صلاح می‏پرسیم تعلل در دوبانده کردن این محور تا کی ادامه خواهد داشت؟ سال‏هاست رجال سیاسی کاشمر دوبانده کردن این محور را در زمان انتخابات به عنوان شعار انتخاباتی مطرح می‏کنند. سال‏هاست رجال سیاسی کاشمر عدم دوبانده کردن این محور را به نیت برداشت سیاسی به عنوان نقطه ضعف رقیب حاکم مطرح می‏کنند. به عنوان یک روزنامه‏نگار از نمایندگان حوزه انتخابیه کاشمر در ادوار مختلف مجلس این سوال را مطرح می‏کنم که چرا برای دو بانده کردن این محور فقط شعار دادند؟ چرا فرماندار شهرستان کاشمر در ادوار مختلف دوبانده کردن این محور را فقط روی کاغذ پیگیری کردند و از جدیت خاص برای اجرایی کردن آن به هر دلیل خودداری نمودند؟

در کاشمر شعار می‏دهیم که شهرمان دومین شهر زیارتی استان و چهارمین شهر زیارتی کشور است. آیا این ادعا با وضعیت این محور همخوانی دارد؟ جاده مرگ نیازمند اهتمام ویژه ادارات و نهادهای دست‏اندرکار است. ارتقاي ايمني در سطح جاده مرگ  یک ضرورت است. رفع نقاط پرحادثه این محور امری بدیهی است، علت کوتاهی مسئولین چیست؟  نصب انواع علايم و تجهيزات ايمني در طول این محور نباید فراموش شود. مسئولان لطفاً شعار ندهند. می‏دانیم که آنان روی کاغذ و زیر کولر و پشت میز با آمارشان ثابت می‏کنند تعداد تصادفات کمتر شده و به لطف مدیریت آنان تغييرات شگرفی در کاهش تلفات جاده‏اي برون شهري وروستايي حاصل شده است. حضرات از برج عاج خود خارج شوید و بدانید این محور پنجاه و چند کیلومتر هنوز تشنه به خون است!

 قبول داریم که عامل اكثر تصادفات رانندگي واقع شده در این محور، عدم توجه به جلو، عدم توانايي دركنترل وسايط نقليه و تخطي از سرعت مطمئنه وسبقت غير مجاز وخواب آلودگي وخستگي رانندگان ومسافرين است .ولی اگر جاده دوبانده بود یقیناً این مسایل کمتر بروز می‏کرد. آقایان مسئول برای ايمني حمل و نقل در راه‏هاي برون شهري و روستايي کاشمر به طور اعم و جاده مرگ به طور اخص چه کردید؟

برخی از مسئولان کاشمر غیر بومی هستند و به همین خاطر از این جاده زیاد استفاده می‏کنند. برخی از مدیران شهرستان برای تردد به مشهد به طور مکرر از این جاده استفاده می‏کنند. استدعا داریم برای رفاه حال خودشان هم که شده برای دوبانده شدن این محورمرگبار همت کنند و بدانند در کنار آنان بسیاری از دانشجویان و کارمندان و اهالی روستاهای مجاور این محور و بسیاری از اقشار دیگر در این محور تردد دارند. در تصادف خونبار چند ماه قبل شنیدیم که نماینده دیارمان نامه‏ای به رئیس جمهور نوشته است. آیا این نامه پاسخی در پی داشت؟ آیا نامه نمایندگان قبلی به رئیس‏جمهورهای قبلی پاسخی در پی داشت؟

نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴

ترکتازی بازی‏های رایانه‏ای در کاشمر

سلام

در گوشه و کنار شهر و برخی از روستاها با رویش انواع مغازه‏های ریز و درشت موسوم به گیم‏نت‏ یا مرکزی برای بازی‏های رایانه‏ای مواجه هستیم. گویا با پرداخت ساعتی هزار تومان می‏توان اوقات فراغت خود را سپری کرد و  یک دل سیر با بازی‏های رایانه‏ای خوش بود!

بازی‌های رایانه‌ای یکی از سرگرمی‌های کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی بزرگسالان است. این بازی‌های مهیج و پر کشش ساعت‌ها فرد را در مقابل صفحه نمایشگر میخکوب کرده، او را از دنیای واقعیات به عالم تخیلات فرو می‌برد و در این گیر و دار یا چیزی را به او می‌آموزد یا چیزی را از او می‌گیرد، یا اینکه او را در تخیلات بی‌پایان به حال خود‌‌ رها می‌کند.

این بازی‌ها که تنوع آن بیش از کاربرد آموزشی آن است، در کنار محاسنشان، گاهی آثار مخرب روحی و جسمی را در فرد بر جای می‌گذارند. با وجود همه عیوبی که برای بازی‌های رایانه‌ای برشمرده می‌شود، بسیاری از کار‌شناسان آموزشی کودکان بر این عقیده‌اند که این بازی‌ها جدا از آثار مخرب، از مزایا و فوایدی نیز برخوردارند که نمی‌توان به سادگی از کنار آن‌ها گذشت.

 به عقیده بعضی از پزشکان، بازی‌های رایانه‌ای به کودکان کمک می‌کند که به داروهای مسکن کمتر احتیاج پیدا کنند. همچنین باعث هماهنگی چشم و دست و پرورش عضلات ظریف کودک می‌شوند. بازی‌های کامپیوتری وسیله کمک آموزشی برای معلولان و پر کردن اوقات فراغت آنهاست. این بازی‌ها به کودکان در زمینه تکلم و حرف زدن، کمک می‌کند.

آنچه خطرناک است، استفاده غیر معمول و درگیری افراطی فکر و جسم کودک و نوجوان به این نوع بازی‏هاست. بنابر آنچه پزشکان هشدار می‌دهند بازی‌های رایانه‌ای پر تحرک باعث بروز بیماری‌های استخوانی و عصبی در ناحیه دست‌ها و بازو‌ها می‌شود و از طرف دیگر یکی از دلایل شب ادراری در کودکان، انجام بازی‌های ترسناک رایانه‌ای است.

به گفته پزشکان، به دلیل خیره شدن مداوم به صفحه نمایش رایانه، چشمان فرد به شدت تحت فشار نور قرار می‌گیرد و دچار عوارض می‌شود. نوجوان چنان غرق بازی می‌شود که توجه نمی‌کند که ساعت‌ها در یک وضعیت ثابت نشسته است و به همین دلیل ستون فقرات و استخوانبندی‌اش دچار مشکل می‌شود.

احساس سوزش و سفت شدن گردن، کتف‌ها و مچ دست از دیگر عوارض کار ثابت و طولانی مدت با رایانه است. پوست هم در معرض مداوم اشعه‌هایی قرار می‌گیرد که از صفحه رایانه پخش می‌شود و ایجاد تهوع و سرگیجه، به خصوص در کودکان و نوجوانانی که زمینه تهوع دارند، از دیگر عوارض بازی‌های رایانه‌ای است.

روان‌شناسان علائم هشداردهنده زیادی را به عنوان علائم روانی اعتیاد به این بازی‌ها مطرح می‌کنند. در این حالت فرد نوعی احساس لذت و رضایت هنگام دسترسی به بازی به دست می‌آورد، از سوی دیگر ناتوانی در متوقف کردن فعالیت، صرف کردن وقت بیشتر با آن و از دست دادن علاقه نسبت به فعالیت‌های اجتماعی و دوری از خانواده و دوستان، احساس تهی بودن یا افسردگی و بدخلقی را در مواقعی که دسترسی به بازی رایانه‌ای وجود ندارد، افزایش می‌دهد.

یک روانپزشک اعتیاد را اینگونه توصیف می‌کند که فرد زمان مفید زیادی را صرف یک عملی می‌کند که هیچ گونه نتیجه اجتماعی و رشدی برایش در پی نداشته باشد. هر نوع اعتیاد مدرن به معنای آن است که اولاً فرد مرتکب عملی شود که منجر به وارد شدن لطمه به سایر ابعاد زندگی‌اش می‌شود و در مرتبه بعدی فرد علی رغم اینکه می‌داند مشکلات و صدمات روحی، جسمی، روانی و ذهنی برایش به همراه دارد به آن عمل ادامه می‌دهد و از تعهدات خود می‌گذرد.

گيم‏نت‏هاي کاشمر روزانه ۲۰ تا ۵۰ نفر مشتري دارند. و این سوای تعداد فعالان این حوزه در منازل است. شورای فرهنگ عمومی شهرستان می‏تواند با کمک مراکز آموزش عالی و اداره آموزش و پرورش نگاهی جدی به این موضوع در قالب یک طرح  پژوهشی  داشته باشد. یقین نتایج حاصله برای مسئولان امر جالب خواهد بود.

 


برچسب‌ها: بازی رایانه ای, فرهنگ کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴

آموزش راستگویی در یک دبیرستان

سلام

در نشریه سرو کاشمر ستونی هست به نام«کاشمر ساعت 25»...این مطلب  در این ستون در نیمه دوم فروردین منتشر شد:

از مدرسه تماس گرفتند که برای مرخصی فرزندتان تشریف بیاورید. صاحب تشریف باشید. در ساعت مقرر حاضر می‏شویم. می‏فرمایند می‏توانید برای فرزندتان مرخصی بگیرید. به فرموده مدیر دبیرستان چون زمان کنکور جلو افتاده و فاصله چندانی با امتحانات ندارد معلمان لطف کرده‏اند دروس را قبل عید به اتمام رسانده‏اند. دانش‏آموزان بعد عید فقط برای امتحانات هر از گاهی و بعدش امتحانات نهایی خواهند آمد.

با شنیدن توضیحات ایشان علت حضورمان را پرسیدیم. متذکر شدند که برابر دستور شخص ریاست اداره باید یکی از اولیاء برای اخذ مرخصی تا دبیرستان قدم رنجه نماید. متذکر می‏شویم که به جای قدم رنجه کردن ما لطف می‏کردید برگه‏ای یا ایمیلی ارسال می‏کردید تا مرخصی بگیریم. یادآور شدند که به همین سادگی نیست باید دفتر مخصوص را با نوشته‏ای متضمن درخواست مرخصی مزین فرمایید و ضمن امضاء با اثر انگشتتان آن را بیارایید

آن نوبت دفتر مخصوص را که زیر چهل برگ و از جنس دفاتر دوران دقیانوس و کاهی بود را بدست گرفتیم. بندگان خدا والدین قبلی در دو خط با اعلام بیماری یا استرس فرزندشان درخواست مرخصی از تاریخ فلان تا تاریخ بهمان را کرده بودند. خاطر نشان شدیم فرزند ما بیمار نیست و چرا باید به دروغ اینگونه درخواستی بکنیم؟ مگر اینجا مهد راستگویی نیست؟ مگر پرورش راستگوی هنر شما نیست؟

متذکر شدند که ما بی‏تقصیریم و اداره دستور داده است!! ما که نوشتیم برای فرزندمان برای کنکور مرخصی می‏خواهیم. انگشت هم نزدیم. فراوان تعجب کردیم شماره یک مقام آگاه در اداره آموزش و پرورش را گرفتیم. گویا جلسه بودند. از مدیر دبیرستان بابت عزت و احترامی که گذاشتند و تکریم ارباب رجوع نمودند کمال امتنان و تشکر را کردیم و از دبیرستان با سلام و صلولات خارج شدیم.

ساعتی بعد آن مقام آگاه در اداره آموزش و پرورش تماس گرفت که هی فلانی امرت چیست؟ ماوقع را برای حضرتش بیان کردم با سعه صدر شنید و متذکر شد در مواردی  تعدادی ولو اندک از دانش‏آموزان از منزل به نیت دبیرستان خارج می‏شوند آن هم در زمان مرخصی برای کنکور...برای هماهنگی میان دبیرستان و اولیاء در برخی از آموزشگاه‏ها این موضوع ساری و جاری است. از حضرتش تشکر کردم و قرار شد بحث تکریم اولیا  در این موارد به طور جد جدی گرفته شود.

چند روز گذشت، دوباره فرزندمان خبر آورد که فرمودند یکی از والدین برای اخذ مرخصی تشریف بیاورند. حتماً حتماً. ساعت شش و پنجاه دقیقه وارد دبیرستان شدم. خدمتکار خدوم دبیرستان در حال کار بود. بعد از چاق سلامتی دقایقی منتظر ماندم تا حضرات تشریف بیاورند. دانش‏آموزان صحن دبیرستان را به قدوم خودشان معطر کرده‏ بودند. عاقبت آمدند. وارد دفتر دبیرستان شدم. علت حضورم را جویا شدم. باز همان دفتر مخصوص را پیش رویم باز کردند.

متذکر شدم که این چگونه کاری است آن هم در عصر ایمیل و اینترنت و شبکه اجتماعی و تلفن!! باز پاسخ دادند دستور رئیس اداره است. وقتی توضیح دادم سری قبل با یک مقام آگاه در اداره موردنظرتان صحبت کردم باز حرفشان را تکرار کردند و انگار با زبان بی زبانی  اظهار داشتند که مامور و معذورند...! این سری هم باید به دروغ می‏نوشتیم که فرزندمان مریض است . یا باید می‏نوشتیم فرزندمان استرس دارد و به او از این تاریخ تا آن تاریخ مرخصی بدهید.

از مدیر دبیرستان علت اصرارشان را بر دروغ‏نویسی پرسیدم. سکوت مدیرانه‏ای فرمودند. البته به ناگاه گفتند که شما نباید می‏آمدید. فرزندتان باید می‏گفت شما وقت ندارید که بیایید. با تعجب علت اینگونه بحث کردنشان را جویا شدم. باز به همان مقام مسئول در اداره آموزش و پرورش زنگ زدم در دسترس نبود. از مدیر محترم دبیرستان خواستم تا در ترویج راستی قدم بگذارند و با ارسال یادداشتی در یک برگه بسیار کوچک و مناسب از نظر صرفه جویی به اولیا متذکر شوند که فرزندشان در این روزها و ساعات امتحان دارد. یک امضا والدین برای اخذ مرخصی به مناسبت آماده شدن برای کنکور کافی است.

فرمودند دستور اداره است. ساعتی بعد موفق به تماس با همان مقام آگاه در اداره مذکور شدم. از شرح ماجرا تعجب کرد. هر دو بر لزوم احترام به قانون تاکید داشتیم. هر دو از ترویج دروغ ناراحت بودیم. ایشان قول داد موضوع را بررسی کند. ولی من به این می‏اندیشم که باز نوبتی دیگر باید در دبیرستان حاضر شوم و چشمم به یک دفتر کاهی مخصوص بیافتد که اولیاء در آن درخواست مرخصی فرزندشان به علت بیماری و استرس را مطرح کرده و اثر انگشت گذاشته‏اند.


برچسب‌ها: راستگویی
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۴

انتخابات مجلس دهم و سیری در شایعات حوزه انتخابیه کاشمر

سلام

این روزها شاهد طرح گسترده مباحث مربوط به انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم. اسامی متعددی به عنوان نامزدهای مجلس دهم مطرح هستند. در این لیست فرضی که یقیناً در حد شایعه است شاهد وجود نام نمایندگان ادوار، عضو شورای شهر، روحانی، مدیر کل یک وزارتخانه و تحصیلکرده‏های مقیم کاشمر و مشهد و تهران هستیم. این لیست در حال کاهش و افزایش است. هر طیف و گروه و محفل به فراخور حد و اندازه‏ای که دارد فرد مورد نظر و یا افراد مورد علاقه‏اش را در این لیست وارد می‏کند.

نکته جالب افزایش تعداد نامزدهای احتمالی اهل دیار بردسکن در این لیست است. یقین اتاق فکر جریان‏های متنفذ در انتخابات مجلس بسان ادوار گذشته تعدادی نامزد از نقاط مختلف ترشیز را برای حضور در گردونه انتخابات مطرح خواهند کرد. صاحبان تجربه در رقابت‏های انتخاباتی می‏دانند هر فرد و جریان دارای آرای سنتی است. باید با طرح چهره‏های مختلف باعث پراکندگی آرای سنتی شد. البته واضح و مبرهن است که همزمان باید در راستای حفظ آرای سنتی خود تلاش کرد.

به عنوان مثال فرض کنید به طور سنتی اهالی شریف کوهسرخ تعلق خاطری به یک نام یا جریان داشته باشند. کافی است به طور نامحسوس یکی دو نفر از چهره‏های مطرح آن دیار را تشویق به حضور در رقابت‏ها شوند. باید این پندار در انان ایجاد شود که این دور دور شماست و می‏توانید به راحتی آرای خلیل‏آباد و کاشمر و بردسکن را جذب نمایید. نتیجه جالب است آرای افراد مذکور  از سبد رای سنتی فرد یا جریانی خاص کسر می‏شود.

اگر در نقاط مختلف شهرستان‏های ترشیز بزرگ شاهد حضور اینچنین نامزدهای باشیم دو نکته خودنمایی خواهند کرد. از یک سو همیشه شاهد تعلق قریب یک سوم آرای به کاندیداهای اینچنینی خواهیم بود. در بعض ادوار جمع جبری آرای اینان از رای برخی از صاحب‏نامان همیشه حاضر در انتخابات هم بیشتر بود. از دیگر سو فرد منتخب می‏توانست ادا کند که در یک رقابت تنگاتنگ فاتح ماراتنی سخت در مقابل ده یا دوازده نفر بوده است.

شنیدیم که برخی از کاندیداهای احتمالی تمایل به حضور به عنوان مستقل دارند. برخی تاکید دارند که وابسته به این طیف و آن طیف هستند. در اسامی فعلی سهم اصولگرایان بیشتر است. این مهم بیانگر آن است که اصولگرایان هنوز سازوکاری برای وحدت انتخاب نکرده‏اند. در دور گذشته آرای  سه اصولگرای حاضر در گردونه انتخابات بالای صدهزار رای بود. آیا نتیجه دور گذشته تکرار خواهد شد و باز یک اصولگرا راهی بهارستان خواهد شد؟

برخی به سادگی معتقدند که نماینده فعلی اقبالی خوب برای رای آوردن دارد. از دید اینان آرای بلوکیان و یعقوبی در دوره قبل در این دوره به سبد وی ریخته خواهد شد. برخی معتقدند ضعف اطلاع رسانی نماینده فعلی باعث کاهش آرای او خواهد شد. مزید بر این مطلب باید به مسایل تاثیرگذار در شهرستان‏های مختلف بر نتایج انتخابات اشاره کرد.

برخی سخت معتقد به اقبال مجدد رای دهندگان به نماینده کاشمر در چهار دوره مجلس دارند. اینان زیرکانه با نقد نماینده فعلی به سبک خود به تبلیغ برای ایشان مشغولند. طرفداران نماینده کاشمر در دو دوره مجلس نیز در حال رصد اوضاع هستند. آنان نیز با امید به رای سنتی خود و با فرض نوع رقابت میان خباز و اسماعیل‏نیا برای خود اقبالی قایل هستند. طرفداران یعقوبی نیز گوشه‏چشمی به یک روحانی دیگر دارند. آنان نیز رای خود را دور گذشته قابل توجه می‏دانند و با گوشه چشمی به رقابت سه گانه میان خباز و بلوکیان و اسماعیل‏نیا معتقدند شاید گزینه موردنظرشان راهی بهارستان شود.

در لیست شایع شده در باره نامزدهای انتخابات مجلس دهم نام سه اصلاح‏‏طلب به چشم می‏خورد. شایع است که خباز بسان همیشه یارانش را در خوف و رجا قرار داده و میایم و نمیایم سر داده است. برخی می‏گوید ایشان کاندیدای حزب اعتدال و توسعه در تهران و یا مشهد است! به همین خاطر شاید یکی از اصلاح‏طلبان گزینه اصلی این طیف برای انتخابات باشد. نقل است که این چهره جوان دارای روابط حسنه‏ای با اصلاح‏طلبان ترشیز و استان و حتی کشور است.

حضور چهره‏های مستقل در این دوره از انتخابات بیشتر شبیه یک طنز سیاسی است. لابد برخی می‏آیند تا با یک تایید صلاحیت دل قوی کنند و به حیات سیاسی اجتماعی خود ادامه دهند. اگر دقت کنید برخی در ادوار مختلف به عنوان کاندیدا حضور دارند. برخی می‏آیند که تایید صلاحیتشان درمانی برای دردهای احتمالی آینده زندگانی‏شان باشد. برخی هم با دستور می‏آیند آمده‏اند که تنور انتخابات داغ شود و مانع انتقال آرای برخی به سبد برخی دیگر شوند.

هر چه هست واضح و مبرهن است همه با حس تکلیف به میدان خواهند آمد. در لیست شایع شده حتی نام یک بانو هم به چشم می‏خورد. نام یک شهردار و یک استاد دانشگاه هم به چشم می‏خورد. اگر حواسمان به اخبار مربوط به استعفاها باشد می‏توان به نام تعدادی از کاندیداهای احتمالی رسید. به پُرسه‏ها و امور خیریه هم توجه کنید برخی با اعوان و انصار حضوری پررنگ خواهند داشت شاید اینان هم کاندیدا باشند.


برچسب‌ها: انتخابات کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر